بسماللهالرحمنالرحیم
سفر ناگهانی بوش کوچک، رئیسجمهور آمریکا، به عراق که دیروز صورت گرفت، قبل از هر چیز نشان از شدت وخامت وضعیت اشغالگران در این کشور دارد.
بوش را در این سفر کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه و استفانهادلی مشاور امنیت ملی آمریکا همراهی کردند. رابرت گیتس، وزیر دفاع دولت بوش نیز که روز جمعه وارد عراق شده بود، به وی پیوست. حضور یکباره و همزمان این جمع از مسئولان ارشد دولت آمریکا در کشوری که این روزها پرالتهابترین دوران بعد از اشغال را میگذراند، نشان میدهد عرصه عراق بر دولتمردان آمریکائی تنگ شده و آنها بشدت درصدد یافتن راهی برای نجات خود از این مهلکه هستند.
اصرار شخص بوش و تعدادی از دولتمردان آمریکائی برای کنار رفتن نوری المالکی نخستوزیر عراق، فشارهائی که کنگره آمریکا بر دولت بوش برای تعیین جدول زمانی پایان دادن به اشغال عراق وارد میآورد و تصمیم دولت جدید لندن برای خارج ساختن نظامیان خود از بصره و جنوب عراق، که همگی در هفتهها و حتی روزهای اخیر رخ دادهاند، سفر بوش و دستیاران ارشدش به عراق را از نظر زمانی که برای این سفر انتخاب کردهاند حساستر جلوه میدهد. انتخاب چنین زمانی قطعاً اهمیت اهداف این سفر را نیز نشان میدهد.
به نظر میرسد مهمترین هدف بوش از سفر ناگهانی به عراق، بررسی زمینههای انجام یک کودتا علیه نوری المالکی و استقرار یکی از مهرههای مورد اعتماد واشنگتن در رأس دولت عراق است. بوش کوچک، هرچند با مقاومتهای شدیدی در زمینه خواسته نامشروع کنارهگیری نوری المالکی مواجه شده ولی هنوز هیچ نشانهای وجود ندارد که از تجدیدنظر وی در این زمینه حکایت داشته باشد. رئیسجمهور آمریکا برای اجرای تصمیم خود بیش از یک هفته فرصت دارد، زیرا براساس ترتیباتی که دستیاران وی دادهاند قرار است هفته آینده ژنرال «دیوید پترائوس» فرمانده ارشد نظامیان آمریکا در عراق گزارش خود را در مورد وضعیت عراق به کنگره آمریکا تسلیم نماید. ترتیبات بگونهایست که قرار است ژنرال پترائوس در گزارش خود، ناامنی عراق را به دولت مالکی نسبت بدهد و از لحن گزارش این نکته مستفاد گردد که دولت بوش به وظایف خود عمل کرده و ضعف دولت مالکی است که اجازه نمیدهد عراق امنیت پیدا کند.
گزارش فرمانده ارشد نظامیان آمریکا در عراق، دو هدف را تعقیب خواهد کرد. اول آنکه دولت بوش را کاملاً موجه جلوه دهد و دیگر آنکه وجود دولت مالکی را مانع اصلی استقرار امنیت معرفی نماید. این، چیزی است که بوش کوچک در شرایط کنونی در برابر فشارهای داخلی به آن نیاز دارد و میتواند از این طریق راه را برای اخذ مجوز ادامه حضور نظامیان اشغالگر آمریکا در عراق هموار سازد.
مهمتر آنکه معادلات سیاسی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ایجاب میکند بوش کوچک برای آنکه حزب جمهوریخواه در این انتخابات دست بالا را داشته باشد، دست به اقدام غیرمنتظرهای بزند. کودتا در عراق و روی کار آوردن مهره قابل اعتمادی همچون ایاد علاوی، میتواند همین اقدام باشد.
بدینترتیب، روشن است که سفر ناگهانی بوش کوچک به عراق با هدف تدارک اجرای کودتا علیه دولت نوری المالکی صورت گرفته اما اینکه او چقدر در این اقدام موفق خواهد شد و به هدف خود خواهد رسید، نکته ایست که نیازمند تأمل بیشتر است. آنچه از زمان اشغال تاکنون در عراق رخ داده نشان میدهد آمریکا در هیچیک از توطئههایش کامیاب نبوده و همواره دچار ناکامی و شکست شده است.
دست و پا زدنهای آمریکا در باتلاق عراق هر روز اشغالگران را بیشتر در این باتلاق فرو برده و بر مشکلات بوش و همدستان جنگافروز وی افزوده است.
روحیه دادن به نظامیان اشغالگر آمریکائی، که اکنون در شرایط دشواری بسر میبرند، نیز از اهداف سفر بوش کوچک به عراق است.
تاکنون بیش از 3700 نظامی آمریکائی در عراق به هلاکت رسیده و بسیاری از نظامیان نیز دچار بیماریهای روحی شدهاند. تمرد، از دستور فرماندهان و بیمیلی نسبت به اعزام به عراق نیز در میان نظامیان آمریکائی بالا گرفته است. دولت بوش کوچک حتی برای آنکه بظاهر آبرومندانه از عراق خارج شود نیز به ترمیم این حالت نیاز دارد. آمریکائیها فکر میکنند سفر رئیسجمهور یکی از اقداماتی است که تا حدودی در این زمینه موثر است. البته واقعیت اینست که کار اشغالگران آمریکائی در عراق سختتر از اینست که قابل ترمیم باشد و قطعاً سفر بوش کوچک به عراق چیزی بیش از یک دست و پا زدن بیحاصل نخواهد بود.