تاریخ انتشار : ۰۱ آبان ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۷  ، 
کد خبر : ۵۳۴۸۶

چشم‌انداز رابطه آمریکا و اسرائیل

اشاره: سرآغاز تعاملات استراتژیک آمریکا و اسرائیل را می‌توان در سیاست‌‌های ویلسون، ملاحظه نمود. پس از آن، چنین روندی در دوره حکومت ترومن، جانسون، نیکسون، فورد، کارتر، ریگان و بوش استمرار یافته و در زمان کلینتون به اوج خود رسید، در مقطع معاصر نیز روند همکاری‌‌های استراتژیک و چند جانبه واشنگتن – تل‌آویو در حوزه‌‌های مختلف امنیتی، نظامی، سیاسی، اقتصادی، حقوقی و بین‌المللی روندی فزاینده داشته است. وقوع حملات یازدهم سپتامبر در آغاز هزاره جدید نمایان‌گر تغییر در محیط امنیتی بود که از مداخلات مهار گسیخته آمریکا در مناطق مختلف جهان، از جمله خاورمیانه و نادیده گرفتن برخی تحولات و خواسته‌‌ها نشات گرفت، در عصر جهانی شدن و تحول در ماهیت قدرت که در آن انحصار بازیگری و قدرت‌مداری دولت‌‌ها شکسته شد گروه‌‌های فراملی به عنوان بازیگرانی تاثیرگذارتر از گذشته وارد صحنه بین‌الملل شدند. در دوران اخیر، تعاملات واشنگتن – تل‌آویو به شدت تاثیر پذیرفته از تغییر محیط امنیتی ناشی از حوادث بوده است. بر این اساس، موقعیت اسرائیل در دوران جورج بوش پسر و نو محافظه‌کاران تا حدود بسیاری به نوع کارکرد ایالات‌متحده در مقابله با واحدهای چالش‌گر، مبارزه با گروه‌‌های فراملی تروریستی بستگی داشته و بدین ترتیب، تغییر در محیط امنیتی خاورمیانه سبب شده تا آمریکا برای دست‌یابی به ثبات بیشتر در منطقه ضمن حفظ عناصر تداوم برخی سیاست‌‌های خود در قبال اسراییل را تغییر دهد.

محیط امنیتی جدید اسرائیل

محیط امنیتی اسرائیل بسیار پیچیده است در حالی که محیط امنیتی اسرائیل تا سال 1991 (1370) به شدت تحت تاثیر منازعات بین‌المللی دولتی (مداخله ابرقدرت‌‌ها و جنگ دولت‌‌های منطقه‌ای) بود پس از سال 1991 و خصوصا وقایع 11 سپتامبر 2001 تحت تاثیر تروریسم و حمله آمریکا به عراق قرارگرفت. از این رو با توجه به مسائل پیش گفته شده محیط امنیتی اسرائیل توسط سه عامل شکل می‌گیرد که به طور کامل محیط امنیتی - استراتژیکی اسرائیل را می‌سازد که عبارتند از :

1- استراتژی و سیاست‌‌های ایالات‌متحده در منطقه

2- نیروهای داخلی کشورهای عربی

3- تروریسم

اولین عامل شکل‌دهنده محیط امنیتی اسرائیل سیاست‌‌های ایالات‌متحده در منطقه و مساله حضور آمریکا در منطقه است، به طوری که حضور آمریکا در منطقه حساسیت رهبران، نخبگان و مردم را برانگیخته است به نظر حضور آمریکا در منطقه همراه با اعمال تغییرات وسیع خواهد بود و دمکراسی نرم‌افزاری تغییرات محسوب می‌شود.

عامل دوم، نیروهای داخلی کشورهای عربی است همراه با حضور آمریکا در منطقه و رسانه‌‌ها ضعف دولت‌‌ها و مشکلات اقتصادی اعمال تغییرات را ممکن ساخته است.

عامل سوم، تروریسم شکل‌دهنده و تاثیرگذار بر محیط استراتژیکی - امنیتی اسرائیل است. القاعده ابتدا خود را با حملات دنباله‌دار در سال‌‌های پس از 1991 به سفارتخانه‌‌های آمریکا مطرح کرد ولی در سال 2001 با حمله به مراکز تجارت جهانی و پنتاگون خطر تروریسم را گوشزد کرد سپس عملیات این گروه در روسیه، اسپانیا، ترکیه، مصر، اردن و حتی سوریه تکرار شد در واقع جهت حرکت القاعده و تروریسم به صورتی است که مواجهه با اسرائیل اهمیت بسیاری می‌یابد.

منابع اطلاعاتی تایید کرده‌اند که القاعده در طول مرزها از مصر تا نوار غزه و رود اردن را تحت پوشش قرار داده است ولی در حال حاضر اسرائیل در نوک حملات تروریستی نیست.

تاثیر تغییر رژیم در عراق

تغییر رژیم در عراق تاثیرات متفاوتی بر محیط امنیتی خاورمیانه و اسرائیل داشته است در حالی که تغییر رژیم صدام می‌توانست تاثیرات مثبت بر روی ثبات امنیتی خاورمیانه داشته باشد وجود گروه‌‌های تروریستی فرو ملی و انتقال پایگاه از افغانستان به عراق، ثبات در منطقه را متزلزل ساخت. با ملاحظه چنین محیط امنیتی و با توجه به این که القاعده گستره عملیاتی خود را نشان داده چنین وضعیتی اسرائیل را می‌تواند در نوک حملات تروریستی قراردهد و با توجه به ارتقا روابط آمریکا و اسرائیل به سطح روابط راهبردی، احتال حمله القاعده به منافع ایالات‌متحده و اسرائیل در منطقه تشدید می‌یابد از سوی دیگر رژیم صدام به واسطه حمله آمریکا سرنگون شده، یعنی دولتی که در سال 1982 چندین فقره پرتاب موشک به اسرائیل داشته است و خصومت‌‌های دو طرفه بصورت حمله هوایی اسرائیل به نیروگاه اوزیراک عراق و حمله منتقابل صدام نمود داشته است حال صدام سرنگون شده محیط امنیتی اسرائیل به واسطه چنین تغییر گسترده‌ای می‌تواند به ثبات برسد ولی ثبات‌زدایی در عراق توسط گروه القاعده و گروه‌‌های تروریستی دیگر، احتمال حملات نامتقارن تروریستی را افزایش داده است.

روابط ایالات‌متحده و اسرائیل

ایالات‌متحده و اسرائیل، غالبا به عنوان طرفین یک «رابطه ویژه» نامیده می‌شوند. این روابط ویژه بین اسرائیل و ایالات‌متحده عامل مهمی ‌در سیاست خارجی آمریکا در قبال منطقه خاورمیانه است. ریشه‌‌های این رابطه ویژه هر چه باشد تاکنون نه تجربه ایالات‌متحده و نه تاریخ روابط بین‌الملل چیزی کاملا شبیه به آن ارائه نداده‌اند.

مولفه اصلی برای تمیز و تشخیص این روابط ویژه همکاری‌‌های جامع دو کشور و نیز موضوع و میزان کمک‌‌های خارجی بین دو کشور را نشان می‌دهد مولفه مهم دیگری که این روابط ویژه را از روابط عادی کشوری با کشور دیگر متمایز می‌سازد روابط قدرتمند و از نقطه‌نظر سیاسی ثمربخش است که اسرائیل در ورای پیوندهای رسمی خود با آمریکا دارا می‌باشد و آن رابطه با جامعه سازمان‌یافته یهودیان آمریکا است.

روابط امروزین اسرائیل و ایالات‌متحده دیگر از مرحله مقدماتی سیاست همدردی آمریکا نسبت به اسرائیل و حمایت آن در ایجاد یک وطن یهودی عبور کرده و به یک شراکت غیرعادی تبدیل شده است که بر اساس آن اسرائیل کوچک را به آمریکای ابر قدرت مرتبط می‌سازد.

اگر چه روابط سیاسی دو کشور سابقه دیرینه داشته و به ماه مه 1948 (اردیبهشت 1327) باز می‌گردد اما روابط نظامی - امنیتی آنها که در دو دهه اول موجودیت اسرائیل کمرنگ بود به گونه‌ای آرام توسعه و تکامل یافته است. این روابط ویژه متعاقب انقلاب‌اسلامی ایران و حمله شوروی به افغانستان در اواخر دهه 1970 (دهه 1350) به سطحی راهبردی‌تر ارتقا پیدا می‌کند. در دولت ریگان با شدت یافتن جنگ سرد و تلاش ایالات‌متحده برای یافتن متحدین قابل اعتماد و با ثبات‌تر در منطقه خاورمیانه قوام بیشتری پیدا کرد تا جایی که اسرائیل در چشم آمریکا به عنوان یک «سرمایه راهبردی» ارتقا وضعیت می‌یابد و با پایان یافتن جنگ سرد گرچه این تصور وجود داشته که به موقعیت اسرائیل به عنوان شریک راهبردی آمریکا و رابطه ویژه آن دو خدشه وارد خواهد آمد اما بر عکس تغییرات حاصله در جهان و خاورمیانه در دهه‌‌های گذشته موجب تغییر محیط امنیتی و تقویت این روابط شد.

فرآیند نامعلوم صلح اعراب و اسرائیل، نقش روسیه در منطقه و تکثیر موشک‌‌های بالستیک و سلاح‌‌های کشتار جمعی، چالش‌‌های جدیدی را در برابر سیاستمداران آمریکایی و اسرائیلی همچنین فراروی روابط ایالات‌متحده و اسرائیل فراهم می‌آورد کما این که این محیط امنیتی جدید به خصوص بعد از وقایع 11 سپتامبر و تحولات عراق، قوام و انسجام بیشتری به روابط دو کشور بخشیده است.

تشکیل دولت مستقل فلسطینی

با تغییر محیط امنیتی خاورمیانه پس از 11 سپتامبر 2001 به صورتی که گروه‌‌های فراملی به جای دولت‌‌های ملی تلاش داشتند تا اعمال اقتدار کننده، مبارزه با تروریسم تبدیل به محور اصلی سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه شد بر این اساس تشکیل دولت مستقل فلسطینی جهت تقویت و گسترش مبارزه با تروریسم در مرزهای اسرائیل مورد توافق مشترک ایالات‌متحده و اسرائیل قرار گرفت.

در بستر این واقعیت است که آریل شارون رهبر حزب راست‌گرای یهود از حضور نیروهای اسرائیلی در نوار غزه و کرانه‌باختری رود اردن برای اولین بار با عنوان «اشغال» یاد کرده و بیان می‌کند که اسرائیل نمی‌تواند تا ابد 5/3 میلیون فلسطینی را تحت‌اشغال خود نگه دارد و در این راستا، ایالات‌متحده در همان سال طرح «نقشه راه» را به عنوان تنها راه ایجاد دولت مستقل فلسطینی ارایه می‌دهد.

در واقع هدف آمریکا از اعلان «نقشه راه» این بود که مساله فلسطین را از یک موضوع امنیتی، که خواست گروه‌‌های اسلام‌گرا است، خارج کندو آن را به یک «موضوع سیاسی» تبدیل کند در این صورت مکانیزم‌‌های حل مشکل، به ضرورت، خشونت را با مصالحه و بده و بستان جایگزین خواهد ساخت و در بستر چنین فضایی است که در ژوئن سال 2002 (خرداد 1381) رئیس‌جمهور آمریکا اعلام داشت که حق مردم فلسطین داشتن یک موطن مستقل است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات