تاریخ انتشار : ۰۸ دی ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۴  ، 
کد خبر : ۵۳۴۴۵

سکوت در برابر دلال‌های آمریکا چرا؟


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
امام خمینی در پیام ها و سخنرانی های دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به بسیاری از سئوالهائی که امروز و بعدها برای ما پیش می آید پاسخ داده اند. ایشان در پاسخ به این سئوال که آمریکا با ما چه رفتاری خواهد داشت و در چه صورتی ما را به رسمیت خواهد شناخت فرموده اند : اگر از همه موازین بگذریم ... آمریکا ما را به رسمیت خواهد شناخت .
روشن است که چنین به رسمیت شناختنی به معنای اینست که آمریکا ما را به عنوان یک مهره به عنوان یک مستعمره و به عنوان یک آلت دست به رسمیت خواهد شناخت تا هر طور که میخواهد با ما رفتار نماید و از ما همچون یک ابزار برای تامین اهداف خود استفاده کند. این یعنی بازگشت به دوران قبل از انقلاب که ایران رسما مستعمره آمریکا بود شاه به عنوان ژاندارم خلیج فارس مقاصد آمریکا در منطقه را تامین می کرد و نفت و سایر ثروت ها را در اختیار آمریکا قرار داده بود و خود چیزی بیش از مهره ای فرمانبردار نبود.
موازین ما یعنی هویت ما موازین ما یعنی استقلال و آزادی ما موازین ما یعنی اینکه ما خودمان آقای خودمان باشیم و دیگران برای ما تصمیم نگیرند. اگر بخواهیم این اصول را حفظ کنیم و در طرف مقابل آمریکا هم همین باشد که تاکنون بوده هرگز نباید انتظار داشته باشیم که توسط آمریکا به عنوان یک کشور و یک ملت مستقل و آزاد که خودش برای خودش تصمیم میگیرد و براساس منافع ملی خود با دیگران رابطه برقرار می کند به رسمیت شناخته شویم . به عبارت روشن تر مذاکره و برقراری رابطه و هر کار دیگری که نامش به رسمیت شناختن باشد به معنای اینست که آمریکا میخواهد با این ظاهرسازی ها در اینجا راهی برای نفوذ باز کند تا اهداف استعماری خود را دنبال نماید.
فقط در یک صورت می توان به رسمیت شناخته شدن توسط آمریکا را به معنای واقعی تفسیر کرد و آن زمانی است که نظام حکومتی آمریکا دستخوش تحولی اساسی شود و از یک قدرت استعماری به یک دولت معمولی تبدیل گردد. تا زمانی که خوی استعماری در وجود دولتمردان آمریکائی موج می زند امکان ندارد آمریکا با ملت ها براساس موازین رفتار کند.
مدتی است بعضی دلال های سیاسی آمریکا به ایران سفر می کنند و پیام آشتی و مذاکره می آورند. در طرف مقابل نیز بعضی مقامات رسمی کشورمان با تمجید از شرکت نماینده آمریکا در مذاکرات 1 +5 در ژنو و مثبت دانستن این اقدام حتی برای بررسی تاسیس کنسولگری آمریکا در تهران اعلام آمادگی می کنند. بعضی مقامات رسمی دیگر از اینهم جلوتر رفته و برای تامین امنیت دیپلمات های آمریکائی تضمین میدهند و افرادی هم ملت های آمریکا و اسرائیل را بهترین ملت ها می دانند!
از کنار هم قرار دادن این مطالب و مواضع نمی توان به این نتیجه نرسید که در بدنه جمهوری اسلامی نگاه های مثبت و حتی مشتاقی برای مذاکره و برقراری رابطه با آمریکا وجود دارد. این یعنی بسیاری از شعارهای ضد آمریکائی و ضداسرائیلی این افراد فقط یک ظاهرسازی و یا حتی مقدمه چینی برای ورود به مرحله بعدی بوده و آنها مصمم هستند با آمریکا رابطه برقرار کنند و به تعبیر رسانه ای یخ رابطه با آمریکا را آب نمایند.
آن دلال سیاسی آمریکا علاوه بر اینکه در شبکه انگلیسی زبان سیمای جمهوری اسلامی و در یک میزگرد درباره منافع مذاکره و برقراری رابطه با آمریکا داد سخن داده در مصاحبه هائی هم که با بعضی نشریات داخلی کرده تصریح نموده که : « در این چند ماه آینده ایران به هر قیمتی شده باید جلوی جنگ را بگیرد و برای این کار هر اقدامی که لازم است انجام دهد » .
در این جمله وجود سه تعبیر را باید کاملا حساب شده دانست . اول « این چند ماه آینده » است دوم « به هر قیمتی شده » و سوم « هر اقدامی که لازم است » .
او برای آنکه پیام خود را روشن تر برساند در همین مصاحبه تصریح می کند : « وضعیت رابطه ایران و آمریکا به جائی رسیده که دیگر « نه جنگ و نه صلح » در آن کار نمی کند. حالا اگر ایران نمی تواند صلح کند باید تمام امکاناتش را به کار بگیرد که خدای ناکرده جنگ بوجود نیاید. من اعتقاد دارم که این سه چهار ماه آینده زمان سیاست گذاری نیست » .
پیام روشن این اظهارات اینست که جمهوری اسلامی ایران هم اکنون و بدون فوت وقت باید تسلیم شود و به هر قیمتی شده شرایط آمریکا را بپذیرد و هر اقدامی که آمریکا لازم بداند انجام دهد. این شخص وعده هائی نیز با خود دارد و در همین مصاحبه این را هم میگوید : که اگر ایران بتواند با آمریکا مصالحه کند و به عنوان نماینده ملت مسلمان و نماینده قشرهای مستضعف منطقه با آمریکا وارد میدان شود ایران چندین برابر قدرتمندتر خواهد شد » .
این یعنی درصورت مصالحه با آمریکا بار دیگر ایران به ژاندارم خلیج تبدیل خواهد شد و ملت های منطقه که او آنها را مستضعف مینامد ـ به ایران به عنوان کشوری قدرتمند نگاه خواهند کرد که نزد آمریکا از آنها نمایندگی خواهد نمود. این روزها در تهران شاهد حضور مردی هستیم که به خود جرات میدهد به دولتمردان ما توصیه کند تسلیم خواسته های آمریکا شوید و به هر قیمتی شده با همان که امام خمینی او را « شیطان بزرگ و ام الفساد قرن » نامید مصالحه نمائید تا قدرتمندتر شوید و بار دیگر نقشی که شاه معدوم برای آمریکا در منطقه بازی می کرد را برعهده بگیرید.
راستی ما را چه می شودکه به دلال های آمریکا اجازه میدهیم به تهران بیایند و برای ما نسخه بپیچند چرا به کسانی که پرونده آنها پر از خصومت با جمهوری اسلامی است اجازه میدهیم وضعیت ایران را چنان بحرانی توصیف نمایند که برای نجات از این وضعیت باید دست به دامان آمریکا شود کسانی که مشکل صف های بنزین و خاموشی ها و تورم را چنان زخم های کاری ترسیم می کنند که می توانند ما را از پا در بیاورند و برای آنکه سرپا بمانیم باید دست به دامان آمریکا شویم از این ملت نیستند. آنها نامحرمانی هستند که میخواهند آمریکا را که ملت ایران او را از در بیرون کرده از پنجره باز گردانند و بار دیگر بر این ملت مسلط کنند.
فریادی که این روزها رهبر معظم انقلاب بر سر آمریکا می زنند چرا از دولتمردان و از گروه های سیاسی اصولگرا و بالاتر از اصولگرا شنیده نمی شود؟
آیا آنها نمیدانند که مواضع رهبری در برابر آمریکا تغییر نکرده و همچنان برنفی مذاکره و رابطه استوار است با اینحال چرا همه سکوت کرده اند و به دلال های آمریکا که برای ما نسخه می پیچند که به هر قیمتی شده باید با آمریکا مصالحه کنید میدان عربده جوئی در مرکز نهضت جهانی اسلام می دهند؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات