روزبه بوالهری
«جک آبراموف» واسطه سیاسی و لابیگر متنفذ حزب جمهوریخواه آمریکا به جرایم خود مبنی بر کلاهبرداری، تقلب مالیاتی، و رشوه به نمایندگان مجلس و مقامات اقرار کرد. آبراموف با این اقرار و قرار همکاری با وزارت دادگستری آمریکا، از تخفیف در مجازات برخوردار شده و به حدود 8سال زندان و بازپرداخت بخشی از پولهایی که کلاهبرداری کرده است، محکوم میشود. در قرارداد همکاری با وزارت دادگستری، وی به مقامات قضایی تعهد داده است که علیه اعضای کنگره و مقاماتی که رشوه گرفتهاند، شهادت دهد. حداقل هشت نام اکنون معلوم شده است و گفته میشود تعداد کسانی که رشوه گرفتهاند و او علیه آنها شهادت خواهد داد، به دهها نفر میرسد. وبلاگهای مستقل آمریکایی پر است از اسامی مقامات مظنون احتمالی. به این ترتیب، ماجرای آبراموف، یکی دیگر از وقایع پی در پی است که طبقه سیاسی حاکم آمریکا را اکنون دچار بحران کرده و ابعادی بسیار گستردهتر از در دام افتادن یک عنصر فاسد پیدا کرده است. بنابر گزارشهایی که در رسانههای آمریکا منتشر شده است، به نظر میرسد تعداد نماینگان و سناتورهای جمهوریخواهی که از آبراموف رشوه گرفتهاند و او علیه آنها شهادت خواهد داد از تعداد نمایندگان رشوه بگیر دموکراتی که در این اقرار مورد تحقیق و احتمالاً تحت تعقیب قرار خواهند گرفت، بیشتر است و بنابر این مسأله از نظر توازن قوای دو حزب در کنگره و سنا نیز مهم به شمار میآید.
جک آبراموف با این که شخصیت بسیار با نفوذی در میان سیاستمداران آمریکاست، اما برای افکار عمومی، نخستین بار در شبکه 1998 شناخته شد. در این سال «برایان راس» خبرنگار شبکه «ای. بی. سی» گزارشی از کارگاههای بهرهکشی Sweatshops در «سایپن» در جزیره «مریلند» در اقیانوس آرام که متعلق به آمریکاست، تهیه کرد. در این کارگاهها، از جمله برای موسسات بزرگ مد مثل «رالف لورن» و «گپ» لباس میدوزند. برایان راس با یک زن چینی که در یکی از کارگاهها کار میکرد، به نام «توشائومی» مصاحبه کرد. بنابر اسناد و مدارکی که گروههای حقوق مدنی آمریکا تهیه کرده بودند، توشائومی، تیشرتهای «پولوی رالف لورن» را تهیه میکرد. «تو» در مصاحبه گفت که حامله است، ولی وقتی که به صاحبان کارگاه خبر حاملگی خود را داد، به او دستور دادند که بچه خود را سقط کند.
راس در گزارش خود، نتایج تحقیقات گروهای مدنی را نیز پخش کرد. بنابراین گزارش واسطههای کارگاهها که برای بزرگترین مؤسسات تهیه لباسهای مارک دار کار میکنند، با دختران چینی که آرزوی سفر به آمریکا دارند قراردادی جنبی و محرمانه میبندند که بر مبنای آن این زنان در آمریکا حق هیچگونه فعالیت سیاسی و مذهبی ندارند، حق درخواست اضافه حقوق ندارند، حق ندارند عاشق بشوند و ازدواج کنند و در مورد مسائلی مانند سقط جنین تابع قوانین کشور اصلی یعنی چین هستند. دهها هزار زن جوان چینی و کره ای در این کارگاهها کار میکنند. در حقیقت، از طریق این کارگاههاست که مؤسسات و کارخانههای تهیه لباس، قوانین کار آمریکا را دور میزنند. بنابر یک گزارش، 502 درصد این موسسات، چند ماده قانون کار آمریکا را به این طریق زیر پا میگذارند.
چنانکه یک فعال حقوق مدنی به برایان راس گفت، پرچم آمریکا در درگاه این کارگاهها از اهتزار باز میایستاد. در سال 1998، گزارش این کارگاهها در وزارت کشور آمریکا تحت بررسی بود. آبراموف از صاحبان صنایع بزرگ، پول میگرفت و به نمایندگان دو مجلس و مقامات رشوه میداد تا با استفاده از حقوق فدرالی محلی، آزادی عمل کارفرمایان و بهرهکشی بردهدارانه در این کارگاهها را تضمین کنند و مانع تصویب قوانینی شوند که اجرای قوانین کار آمریکا را به مناطقی مثل مریلند را تسری دهد.
