س.حیدرپور
نزدیک نیم قرن است که جامعه مصر با این دوگانگی بزرگ کلنجار میرود که نام متمدنترین جامعه عرب را دارد اما در عین حال کمترین بهره را از تغییر و تحول سیاسی برده است. مدت زمامداری حسنی مبارک در این کشور به سومین دهه نزدیک میشود. افسر کهنهکار نیروی هوایی مصر اکنون نه تنها رکورد حکومتداری در مصر را شکسته بلکه در جهان عرب نیز از همه همتایان خویش پیشی گرفته است.
اما هر سالی که از عمر سیاسی مبارک میگذرد، جمع تازهای به صف مخالفان آن افزوده میشود. در حلقه رهبران عرب بیش از همه درباره جانشینی حسنیمبارک سخن رفته است. مسأله جانشینی او مدتها است که دستور کار اصلی مبارزات گروههای داخلی این کشور قرار گرفته است تا حدی که جنبش مبارزاتی این کشور شعار الکفایه «بس است» را برای خویش برگزیده است.
این سؤال که جانشین مبارک کیست که به طرز شگفتآوری در سطح جامعه مطرح است. آینده سیاسی کشور وابسته به پاسخ این سؤال است. یکی از جنبههای جالب و شگفتآور دوران زمامداری حسنی مبارک که کمتر درباره آن صحبت شده، این است که او هیچگاه کسی را به عنوان قائم مقام یا وارث خود تعیین نکرده است. مبارک غایب اصلی تمام جلساتی بوده که موضوع آن، دموکراسی و اصلاحات بوده است، دستکم دیپلماتهای عرب این سخن رئیسجمهور مصر را به خاطر دارند که زمانی به صراحت در نشستی خطاب به دیپلماتهای آمریکایی که طرح اصلاحات سیاسی آورده بودند گفته بود که او واقعاً هیچ علاقهای به طرح بزرگ دولت بوش برای اصلاحات و دموکراسی در خاورمیانه ندارد. او در آن جلسه با صدای بلند در اعتراض به این طرحها گفته بود که تمام این ابتکارات طوری طراحی شدهاند که «گویی هیچ دولتی در این منطقه وجود ندارد و با این که دولتها و کشورها، هیچ حاکمیت یا مالکیتی برخود و سرزمینشان ندارد. »
تا مدتها مشکل مبارک این بود که جانشین خویش را از میان چه کسی برگزیند.
مبارک همیشه بین این دوراهی قرار گرفته است که یک نظامی را به عنوان جانشین تعیین کند یا یک فرد غیرنظامی را، اما به نظر میرسد او امروزه از میان این دو گروه یک نفر ار به عنوان جانشین احتمالی خود تعیین کرده است. او پسرش «جمال» را به ژنرالی از دسته نظامیان ترجیح داده است. مدتها در محافل مصر مطرح میشد که جانشین افسر کهنهکار قاهره یک ژنرال سرشناس خواهد بود به نام «عمرسلیمان». او رئیس سازمان اطلاعاتی کشور است که از قدرت فراوانی در ساختار کشور برخوردار است. این ژنرال 70 ساله هم اکنون از سایه خارج شده است. اما ظاهر شدن ژنرال سلیمان همزمان با ظهور پدیده جدید مصر، جمال مبارک صورت گرفت. جمال مبارک پسر جوانتر حسنی مبارک، اکنون 44 سال سن دارد. ژنرال سلیمان که به طبقه عالیرتبه مصر یعنی نظامیان تعلق دارد. از شرکتکنندگان در جنگ اعراب و اسرائیل است، ژنرالهای قدرتمند مصر که زمام امور را در این نقطه طلایی خاورمیانه در دست دارند همواره ترجیح میدهند که یک نظامی جانشین مبارک شود. آنها بر این باورند که مصر، کشوری نیست که حکومتی موروثی داشته باشد. میگویند چنین چیزی هیچ وقت در مصر اتفاق نیفتاده است و سنت بر این است که کشور توسط یک نظامی اداره شود.
اما امروز بر همه مسجل شده است که حاکم قاهره در میان این دو طیف یا دو نظریه جانشینی میل به فرزند خویش دارد. او درباره آینده سیاسی خویش و آینده مصر به همان شیوهای میخواهد عمل کند که رسم شاهان و امرای عرب است. حتی اگر این تصمیم در هاضمه روشنفکران منتقد یا حتی نخبگان موافق او دشوار آید.
به هر حال اکنون بار دیگر با شدت گرفتن بیماری مبارک موضوع جانشینی او بر زبانها افتاده است. دوربین رسانهها بیش از همه در پی شکار تصویر جمال مبارک فرزند و جدیترین نامزد او هستند. لذا هیچکس وقتی کاخ ریاست جمهوری مصر موضوع بیماری او را تکذیب کرد آن را جدی نگرفت.
افکار عمومی این کشور با حساسیت غیرقابل وصف ماجراهای درون حاکمیت قاهره را تعقیب میکنند و همه در پی پاسخی برای این پرسش تاریخی هستند که آیا زمان یک تصمیم و تحول فرا رسیده است. مطبوعات و رسانههای مصر چندان مجاز نیستند که حول این مساله مانور بدهند؛ به همین دلیل اغلب مصریها خبرهای مربوط به وضع جسمی یا موقعیت سیاسی مبارک را از کانال رسانههای خارجی بویژه اینترنت تعقیب میکنند.
در چند ماه اخیر ورود برخی از روزنامهها به این ماجرا به قیمت زندانی شدن چند روزنامهنگار و محکومیت سنگین سردبیر محبوب نشریهالدستور تمام شد. آنها جرمشان این بود که مسأله بیماری مبارک را مطرح کرده بودند. دادگاهی در این کشور، اقدام 7 روزنامهنگاری که در رسانه خویش موضوع بیماری مبارک و بحث جانشینی او را پرداخته بودند با اتهام انجام اقدامات ضددولتی از جمله بدنام کردن حسنیمبارک و پسرش محکوم کرد. قصه از این قرار بود که مبارک مجبور شد در اثر بیماری خویش در چند اجلاس مهم جهان عرب شرکت نکند، آخرین مورد آن قرار سفر رئیسجمهور به ریاض در ایام فطر بود که به دلیل شرایط جسمی وی لغو شد.
اما فشارهای سیاسی حاکم بر قاهره برای آن که مشی سختگیری نسبت به مخالفان را کنار بگذارد افزایش یافته است.
علاوه بر فشارهایی که از جانب مخالفان دولت مصر صورت میگیرد، برخی سازمانها و دولتهای غربی نیز آن کشور را برای انجام اصلاحات سیاسی تحت فشار گذاشته است. اتحادیه اروپا در آخرین موضعگیری خویش از کندی روند اصلاحات در دولت مبارک گلایه کرده در این حال بیانیهای که به تازگی از طرف سخنگوی کاخ سفید منتشر شده در مورد آزادیهای مطبوعات و حقوق اجتماعی در مصر انتقاد شده است.
سیر بحث جانشینی
زمانی که بحث جانشینی مبارک مطرح شد نام بسیاری از چهرههای پرآوازه مصر در لیست رهبران احتمالی آینده این کشور مطرح گردید. از ژنرال سلیمان، رئیس تشکیلات اطلاعاتی مصر تا صفوف شریف دنبال کل حزب حاکم این کشور. اما اکنون همه آن اسمهای مهم و مدعیان بزرگ کنار رفتهاند و فقط نگاهها به سوی سیاستمدار جوان عضو خاندان مبارک رفته است.
به باوری بسیاری از ناظران جمال 44 ساله اکنون فاصله چندانی با تصدی کرسی رهبری مهمترین کشور جهان عرب ندارد. این ناظران تأکید میکنند که حسنی مبارک همه مقدمات انتقال قدرت به فرزند خویش را فراهم کرده است. او حزب حاکم مصر به نام حزب دموکراتیک ملی که همه ارکان قدرت را در دست دارد، نسبت به پذیرش رهبری جمال توجیه کرده است.
نام جمال یا مبارک دوم زمانی بر زبانها افتاد که نسیم اصلاحات و تغییر در فضای سکون سیاسی جهان عرب ورزیدن گرفت. به طور خاص از میانه دهه 90 تعدادی از رهبران عرب در اثر بیماری و مرگ طبیعی از صحنه حذف شدند و به ناچار حکومتهای مهمی مانند اردن، مراکش و قطر در معرض بحث جانشینی قرار گرفتند. این چرخه نقل و انتقالات قدرت از پدر به پسر در این 2 دهه به طور مستمر جریان داشته است. نخستین گروه از رهبران جوان را محمدشاه ششم در مراکش و عبدالله دوم در اردن تشکیل دادند و حلقه بعدی بشاراسد در سوریه و محمدزائد در امارات به حساب میآیند.
از همان زمان که نسل دوم شاهزادگان عرب به سمت عرب کسب جایگاه رهبری خیز برداشتند، نام جمال مبارک در کانون نگاهها نشست. با تقویم سیاسی اعراب باید گفت که اکنون نزدیک یک دهه در قدرتیابی جمال تأخیر افتاده است.
اما شاید معضل اصلی در جانشینی جمال، ناسازگاری فرهنگ سیاسی مصریها با پدیده موروثی بودن قدرت باشد. به عبارتی مسأله این است که حاکم قاهره ایده واگذاری منصب به فرزند را چگونه میخواهد در کشوری که از سنت پادشاهان عرب گریزان است جامه عمل بپوشاند. شاید بسیاری افراد در مقایسه دوره 30 سال اخیر هیچ تفاوتی میان رهبری حسنی مبارک با حکومتهای مطلقه جهان عرب نبینند، اما تجربه حاکی از این است که مصریها چندان در سنت تاریخی خویش در پی انتقال قدرت به شیوه موروثی نبودهاند.
جمال عبدالناصر و انورسادات هر دو پسر داشتند، اما هیچ وقت چنین چیزی را پیشنهاد ندادند. به این صورت ماجرای جانشینی مبارک دنیایی پر از سؤال و ابهام است.
شباهتها و تفاوتهای پدر و پسر
از مهمترین سؤالاتی که ذهن افکار عمومی مصر را به خود جلب کرده است، افکار و اندیشههای جمال است و این که آیا او همان راه پدر را دنبال خواهد کرد یا آن که سنتی تازه برپا خواهد ساخت، شباهتها و تفاوتهای مبارک دوم با حاکم امروز قاهره چیست؟
در این راستا دو نگاه کاملاً متفاوت وجود دارد:
کسانی که به تفاوت این آقازاده با پدر تأکید میکنند معتقدند حتی آداب و رفتار ظاهری او نیز شباهتی به پدرش ندارد. خود جمال نیز همانند نیز همانند سیفالاسلام پسر قذافی، تلاش زیادی میکند تا این تفاوت را حتی در ظواهر لباس و رفتارش به رخ بکشاند. به نوشته یک روزنامهنگار مصری، جما ل با چهره خندان خویش اخم و عبوسی صورت پدر را میپوشاند و نوع نگاه او بیشتر شبیه مادر ولزیاش «سوزان» است تا حسنی مبارک. او آخرین تحولات دنیای مد را پیگیری میکند و بهترین کت و شلوارهای انگلیسی و کفشهای چرم ایتالیایی را میپوشد.
از تفاوتهایی که حامیان آقازاده مبارک بر آن تأکید میکنند گرایشها و علایق شغلی جمال است. برخلاف پدرش که به عنوان یک خلبان دل در گرو فعالیتها و مشاغل امنیتی و نظامی داشته است و حتی در ایام رهبری نیز بیشترین تلاش خویش را صرف تحکیم قدرت امنیتی مصر کرد، جمال علاقه خویش را متوجه فعالیتهای اقتصادی و تکنولوژیک کردهاست. از نظر حرفهای، جمال یا آنگونه که دوستانش او را صدا میکنند «جیمی» یک بانکدار حرفهای است. یک مشاور اقتصادی و مؤسس و عضوهیأت مدیرهسازمانها و مؤسسات مختلف. در توصیف این بخش از خصوصیات او یک کارشناس مصری نوشته است جمال در دانشگاه آمریکایی قاهره تحصیل کردهاست و به ماشینهای اسپورت علاقه بسیاری دارد. برخلاف بسیاری از فرزندان رهبران جهان عرب، وی در ابتدا هیچ میل و اشتیاقی برای ورود به دنیای سیاست و جانشینی پدر نداشته است. اما اندکی پیش از 11 سپتامبر، پدرش تصمیم گرفت تا وی را وارد دنیای سیاست کند.
آنچه از زندگینامه فرزند مبارک در دست است او پس از ورود به حزب حاکم مصر پلههای ترقی را طی میکند. جمال در سلسله مراتب حزب دموکراتیک حاکم، ریاست کمیتهای را به عهده گرفت که مسئول بررسی سیاستهایی برای اصلاحات در کشور شد. با این حرکت بود که او تلاش کرد که همزمان با صعود از نردبان ترقی و رسیدن به طبقات بالای «حزب دموکرات» حاکم تصویر یک جوان اصلاحطلب عرب را از خود به نمایش بگذارد و نگاه طیف تحولخواه این کشور را به خود جلب کند.
بروشورهایی که بعد از این خود حزب نیز منتشر کرد از فرزند مبارک تصویری به عنوان یک تکنوکرات طرفدار تجارت نیز در اذهان میساخت که آرزوی مدرنیزهکردن «حزب ناسیونال دموکرات» و حامی آزادی اجتماعی جوانان مصری را دارد. بر پایه گزارشهای حزب حاکم، جمال اکنون در آوردن دانشجویان جوان به درون جناح سیاست حزب موفق شده و قول داده است که سطح استانداردهای سیاست را آموزش و علم در کشور نیز افزایش دهد.
به اعتقاد ناظران مصر معرفی یک چهره اصلاحطلب از جمال سیاستی دقیق بود که بسیاری از حکومتهای بسته عرب پس از موج دگرگونی فضای بینالمللی همزمان به سوی آن خیز برداشتند. این حرکت در قالب نظریه مشهور و مورد علاقه آمریکاییها یعنی اصلاحات تدریجی یا تغییرات آرام صورت گرفت و هدف نهاییاش این بود که حاکمان نظامهای فردگرای عرب را به یک جابهجایی و نقل و انتقال در درون حکومت راضی کند و به این طریق موج قدرت رو به افزایش اپوزیسیون نیرومند آنها را خنثی سازد.
به گفته یک محقق مصری، یکی از تواناییهای جمال، اطلاع او از همین نیاز و ضرورت اصلاحات است. او فهمیده که جامعه مصر بیش از همه جوامع عرب مهیای تغییر است. دو سوم جمعیت کشور کار میشوند که آنها به جمعیت بیکار کشور اضافه میشوند. از طرفی او همچنین به نفوذ روزافزون اپوزیسیون این کشور نیز اشراف پیدا کردهاست و میداند که یک دلیل گرایش به آن، یأس از حکومت سرکوب خواستهها و مطالبات مردم است.
جمال در طرح این دیدگاههای خویش از حمایت بیدریغ محافل غربی و آمریکایی بهرمند بوده است تا حدی که یک مقام رسمی آمریکا گفته بود: او (جمال) تأثیر خوبی برطرف مقابل میگذارد او بسیار مطمئنتر از پدرش است و اعتماد به نفس خوبی دارد. حدود سهسال پیش جمال به ایالات متحده سفر کرد که این نخستین سفر رسمی او به واشنگتن شمرده میشد و در مصاحبهای که با روزنامه واشنگتنپست انجام داد خاطرنشان کرد:اصلاحات در سیاست همهپرسی مصر به هیچوجه در دستور کار قرار ندارد. او انتقادات از مبارک را رد کرد.
با این وصف اصلاحطلبان دولتی مصر و متحدان غربی آنان امیدوارند که «جمال مبارک» بتواند در گشودن درهای یک دموکراسی مطلوب آنان به روی کشور، به آنها کمک نماید اما این تصویر اول از بازمانده رهبر مصر است، آن سوی این تصویر اصلاحطلبانه نگاه کسانی قرار دارد که معتقدند که اولاً از آقازاده جوان حزب حاکم مصر در اصلاح ساختار سیاست نظامیگرای این کشور کاری بر نمیآید. در ثانی او در محاصرهای از شبکههای قدرت داخلی و خارجی ناگزیر همان راه پدر را خواهد رفت.
بنابراین واقعیتی که رهبران قاهره دائم در تکذیب و نفی آن هستند این است که توانایی جمال 44 ساله از سوی سران حاکمیت مورد تردید قرارگرفتهاست و پافشاری حسنی مبارک بر این امر رنجش و نگرانی افراد قدیمیتر حزب ناسیونال دموکرات را عمیقتر خواهد ساخت.
این مسأله چند بار در مطبوعات خود مصر مطرح شد که مبارک، جمال را علیرغم نارضایتی ژنرالها برای جانشینی خود تعلیم میدهد.
اما اگر گروه نخبگان حکومتی در تواناییهای جمال تردید افکنده و جایگزینی او را یک خطر میبینند، روشنفکران و احزاب این کشور در اساس و مبنای این اتفاق تردید میافکند. از همین زاویه است که منتقدان این کشور معتقدند که دوره انتقال با چالشی عمیق روبهرو خواهد شد و مبارک در این تصمیم خویش ریسک بزرگی کرده است. ریسک رودرویی با همه آنهایی که سالها رنج حبس و شکنجه را به امید گشوده شدن راه تغییر حاکمیت به جان خریدهاند. «هشام کاظم» ناشر هفتهنامه قاهره تایمز و رئیس سازمان حقوق بشر مصر در گفتاری هر دو وجه از خطرات جانشینی جمال را توصیف کرده است. او میگوید من سخنرانیهای جمال مبارک را به دقت دنبال کردهام. او توانایی رهبری کشور بزرگ مصر را ندارد و باید بگویم که چیز جدیدی در آنها وجود ندارد. او یک فرد متوسط است. هشام کاظم سرسختانه بر این باور است که جمال جانشین مناسبی برای حسنی مبارک نیست. او میگوید: مبارک باید خطرات جایگزینی پسرش به جای خود را درک کند. اگر او به این مقام برسد، دوام نخواهد یافت و شاید تنها برای مدت کوتاهی بتواند دوام بیاورد اما در نهایت با کودتا روبهرو خواهد شد. اگر چه خود جمال بارها این موضوع را تکذیب کرده، ولی این تکذیبها روی شیوع این تفکر اثر نداشته است، چرا که در این کشور جانشین مشخص دیگری برای حسنی مبارک وجود ندارد. حتی از یک جهت به تعبیر یک کارشناس مصری، وضعیت جمال، مجسمکننده وضع دشوار مصر است: از یک سو وجود زمینه و ظرفیت تغییر و از سوی دیگر عدم توانایی برای انجام آن.