تاریخ انتشار : ۰۷ دی ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۲  ، 
کد خبر : ۵۳۴۶۵
سیاست خارجی و دنیای پرتلاطم

اندیشه محافظه‌کاری در آمریکا: واکنش، تنش و پویش


دکتر سیدمحمدکاظم سجادپور‌
مبارزات انتخاباتی آمریکا و برآمدن اوباما، هرچند که هنوز سرنوشت ریاست جمهوری در آمریکا را روشن نساخته است و ماه‌هایی پرخبر و پرنشیب و فراز در عرصه سیاست داخلی و خارجی این کشور در پیش است، اما این واقعیت روشن و غیرقابل انکاری است که حزب جمهوریخواه و کانون‌های اندیشه محافظه‌کاری در آمریکا در حالت دفاعی قرار گرفته و باورها و ایده‌های محافظه‌کاران آمریکایی، عمیقاً نقد شده و به چالش کشیده می‌شود. وضعیت اندیشه‌ورزی محافظه‌کاری را چگونه می‌توان در آمریکای امروز ارزیابی کرد؟
بهترین پاسخ را می‌توان با مداقه در سرنوشت و فراز و فرود عمده‌ترین و تأثیرگذارترین موسسه تحقیقاتی محافظه‌کاری که در شکل دادن به سیاست‌های دولت جرج بوش در هشت سال گذشته نقش داشته، یعنی موسسه <اینترپرایز آمریکایی‌‌(‌‌AEI) > ‌American Enterprise Institute بدست آورد. نومحافظه‌‌کارانی که طراحان اصلی سیاست‌های داخلی و بین‌المللی دولت جرج بوش بودند، یعنی پال ولفوویتز (‌z‌Paul Wolfowit) ، دیوید فرام ‌‌ (‌‌Divid Frum)، ریچارد پرل(‌‌Richard Pearl) و جان بولتون(‌‌John Bolton) با این موسسه ارتباط داشتند.
اما در نیمه ژوئیه سال جاری مسیحی (اواخر تیرماه)، اعلام شد که کریستوفر دی ماث(‌‌Christopher De Muth) بعد از 22 سال رهبری‌AEI ، این موسسه را ترک می‌کند و جای خود را به آرتور بروکس‌(‌‌Arthur Brooks) ، استاد دانشگاه <سیراکیوس> خواهد داد. آنچه جالب است، سخنان کریستوفر دی‌ماث در نقد دولت بوش و اشکالات اجرایی آن در عرصه‌های داخلی و خارجی است. وی براساس آنچه که در نیویورک تایمز 20 ژوئیه (30 تیر 1387) منعکس شد، اظهار داشت که نیاز به یک بازبینی مجدد در عمیق‌ترین مباحث فلسفی محافظه‌کاری وجود دارد.‌
شایان ذکر است که ‌ ‌AEIتنها موسسه تحقیقاتی آمریکا بود که جرج بوش در اجلاس سالانه آن شرکت کرد و چارچوب باور سیاست خارجی خود در مورد عراق را قبل از اشغال، در سال 2002 میلادی (1381) بیان داشت. نیاز به بازنگری فکری و عملی، کلید واژه‌های حرکت محافظه‌کاران در سه دهه گذشته آمریکاست. محافظه‌کاران آمریکایی که با انتخاب رونالد ریگان در 1980 (1359) قدرت یافتند، در واکنش به شرایط داخلی و خارجی آمریکا، سیاست‌های لیبرال‌ها را در عرصه‌های داخلی و خارجی،اعم از تفکر و روش‌ عمل هر آنچه را که آنها لیبرال
‌‌Liberal Establishment می‌خواندند، مورد بازنگری قرار دادند. از نظر نظام آنها، لیبرال‌ها که بر دانشگاه‌های عمده، رسانه‌ها ومحافل تصمیم‌گیری سلطه یافته بودند، قدرت جهانی آمریکا را تنزل داده و جامعه آمریکا را دچار سقوط اخلاقی کرده بودند، لذا اندیشه و عمل آنها می‌بایست بازنگری شده و آمریکا مسیر دیگری را بپیماید.
دوازده سال (1992 - 1980) در دوران ریاست جمهوری رونالد ریگان و بوش پدر، از نظر محافظه‌کاران قدرت آمریکا بازسازی شد و حس ضعیف شدن آمریکا در پی شکست در ویتنام و عوارض جانبی آن، از طریق نظامی‌گری در خارج و بازسازی ارزشی در داخل، دگرگون شد. اما ضعف برنامه‌های اقتصادی، علیرغم موفقیت‌های بین‌المللی بوش پدر، به برآمدن کلینتون و دوران 8 ساله او از 1992 تا 2000 (1371 -1379) منجر شد.
تنش لیبرال‌ها و محافظه‌کاران در این هشت سال، عمیق‌تر شد و نومحافظه‌کاران، دقیقاً با بازنگری در رفتار لیبرال‌ها از یک سو و با رادیکال‌نگری به پایه‌های محافظه‌کاری از سوی دیگر، و در شرایط خاص داخلی و بین‌المللی، با جرج بوش پسر به کاخ سفید راه یافتند و از سال 2000 تاکنون، قدرت را در اختیار دارند. اما چالش اندیشه آنها با واقعیت‌های گوناگون، مخصوصاً در قضایای اشغال عراق و افغانستان، بنیادهای فکری آنها را زیر سؤال جدی می‌برد و لزوم بازنگری در ایده‌ها و پویش در واقعیت‌ها، دوباره مطرح می‌شود.‌
فراز و فرود اندیشه محافظه‌کاری نشان می‌دهد که هرچند آنها با چالش روبرو هستند و احتمالاً کاخ سفید را به رقبای لیبرال خود خواهند باخت، اما بازنگری‌ها، به اندیشه‌های محافظه‌کاری ، قالب‌ها، شکل‌ها و لباس‌های جدید خواهد پوشاند.‌

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات