تاریخ انتشار : ۰۲ آبان ۱۳۸۷ - ۱۰:۲۶  ، 
کد خبر : ۵۳۵۹۹

چامسکی: راه صلح از آناپولیس نمی‌گذرد


مهران قاسمی

نوام ‌چامسکی، صلح‌طلب بزرگ و اندیشمند نام‌آشنای جهان، در نوشتاری به بررسی اجلاس صلح  آناپولیس پرداخته و با تاکید براینکه این نشست هرگز به صلح ختم نشده و تنها از طریق سازماندهی جبهه‌ای مردمی علیه اقدامات و رویکردهای غیرقابل قبول ایالات متحده و اسرائیل می‌توان ثبات و آرامش را به منطقه بر گرداند، می‌نویسد: قبل از هر چیز باید به واقعیت تلخی اشاره کنم. جنایات علیه فلسطینیان، آنچه که در اراضی اشغالی و نقاط دیگر به ویژه در لبنان می‌گذرد، چنان تکان‌دهنده است که تنها واکنش عاطفی معقول در قبال آن خشم و در‌خواست اقدام متقابل و مشابه است. اما در واقعیت می‌توان دریافت که چنین رویکردی به هدف فلسطینیان لطمه می‌زند. بنابراین علی‌رغم آنکه کنترل خود و رفتار در قبال این جنایات افسار گسیخته و شرم‌آور دشوار است، اما باز هم باید برای تحقق هدف نهایی و برتر به خشم خود لگام بزنیم.

با این مقدمه مختصر، چامسکی مقایسه‌ای میان رویکرد تبعیض‌آمیز رژیم صهیونیستی در اراضی اشغالی و در مقابل فلسطینیان با آنچه در دوران آپارتاید در آفریقای جنوبی شکل گرفت، انجام داده و می‌نویسد: اجلاس تاریخی جورج‌بوش در حالی شکل گرفت که چارچوب آن و مفاد مورد بررسی در آن از همان ابتدا در هاله‌ای از دروغ و نیرنگ پیچیده شده بود. این‌بار بوش با همراه کردن رسانه‌ها رویکردی تهاجمی داشته و از مدت‌ها قبل به جنگ مخالفان رفته بود. از همان ابتدا هم سعی شده بود تا حافظه تاریخی افراد به بازی گرفته شود و همه چیز آن گونه که به صلاح آمریکا و اسرائیل است، به اذهان القا شود. برای نمونه بوستون گلاب چند روز پیش به کنفرانس «طابا» اشاره کرده و نوشته بود: «ایهود باراک، نخست‌وزیر وقت اسرائیل پیشنهاد ارائه شده توسط بیل کلینتون را که بر مبنای آن کشوری فلسطینی در 97 درصد کرانه غربی و 100 درصد غزه تاسیس می‌شد، پذیرفته بود». حتما می‌پرسید پس چرا این اتفاق روی نداد؟ طبیعی است که فلسطینی‌ها را باید مقصر تلقی کرد؛ فلسطینی‌های «خبیث» که مطابق معمول پیشنهادهای سخاوتمندانه اسرائیل و اسرائیلی‌ها را رد کرده بودند.

چامسکی با نقل این مطلب می‌نویسد: تنها واقعیت موجود در این مطالب، همان اصل برگزاری کنفرانس در طابا است. درست است که کنفرانس در حال رسیدن به نتیجه بود اما کسی که با مخالفت‌های خود عملا نشست را به شکست کشاند، ایهود باراک بود.

دروغ دیگری که آمریکایی‌ها ساخته‌اند را به گفته چامسکی می‌توان در سخنان لزلی گلب، رئیس سابق شورای روابط خارجی و سیاستمدار بلندمرتبه اسبق یافت. گلب می‌گوید: «تمام دولت‌های آمریکایی که از سال 1967 به بعد بر سر کار آمده‌اند، در خفا از سیاست بازگشت اراضی فلسطینیان و تاسیس کشور مستقل فلسطینی حمایت کرده‌اند.» به این واژه «در خفا» دقت کنید و آن را با عملکرد علنی آمریکا مقایسه کنید. آمریکا هرگز در راستای بازگرداندن اراضی فلسطینیان گامی بر‌نداشته است. در سال 1976 هم ایالات متحده، قطعنامه شورای امنیت را که خواستار تشکیل دو کشور در چارچوب مرزهای بین‌المللی بود، و‌تو کرد! این اقدام کاخ سفید در واقع تمامی قطعنامه‌های سابق شورای امنیت را بی‌اعتبار کرد. اکنون پس از گذشت چنین مدت طولانی‌ای، یعنی بیش از سه دهه، تشکیل دو دولت در چارچوب مرزهایی جدید (و نه بین‌المللی) به عنوان ابداع و ابتکار عالی و جذاب و حیرت‌آور کاخ سفید معرفی شده است!

چامسکی به سابقه پیشنهاد تشکیل دو دولت و رویکرد فلسطینی‌ها پرداخته و می‌نویسد: در سال 1988 و در زمان حکومت جورج بوش پدر، که ضد‌ اسرائیلی‌ترین رئیس‌جمهور آمریکا بود، شورای ملی فلسطین راه‌حل تشکیل دو کشور را رسما قبول کرد. دولت ائتلافی شیمون پرز و اسحاق شامیر با صدور یک بیانیه رسمی با تاکید بر اینکه نیاز به یک حکومت فلسطینی «دیگر» نیست، مخالفت خود را اعلام کرد. اسرائیلی‌ها، حکومت اردن را حکومتی فلسطینی تلقی می‌کردند! تصور می‌کنید واکنش بوش پدر چه بود؟ او و جمیز بیکر طرحی را ارائه دادند که جان کلام آن همان موضع تل‌آویو بود. به موجب این طرح، مذاکره‌کنندگان فلسطینی باید این چارچوب را که هیچ دولت فلسطینی جز اردن قابل تشکیل نیست، می‌پذیرفتند. مطمئن هستم که در این مورد چیزی در مطبوعات مشاهده نکرده‌اید. مواضع بوش پدر ضد ‌اسرائیلی و بیکر محترم که چنین است، از دیگران چه انتظاری دارید؟

چامسکی سیاست اسرائیل مورد حمایت آمریکا را مبتنی بر رد تشکیل حکومت فلسطینی قلمداد کرده و می‌نویسد: بوش دوم این مسیر را تا نهایت پیموده است. او حالا به صراحت می‌گوید که اراضی غیر قانونی کرانه غربی باید باقی بمانند و آنها را بخشی از اسرائیل تلقی می‌کند. مقرهای بازرسی، برنامه‌های توسعه شهرک‌ها، دیوار حائل و... هم که کاملا طبیعی هستند. شهرک‌های یهودی‌نشین در سال‌های پیمان اسلو به سرعت رشد کرد و در سال آخر حکومت کلینتون، درست یک سال قبل از مصالحه دوم کمپ دیوید، به اوج رسید. اکنون تاریخ دوباره در حال تکرار است! در آستانه اجلاس آناپولیس، اسرائیل اراضی بیشتری از اعراب را غصب کرد تا جاده‌ای فرعی برای فلسطینیان بسازد و عبور و مرور در میان بیت‌اللحم و رام‌الله را از میان صحرا بگذارند تا بدین ترتیب فلسطینیان از بخش‌های مرکزی کرانه غربی به حاشیه رانده شوند. این بخشی از طرح موسوم به E «اسرائیل» برای غصب اراضی کرانه باختری است. تداوم چنین سیاست‌هایی، کنفرانس آناپولیس را از همان ابتدا عاری از مفهوم کرده بود.

حمایت آمریکا از اسرائیل موضوع دیگری است که چامسکی به آن پرداخته است. متفکر بزرگ آمریکایی که به عنوان بزرگ‌ترین اندیشمند جهان از نگاه مردم معرفی شده بود، می‌نویسد: نگاهی به رویکرد آمریکا در مقابل آفریقای جنوبی بیندازید؛ در سال 1963 شورای امنیت تحریم داوطلبانه تسلیحاتی آفریقای جنوبی را وضع کرده و در سال 1997 آن را اجباری کرد. تحریم‌های اقتصادی و... هم به دنبال آن اعمال شدند. کاخ‌ سفید اما در تمام این مدت به حمایت از این رژیم ادامه داده و حتی با حمایت نظامی از جنایات این رژیم در موزامبیک تمامی موازین اخلاقی را زیر‌پا می‌گذاشت. در سال 1988، دولت ریگان کنگره ملی آفریقا به رهبری ماندلا را به عنوان یکی از خطرناک‌ترین گروه‌های تروریستی جهان معرفی کرد! در این میان آنچه آپارتاید را به زیر کشید، صرفا بایکوت‌ها و تحریم‌هایی که بعد از دو دهه به تدریج تاثیرگذار می‌شدند، نبود. آنچه باعث سقوط آپارتاید شد همان چارچوب کاری‌ای بود که توسط فعالان و با کارهای آموزشی و سازماندهی شکل گرفته بود. این تلاش‌ها حتی در دوران آمریکا هم گسترش یافته بود. اما آیا در مورد اسرائیل ـ فلسطین هم می‌توان کار مشابهی کرد؟ جواب مثبت است.

همزمان با فشار افکار عمومی بر دولت‌ها و تلاش برای تغییر سیاست‌های غیر‌انسانی در قبال فلسطینیان یا محبت بی‌جا و حمایت از جنایات اسرائیل، باید آگاهی بخشی و آموزش جهانی را جدی گرفت. باید مردم را نسبت به آنچه در اراضی اشغالی می‌گذرد، آگاه کرد و دروغ‌ها و نیرنگ‌های مطبوعاتی را که به منافع اسرائیل و کاخ ‌سفید بیشتر از جان مردمان می‌اندیشند، کنار زد. ممکن است این روش سخت و طولانی به نظر برسد، اما قبلا آزمایش خود را پس داده است. می‌گویند اسرائیل قدرتمند و تثبیت شده است، مگر رژیم آپارتاید قدرتمند و تثبیت شده نبود؟ مگر مخالفان خود را به زندان نمی‌انداخت و مگر از حمایت غرب برخوردار نبود؟ می‌گویند وضعیت تفاوت کرده و شرایط تغییر نموده است. موافقم اما می‌گویم که پیشرفت فناوری بیشتر به نفع ما بوده است تا آنها. اگر اسرائیلی‌ها بمب‌های بیشتری دارند تا آفریقای جنوبی، ما هم به نسبت آن زمان ابزار هماهنگی بیشتری برخورداریم؛ و‌ب‌سایت‌ها، اینترنت، موبایل و... کار هماهنگی را ساده‌تر می‌کند.

چامسکی در نهایت با تاکید بر هماهنگی میان مخالفان تجاوزات و جنایات اسرائیل می‌نویسد: آگاهی‌بخشی و زدودن ابهامات و آشکار کردن واقعیات می‌تواند جبهه‌ای جهانی را علیه جنایات اسرائیل و حمایت‌های آمریکا بگشاید. در این شرایط است که صلح واقعی امکان‌پذیر است. آناپولیس ما را به جایی نخواهد رساند!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات