استانبول، نفیسه کوهنورد: بندر زیبای استانبول همچون همیشه خواب ندارد و در هر ساعت شبانه روز میتوان زندگی را در گوشه و کنار آن حس کرد. صدای سوت کشتیها و نجوای مرغان دریایی سکوت دریا را میشکافد و همهمه بیپایان مردم در کوچه پس کوچههای محله قدیمی بیاوغلو، هرگز اجازه مرگ به این شهر نمیدهد.
اما این روزها نزدیکی انتخابات پارلمانی جنب و جوش پایتخت پیشین ترکها را دو چندان کرده است؛ انتخاباتی که قرار بود در هوای نیمه سرد پاییز برگزار شود ولی جدال میان حزب حاکم عدالت و توسعه و مخالفانش بر سر گزینش رئیسجمهوری، آن را به انتخاباتی زودرس در گرمترین فصل سال بدل کرد. حال تصاویر رهبران احزاب و شعارهایشان جای تبلیغات لباسهای تابستانی را بر تابلوهای خیابانی گرفته و پرچمهای نمادینشان آسمان شهر را به گونهیی نه چندان دلچسب زینت بخشیده است.
جالب آنکه گویا صاحب امتیاز بیشتر تابلوها پدر عبدالله گل وزیر خارجه ترکیه و نامزد عدالت و توسعه برای جانشینی احمد نجدت سزر رئیسجمهوری این کشور است. راننده تاکسی که من را از فرودگاه به شهر میبرد با اشاره به همین موضوع میگوید گرچه رقیبان گل به بهانههایی واهی از جمله محجبه بودن همسرش راه کاخ چانکایا را برای وی ناهموار کردند، در عوض نفع مادی خوبی را هم نصیب پدر و برادرش کردند، چرا که زودهنگام بودن انتخابات رقیب خانواده گل را در تابلوسازی غافلگیر کرده و آن را از نصب به موقع بیلبوردها ناتوان ساخته است.
اما به نظر میرسد این تنها نفعی نیست که مخالفان عدالت و توسعه با مقاومت در برابر نامزد این حزب جهت پست ریاست جمهوری به رجب طیب اردوغان نخستوزیر ترکیه و یارانش رساندهاند. سه روز پیش منطقه «گازلی چشمه» استانبول شاهد برگزاری بزرگترین تجمع تبلیغاتی رهبر عدالت و توسعه بود که به رغم هوای شرجی و گرم آن روز صدها هزار نفر را ساعتها پیش از آغاز سخنرانی اردوغان به آنجا کشانده بود.
در آن تجمع پیر و جوان، محجبه و غیرمحجبه همه یک صدا خطاب به دنیز بایکال رهبر حزب اقلیت و مخالف دولت در مجلس «جمهوری خلق» فریاد میزدهاند «بایکال خب نگاه کن، چند نفریم؟ حساب کن» این در حالی است که تقریباً همزمان با عدالت و توسعه احزاب دیگر از جمله حزب سعادت و دموکرات چپ هم تجمعاتی را در نقاط دیگر شهر ترتیب داده بودند که به گفته دوستان روزنامهنگارم تعداد کمی در آنها حضور داشتهاند.
اما آنچه اهمیت میزان استقبال از احزاب در استانبول را بیشتر میکند تعداد نمایندگانی است که این شهر روانه پارلمان خواهد کرد. در حالی که ساکنان آنکارا (پایتخت ترکیه) در این دوره 29 نماینده را به مجلس میفرستند استانبول 70 کرسی را از آن خود خواهد کرد. علاوه بر آن تمام مراکز اقتصادی همچون شرکتها و غولهای تجاری و حتی مراکز اصلی رسانههای مهم این کشور نه در آنکارا که در این بندر تاریخی جای گرفته است و در واقع نبض سیاست ترکیه هنوز در مرکز خلافت عثمانی میزند. همین نیز سبب شده که رقبای انتخاباتی در واپسین روزهای پیش از رایگیری، تجمعات تبلیغاتی خود را در این شهر برگزار کنند تا شاید بیشتر در خاطر رایدهندگان حک شوند.
از قرار معلوم روز شنبه آینده هم حزب حرکت ملی به رهبری دولت باغچهلی آخرین تجمع را در استانبول برگزار خواهد کرد و از هم اکنون در جای جای شهر مشغول دعوت کردن از مردم است. البته جدای طرفدارهای سنتی احزاب که تقریباً در هر شرایطی حامی حزب خاصی هستند و به قولی صف عوض نمیکنند، برنامهها و بیان نامههای انتخاباتی در جابهجایی آرا در ترکیه نقش موثری ایفا میکند.
