تربت جام ـ محمدرضا واحدی
«نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری پیش روست، 27 خرداد 1384 روزی مهم و سرنوشتساز نه برای جهان و ایران بل از زاویهای مهمتر از همه، برای اهل سنت ایران، انتخاباتی که به واقع مهمترین عرصه حضور مشارکت و تاثیرگذاری به عینه در شرایط فعلی و مباحثی چون، مشارکت حداکثری، یأس و عدم انگیزه نسبی حضور مردم در انتخابات بالا رفتن سطح مطالبات اکثریت جامعه، تبدیل شدن اکثریت فعال جامعه به اکثریت خاموش، تأثیرگذاری عدم شرکت نخبگان خاموش و روشنفکران؛ ایجاد شکاف (صوری ـ غایی) در میان اصلاحطلبان، سیاسیون و نمونه بارز آن کاندیداهای متنوع، سابقه حضور مردم و یا عدم حضور و تأثیرات متقابل در انتخابات سال 76، 78، 82، نمودهای تبعیض و بیعدالتی درون جامعه، شکاف طبقاتی، فقر، بیکاری و فساد و... و البته در عین حال با نیم نگاهی به زاویه روشن پیشبرد اهداف اصلی انقلاب و اندیشههای والای امام خمینی(ره) و مردم میباشد. در طول گذشت 26 سال از انقلاب سال 57 آیا به واقع شرایط به گونهای رقم خورده است که امروز حضور و مشارکت و یا عدم حضور اهل سنت به عنوان یک عامل بسیار مهم، مؤثر و سرنوشتساز برای انتخابات یک رئیسجمهور باشد؟ آیا این نکته باریکتر از مو را نباید یادآوری کرد که در شرایط به گونهای رقم نخورد که خدای ناکرده هر گونه ضعف یا شکست یا ایرادی در جهت اهداف کاندیداهایی که به احتمال خود را به مردم و انقلاب پاسخگو نمیدانند و امروزه نیز نماینده اقلیتی مطلقند نه کل قاطبه مردم، در کیسه اهل سنت گذاشته شود و یا حضور و یا عدم حضور اهل سنت مسأله ساز گردد و از طرفی در صورت موفقیت و پیروزی در جهت ادامه اهداف انقلاب و سیر تدریجی منظم، این پیروزی به نام دیگران لحاظ شود!؟
ـ نیک نمیدانم؛ حضور اهل سنت بسیار سرنوشتساز است. با رأی مطلق و در عین حال ویژگی اقلیتها در کلیه جوامع یعنی مشارکت و همبستگی در جهت رسیدن به منافع و مطالبات خویش، لیکن نه به گونهای که نتایج احتمالی منفی و ناخوب در آینده به نام اهل سنت ثبت گردد. با نگاهی به مجموعه مطالبات اهل سنت که خود جدای از شرایط کلی کشور نیست ما نیز همگام با دیگر ایرانیان و هموطنان خود تصمیم را براساس گذر سیاسی ـ اجتماعی ایران در طول قرنها، سدهها، دههها قرار دهیم و بدانیم: روند رو به رشد و به خصوص در طول صد سال اخیر و وقایع سرنوشتسازی چون مشروطیت، کودتای 28 مرداد و دولت مرحوم مصدق، انقلاب سال 1357 و نیز واقعه تاریخی 2 خرداد 1376، همگی در پی همند و امروز نیز در تاریخ ثبت خواهند شد. ـ پرواضح ایران عزیز مسیر خود را یافته و هر روز در جهت تحقق دموکراسی، حقوق شهروندی، رفع تبعیض و آنچه که در خور یک جامعه پیشرفته، سالم و توسعه یافته میباشد گام برمیدارد و ما نیز در این مسیر تلاش کردهایم و خواهیم کرد. ـ این بدان معنا است که مبادا حضور و تأثیرگذاری اهل سنت را فقط در این انتخابات محدود نماییم، بلکه در طول بیست و شش سال قبل و نیز بیشتر از آن به طور مسلم از امروز مؤثرتر و مفیدتر بودهایم گر چه ظهور و بروز آن در لایههای اجتماعی به صورت خاموش متجلی شده باشد.
