مدتی پیش در یکی از سایتهای خبری، رسالهای(!) از جناب آقای رسول جعفریان منتشر شد که او در آن به بهانه بخشنامه جدید دولت در جلوگیری از «چاپ رنگی» گزارشهای دولتی، به ارائه تفاسیر جالبی از آیات و روایات اسلامی پرداخته است. در این یادداشت نویسنده محترم از فقه و اقتصاد و فرهنگ و هر چیز دیگری بهره گرفته تا نشان دهد که بخشنامه دولت غیرمنطقی و افراطی است. یالثارات بر خود تکلیف دانست تا آن دسته از مخاطبانی را که «احیانا» توفیق خواندن این رساله را نیافتهاند از محتوای پربار(!) آن بهرهمند نماید.
یا ایها الرسُلُ کُلُوا مَن الطَیبَات وَ اعْمَلوُا صَالحاً إنَی بِمَا تَعْمَلُونَ علیم(مومنون:51)
پس از تجربه یک دوره شعارهای چپگرایانه در دهه نخست انقلاب که ناشی از برداشتهای نادرست از برخی صفحات تاریخ اسلام و تلفیق آنها با شعارهای مارکسیستی در طول چند دهه از تاریخ ایران پیش از انقلاب بود، اکنون در مواردی دوباره این شعارها سر بر آورده است. نگاهی به برخی بخشنامههای اخیر دولت و شعارها و رفتارهایی که از دولت نهم مشاهده میکنیم، به خوبی میتواند این وضعیت را نشان دهد.
خلط کردن میان اسراف و تبذیر با آنچه که در قرآن به عنوان استفاده از طیبات و «زینتالله» مطرح شده است. یکی از قالبهای در هم آمیخته شدن ارزشهای درست اسلامی و سطح توقع زندگی خوب در جامعه اسلامی با چیزی است که از آن باید به عنوان نوعی عقبگرد به شعارهای سوسیالیستی یاد کرد، روشی که هدفش محروم کردن مردم از طیبات و خورد و خوراک خوب و لذت بردن از زندگی است.
البته توصیه شده است که شخص رئیس دولت یا رهبر زندگی ساده داشته باشند و بحمدالله خدا را شاکریم که دارند، اما تحمیل این رویه به عنوان یک روش زندگی برای عامه مردم، به هیچ روی موافق با روح شریعت اسلامی که مخالف نگاه منفی به «زندگی» (لاتنس نصیبک من الدنیا) در جهت بهرهمندی از «طیبات» است، نمیباشد.
آیهای که در ابتدای این یادداشت آوردیم یک اصل مسلم قرآنی را بیان میکند؛ به طوری که همزمان روی «خوردن طیبات» و «عمل صالح» تکیه دارد. آشکار است که تعمیم در خوردن طیبات شامل بهرهمندی از همه خوبیها و زیباییها در زندگی است؛ چیزی که با عمل صالح نه تنها منافات ندارد، بلکه چه بسا زمینهساز آن هم باشد. از آیه چنین به دست میآید که زندگی مجموعهای از این دو اصل است. بدون تردید رویکرد منفی به «زندگی» با دیدگاههای قرآنی ناسازگار بوده و با روح اقتصاد اسلامی که جهتگیری آن تقویت کار و درآمدزایی مرم و بهرهمندی از زندگی خوب و فراهم کردن منزل وسیع برای زن و فرزند است ـ چنان که در روایات آمده ـ ناسازگار است.
مهم آن اس که توجه داشته باشیم بخش عمدهای از مصادیق زهد در این دنیا، جزا و تعجب از مرشدان فکری و روحانیون برجسته جناح راست است که با توجه به سوابقی که طی سالهای دولت آقای میرحسین موسوی در مبارزه با تفکرات سوسیالیستی و اقتصاد دولتی و ملاحظات نشأت گرفته از اندیشههای چپ روانه سکوت کردهاند.
با توجه به این قبیل بخشنامهها، لابد باید انتظار داشت که مدتی دیگر گفته شود که صدا و سیما هم که هزینهاش از بیتالمال است فقط فیلمهای سیاه و سفید تولید کند. یا مثلا اگر در سربازخانهها که دولتی است سربازها میتوانند روی زمین یا روی پتو بخوابند چرا ما باید هزینه تحت و تشک بدهیم؟ یا چنانکه رایج کردهاند نوشابه هم از غذای رایج در ادارات برداشته شود. چرا اختیار را به دست خود مردم نمیدهیم که در محدوده مباحات هر چه را برای زندگی خویش نیک میپندارند همان گونه انتخاب کنند؟
اما از بدشانسیهای دولت نهم به اجرای اصل 44 قانون اساسی در جهت گسترش حوزه اقتصاد خصوصی شده است. این نوعی تناقض را در رفتار و عمل این دولت ایجاد کرده است. شاید همین عامل است که سبب شده تا دولت متهم به سستی در اجرای این اصل شود.
اکنون احساس میشود دور جدیدی که در بخشی از دنیا مثلا آمریکای لاتین آمده علاقندی به شعارهای چپ روانه است. روی برخی افراد ما هم تأثیر گذاشته است. این خطری است که ما را از اصالت اسلامی خود دور میکند.
این بماند که توصیه به داشتن زندگی سخت و زاهدانه و به دور از رنگ و نگار در حالی است که دولت طی دو سال گذشته میلیاردها تومان پول را به بهانه رفع بیکاری میان اقشار مختلف مردم توزیع کرده و بیشتر این پول صرف هزینههای زاید در زندگی آنان شده بدون آنکه تولیدکاری صورت گرفته باشد.
اگر گفتند که خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد، آیا یک مصداق روشنش همین نیست که از آنچه خداوند به عنوان «رنگ» آفریده و از همین تبلیغات رنگی در بروشورها میتواند در فروش اجناس مؤثر باشد. اساسا در برخی از موارد بدون استفاده از رنگ، چاپ این قبیل گزارشها معنا و مفهوم ندارد و چه بسا باعث اخلال در تصمیمگیریهای کلان اقتصادی کشور شود.
اگر این شعار مبنای برخورد دولت جدید است، بهتر است دست از عمل به خصوصیسازی بردارد، اصل44 را به کناری بگذارد و برای رفع همه این نگرانیها از اساس به ترویج فقر و ناداری بپردازد. اصلا آدم میتواند در یک بیغوله زندگی کند، تمام بچههایش دوروبرش زیر یک لحاف بخوابند و یک قرص نان را با اندکی پنیر میان آنان تقسیم کرده و بخورد. دیگر چه نیازی به تولید کار است. مردمی که کار میکنند، «پول» خواهند داشت و پول داشتن، مساوی با خوب زندگی کردن است و این خوب زندگی کردن، اگر با «عمل صالح» همراه باشد، عمل به همان دستورالعمل زیبای قرآنی است.
اکنون نگویند اگر سختگیری نکنیم، خواهند گفت زندگی مرفهانه و مسرفانه دارند و اگر جلوگیری کنیم، خواهند گفت رفتار سختگیرانه دارند؛ برای اینکه پاسخ خواهیم داد مهم اعتدال و اقتصاد و پرهیز از شعارهایی است که خوشبختانه این دولت نیازی به آنها ندارد.
برای ضعفا هم باید کاری کرد که مسکن ارزان شود تا مجبور نشوند برای خرید یک واحد پنجاه متری، حقوق سی سال خدمت خود را همراه با ارث پدری سر هم کنند و عاقبت هم با قرض و بدهی بانکی سر بر بالین بگذارند.
برای دولت نهم آرزوی موفقیت داریم و برای موفقیتش دعا میکنیم.