تاریخ انتشار : ۰۷ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۴:۲۶  ، 
کد خبر : ۵۳۵۹۰

اجتماع غیرمتعهدها در جهان بدون قطب


محمد بخشنده
رهبران ایران در میان نهادهاى بین المللى، بیش از همه به سازمانى عشق ورزیده اند که نیم قرن پیش به دست تواناى جمعى از چهره هاى آرمانگراى جهان سوم بنیان نهاده شد. سازمانى که در خاطره ملت هاى جهان سوم مردان بزرگى مانند، نهرو، سوکارنو و عبدالناصر را تداعى مى کند. اگر قرار باشد آرزوهاى بلند دیپلماسى ایران بویژه در دوره دولت نهم فهرست شود بى گمان در صدر این آرمان ها همانا تقویت و احیاى سازمان عدم تعهد قراردارد. زیرا در میان خیل بى شمار نهادهاى بین المللى فقط این سازمان است که بنیان اش بر دو آرمان زیباى «استقلال طلبى» و «عدالت خواهى در نظام بین الملل» گذاشته شد.
اکنون تهران با نگاه به همین آرمان هاى برزمین مانده براى فعال کردن این نهاد پیشگام شده است. اغلب ناظران تشکیل اجلاس تازه غیر متعهد ها در تهران را به فال نیک گرفته اند از این جهت که این گام دولت نهم با شکست و ناکامى ائتلاف هاى نامدارى همزمان شده است که پس از ۱۱ سپتامبر با عناوین مختلف از سوى بازیگران غربى تشکیل شد. بنابراین گزاف نیست که اگر گفته شود ۱۱۸ کشور غیر متعهد در ضیافت تهران با یک فرصت تاریخى براى تأثیر گذارى بر معادلات سیاسى روبه رو هستند. ارزش این فرصت تاریخى آنگاه روشن مى شود که در گرماگرم اجلاس تهران اغلب ناظران خبر از پایان اندیشه یکجانبه گرایى داده اند اندیشه اى که نزدیک یک دهه همه امور روابط بین الملل را تحت الشعاع قرار داد. راهبرد یا مانیفستى که از اجلاس تهران بدست مى آید مى تواند یکى از پایه هاى حرکت جمعى به سوى جهانى عارى از سلطه باشد. همه مهمانان تهران دراین اندیشه اتفاق نظر دارند که دنیاى جدید بیش از هرچیز نیازمند تصمیم ها و اندیشه هاى منطقى و درست است. آنها فراموش نکرده اند که از ۱۱ سپتامبر تاکنون سلسله انتخاب هاى نادرست وتصمیم هاى اشتباه چه بحران هاى مهیبى را به بار آورد.
از این منظر بدون شک اجلاس تهران بیشترین توجه خویش را به اصلاح مدیریت جامعه بین المللى معطوف خواهد کرد . یعنى همان چیزى که خواسته اول دولت نهم است. در شرایط فعلى که جهان بویژه در قلمرو کشورهاى عدم تعهد با عوارض تصمیم هاى ویرانگر زمامداران امریکا دست و پنجه نرم مى کند خواسته ملت ها چیزى جز این نیست که دیپلمات ها و نمایندگان آنها براى تصحیح روند مدیریت تحولات جهانى همت گمارند و خطاهاى فاحشى که در پیمودن مسیر صلح و امنیت بین المللى بروز کرد را رفع نمایند.
بنابراین اگر در زبان برخى ناظران اجلاس تهران یک مبدأ براى شروع حرکت جدید خوانده شده از آن روست که امروز یک اجماع بى سابقه بر سر ضرورت اصلاح مناسبات ناعادلانه جهانى شکل گرفته است. حتى محافظه کار ترین اعضاى جنبش که اى بسا زمانى نامشان به عنوان شرکاى امریکا مطرح بود به این پروژه اصلاح طلبى جهانى پیوسته اند. اما پیش از آنکه به رسالت ها و فرصت هاى پیش روى اجلاس غیر متعهد ها در تهران بپردازیم لازم است پاره اى ابهام ها در باره حیات تازه این نهاد رفع شود ابهام هایى که این نهاد به مدت نیم قرن براى اثبات موجودیت و توانایى خویش با آن روبه رو بود.
نیم قرن زندگى در چالش
اغلب چالش هاى بزرگ پیش روى سازمان عدم تعهد از سوى قدرت هایى دامن زده شد که وجود این نهاد را خطرى براى موقعیت خویش مى خواندند. روشن بود که عدم تعهد براى تغییر در توازن قدرت بین المللى به میدان آمده بود و این چیزى نبود که بازیگران غربى حاضر به قبول آن باشند.
از سال ۱۹۶۱ که سازمانى با اندیشه مستقل بودن در شهر بلگراد تولد یافت تا به امروز که ایام میانسالى این نهاد را شاهد هستیم بنیانگذاران این جنبش درست نیم قرن را در آرزوى برافتادن اندیشه سلطه به سر کرده اند. رهبران و اعضاى این جنبش در این ۵۰ سال ایام توفانى جهان سیاست، بار ها درباره کارآمدى و توانایى این نهاد دچار تردید شده اند. اما گویى زیستن در سایه تهدید جزو عوامل ذاتى حیات این جنبش بوده است. یکه تازى دوبلوک قدرت در سه دهه ایام جنگ سرد - واشنگتن و مسکو- و یک جانبه گرایى قدرتى دیگر پس از فروپاشى شوروى همانند دو موج سهمگین بودند که حیات این سازمان را با تلاطم و خطر مواجه ساختند. اما غیر متعهد ها در دوران پرمخاطره پس از سقوط امپراتورى شرق نیز بر شالوده اندیشه همان پایه گذاران دیرینش ادامه حیات داد.
مى توان با نگاهى تازه دراین پرسش اندیشه کرد که دلایل ماندگارى این نهاد چیست.
در پاسخ این سؤال دلایل گوناگونى مطرح مى شود. برخى صاحبنظران ظرفیت هاى اقتصادى و اقلیمى اعضاى ۱۱۴ گانه این نهاد را به خاطر مى آورند و مى گویند این جنبش ۶۰ درصد خاک جهان؛ ۲۰درصد تولید ناخالص ملى را داراست. کشورهاى عضو جنبش غیرمتعهدها، دو سوم از کشورهاى جهان را تشکیل مى دهند یا آنکه رشد اقتصادى بیشتر کشورهاى عضو این سازمان در دهه ۹۰ و ۲۰۰۰ میلادى بیشتر از گذشته بوده است. یا آن که برخى دیگر از تحلیلگران به تلاش و مجاهدت پیشقراولان جدید و قدیم جنبش از هند و مصرایام گاندى ها و ناصر ها تا ایران و مالزى و کوبادر دهه هاى اخیر اشاره مى کنند و مى گویند همچنان که این جنبش بر شالوده تفکر درخشان رهبرانى چون: تیتو، سوکارنو ونهرو پایه گذارى شد اکنون نیز به همت کشورهاى مهم واستقلال طلب منطقه، راه خویش به سوى ایفاى نقش در قرن جدید را هموار ساخته است.
اما بى آن که نقش هرکدام از این عوامل را در بقا و پویایى این نهاد نادیده بگیریم عامل حیات بخش سازمان غیر متعهد ها را همانا باید در تفکرى جست که مانند ریسمانى ناگسستنى در هر برهه زمانى کاروان کشورهاى جهان سوم یا درواقع قطب جنوب را به زیر بیرق غیرمتعهد ها مى کشاند.
کم نبودند کسانى که درفرداى فروپاشى سازمان ها و نهادهاى عصر جنگ سرد همانند ورشو یا سنتو زنگ فروپاشى غیر متعهد ها رابه صدا درآوردند یا آنکه پس از قدرت یابى امریکا از زوال قطعى این نهاد سخن گفتند اما این محاسبات و پیش بینى ها یک عامل جوهرى را در حیات عدم تعهد به حساب نیاورد وآن این که این سازمان، فلسفه وجودى فراتر از سازمان ها یا ترتیبات امنیتى یا سیاسى دوران جنگ سرد دارد.
اغلب کسانى که در فروپاشى جهان دو قطبى، ختم حیات غیر متعهد ها را اعلام کردند نظرشان بر این پایه استوار بود که فلسفه وجودى این سازمان، اعتراض به تقسیم جهان میان دوقطب بود و لذا نتیجه گرفتند که با یکدست شدن جهان، دیگر هیچ دلیلى براى ماندن سازمانى که مى خواست نیروى سوم درمیان دو اردوگاه چپ و راست باشد نمى ماند. حتى بسیارى از نظریه پردازان که در افق قرن جدید فقط سیطره امریکاى واحد را مى دیدند دچار این اشتباه شدند که قافله غیر متعهد ها یکى پس از دیگرى راه پیوستن به نهادهاى نام آشناى اروپایى و غربى چون ناتو را پیش خواهند گرفت.
هرچند دراین مدت باب همکارى هاى جدید میان برخى کشورهاى عدم تعهد با طرف هاى اروپایى و امریکا گشوده شد اما هیچ کدام از اعضاى خانواده بزرگ این سازمان دوستى با غربى ها را به بهاى ازدست دادن عضویت خویش در جرگه غیرمتعهد ها دنبال نکردند.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات