* کنفرانس امنیتی مونیخ، با چه هدفی برگزار شد؟
** اجلاسی که هر چند یکبار در زمینههای مختلف سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی در سطح بینالمللی برگزار میشود، با هدف هماهنگی در کارها و بررسی شرایط جدید، صورت میگیرد که برپایی کنفرانس امنیتی در مونیخ آلمان در این راستا قابل ارزیابی است. بدین معنا که وزرای دفاع کشورهای عضو ناتو به منظور انجام هماهنگیهای لازم در چارچوب وظایف مدون ناتو، به تشکیل چنین کنفرانسی اقدام کردهاند.
به هر حال در شرایط کنونی که جهان آبستن حوادث گوناگون بوده و خصوصا در منطقه خاورمیانه که مسائلی همچون، پیروزی جنبش حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین، خارج شدن شارون از روند مذاکرات صلح، گشوده شدن فاز جدیدی برای پرنده هستهای ایران و مناقشات ارضی و هستهای هند و پاکستان، به وجود آمده است که مطمئنا این تحولات از نگاه دولت آمریکا به دور نبوده و به عنوان یک کشور تاثیرگذار در سازمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، آنها را رصد میکند. هماکنون بحثی که در درون ناتو جریان دارد این است که این سازمان بتواند با کشورهای غیر عضو در مناطق مختلف دنیا، تعامل داشته باشد که روابط سه جانبه برخی کشورهای شرق آسیا، اتحادیه اروپا و آمریکا در این راستا است هر چند که گاها با فراز و نشیبهای روبهرو بوده است، اما غالبا این روابط، مثبت بوده و در زمینههای مختلف خصوصا مباحث امنیتی، دیدگاههای مشترک دارند.
* آیا در کنفرانس مزبور، ماموریتهای جدیدی برای ناتو تعریف شده است؟
** به هر صورت، در شرایط جدید، ناتو نیز حساسیت خاص خود را پیدا کرده است. با فروپاشی اتحاد شوروی، سازمان آتلانتیک شمالی (ناتو) به سمت شرق گسترش یافته و به عبارتی در کشورهای حوزه امنیتی اتحاد شوروی حضور یافته است و حتی برخی کشورهای اروپایی شرقی که عضو بلوک شرق بودهاند، به عضویت ناتو درآمدهاند. میتوان گفت با جهانی شدن موضوع تروریسم، این موضوع نیز در دستور کار ناتو قرار گرفته است که میتوان به حضور ناتو در افغانستان و عراق با هدف مقابله با سازمانهای تروریستی اشاره نمود. ذکر این نکته ضروری است که در جریان حمله آمریکا به عراق در قالب ائتلاف چند کشور، ناتو با اختلافهای درون سازمانی مواجه شد و برخی کشورهای عضو ناتو، حمله به عراق را نپذیرفتند.
* با توجه به تفاوت در تعریف امنیت به لحاظ مرجع ارائهکننده آن، آیا عرصه بینالمللی با نوعی دوآلیسم مفهومی در مقوله امنیت مواجه نخواهد شد؟
** قطعا این گونه است. چرا که کشورهای ضعیف و قوی، تعاریف مختلفی از امنیت را ارائه میکنند. در شرایطی که دنیا به سمت تک ریاستی حرکت میکند که البته مکانیزم خاص خود را نیز دارد، آمریکا تلاش دارد نگاه همگان را به مشارکت حداکثری در راستای تامین امنیت جهانی، معطوف نماید. هر چند که آمریکا نشان داده است در قالب این هدف، به دنبال تحقق منافع ملی کشور خود و در مرحله بعد همپیمانان اروپایی آن است که در این صورت تامین امنیت جهانی تنها در حد یک شعار باقی خواهد ماند. باید پذیرفت که امروزه عوامل مختلف قدرت اعم از نظامی، اقتصادی، رسانهای، نفوذ دیپلماتیک و چانهزنی، از مولفههایی است که هر کشوری میتواند با استفاده از آن، نفوذ خود را بیش از پیش گسترش دهد و گفتمان خود را به یک گفتمان غالب در سازمانهای بینالمللی بدل کند.
به هر حال امروزه وجه غالب تفکر در دنیا، عملگرایی است و کشورهایی که قدرت عمل بیشتری از خود نشان دهند، وزنه را به نفع خود سنگین میکنند و با این مکانیزم به حل و فصل مجادلات بینالمللی میپردازند.