امیرعلی ابوالفتح
آن روزی که روزنامه یولاندزبوستن دانمارکی 12 کاریکاتور پیامبر اسلام(ص) را به زیر چاپ برد شاید تصور نمیکرد که اینگونه جهان را به خشم و نفرت دچار کند. واقعیت این است که سالیان سال گروههای لائیک و سکولار، نمادها و ارزشهای مسیحیت را به سخره گرفتهاند و پاسخی جز اعتراضات پراکنده از سوی کلیسا نشنیدهاند. از چاپ تصاویر ناپسند از حضرت مسیح(ع) تا به نمایش گذاشتن فیلم آخرین وسوسههای مسیح، همواره ارزشهای مسیحیت به بهانه آزادی بیان در جهان غرب مورد تهاجم قرار گرفته است. از این رو تصور عمومی در غرب چنین بوده که در مقابل کاریکاتورهای اهانتآمیز به پیامبر اسلام، حداکثر، تعدادی راهپیمایی محدود برگزار خواهد شد و با گذشت زمان، موضوع رو به فراموشی سپرده میشود.
اما واقعا چه عاملی باعث شده که جهان اسلام، از اندونزی و فیلیپین تا نیجریه و آفریقای جنوبی چنین دستخوش تلاطم و خشم شود؟ حتی پایتختهای کشورهای شمال اروپا که خود را بیش از دیگران متاثر از سکولاریسم میدانند، شاهد تظاهرات وسیع مسلمانان بوده است. اگر چه شدت توهین به پیامبر اسلام آنچنان گسترده بوده که این خشم سراسری را بسیار طبیعی نشان میدهد، لیکن شرایط زمانی این توهینها، در شعلهورتر شدن نفرت مسلمانان بیتاثیر نبوده است. به عبارت دیگر اگر چند سال پیش چنین تصاویر وهن آمیزی از پیامبر اسلام به نمایش گذاشته میشد، شاید واکنشها اندکی تفاوت میکرد. حتی میتوان گفت که اعتراض سراسری به این کاریکاتور به مراتب شدیدتر و عمیقتر از واکنش به کتاب آیات شیطانی بوده است.
در صورت پذیرش این پیشفرض، آنچه که تظاهرات کنونی را گستردهتر کرده، آگاهی یافتن جهان اسلام از تهاجم بنیادین فرهنگ غرب علیه ارزشهای اسلامی است. به عبارت دیگر، در سالهای نخستین قرن بیستو یکم، در حالی که همگان انتظار گفتوگوی فرهنگها و تمدنها را داشتند، غرب جنگ جدید صلیبی را علیهالسلام به راه انداخته است. 11 سپتامبر سال 2001 این تقابل را آشکار کرد. گروهی از اتباع کشورهای خاورمیانه با تشبث به آموزههای انحرافی و غیر واقعی از اسلام، صدها انسان بیگناه را به خاک و خون کشیدند. این حادثه از سوی بلند پایهترین روحانیون مذاهب مختلف اسلامی محکوم شد. اما رسانههای گروهی غرب، بویژه آن دسته از رسانهها که وابستگی بیشتری به محافل صهیونیستی داشتند شیپور جنگ جدید صلیبی را به صدا در آوردند.
در 5 سال گذشته، همواره واژه تروریسم با اسلامگرایی عجین شده است. کشورهای غربی برنامههای گستردهای را برای تحت کنترل در آوردن مسلمانان در کشورهای خود تحت عنوان مبارزه با تروریسم به مرحله اجرا در آوردهاند. در این مدت خاک دو کشور اسلامی، یعنی افغانستان و عراق به اشغال سربازان غربی در آمده است. دو کشور دیگر اسلامی، ایران و سوریه هر روزه با تهدیدات جدیدی از سوی غرب مواجه میشوند. بسیاری از مسلمانان برای سفر به اروپا و آمریکا با دشواریهایی مواجه میشوند و اغلب مورد تحقیر قرار میگیرند. نظرسنجیهای صورت گرفته در کشورهای خاورمیانه که دولتهایشان روابط بسیار نزدیکی با واشنگتن دارند، نشان میدهد که میزان نفرت از آمریکا بطور متوسط به بیش از 80 درصد افزایش یافته است. هم اکنون مسلمانان شاهد هستند که نظام هزار ساله آموزش دینی انان به بهانه اشاعه تروریسم، مورد انتقاد غرب قرار گرفته و رو به تغییر گذاشته است.
اگر چه در این مدت همان گروههای انحرافی تحت عناوینی نظیر القاعده هزاران انسان بیگناه را در لندن، مادرید، بغداد، امان، بالی و ریاض به قتل رساندهاند، اما از دید غالب مسلمانان جهان، این گروه به هیچ عنوان نمایندگی جهان اسلام را برعهده ندارند که اکنون بخواهند به دلیل رفتارهای ناصحیح آنان اینگونه شاهد تهاجم غرب به ارزشهای دینی خود باشند.
بنابراین خشم کنونی مسلمانان از کشیده شدن کاریکاتورهای توهینآمیز به ساحت مقدس پیامبر اسلام مخلوطی از عشق و ارادت قلبی به خاتم پیامبران و همچنین نگرانی عمیق از جنگ صلیبی غرب علیه تمام موجودیت و هویت جهان اسلام است. به عبارت دیگر مسلمانان در کلیه کشورهای جهان، چه در سرزمینهای اسلامی و چه در اروپا و آمریکا به این درک مشترک رسیدهاند که اگر این بار سکوت کنند، آنگونه که برخی در مقابل حمله به عراق و یا راه انداختن روند اسلام ستیزی در غرب چنین کردند، دیر زمانی نخواهد گذشت که صرف مسلمان بودن و یا اذعان به ارزشهای اسلامی از سوی آنان در جوامع غربی جرم نابخشودنی تلقی خواهد شد. همانگونه که اکنون دختران دانشآموز محجبه فرانسوی به این سرنوشت دچار هستند.
به هر حال چاپ کاریکاتورهایی از پیامبر اسلام و واکنش یکپارچه مسلمانان ثابت کرد که جهان تا چه اندازه به جنگهای فرهنگی و دینی نزدیک شده است. اگر چه چاپ این کاریکاتورها از سوی اغلب رهبران غربی محکوم شده، لیکن محکومیتهای لفظی نمیتواند شعلههای رو به افزایش نبردهای فرهنگی عصر حاضر را مهار کند. اگر روزنامه دانمارکی با چاپ کاریکاتورهای پیامبر اسلام عملا تئوری جنگ تمدنهای ساموئل هانتینگتون را به منصه ظهور رساند، جهانیان از غرب تا شرق و از مسلمان تا مسیحی وظیفه دارند برای نجات سرنوشت بشر نظریه گفتوگوی تمدنها را که برای اولین بار سیدمحمد خاتمی، رئیسجمهور سابق ایران منادی آن بود به مرحله اجرا گذارند. در غیر این صورت، این تنها مسلمانان نخواهند بود که قربانی جنگهای جدید صلیبی خواهند شد، بلکه امنیت و ثبات غرب نیز در معرض نابودی قرار خواهد گرفت.