تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۶  ، 
کد خبر : ۵۳۵۶۲
اصلاحات غیردموکراتیک

کودتا برای اصلاحات (بخش اول)


 علی‌اصغر سید‌آبادی
اصلاحات غیردموکراتیک در ایران با رضا‌خان شروع شد. پیش از این رضا‌خان سربر آورد، ایران بر مدار اصلاحات حرکت می‌کرد و کم و بیش پیش می‌رفت. نخستین تلاش‌ها برای اصلاحات با شکست عباس‌میرزا در جنگ با روسیه آغاز شد، شکستی که به شاهزاده جوان ایرانی فهماند که دنیا پیش‌رفته است و ایران عقب‌مانده است. اما تصوری که از او پیشرفت داشت بیشتر در تکنیک خلاصه می‌شد و بخصوص در تکنولوژی جنگی. امیر کبیر اگر چه نگاه عمیق‌تری به اصلاحات داشت، اما او نیز اصلاحات را در معنایی غیردموکراتیک دنبال می‌کرد، اما چون تا آن دوره در ایران بحث نشده بود و آنان تصوری روشن از موضوع نداشتند، می‌توان رضا‌خان را آغاز‌گر اصلاحات غیردموکراتیک خواند، بخصوص که پیش از او انقلاب مشروطه در ایران صورت گرفته بود و برخی از نهادهای دموکراتیک تاسیس شده بود. و اما رضا‌خان چگونه سربر آورد؟ از آن‌جا که رضاخان را به عنوان آغاز‌گر اصلاحات غیردموکراتیک می‌شناسیم، می‌توان گفت که پاسخ به این پرسش خودبه‌خود پاسخ این پرسش می‌تواند بینجامد که «اصلاحات غیردموکراتیک در ایران چگونه سربر آورد؟» علیرغم اینکه مجلس سوم مشروطه شکل گرفته بود و اصلاح‌طلبان که در مجلس حضور داشتند تلاش می‌کردند برنامه‌های خود را پیش ببرند و از برنامه‌های دولت اصلاح‌طلب وقت هم حمایت می‌کردند، اما مجلس سوم مجلس ضعیفی بود. ایران در مسائل داخلی گرفتار بود و جهان داشت به سمت و سویی دیگر می‌رفت و ایران نیز با خود می‌کشید. بلشویک‌های جوان که پس از شکست تراز، شوروی را تشکیل داده بودند، با مقایسه لغو همه امتیازهایی که تزار از ایران گرفته بود با قرارداد 1919 مخالفت کردند و چندی بعد ارتش سرخ به بهانه از بین بردن نیروهای انگلیس که به قفقاز اسلحه می‌فرستادند و برای تقویت جنگلی‌ها در برابر حکومت تهران که به نظر آنان زیر نظر انگلیس‌‌ها اداره می‌شد، نیروی کوچکی را در بندر انزلی پیاده کردند. (یرواند آبراهامیان ـ ص 143) قرارداد 1919 از یک سو و پیروزی انقلاب سوسیالیستی شوروی جانی تازه به مبارزان ایرانی علیه حکومت بخشیده بود. دموکرات‌های تبریز به رهبری شیخ محمد خیابانی دست به شورش زده بودند. (داریوش رحمانیان ـ ص 36 ) پیش از آنها جنگلی‌ها که نخست متشکل از زمین‌‌داران کوچک گیلان بودند، سر به شورش بر‌داشته بودند و پس از انقلاب شوروی با پیوستن گروه‌هایی چپ‌گرا به این نهضت، بخش زیادی از گیلان را به تصرف درآورده بودند. (یرواند آبراهامیان ـ ص140 ) برخی از کارشناسان در توصیف این دوره، کابینه‌های ناکار‌آمد، مجلس غیر قابل کنترل، احزاب سیاسی بی‌قید و شرط، مطبوعات آزاد و جنبش‌های آزادی‌خواهانه ولایت و خطر تجزیه کشور را به کار برده‌اند. (ایرانیکا ـ ص 127 ) به نظر می‌رسد کم‌تجربگی نمایندگان پارلمان را نیز در به وجود آمدن تصویری سراسر اختلاف از وضعیت نزد مردم ایران نباید نادیده گرفت. عدم وجود تجربه پارلمانی هم برای نمایندگان و هم برای مردم می‌توانست به این تصویر منجر شود و گویی مجلس مسبب این اختلافات است و اگر مجلسی و مشروطه‌ای در میان نباشد از این اختلافات هم خبری نیست. در مقابل وجود تصویری سراسر اختلاف گشتن به دنبال منجی وحدت‌بخشی که به همه اختلاف پایان دهد، برای ایرانیانی که آرمانشهرشان را منجی‌ها به ارمغان می‌آورند، امری طبیعی باید تلقی شود. حرکت‌های تجزیه‌طلبانه که در برخی از ولایات شکل گرفته بود با واکنش‌های ملی‌گرایان روبرو می‌شد و در جبهه مقابل به نوعی ناسیونالیسم دامن می‌زد. در واقع برخی از روشنفکران ایرانی متاثر از ناسیونالیسم اروپایی به شدت با قومیت‌گرایی مخالفت می‌کردند و با تکیه بر تبار باستانی ایران در مقابل تجزیه ایران ایستادگی می‌کردند. از سوی دیگر تشکیل شوروی برای احزاب و گروه‌های چپ‌گرای ایرانی در باغ سبزی بود، برای تاثیر‌گذاری بیشتر. آنان در تهران اجازه یافته بودند که قدرت گذشته خود را بازیابند و همچنین نخستین نطفه‌های تشکیل حزب کمونیست در این دوره بسته شده بود. فرقه عدالت که پیشتر از سوی سوسیال دموکرات‌های کهنه‌کار هوادار بلشویک‌های روسی تشکیل شده بود، در اواخر دوره قاجار برای ارتش سرخ شوروی، داوطلب گردآوری می‌کردند و به یاری جنگلی‌ها می‌شتافتند. فرقه عدالت در همان سال‌ها کنگره‌ای در انزلی برگزار کرد و در آن از میان دو پیشنهاد رسیده، پیشنهاد رادیکال‌تر و انقلابی‌تر را به عنوان راه‌حل برگزید. (آبرهامیان ـص 144 ) براساس این پیشنهاد رهبری همه طبقات ناراضی به ویژه دهقانان، خرده‌بورژواها و لمپن پرولتاریا علیه امپریالیسم خارجی و دست‌نشاندگانش وظیفه فوری و ضروری فرقه کمونیست شمرده می‌شد. کنگره فرقه کمونیست با جنگلی‌های گیلان، جمهوری سوسیالیستی ایران را تشکیل داد و با تاسیس جمهوری سوسیالیستی گیلان با حمایت ارتش سرخ آماده حمله به تهران شدند. (آبرهامیان ـ ص 145)
اوضاع آشفته ایران که از یک سو نیروهای بیگانه در آن حضور داشتند و از سوی دیگر خطر تجزیه‌طلبی آن را تهدید می‌کرد، باعث شده بود که بری از عناصر وطن‌دوست به فکر یک کودتای ملی بیفتند که یکی از آنان سیدحسن مدرس نماینده برجسته مجلس شورای ملی بود. (محمد‌‌تقی بهار ـ ص 66) برخی از کارشناسان معتقدند انگلیس که از این خطر برده بود، به فکر چاره افتاد. به عبارت دیگر زمینه برای ظهور کسی در کسوت منجی آماده بود و انگلیسی‌ها این را خوب دریافته بودند. از سوی دیگر تلاش‌های دولت برای تشکیل مجلسی دیگر که نمایندگانش میانه خوبی با انگلیس داشته باشند تا بتوان در آن مجلس قرارداد 1919 را تصویب کرد، به جایی نرسیده بود. در این گیر‌ و ‌دار یک افسر 42 ساله ترک که از خانواده‌های گمنام برآمده بود و به فرماندهی بریگاد قزاق در قزوین رسیده بود، با لشکری سه هزار نفره راهی تهران شد. به گمان برخی از کارشناسان او پیش از حرکت با افسران انگلیسی در قزوین دیدار کرده و برای نیروهای خود مهمات، آذوقه و پول گرفت. او در نزدیکی تهران با سیدضیاءالدین طباطبایی که روزنامه‌نگاری جوان و مورد اعتماد و حمایت انگلیسی‌ها بود و با افسران ارشد ژاندارمری دیدار کرد. دیدار او با افسران انگلیسی را برخی از کارشناسان نشانه وابستگی رضا‌خان به انگلیسی‌ها می‌دانند و کودتای او را کودتایی انگلیسی می‌خوانند. فرمانده 42 ساله بریگاد قزاق‌ها که رضا‌خان نام داشت با پشتیبانی افسران ژاندارمری و مشاوران نظامی انگلیس دروازه‌های تهران را گشود و 60 تن از سیاستمداران سرشناس کشور را دستگیر کرد. او به شاه اطمینان داد که برای نجات سلطنت از خطر انقلاب دست به کودتا زده است و از شاه خواست که سید‌ضیاء را به نخست‌وزیری برگزیدند. (آبراهامیان ـ ص 147) شاه جوان و کم‌تجربه چاره‌ای جز پذیرفتن خواسته‌ها اگر چه سید‌ضیاء را بر صندلی صدارت نشاند، اما قدرت واقعی را به رضا‌خان بخشید، اما بسیار خطا کرده‌ایم اگر فکر نکنیم که رضا‌خان صرفا با زور اسلحه موفق شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات