سرگه بارسقیان
علی لاریجانی روز دوشنبه سوال دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف درباره پرونده جاسوس هستهای را با گفتن اینکه «مساله هستهای را تبدیل به جنگ حیدری و نعمتی نکنید» پاسخ داد؛ گو اینکه دیروقتی است پرونده هستهای درگیر جنگ حیدری و نعمتی است و با وجود بستن آن از سوی احمدینژاد، با قرائتهایی نوین و در فازهایی جدید باز میشود و داستان از بعد فنی و حقوقی به سیاسی و جناحی در حال تکوین است. شاید بایستی همصدا با احمدینژاد درخواست مختومهشدن پرونده را بدهیم تا دستاورد ملی، از چرخه در گرداب دستاویز جناحی رهایی یابد. اتفاقا اول بار خود لاریجانی بود که جنگ حیدرآبادیها و نعمتآبادیها را وارد میدان هستهای کرد و گفت: برخی داخلیها غرب را به صدور قطعنامه ترغیب میکردند. 29 خردادماه لاریجانی در مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی در جمع هادیان سیاسی سپاه گفت: «برخی افراد داخلی به واشنگتن رفته و غرب را به صدور قطعنامه ترغیب کرده بودند، غربیها هم فکر میکردند با سیگنالهای داخلی، اوضاع به نفع آنها در حال تغییر کردن است. جمهوری اسلامی ایران خیلی قدرتمندتر از آن است که چهار تا بچه بتوانند خللی ایجاد کنند.» (خبرگزاری فارس)
گفتهاند لاریجانی نام سازگار او حقیقتجو و... را آورده که مشوق صدور قطعنامه تحریم علیه ایران بودند؛ البته پس از استعفا گفتند مبتکر صدور قطعنامه هنری کیسینجر وزیر خارجه اسبق ایالات متحده بوده که طی مقالهای در کوران جنگ 33 روزه اسرائیل علیه حزبالله لبنان نوشت الان بهترین موقع صدور قطعنامه علیه ایران است و غرب طی 24 ساعت قطعنامه را صادر کرد. احمدینژاد نیز از همین در پرونده جاسوس هستهای را فتحباب کرد که: «مستند است کسانی بودند، میرفتند به طور منظم، اطلاعات را به دشمن میدادند و دشمن را تحریک میکردند که چرا تأخیر میکنید، زود قطعنامه صادر کنید. فشار را زیاد کنید، تسلیم میشوند.» رئیسجمهور دیروز هم در واکنش به اعلام برائت حسین موسویان از اتهام جاسوسی هستهای ضمن اینکه خواستار انتشار اطلاعات پرونده وی شد، گفت: «اینجا موضوع فنی مطرح نیست، موضوع سیاسی است. تقابل فنی نبوده است؛ چرا که دشمنان به ما امکانات فنی نداده بودند، تقابل آنها سیاسی بود؛ بنابراین ما معتقدیم مطالبی که داده شده باید منتشر شود تا مردم بدانند چه اطلاعاتی به غیر داده شده است؛ از اطلاعاتی که داده شده و آن حرفهایی که زده است. ما میخواهیم همان چیزی که میگویند چیزی نیست، منتشر شود.
به هرحال 15 - 10جلسه با بیگانگان ملاقاتهایی انجام و حرفهایی زده شده است.» آنچه با رونمایی از پرونده موسویان آغاز شد، تغییر وجهه پرونده هستهای در داخل است؛ به عبارتی دولت مقطع دوم سیاست تبلیغی خود در پرونده هستهای را در پیش گرفته که از «خبر خوش هستهای» به اعلام «لیست جاسوسان هستهای» تغییر یافته است.
دیگر آرمان قرار گرفتن ایران در صف هفت هشت قدرت برتر دنیا با دستیابی به چرخه سوخت هستهای مطرح نیست، بلکه یا «چهار تا بچه» خارجنشین هستند که شش قدرت درگیر در پرونده هستهای را به صدور قطعنامه ترغیب و 192 کشور جهان را به پیروی از دستورالعملهای شورای امنیت وادار میکنند و یا افرادی چون موسویان با سفارت بریتانیا در تماس بودهاند و اطلاعات سری به آنها منتقل میکردند و به تنهایی توانستند کد غلط به غرب بدهند و کار به صدور قطعنامه بکشد. حرف از کدام اسرار مگو است که موسویانهایی که معتمد نظامند و بدون هماهنگی مقامات ارشد، امکان ملاقات و مذاکره ندارند در کسوت جاسوس علیه منافع ملی اقدام میکنند و به غرب آنچه میگویند که ما نمیدانیم؟ لاریجانی در گذر درایت سیاسی و پختگی دیپلماتیک در مذاکرات هستهای نیک دریافته که محتاج وفاق ملی در این پروندهایم ـ جالب اینکه برخی همچون دانشجویی در دانشگاه صنعتی اصفهان گفته بود لاریجانی در لحن، ظاهر، محتوا و تفکرات پتانسیل لازم را برای حفظ عزت انقلابی ندارد! ـ و نیک میداند نباید حاشیههای سیاسی را بر متن غلبه داد؛ تفاوت در تاکتیکها و لحن گفتاری در مسیر پرونده هستهای به معنی تفاوت در تعریف اصل دستیابی به فناوری اتمی نیست. پرونده همان به که در چارچوب حقوقی خود طی مسیر کند وگرنه تبدیل آن به مسالهای سیاسی و امنیتی میتواند اجماع ملی را دستخوش آسیب قرار دهد.