در روزهای اخیر، تلاش آمریکا برای قرار دادن نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در لیست سازمان تروریستی بار دیگر اهمیت این نهاد قدرتمند و تأثیرگذار را در عرصههای داخلی و خارجی ایران به نمایش گذارد. این نهاد بزرگ که تشکیل آن از دستاوردهای تأسیس نظام جمهوری اسلامی میباشد در صحنههای مختلف انقلاب، نقشآفرینی کرد که اوج آن در جنگ 8 ساله و ظالمانهای بود که آمریکا، شوروی و اقمار منطقهای و جهانی آنها، تأمینکننده لجستیک و حمایتکننده سیاسی آن بودند. جنگ صدامیان علیه ایران، زمانی آغاز شد که برخی حوادث مربوط به دوره انقلاب و نیز توطئه یک کودتا، شرایط نامناسبی را بر ارتش تحمیل و همین امر، نقش ویژهای برای سپاه ایجاد کرده بود. قبل و بعد از جنگ نیز حوادثی در کشور به وجود آمد که نشان داد نقش سپاه در مقابله با بحرانهای موجود و خطرات بالقوه، غیرقابل انکار است.
سپاه در طول دوره فعالیت ـ که اکنون به دهه چهارم خود نزدیک میشود ـ کمکم به نهاد قدرتمندی تبدیل شد و در تحولات مختلف، جایگاه خود را به نمایش گذاشت. ابتکارات و خلاقیت غیرقابل انکار سپاهیان جوان ـ که گاه قدرت مالی و نظامی جبهه متحد ضدایرانی در جنگ 8ساله را به زانو در میآورد ـ باعث شد که پس از پایان جنگ، به منبعی از تجربیات ارزشمند دفاعی و صنعتی تبدیل گردد و لذا، برخی از پروژههای بزرگ صنعتی نیز توسط این نهاد عظیم انقلاب انجام شد. حضور در امدادرسانی نسبت به آسیبدیدگان از حوادث گوناگون طبیعی، از دیگر عرصههایی بود که تحکیم بخش روابط مردمی این نهاد گردید.
اکنون نیز میتوان به جرأت ادعا کرد که سپاهیان در کنار همزمان ارتشی خود، نقشی ارزشمند در حراست از امنیت و استقلال کشور دارند؛ ضمن آن که ساختار سپاه و همزمانی تأسیس این نهاد با تشکیل نظام جمهوری اسلامی ایران، نقشی بیبدیل است که آمریکاییها را نیز به یک اقدام بینظیر و منحصر به فرد تشویق کرده است.
تلاش برای تحریم سپاه و قرار دادن نام آن در لیست گروههای تروریستی، در واقع بدعتگذاری نوینی است که به موجب آن، یک نهاد رسمی و شناخته شده – که نام آن در قانون اساسی یک کشور ذکر شده است - به صورت رسمی با تحریم روبرو میشود و از آن عجیبتر اینکه در مجموعه سازمانهای مخفی، زیرزمینی و غیررسمی قرار میگیرد که به دلیل فعالیتهای تروریستی با محرومیتهایی مواجه میگردند!
این مسأله، تکلیف سنگینی برای تریبونداران، سیاستمداران و حتی آحاد مردم ایجاد میکند که با کنار گذاردن هرگونه اختلافات داخلی، از موجودیت و جایگاه این نهاد بزرگ حمایت کنند و میتوان یقین داشت که مردم ایران، این حمایت و پشتیبانی را از فرزندان خود دریغ نخواهند کرد.
اما این سکه روی دیگری هم دارد. نام سپاه در بزرگترین حوادث کشور ثبت شده است و در هر یک از آن حوادث، عناصری از سپاه جانفشانی کردهاند که نقطه اتصال و اشتراک همه آنها «عشق به اسلام و انقلاب و فداکاری برای مردم و کشور» بوده است.
همین عشق مشترک، کسانی را در سپاه جمع کرده بود ـ کرده است ـ که به لحاظ دیدگاههای سیاسی، تعلقات گوناگون داشته و دارند. تعلق خاطر خانواده تعدادی از سرداران بزرگ سپاه جناح اصلاحطلبان و همراهی عدهای از آنها با جناح اصولگرا، نشان میدهد که عرصه خدمت در سپاه، بزرگتر از آن است که اختلافات سلیقههای سیاسی، کسی را از خدمتگزاری در این عرصه محروم سازد و اتفاقاً همین مساله، یکی از بزرگترین نقاط قوت سپاه، محسوب میشود.
از سوی دیگر این وضعیت، وظیفه سنگینی را در برابر فرماندهان عالیرتبه سپاه قرار میدهد تا از هرگونه اظهار نظر یا اقدامی که توسط برخی وابستگان به آن نهاد بیان یا اجرا میشود و میتواند شائبه نزدیکی سپاه به یکی از جناحهای سیاسی را تقویت کند، جلوگیری نمایند. آنچه چندی قبل به نقل از یک مقام روحانی ـ نظامی در رسانهها انتشار یافت، نمونه روشنی است که عدم جبران و یا خدای ناخواسته تکرار آن، میتواند برای جایگاه خاص سپاه، زیانبار باشد. آن مقام محترم، به همکاران خود سفارش کرده بود که بیش از نیروهای تندرو جبههاصلاحات، مراقب معتدلهای این جبهه باشند زیرا به ادعای او، «معتدلهای دوم خرداد از افراطیهای آن خطرناکتر هستند!» شکی نیست که مردم، سپاه را متعلق به یک یا چند نفر نمیدانند. زیرا در هر کوی و برزن، شاهدی از فداکاری سپاهیان ثبت شده و در برابر چشمان ملت قرار دارد بر همین اساس، ملت ایران هیچگاه و در هیچ عرصهای فرزندان خود را تنها نخواهد گذارد اما برخی سخنان و اقدامات، میتواند به دشمنان ایران، آدرس غلط بدهد و آنها را با این توهم مواجه کند که «دستهبندیهای سیاسی، بر روابط مردم و گروههای فعال در ایران با نهادهایی همچون سپاه نیز اثرگذار میباشد.» این آدرس و توهم غلط، اگر چه ممکن است در نهایت برای دشمنان ایران دستاوردی نداشته باشد اما میتواند زحماتی برای ایران و ایرانیان ایجاد کند که پیشاپیش قابل اجتناب است.
سپاه نهادی قدرتمند اما مظلوم است. البته قدرتمندی این نهاد، ناشی از پیوندهای مستحکم مردمی و مظلومیت آن به خاطر برخی بیتدبیریها از یکسو و بعضی قدر ناشناسیهای داخلی است.