سیدجلال فیاضی
حادثه تلخ سقوط هواپیمای 130 ـ C و شهادت جانسوز جمعی از خبرنگاران، روزنامهنگاران و عکاسان فرصتی را فراهم آورد که یک بار دیگر جایگاه، نقش و رسالت خبرنگاران نزد افکار عمومی مورد توجه و بازنگری قرار گیرد.
نگارنده بر آن بود تا در همان مقطع نکاتی را یادآور شود؛ اما نگرانی از غلبه احساسات بر منطق و طرح مطالبی که چندان به حادثه مرتبط نیست، موجب انصراف شد. اکنون و پس از سپرده شدن اربعین شهیدان، نگاهی دوباره به این مساله مهم ضروری مینماید. به نظر میرسد جامعه مطبوعاتی ایران از 3 فقدان رنج میبرد و همین مسائل مانع تحقیق جایگاه واقعی خبرنگاران و مهندسان افکار عمومی شده است:
1 ـ فقدان نظام مطبوعاتی، نخست رنج جامعه رسانهای ماست.
پزشکان، حکمای جسم انسان، پس از سالها تحصیل و با ارزیابی و دریافت پروانه فعالیت از نظام پزشکی کشور اجازه طبابت مییابند و همین نظام بر فعالیت آنها نظارت میکند و متخلفان را مجازت. مهندسان نیز دارای نظام مهندسی هستند؛ اما حکمای اندیشه انسانها و مهندسان افکار عمومی فاقد نظام مطبوعاتی هستند و لذا ورود به این جرگه و نظارت بر فعالان عرصه رسانهای از ساختار مناسبی برخوردار نیست.
بحران مطبوعاتی در سالهای گذشته از همین فقدان نشان گرفت، به طوری که سیاستمداران به بنبست رسیده به جای تشکیل حزب به روزنامهنگاری روی آوردند و مقامات اطلاعاتی که به دلیل وظیفه حفاظت اطلاعات از اطلاعات گستردهای برخوردار بودند، روزنامهنگاری را پیشه کردند که رسالت انتشار اطلاعات را برعهده دارد. تقریبا همه روزنامههای زنجیرهای از سوی همین دو گروه تاسیس و اداره شدند و در نتیجه مطبوعات، ابزار اهداف سیاسی و حزبی قرار گرفتند و از رانتهای اطلاعاتی برای تسویه حساب سیاسی از طریق ابزار مطبوعاتی سوء استفاده شد و به بحران مطبوعاتی در کشور دامن زد. اینجا نظام مطبوعاتی و حاکمیت ضابطه بر عرصه مطبوعات و نظارت بر عملکرد فعالان رسانهای از طریق این نظام مطبوعاتی، علاوه بر آن که فعالیت رسانهای را سامان میدهد. از برخوردهای حذفی نسبت به مطبوعات هم جلوگیری میکند.
2 ـ فقدان منشور اخلاق حرفهای روزنامهنگاران مسلمان از دیگر مشکلات ماست. پایبندی به اصول اخلاق حرفهای برای هر جامعهای یک ضرورت است. حتی ژورنالیسم غربی به این معیارها پایبندی نشان میدهد. در جامعه اسلامی که تکریم اندیشه انسانها از اهمیت ویژه برخوردار است، مهندسان افکار عمومی باید با تبعیت از اصول اخلاق حرفهای تراز جمهوری اسلامی، فضای رسانهای کشور را به سمت سلامت پیش برند.
گفته میشود، استاد ارجمند جناب آقای دکتر معتمدنژاد، پدر علم ارتباطات ایران در این زمینه فعالیتهایی را سامان دادهاند که میتواند از سوی مسوولان مطبوعات کشور تدوین شود و همه فعالان این عرصه در بدو ورود برای پایبندی به آن میثاق ببندند.
3 ـ فقدان تشکلهای صنفی مستقل، کارآمد و موثر نیز از دیگر رنجهای جامعه مطبوعاتی است. متاسفانه انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران هرگز موفق به جلب حمایت جامعه رسانهای کشور نشد. طی 5 سال فعالیت همواره ابراز یک جریان سیاسی بوده و به تنها وظیفهای که نپرداخته، رسالتهای صنفی است. برای جامعه مطبوعاتی ایران امکاناتی که در اختیار این تشکل قرار گرفته و نحوه توزیع آن شفاف نیست و تنها برخوردهای سیاسی و یا باندی و حزبی آنان مشهود است. یک تشکل صنفی مستقل و برآمده از بدنه روزنامهنگاران میتواند به واقع و به دور از افراط و تفریط از حقوق صنفی جامعه رسانهای کشور دفاع و برای تحقق جایگاه واقعی آنان تلاش کند.
ایجاد نظام مطبوعاتی، تدوین منشور اخلاق حرفهای روزنامهنگاران مسلمان و تشکیل تشکل صنفی مستقل 3 نیاز مبرم جامعه رسانهای کشور است که امید میرود با کوشش مدیریت جدید وزارت ارشاد و بهرهمندی از دیدگاهها و نظرات فعالان رسانهای کشور در این مقطع حساس تحقق یابد تا بسترهای مناسب دستیابی به جایگاه و نقش واقعی روزنامهنگاران فراهم شود.