«تام دیلی» رئیس وقت جناح اکثریت جمهوری خواه در کنگره از ایالت «تکزاس» در این ارتباط بهترین یاور آبراموف بود. آبراموف هزینه سفر تفریحاتی لوکس او را همراه با خانوادهاش به این جزیره پرداخته بود و این تعطیل مطبوع در روزهای کریسمس، البته وسیلهای بود تا تام دیلی به کنگره در مورد اوضاع مناسب کارگاهها گزارش دهد.
دیلی در دفاع از نوع رشوهخواری به ای بی سی گفته بود: «برای اینکه وقتی شما «مشعل روشن»، حزب جمهوری خواه باشید، باید همه چیزهای خوبی را که برای آمریکا و هدایت جهان در یک سیستم بازار آزاد یم خواهید، نمایندگی کنید» علاوه بر «تام دیلی» 80 نمیاینده دیگر کنگره به همین شیوه به سایپن اعزام شده بودند.
اما 11 هزار زن چنی که همان زمان در کارگاههای بهرهکشی سایپن کار میکردند، زیر سایه این « مشعل روشن»، زندگی تاریکی داشتند. برایان راس در مصاحبه ای که بعد از محکومیت آبراموف با «امی گودمن» خبرنگار مستقل آمریکایی داشت، گفت: زنان جوان چینی که عمدتاً از هنگ کنگ آورده میشوند جاهایی زندگی میکنند که شبیه کمپ است و دور آن سیم خاردار دارد. آنها 10 تا 12 ساعت در روز کار میکنند، بعد به کمپ برگردانده میشوند. آنها زا قوانین آمریکایی مستثنی هستند. با وجود اینکه، روی محصولات این کارگاهها Made in USA نوشته شده است. هر چند، حتی مواد اولیه کالاها و لباسهایی که تولید میشوند، مثل کارگران آن از چین و هنگ کنگ وارد میشود.
آبراموف میلیونها دلار هزینه کرد تا نمایندگانی مثل تام دیلی به استثنا از قوانین کار و دوام چنین شرایطی در مناطق مورد نظر رشوه دهندگان رأی دهند. برایان راس گفت: البته سایپن تنها مقصد سفر نبود. بلکه مسافرت به پاریس، مسکو، اسکاتلند و تمام جهان نیز ترتیب داده میشد. در حقیقت، آبراموف یک مامور آژانس مسافرتی بسیار فعال برای کنگره بود و هر جا که آنها میل داشتند، برایشان سفر جور میکرد. رئیس دفتر دیلی، خود، شرکتی بود که آبراموف برای فعالیتهای دلالی و واسطهگری خود ایجاد کرده بود.
فعالیت آبراموف در حوزه اقتصادی البته فقط به مؤسسات مد و لباس محدود نمیشود. کافی است در نظر گرفته شود که آبراموف در قرار خود با قامات قضایی قبول کرده است حدود 25 میلیون دلار عمدتاً از نخبگان و انجمنهای وابسته به مقامات محلی بومی گرفته است تا با این پول، نمایندگان کنگره را بخرد و رأی آنها را برای گرفتن جواز کازینوها و قمارخانهها به دست آورد.
یک گروه محلی در« لوئیزیانا» بین 2001 و 2004، 30 میلیون دلار پرداخت که 5/11 میلیون دلار آن از طریق یک شرکت واسطه به جیب شخص آبراموف رفت.
یک انجمن بومیان« میسی سی پی» 48/1 میلیون دلار در همین دوره پرداخت که 636 هزار دلار آن ب طور زیرمیزی به آبراموف داده شد در ارتباط با انجمنهای نخبگان میسی سی پی آبراموف به نفع هتل کازینو 500 اتاقی در 90 هزار مایل مربع و زمینهای گلف آن به اعضای کنگره رشوه داده بود. جالب این که آبراموف که خود نقش مهمی در سازماندهی مسیحیان بنیادگرا بازی میکرد، آنها را علیه کازینوها تحریک میکرد و سپس، از گروههای متنفذ بومی و صاحبان کازینوها پول میگرفت تا کار آنها ر در کنگره راه بیندازد.
در خدمت «آزادی سیاسی»
اینها نمونههایی از فعالیتهای آبراموف در خدمت بازار آزاد و کار ارزان بود، اما کار آبراموف فقط به این حوزه محدود نبود، در حقیقت، هر جا که صحبت از این نوع «آزادی» بود، سرو کله آبراموف هم پیدا میشد.
فعالیتهای آزادیخواهانه آبارموف در حوزه سیاسی خیلی زود در آغاز جوانی شروع شد. آبراموف فقط 46 سال دارد، در حالی که کتاب فعالیتهای غیرقانونی، زیرزمینی، و شبکهای او از یک مثنوی متجاوز است. یکی از شناختهترین فعالیتهای آبراموف در زمان ریاست او بر یک سازمان غیر دولتی به نام«بنیاد آزادی آمریکا» انجام گرفت. این سازمان در سال 1986 بنیاد شده بود و هدف برنامهریزی شدهاش این بود که چهرهای شیطانی از «نلسون ماندلا» و کنگره ملی آفریقا به عنوان مأمور و ابزار سیاست اتحاد شوروی در برابر افکار عمومی به نمایش بگذارد و تصویر آزادیخواهانه و دموکراتی از رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی ارائه دهد. در جریان محاکمات کمیته حقیقت در آفریقای جنوبی معلوم شد که رژیم آپارتاید به این گروه سالیانه 5/1 میلیون دلار برای انجام وظیفه فوق میپرداخت.
آبراموف در یک دوره کوتاه همهالیوود را آزمود؛ البته در خدمت سیاست و مهمتر از آن اقتصاد شخصی خود و مشتریانش. او بین سالهای 1986 و 1994، ریاست گروهی را که خود و دوستانش تأسیس کرده بودند به نام Entertainment Group International Regency بر عهده داشت. این گروه، فیلم «عقرب سرخ» را ساخت. سناریوی عقرب سرخ را خود آبراموف نوشته بود و مضمون آن، دفاع از گروه چریکی «یوناس ساویمبی» یکی از جنایتکارترین گروههای آفریقا بود که رژیمهای آمریکا و آفریقای جنوبی از آن در برابر چریکهای چپ گرا در آنگولا دفاع میکردند.
از جمله فعالیتهای آزادیخواهانه سیاسی دیگر آبراموف اینها را میتوان بر شمرد:
ایجاد گروه «شهروندان برای آمریکا» با حمایت از مولتی میلیاردر آمریکا «لوئیس لهر من» فعالین آن عبارت بود کمک به شبه نظامیان ضدکمونیست مثل کنتراهای نیکاراگوا، شبه نظامیان افغانستان و لباس شخصیهای آنگولا و آفریقای جنوبی. قرارداد با ارتشیان پاکستان به عنوان دلال سازماندهنده فروش هواپیماهای «اف-16» به پاکستان در همان زمان که پاکستان، طالبانها را مورد حمایت قرار میداد و برنامه هستهای خود را پیریزی میکرد.
ایجاد شبکه خانواده آمریکا که به عنوان لابی نمایندگان کنگره کار میکرد و برنامهاش ارتقای اخلاق مسیحی و ارزشهای خانوادگی در آمریکا بود. جلب اینکه افشا شده منبع حمایت مالی اصلی این گروه تایکونهای روسی مالک صنایع انرژی بودند که میخواستند سناتورها و نمایندگان کنگره آمریکا به کمک قوانین صندوق بینالمللی پولف اقتصاد روسیه را در اختیار آنها بگذارد. رئیس سابق شبکه خانواده افشا کرده است که روسها نخست مایل بودند تمام رشوهها به صورت نقد داده شود.
کمک به ایجاد یک «آکادمی ایشکول» رای پسران یهودی در « مریلند» و کلاهبرداری در رابطه با آن.
با به قدرت رسیدن گروههای نو محافظه کار و تهاجم آنها به قوانین مدنی و دموکراتیک آمریکا، فعالیت آبراموف به سطح بالاتر و پیچیدهتری ارتقا یافت. آبراموف و همسرش در هر دو انتخابات برای به قدرت رسیدن بوش فعالیت زیادی کرده بودند. در انتخابات اول (سال 2000) که کار انتخابات به حوزه قضایی محول شد، آبراموف برای جلب رأی قضات به نفع بوش تلاش میکرد در انتخابات دوم آنها حتی رسماً 100 هزار دلار کمک برای او جمعآوری کردند. آبراموف دیگر در جلسات حلقه مرکزی در اتاق کار« دیک چنی» در کنار شخصیتهایی مثل«جان اشکرافت» به طور مرتب ظاهر میشد.
آبراموف در قرار با دادگاه پذیرفته که در عرض 6 سال گذشته، حدود 4/4 میلیون دلار را به طور غیرقانونی برای کارزار انتخاباتی نامزدهای کنگره کارسازی کرده است. او این پولها را از شرکتها دریافت میکرد و برای آنها، نامزد انتخاباتی عمدتاً از جمهوریخواهان، ولی همچنین از دموکراتها دست و پا میکرد. از آنها برای تصویب قوانین به نفع شرکتها، قول مساعد میگرفت.