تاریخ انتشار : ۰۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۰  ، 
کد خبر : ۵۳۴۰۵

دلسردی ازبکستان از غرب


ترجمه: شهلا محمدی جاهدی
ازبکستان، این کشور بسیار مهم استراتژیک در آسیای مرکزی چنان از غرب رنجیده است که نیروهای مسلح غربی را از خاک خود بیرون راند.
چندی پیش، ازبکستان استفاده از خاک و حریم هوایی خود به منظور حمایت از عملیات نظامی در کشور همسایه‌اش (افغانستان) را برای متحدان ناتو ممنوع کرد. پافشاری مقامات ازبکستان از این بود که اعضای پیمان (بویژه آلمان و اسپانیا) تا اول ماه ژانویه این کشور را ترک کنند. تاشکند از ایالات‌متحده که در عملیات ضدتروریستی اختصاصی در افغانستان شرکت دارد، پیشتر خواسته بود که پایگاه نظامی «خان آباد» را تخلیه کند که چنین هم شد. نمایندگان ناتو و آمریکا این رفتارها را به عنوان واکنش بسیار بیمار ازبکستان در مقابل انتقاد غرب از وضعیت حقوق بشر در این کشور تعبیر می‌کند و به همه کسانی که حاضرند به حرفهای آنها گوش بدهند، اطمینان می‌دهد که در هر صورت، امکانات حمایت لجستکی عملیات آنها در افغانستان دچار اشکال نمی‌شود. اما تحلیلگران مستقل نظام، نظری مخالف ابراز می‌دارند.
البته حرف بر روی این دو نظر مخالف نیست، بلکه موضوع جالب توجه، همان عقیده راسخ واشنگتن  و اتحادیه اروپاست به اینکه رنجش خاطر یک کشور به خاطر انتقاد از وضعیت دموکراسی آن می‌تواند دلیل اصلی سردی شدید روابط و حتی قطع آن بشود. چون می‌بینیم کم نیستند کشورهایی که از لحاظ شح آزادی‌های شهروندی در پایین جدول رده‌بندی‌های وزارت امور خارجه آمریکا قرار داشته‌اند و دارند. ولی آمریکا در عین حال، روابط بسیار دوستانه‌ای با آنها داشته است و دارد. به نظر می رسد که نه واشنگتن و نه تشکیلات مدیریتی اتحادیه اروپا در پی تجزیه و تحلیل عمیق در مورد علت موضع تاشکند نیستند، چون بیم دارند که دلایل ازبکستان برای اینگونه رفتارش چندان باب میل غرب نباشد.
به سالهای 90 میلادی باز می‌گردیم؛ به زمانی که ازبکستان دیگر به عنوان یک کشور مستقل، خود را بازیگر مطمئنی در اقتصاد آسیای مرکزی احساس می‌کرد. ذخایر و منابع طبیعی این کشور به ویژه پنبه، اورانیوم و طلا لقمه چربی برای شرکت‌های غربی بود، برای همین این شرکت‌ها اقدام به گشایش شعبات خود رد این کشور کردند. همچنین وضع ژئوپولتیکی سودمند این کشور امکان می‌دهد که دو کشور وسیع روسیه و چین، یعنی کارشناسان نظامی ناتو، زیر نظر گرفته شود.
«اسلام کریم اف» رئیس‌جمهوری ازبکستان، سیاستمدار با تجربه و با انعطاف به روش شرقی، قبل از حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001 در نیویورک، چنان امکانان مطلوبی را برای نظامیان و سرویس‌های ویژه آمریکا فراهم کرده بود که در هیچ یک کشور آسیای مرکزی نبود. مورد خاص، این بود که حتی قبل از حمله به افغانستان، پنتاگون و سیا، هوس دستگیری بن لادن را در داخل ازبکستان داشتند. گروه‌های جست‌وجو، کار خود را از ازبکستان اغاز کردند و هواپیماهای اطلاعاتی اطلاعاتی بدون سرنشین آمریکا «پریدیتور» از آنجا پرواز می‌کردند. پس از 11 سپتامبر، تاشکند جهت‌گیری سیاست خارجی خودرا به یکباره به سمت ایالت متحده چرخاند و پایگاه هوایی «خان آباد» و فرودگاه کمکی «کوکویتی» را در اختیار آمریکا قرار داد.
همزمان، نیروی هوایی آلمان در پایگاه «ترمز» مستقر شد. بدین ترتیب، ازبکستان به شکل اساسی جزو سیستم حمایت منافع نظامی – استراتژیکی آمریکا و ناتو در آسیای مرکزی قرار گرفت.
سیاست خارجی تاشکند در آن هنگام بر اساس مکانیسن عمل الاکلنگی استوار بود، یعنی وقتی یک طرف بالا می‌رفت، طرف مقابل باید پایین می‌رفت. از سال 1999 تا 2002، ازبکستان توانست از قرارداد امنیت دسته جمعی که بین روسیه و تعدادی از کشورهای اتحاد شوروی سابق امضا شده بود، خارج شود و به عضویت گروه متحد گرجستان، اوکراین، ازبکستان، آذربایجان و مولداوی در آید. کریم اف با برخورداری از عنوان رئیس جمهوری مادام العمر با این فرمول انگلیسی هم عقیده است: یک کشور، دوستان دائمی ندارد، فقط منافع دائمی دارد. در همان سالها، عقربه جهت نمای این منافع، آشکارا به سوی ایالات متحده متمایل شد.
اما دوستی با واشنگتن برای تاشکند حاصل نشد، چرا؟
وقایع «اندیجان» زمان یکه نا آرامی‌ها منجر به کشتر در تاشکند اتفاق افتاد، ظاهراً بهانه ای برای قطع روابط شد. تعداد قربانیان و همین طور ویژگی خوداین واقعه، در غرب و زند مقامات رسمی ازبکستان به گونه‌ای کاملاً متضاد تعبیر و تفسیر شده بود. آمریکا و اتحادیه اروپا رویداد مزبور را سرکوبی شدید آشوب‌های اجتماعی مردم توسط دیکتاتوری تاشکند می‌دانستند، ولی کریم اف، سازمان اسلام گرای رادیکال «آکرومییا» و سازمان تحریک‌کنندگان غربی را عامل می‌دانست.
البته حقیقت امر همیشه در حد وسط است. واقعیت این است که قبل از بروز این آشوب، محاکمه گروه بازرگانان محلی و اعضای «آکرومییا» که از طرف یک سازمان مخفی اسلام‌گرا تغذیه می‌شدند، انجام شده بود. در عین حال، اوضاع اجتماعی – اقتصادی ازبکستان، پرجمعیت‌ترین کشور آسیای مرکزی، بی ثبات است. بیش از 80 درصد ازبک‌ها و اقوام دیگر در این کشور زیر خط فقر زندگی می کنند و حدود 40 درصد آنها با درآمد چند دلار در ماه زندگی می‌کنند، پس به نظر می‌آید که محیط مساعد تری برای تکثیر رادیکالیسم وجود داشته باشد.
با وجود همه اینها، اصلاً موضوع حقوق و بشر نیست که در روابط دوستانه تاشکند و واشنگتن فاصله ایجاد کرده است. در مرکز این فاصله تفکر ویژه دولت کنونی آمریکا است که به مشتریان خود رد سرتاسر جهان به ترتیب اولویت به عنوان انتخاب‌های موقتی برای اجرای سیاست‌های خود می‌نگرد و وقتی که کارش تمام شد و دیگر نیازی به آنها ندارد، باید جایگزین دیگری برایشان پیدا کند. واشنگتن به خوبی می‌دانست که بعد از استقرار پایگاه‌هایش در خاک ازبکستان دیگر نیازی به «اسلام کریم اف» نیست و رهبر قابل کنترل تر دیگری باید جایگزین او شود.
عملاً این موضوع در یک سلسله عملیات خشن و غرور آمیز نشان داده شده است. واشنگتن از پرداخت اجاره بهای قابل ملاحظه پایگاه‌های ازبکستان خودداری کرده است. مجازات‌های اقتصادی و سیاسی علیه مقامات رسمی تاشکند برقرار شده بود که اوج آن، تهدید به پرونده‌سازی علیه«اسلام کریم اف» در دادگاه بین‌المللی بود.
به طور کلی، این سوءظن بوجود می آید که ایالات متحده، امروز سیاستی را اجرا می‌کنند که دقیقاً الگوی سیاست اتحاد شوروی در سال‌های 20 و 30 میلادی است. در آن زمان، اتحاد شوروری خواهان تحولات انقلابی رژیم‌ها در کل جهان به الگوی سوسیالیتس بود که اندیشه پردازان مسکو، آن را اوج عدالت اجتماعی می‌دانستند.
امروز، ایالات‌متحده به لغزش‌ناپذیری تصورات خود درمورد دموکراسی اطمینان صد در صد دارد و از همه اهرم‌ها، چه نظامی و چه بین‌المللی حقوقی، بهره‌مند می‌جوید تا رژیم‌ها و رهبران کشورها را به صلاحدید خود تغییر دهد. ولی وضعیت ازبکستان در این میان، کمی انعطاف‌ناپذیر شده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات