* اخیرا آمریکایی ها به طور غیرمستقیم خواستار تاسیس دفتر حافظ منافع در تهران شده اند و این موضوع به طور گسترده در رسانه های بین المللی بازتاب داشته و در داخل هم واکنش هایی را به همراه داشته است. ارزیابی شما از این درخواست آمریکایی ها چیست؟
** به اعتقاد بنده با توجه به سوابق دشمنی ایالات متحده آمریکا نسبت به دولت و ملت ما برای ما مورداعتماد نیست. ما هیچ گاه شاهد این نبودیم که دولت آمریکا طی 30 سال گذشته حتی برای یکبار نسبت به جمهوری اسلامی ایران رفتاری همراه با حسن نیت داشته باشد، لذا این گونه درخواست ها و رفتارها از سوی دولت آمریکا که در ظاهر نوعی نرمش محسوب می شود، چندان قابل اعتماد نیست و بنده فکر نمی کنم آنها با رویکرد مثبت و از روی حسن نیت این درخواست را مطرح کرده باشند. آنچه که ما طی 30 سال گذشته از دولت آمریکا نسبت به ملت و دولت ایران شاهد بودیم، توطئه، فشار و دشمنی بوده است. بنده فکر می کنم این پیشنهاد آمریکایی ها در راستای همان سیاست توطئه گری و براندازی نظام جمهوری اسلامی است و فکر نمی کنم تغییری در رویکرد کینه توزانه آنها نسبت به جمهوری اسلامی به وجود آمده باشد.
* البته این پیشنهاد خیلی زیرکانه است و در ظاهر نوعی رفتار دیپلماتیک به حساب می آید و از دولت آمریکا چهره ای معقول و خواهان برقراری روابط دیپلماتیک به نمایش می گذارد.
** بنده نام این نوع رفتار آمریکا را در قالب یک رفتار دیپلماتیک ساماندهی شده توطئه دیپلماتیک می گذارم. آمریکایی ها طی 30 سال گذشته هر کاری را که فکر می کردند ممکن است به نظام جمهوری اسلامی ایران ضربه وارد کند انجام دادند ولی امروز به این نتیجه رسیده اند که تمام راه های رفته در گذشته جواب نداده وآنان را به اهداف خصمانه ای که دنبال می کردند نرسانده است لذا تصمیم گرفته اند در سیاست های خصمانه خود تجدیدنظر کنند و راه های جدیدتری را امتحان کنند. سیاست های گذشته آنان در قبال جمهوری اسلامی نخ نما شده و ملت ما به خوبی این حیله ها را شناخته و ما شاهد هستیم که توطئه های آمریکایی ها نه تنها خللی در عزم ملت ایران و نهضت انقلاب اسلامی به وجود نیاورد بلکه به وحدت ملی و انسجام درونی نظام کمک کرده است. این بار آمریکایی ها قصد دارند با حیله های دیپلماتیک به جمهوری اسلامی ضربه وارد کنند.
* آمریکایی ها با این پیشنهاد به طور مشخص چه اهدافی را دنبال می کنند؟
** آنها می خواهند با ارائه این پیشنهاد به جمهوری اسلامی به افکار عمومی جهان این گونه القا کنند که خواهان صلح و دوستی و برقراری رابطه دیپلماتیک با ایران هستیم و در این راه پیش قدم هستیم و می خواهیم مشکلات شهروندان ایرانی و آمریکایی را حل کنیم اما جمهوری اسلامی ایران آمادگی ندارد در چارچوب دیپلماسی و روابط دوستانه این مشکلات را حل کند و قصد همکاری با ما را ندارد لذا این ایرانی ها هستند که از برقراری ارتباط با ما سرباز می زنند.
* دولت بوش طی زمامداری خود بر کاخ سفید، چهره ای جنگ طلب از خود به جای گذاشت و خشم وانزجار ملت های جهان را برانگیخت. به نظر آیا این گونه رفتارهای به ظاهر صلح طلبانه آمریکا را می توان در راستای ترمیم وجهه آنان دانست؟
** این گونه رفتارها صرفا برای فریب افکار عمومی دنیاست. مبنی بر اینکه می خواهند چهره ای صلح طلب از خود به نمایش بگذارند. دولت بوش چهره ای زشت و جنگ طلب را طی دو دوره حکومت بر آمریکا از خود به نمایش گذاشته و تنفر ملت های جهان را برانگیخته است. ما در خاورمیانه شاهد اوج سیاست های جنگ طلبانه بوش بودیم به طوری که ملت های منطقه تنفر شدیدی از دولت بوش دارند و ما هر روز شاهد تظاهرات گسترده ضد جنگ در گوشه و کنار دنیا هستیم لذا اینها می خواهند با این گونه اقدامات فریبکارانه وجه ای صلح طلب از خود به نمایش بگذارند. به نظر من آمریکایی ها در پس این گونه سیاست ها به دنبال احقاق همان اهداف براندازانه خود در کشور هستند. آنان هنوز با دولت و ملت ما دشمن اند، اما در زمان های مختلف روش های خود را تغییر می دهند. ما یادمان نرفته که آمریکایی ها در سفارت خود که بعدها به لانه جاسوسی معروف شد چه توطئه هایی علیه ملت ما به کار گرفته بودند. تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در اوایل انقلاب به خوبی نشان داد که آمریکایی ها در پوشش سفارتخانه به امور دیپلماتیک بلکه به جاسوسی و نقشه کشی برای سرنگونی دولت های مردمی و مخالف خود می پردازند.
* در مذاکرات اخیر آقای جلیلی با سولانا شاهد این بودیم که نماینده آمریکا هم در این مذاکرات شرکت کرد در حالی که آنان اعلام کرده بودند تا ایران از فعالیت های غنی سازی خود دست برندارد وارد مذاکره با آن نخواهند شد. آیا این گونه رفتار آمریکا را می توان در راستای سیاست ترمیم وجهه دولت بوش ارزیابی کرد؟
** قبل از نشست ژنوتحلیل ما این بود که آمریکایی ها می خواهند باحضور خود در مذاکرات هم به افکار عمومی جهان القا کنند که یک اتمام حجتی را با ایرانیان انجام داده اند. آنها در پس این سیاست نیز همان اهداف زیاده خواهانه خود را دنبال می کنند. آمریکا با فرستادن نماینده خود به مذاکرات ایران و سولانا می خواهد به دنیا بگوید که آنها از راه های دیپلماتیک و گفتگو برای حل مشکل هسته ای ایران اقدام کردند اما ایرانی ها از طریق گفتگو حاضر به پذیرش شروط آنان نشده و لذا باید از روش های دیگر بهره گرفت. دنیا به شدت نسبت به اتخاذ روش های خصمانه وجنگ طلبانه برای حل مشکل هسته ای ایران مخالف است و آن را محکوم می کند. لذا آمریکا برای اینکه بتواند افکار عمومی را با خود همراه کند نیازمند این گونه رفتارهای دیپلماتیک است تا شاید بتواند به رفتارهای خصمانه خود مشروعیت ببخشد. هدف آمریکا این است که به دنیا بگوید جمهوری اسلامی حاضر به حل مسئله هسته ای خود از طریق دیپلماتیک نیست،لذا بنده حضور معاون وزیر خارجه آمریکا در مذاکرات اخیر را یک نوع ژست دیپلماتیک برای اقناع افکار عمومی دنیا می دانم.
* اما ما پس از پایان مذاکرات شاهد این بودیم که مقامات آمریکایی لحن تهدید را یکبار دیگر به کار گرفتند به طوری که رئیس جمهور در یاسوج گفتند که آمریکایی ها با اظهارات نسنجیده و خصمانه خود آن گام مثبتی که برداشته اند را نابود نکنند. آیا این نوع رفتارها نوعی تناقص در دستگاه دیپلماسی آمریکا به شمار نمی آید؟
** پس از پایان مذاکرات و اظهارات برخی مقامات آمریکایی ما مطمئن شدیم که آمریکایی ها با حسن نیت وارد مذاکرات نشده اند و دست از تهدیدات و به کارگیری ادبیات زورگویانه خود برنداشته اند. ما از ابتدا بر این عقیده بودیم که اگر حضور معاون وزیر خارجه آمریکا در نتیجه تغییر رویکرد آمریکا و با حسن نیت صورت بگیرد می تواند گام مثبتی تلقی شود چرا که صرف حضور آنان در مذاکرات مشکلی را حل نخواهد کرد. آمریکایی ها علی رغم اظهاراتی که می کنند مبنی بر حل مسالمت آمیز موضوع هسته ای ایران اما چنین قصدی را ندارند و در مذاکراتی که برگزار می شود به دنبال وارد آوردن فشار بر جمهوری اسلامی وضربه زدن هستند و نه حل آن. به نظر من مذاکرات آنها هم یک مذاکرات نمایشی است و ما نباید با دید مثبتی به اقدامات اخیر آمریکایی ها بنگریم.