ـ بدون شک دولت جناب آقای خاتمی در بعد از خرداد 76 شاید برای اولین بار در قسمتهایی پاسخی مثبت برای اهل سنت داشت و در عمل نیز پیاده شد لیکن نه آنچه که باید و باشد، اما صورت پذیرفت و جامه عمل پوشاند، اگر چه این پیشرفت از جمله فاکتورهای مثبت انعطافپذیری نظام جمهوری اسلامی نیز میباشد لیکن امروز هم همان دغدغهها وجود دارد و از طرفی هول پیمانشکنی!
ـ نمایندگان مردم چه در مجلس شورای اسلامی و چه در ریاست جمهوری و یا هر نهاد دیگر باید اصول صداقت، شجاعت، مدیریت، تعهد به آرمانها و اصول انقلاب و مردم، تابع مطلق قانون، خویشتنداری، تلاش و دیگر مواردی که جای ذکر آن نیست قرار داده و تنها مدافع منافع شخصی و یا گروهی خویش باشند و بس.
ـ پرواضح با نگاه کلان به مجموعه مشکلات و کمبودها در کلیه عرصههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و... در مییابیم که کل جامعه با آن دچار چالش است. آنهایی که گمان میبرند با نگاه تبعیض آمیز به یک نفر در جامعه، خود و حتی کل کشور را دچار خدشه نمیکنند بسیار در اشتباهند! جامعه به مثابه خانوادهای است که تبعیض و بیعدالتی در مورد یک فرزند به طور مسلم کل خانواده را دچار مشکل کرده و نظم و سلامت خانواده را از مسیر رشد و تعالی دور خواهد نمود. دادن قول و وعده و وعید در ذات خود دچار خدشه است، لیکن نمودهای تبعیض به شکلی بروز داده است که شاید به قولهای حداقلی هم اکتفا نماییم اما واقعیت این است که در جهت توسعه، رشد و تعالی کلی جامعه، قدر مسلم، قولهای دیگران و مطالبات ما نیز نهفته است.
ـ بر این باوریم، ساختن یک مسجد در تهران و یا گذاشتن دو نفر در استانداریها و... و گرفتن قول و با دادن قول انجام آن امور، دلیلی بر رشد و توسعه سیاسی ـ اجتماعی نیست. چرا که در یک جامعه موقعیتها، و از طرفی آن امور در یک جامعه توسعه یافته خود به خود به صورت شایستهسالاری و در عین رعایت حقوق شهروندی بدون هیچگونه شرط و قول در شرایط یکسان از جنبه کیفیت عملکرد در اختیار افراد شایسته و در خور قرار میگیرد، لذا رأی به توسعه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی چاره کار جامعه است نه رأی به یک قول، گر چه شکلی عینی به خود بگیرد. البته این دغدغهای است حداقلی که متأسفانه در همان حد و اندازه نیز تا به حال جامه عمل نپوشیده که جای اندیشیدن دارد. با این حال در صورت پذیرش اکثریت جامعه اهل سنت در هر نوع فاکتور و یا گزینهای، آن امر پذیرفتنی است.
ـ همانگونه که 26 سال گذشت، این چهار سال هم خواهد گذشت، همچنان که مشکلات و تبعیضها بوده و در بدبینانهترین حالت، همچنان خواهد بود، خدای را شاکریم که امروزه شرایط مناسبتر از گذشته است اما آنچه که پایدار و جاوید خواهد بود، سربلندی و موفقیت در پیشگاه مقدس تاریخ و وجدان خویش و نسل بشر خواهد بود. پس با نگاهی کلان، جامع، بلند و وسعت دید، تصمیمگیری نماییم.