محمد جوان دانشجویی که در دانشگاه بغاز ایچی استانبول درس میخواند میگوید: «بعضیها در ترکیه با احزابی همچون تیمهای فوتبال مورد علاقهشان رفتار میکنند، برایشان فرق نمیکند برنده باشند یا بازنده، بازیکنانش تازه نفس باشند یا از کار افتاده، در هر حال برای آن کف میزنند اما بسیاری مثل من که دغدغه آینده را دارند برنامه و هدف احزاب را مدنظر قرار میدهند.»
در این میان هر یک از احزاب برنامههای مختلفی را عنوان میکنند و برای مطالعه این برنامهها از سوی مردم هفتهها پیش از انتخابات آنها را در قالب کتابچههایی در شهرهای مختلف پخش کردهاند.
بر بالای ساختمان بزرگ حزب عدالت و توسعه در استانبول پوستر رجب طیب اردوغان به همراه شعار تبلیغاتی حزب نصب شده است: توقف نمیکنیم، به راهمان ادامه میدهیم «در داخل ساختمان تعداد بسیاری از دختران محجبه و غیرمحجبه و پسرهای جوان در تکاپو هستند تا با برگههای تبلیغات راهی نقاط مختلف شهر شوند، بر روی این برگهها هم همان نوشته شده است.
این شعار در حقیقت به نوعی نشاندهنده اطمینان نسبتاً قوی است که رهبران حزب درباره پیروزی خود در انتخابات دارند بدین معنا که خود را ناچار به دادن وعده و شعار جدید نیافتهاند و مطمئن هستند که مردم با توجه به موفقیتهای سیاسی و اقتصادی چهار و نیم سال گذشته باز آنها را برمیگزینند.
در این میان کشمکش بر سر انتخاب رئیسجمهور هم بر این آسودگی خاطر افزوده است چرا که پیشبینی میشود دخالت ارتش در این روند و هشداری که درباره به خطر افتادن نظام لائیک از سوی این ارگان در سایت اینترنتیاش قرار گرفت، بسیاری از حامیان دموکراسی را نیز جدای اعتقادات دینی و مذهبیشان در صف رایدهندگان به عدالت و توسعه قرار دهد.
در همین راستا حزب هم در برنامه 233 صفحهیی خود جایگاه ویژهیی به موضوع دموکراسی اختصاص داده و بر لزوم تغییر قانون اساسی کنونی تاکید کرده است. قانونی که بسیاری از مفادش زاییده کودتای 12 سپتامبر 1980 بوده و در سال 1982 توسط نظامیان شکل گرفته است.
عدالت و توسعه در برنامه خود اصلاح این قانون و تبدیل آن به قانون اساسی غیرنظامی را لازم دانسته است.
پیشنهادی که با استقبال بسیاری از روشنفکران جامعه مواجه شده و نظر آنها را به حزب اردوغان جلب کرده است. خانم زینب داغی استاد علوم سیاسی دانشگاه آنکارا که نامزد حزب عدالت و توسعه در این انتخابات است درباره علت حضورش در این حزب میگوید «حزب عدالت و توسعه بیش از دیگران به دموکراسی اهمیت میدهد و تنها حزبی است که در برنامهاش به یکی از بزرگترین مشکلات ترکیه یعنی اداره شدنش با قانونهایی دست پخت نظامیان جا داده است.»
اما یکی از نکات جالب و درخور توجه در برنامه عدالت و توسعه مطرح نشدن معضل حجاب در آن است و این در حالی است که سال 2001 وعده اردوغان درباره رفع این مشکل و آزاد شدن استفاده از روسری در دانشگاهها و مراکز دولتی، نقش موثری در پیروزی این حزب ایفا کرد. خانم داغی که خود حجاب بر سر ندارد در این خصوص هم تاکید میکند کلید حل همه این مسائل در اصلاح قانون است و بس.
درباره مسائل اقتصادی هم این حزب به ادامه ثبات و خروج تدریجی از زیر دین کلان کشور به صندوق بینالمللی پول اشاره کرده و حرکت به سوی اتحادیه اروپا را از مهمترین برنامههایش شمرده است.
در آستانه انتخابات بازار شعارها و وعدههای پوپولیستی هم داغ شده و جز عدالت و توسعه به نظر میرسد دیگر احزاب تا حدود زیادی دست به دامن این ترفند برای جلب آرا شدهاند. کاهش قیمت گازوئیل یکی از این وعدهها است که از سوی حزب جمهوری خلق، حزب دموکرات و حزب جوان مطرح شده است اما هیچ یک نگفتهاند در شرایطی که قیمت جهانی سوخت هر روز افزایش مییابد با چه روشی موفق به این کار خواهند شد. علی که در تنها منطقه کشاورزی استانبول مزرعه گل آفتابگردان دارد این وعده را برای کشاورزان جذاب خوانده و میگوید بسیاری از ما تراکتور داریم که دوستان و خویشاوندانمان هم در روستا از آن استفاده میکنند.