تاریخ انتشار : ۲۴ آذر ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۴  ، 
کد خبر : ۵۳۳۳۱
چرا آمریکا ویلیام برنز را به مذاکرات هسته‌ای ایران فرستاد؟

توصیه رایس به بوش


سرگه بارسقیان
دسامبر 2007 (آذر 86) وقتی کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه ایالات متحده، اولویت های سیاست خارجی کاخ سفید در یک سال باقیمانده از دوره ریاست جمهوری جورج بوش را برای خبرنگاران تشریح می کرد برنامه هسته ای ایران و کره شمالی، روند صلح خاورمیانه و تحقق ثبات در عراق و لبنان را در صدر فهرست کارهای ناکرده گذاشت و گفت به رغم گزارش نهادهای اطلاعاتی آمریکا، برنامه های هسته ای ایران همچنان یک تهدید است.
چندماه پیش از آن نیکلاس برنز، معاون سابق وزیر امور خارجه آمریکا، مقاله ای در نشریه <بوستون ریویو> نوشت و در آن تاکید کرد اولویت سیاست های خارجی آمریکا تغییر کرده است. به نوشته برنز، مهم ترین اولویت سیاست خارجی آمریکا در حال حاضر خاورمیانه است: <هم اکنون 4 بحران در خاورمیانه وجود دارد که هر 4 مورد برای منافع ملی آمریکا اهمیت زیادی دارند و ادامه بحران در این منطقه به هیچ وجه به نفع آمریکا نیست. این 4 بحران شامل جنگ عراق، لبنان، اسرائیل و ایران است؛ ایران کشوری است که علاوه بر مشکلاتی که خود برای آمریکا به وجود آورده، در امور هر سه کشور یاد شده (عراق، لبنان و اسرائیل) نیز دخالت می کند! از نظر ما ایران یک چالش نسلی است. این چالشی نیست که اتفاقی یا زودگذر باشد و به احتمال زیاد مساله ایران درسال 2010 و 2012 و شاید 2020 هم در راس مسائل سیاست خارجی ما قرار داشته باشد. ایران بزرگ ترین کشور در خاورمیانه است و هدف آن نیز این است که قدرتمندترین کشورخاورمیانه باشد.
من مطمئن هستم که می توانیم از درگیری با ایران خودداری کنیم و شاهد موفقیت آمیز بودن راهبرد خود باشیم و تمام سناتورهای دموکرات و جمهوریخواه نیز از آنچه ما درباره ایران انجام می دهیم، حمایت می کنند. آمریکا باید در بلندمدت رابطه خود را با ایران اصلاح کند، زیرا این غیرعادی ترین رابطه دیپلماتیکی است که ما در جهان داریم. ما با کره شمالی گفت وگو می کنیم؛ ما در آستانه اعزام سفیر به لیبی هستیم، با کوبایی ها گفت وگو می کنیم و یک دیپلمات ارشد در این کشور داریم. ما با <رابرت موگابه> رهبر زیمبابوه گفت وگو می کنیم، ولی با ایرانیان گفت وگو نمی کنیم. جدا از دو کانال ارتباطی که توصیف کردم (کانال برنامه هسته ای که هنوز آن را به رسمیت نشناخته ایم و کانال اولیه ای که قرار است درباره عراق ایجاد شود)، ما با ایرانیان هیچ مذاکره ای نداریم. هرچند بحث های اتفاقی و سرسری بین دو طرف وجود داشته است، ولی این گفت وگوها در سطح روسای جمهور دو کشور یا حتی در سطح جدی وزرای امور خارجه نبوده است. به این ترتیب وقتی رایس در ژوئن سال گذشته اعلام کرد حاضر است در هر نقطه ای از جهان درباره موضوع هسته ای با وزیر امور خارجه ایران گفت وگو کند، در حقیقت جهش بزرگی برای ما بود. اگر برای بلندمدت فکر کنیم، ما باید موانع موجود بین ایران و آمریکا را از بین ببریم، زیرا هیچ ارتباطی بین دوطرف وجود نداشته است. بهتراست توجه کوتاه مدت خود برای مهاردولت ایران را کنار بگذاریم و دارای تمرکزی بلندمدت باشیم به این معنا که ما می خواهیم بدانیم در 15 یا 25 سال آینده کجا قرار داریم؟ما می خواهیم همدیگر را بشناسیم. ما سعی کرده ایم این کار را با شیوه های گوناگون انجام دهیم. ما به دموکرات ها و جمهوریخواهان در مجالس سنا و نمایندگان گفته ایم لطفا به ما بودجه ای بدهید تا از آن برای این نوع تبادلات فرد به فرد استفاده کنیم. بیایید موانع موجود بین مردمان دو کشور خود را از بین ببریم و بیایید برای حل مشکلات دو کشور خود نیز تلاش کنیم. ما باید مثبت فکر کنیم؛ زمانی خواهد رسید (ما امیدواریم در دوران حیات ما رخ دهد) که مجددا با ایران مذاکره کنیم و روابط دیپلماتیک خود را با آن از سر بگیریم. ما هم اکنون سعی داریم تا زمینه های این نوع رابطه سازنده را فراهم آوریم، زیرا زمان بسیار زیادی از زمان قطع روابط ایران و آمریکا گذشته است.>
سکان در دست ملوانان وزارت خارجه
تاملی بر آنچه طی روزها و هفته های اخیر در روابط ایران و آمریکا پیش آمده، از زمزمه تصمیم آمریکا برای تاسیس دفتر حفاظت منافع در تهران، استقبال از سفر تیم ملی بسکتبال ایران به آمریکا و اعزام ویلیام برنز معاون وزیر خارجه آمریکا (جانشین نیکلاس برنز) به مذاکرات هسته ای ایران و 551 در ژنو به وضوح نشان دهنده این است که سکان سیاست خارجی کاخ سفید در دست ملوانان وزارت خارجه است که در 6 ماه باقیمانده تا پایان دوره ریاست جمهوری بوش در تلاشند تا با تغییری در روابط تهران - واشنگتن، بوش را به بیرون از کاخ سفید بدرقه کنند. به عبارت دیگر آمریکا با عبور از سیاست <تغییر رژیم> و اتکا بر استراتژی <تغییر رفتار>، در تلاش است تا با تغییر رفتار خود، تهران را نیز به تغییر رفتار وادارد. آمریکا از پیش شرط خود برای تعلیق غنی سازی اورانیوم از سوی ایران برای آغاز مذاکرات هسته ای عقب نشست و در مقابل درخواست تعلیق را به مذاکرات جدی تر و سازنده تر موکول کرد؛ تغییر تاکتیکی (به گفته دانا پرینو سخنگوی کاخ سفید) که به چرخش مواضع کاخ سفید تعبیر شد و رایس تایید کرد این تغییر در مواضع رخ داده است. خانم رایس و مردان وزارت خارجه در دوره خانه نشینی نئوکان های تندرو از جمله دونالد رامسفلد، پل ولفوویتز، جان بولتون و... و انزوای طیف دیک چنی معاون رئیس جمهور و ائتلاف دیپلمات های وزارت خارجه با ژنرال های پنتاگون و وزیر دفاع (رابرت گیتس) اصل <تقدم دیپلماسی> را تقویت می کنند و این اصل با سیاست هایی چون تغییر در رفتار دیپلماتیک، تغییر در مجاری ارتباط دیپلماتیک، تغییر در ادبیات دیپلماتیک و...معنا می یابد.
نسخه لیبی و کره شمالی برای ایران
آنچه بیش از نتیجه مذاکرات ژنو اهمیت داشت، میهمان آمریکایی آن بود و آنچه بیشتر از دیگر موارد غرب را به خود مشغول کرد، چرایی اعزام نماینده به مذاکرات خاویر سولانا مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، سعید جلیلی دبیرشورای عالی امنیت ملی و نمایندگان 551 بود. واشنگتن پست این تصمیم را نتیجه توصیه رایس به بوش ارزیابی کرده و می نویسد: <پیوستن آمریکا به مذاکرات هسته ای، توصیه رایس به بوش بود که در نشستی با حضور دیک چنی معاون رئیس جمهوری، استفان هادلی مشاور امنیت ملی و ویلیام برنز مورد قبول رئیس جمهور آمریکا قرار گرفت. هرچند این ایده با انتقاد افراد تندرویی چون جان بولتون سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل مواجه شده اما دیگران نظیر فیلیپ دی زلیکو و مشاور سابق وزارت خارجه از آن حمایت کرده اند. باراک اوباما نامزد دموکرات انتخابات ریاست جمهوری نیز از تصمیم دولت بوش برای مذاکره مستقیم با ایران استقبال کرده است.>
روزنامه الحیات چاپ لندن هم به نقل از منابع نزدیک به کاخ سفید به همین نتیجه گیری رسیده و می نویسد: <چرخش سیاست آمریکا در قبال ایران نتیجه پافشاری رایس است. بنا بر گفته کارشناسان، این اقدام واشنگتن که با استقبال کنگره و محافل سیاسی آمریکا رو به رو شده است نشان دهنده افزایش نفوذ کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا و بیان کننده عزم جورج بوش رئیس جمهور این کشور برای حل موضوع هسته ای ایران از راه سیاسی است. حضور ویلیام برنز مقام سوم وزارت خارجه آمریکا در مذاکرات تهران با 551 کاملاعکس راهی است که دولت جورج بوش در 7 سال گذشته در قبال ایران پیمود و این در حالی است که آمریکا اعلام کرده بود بدون پیش شرط (تعلیق غنی سازی) سر میز مذاکره با ایران حاضر نمی شود. آنتونی کوردسمن کارشناس مرکز مطالعات راهبردی و بین المللی که به دولت آمریکا مشاوره هایی نیز ارائه می کند، معتقد است حضور نماینده آمریکا در مذاکرات ایران و غرب بیان کننده توجه آمریکا به راهکار دیپلماتیک و دوری دولت کنونی از به کارگیری راه حل نظامی علیه ایران است.> توفیق دیپلماسی آمریکا در قبال برنامه های هسته ای کره شمالی و لیبی با ابتکار ارائه مشوق و پیوستن به مذاکرات، نسخه ای بود که رایس همچنان به کاربرد آن برای ایران معتقد است و اعزام ویلیام برنز مسوول مذاکرات هسته ای با لیبی که به خلع سلاح آن و بهبود روابط واشنگتن - تریپولی انجامید نیز گواهی است بر این فرضیه. حضور مرد شماره 3 وزارت خارجه آمریکا در مذاکرات ژنو، ولو فقط برای یک بار بوده و او فقط در مقام شنونده باشد نشان می دهد که دیپلمات های واشنگتن در قبال ایران نیز توفیق یافتند تا اینجای کار حرف خود را به کرسی بنشانند. کاخ سفید در سال 2006 میلادی در مقابله با کره شمالی به این اقدام دست زد و سر میز مذاکره نشست. به نوعی می توان تغییر موضع واشنگتن را بازگشتی جالب و دیدنی برای دولت بوش به شمار آورد. بنابر تحلیل فرانس پرس، از آغاز دوران ریاست جمهوری بوش، وجود یک مبارزه میان عمل گرایان که خواستار مذاکره با کره شمالی و ایران بودند با مخالفان که همواره بر سرنگونی این دو نظام تاکید داشته اند، نمایان بود. اما بالاخره عملگراها در هر دو جبهه پیروز شدند و موضع آنان در آمریکا از وجهه بهتری برخوردار است. مقام های آمریکایی گفته اند که رایس برای اعزام برنز به نشست ژنو مشورت کرده است. جالب اینکه بوش در سال 2002 میلادی کشورهای ایران، عراق و کره شمالی را در محور شرارت قرار داد. رویترز در تحلیلی سرنخ کلاف تغییر رویکردهای دیپلماسی کاخ سفید را به توصیه های گروه تحقیق عراق (بیکر-همیلتون) وصل می کند که درخواست مذاکره با ایران جزو توصیه های جدی آن بود. رویترز می نویسد: <برخی تحلیلگران توجه دولت آمریکا به توصیه گروه تحقیق عراق و همچنین کاهش تعداد نومحافظه کاران جدی در تیم بوش را از عوامل مهم در تغییر تاکتیک های واشنگتن در قبال تهران و شرکت ویلیام برنز معاون وزیر امور خارجه آمریکا در مذاکرات ژنو برمی شمرند.
این تصمیم برای آمادگی بیشتر جهت تعامل، نشان دهنده یک سیاست خارجی عملگرایانه تر است که پس از شکست دیگر رویکردها اتخاذ شد. برخی تحلیلگران هم گفتند که دولت بوش با آگاهی از میراث باقی مانده از خود در ماه های پایانی دوره ریاست جمهوری اش به فشار دوحزبی و جهانی برای تعامل با ایران و کره شمالی در سطح بالاتوجه می کند. تیم بوش توصیه گروه تحقیق عراق را - 18 ماه بعد - برای آغاز گفت وگو با ایران در جهت تلاش برای کاهش تنش ها در منطقه دنبال می کند. دیپلمات های آمریکایی طی سال های اخیر با مقام های ایرانی دیدار و درباره عراق و افغانستان بحث و گفت وگو کرده اند و آمریکا در گفت وگوهای شش جانبه با کره شمالی مشارکت داشته است و برای اولین بار دیدار رایس با یک وزیر کره شمالی و اولین حضور مستقیم آمریکا در گفت وگوهای هسته ای با ایران صورت می گیرد. جان آلترمن از مرکز مطالعات استراتژیک و بین الملل هم گفت: ورود رابرت گیتس به وزارت دفاع به جای دونالد رامسفلد به ایجاد یک رویکرد عملگرایانه تر کمک کرد. تلاش رایس هم با حمایت گیتس و دیگر اعضای پنتاگون نفوذ بیشتری یافت و وی برای صحبت از تعامل آمادگی بیشتری پیدا کرد. دولت بوش در حمله به عراق نقش رهبری را ایفا و به هم پیمانان خود بی اعتنایی کرد، اما به عقیده آلترمن، اقدام کنونی آمریکا این پیام را می فرستد که همکاری منافعی و بی اعتنایی پیامدهایی دارد. دولت آمریکا هم اکنون ترجیح می دهد تا در یک چارچوب چندجانبه اقدام کند.> بوش 6 ماه برای حل معمای هسته ای ایران فرصت دارد و باید دید هنوز خانم وزیر خارجه در چنته اش طرحی دارد که به غیرعادی ترین روابط آمریکا با کشوری دیگر و نیز خلع سلاح دموکرات های طرفدار تعامل مستقیم با ایران بینجامد؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات