تاریخ انتشار : ۰۷ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۵:۱۱  ، 
کد خبر : ۵۳۶۲۴
گفت‌وگوى «ایران» با نجفعلى میرزایى، صاحبنظر امور خاور میانه

مرز ناقوره؛ مبدأ یک تحول

حسین قنبرى مقدمه: عملیات آزادى اسراى لبنانى در مرز ناقوره لبنان مى توانست رویدادى معمولى باشد اما اسباب و عواملى موجب شد این اتفاق به ظاهر ساده به تحولى داراى بازتاب جهانى تبدیل شود.حادثه اى که در آن جبهه مقاومت به یک رویارویى با دشمن صهیونیستى در میدان مذاکره و دیپلماسى رفت و در نهایت نتیجه اى را از این مواجهه کسب کرد که به اقرار خود منابع اسرائیلى موفقیتى تازه براى این جنبش و ناکامى بزرگ براى دولت ایهود اولمرت بود. این اتفاق از آن جهت که با دو رویداد سیاسى دیگر یعنى سالگرد پیروزى حزب الله در جنگ ۳۳ روزه و تشکیل نخستین دولت وحدت ملى همراه شد فضاى سیاسى داخل لبنان را نیز تحت تأثیر قرار داد. در گفت وگویى با نجفعلى میرزایى از صاحبنظران امور لبنان تلاش کردیم ابعاد گوناگون این رویداد را بررسى کنیم، وى علاوه براین که مدیر مرکز توسعه تحقیقات تمدن اسلام ومشاور عالى ریاست جامعه المصطفى العالمیه است، سردبیر مجله «الحیاه الطیبه» است و تاکنون ۱۲ اثر و چند مقاله به زبان هاى عربى و فارسى تألیف کرده است.

* آقاى میرزایى اغلب ناظران از عملیات مبادله اسرا به عنوان عقب نشینى مهم دولت اولمرت تعبیر مى کنند به نظر شما دلایل این عقب نشینى چه مى تواند باشد، چرا رژیم صهیونیستى در این شرایط حاضر به دادن چنین امتیازى به حریف لبنانى خود شد؟
** شاید بزرگترین سببى که کمتر در تحلیلهاى سیاسى هم دیده مى شود این است که اولمرت براى استرداد این دو سرباز جنگى را راه انداخت که در نتیجه آن استراتژى هاى بازدارنده نظامى رژیم صهیونیستى به شکست منتهى شد.
نکته دیگر این است که از نگاه استراتژیست هاى تل آویو جنگ ۳۳ روزه حتى از نظر رسمى هم پایان نیافته و آتش بسى هم رخ نداده است. چیزى که در قطعنامه هاى سازمان ملل آمده «توقف عملیات جنگى» است که در قاموس بین المللى و براى اسرائیل هم آتش بس به حساب نمى آید. بنابراین مى توان نتیجه گرفت که اولمرت در ادامه همان جنگ ۳۳ روزه، روندهاى از قبل پیش بینى شده او این دو اسیر را بازگردانده است. البته این گونه تبلیغات دستگاه رژیم صهیونیستى جز یک خیال باطل نیست.
از طرفى، صهیونیست ها بر اساس خوى نژاد پرستانه شان، این گونه وانمود کرده اند که خون یک اسرائیلى و جان یک سرباز با دیگران متفاوت است لذا باید براى بازگرداندن حتى جسد او هزینه هاى بالایى پرداخته شود. صهیونیسم حتى این تصور نژاد پرستانه را در میان جامعه یهودیان سرزمین هاى اشغالى تثبیت کرده است. اما همین امر براى آنها درد سر هاى بسیار بزرگى درست کرده است. به عبارتى همین موضوعى که همواره براى مصرف داخلى و نیز تقویت خوى دگرستیزى و نژادپرستانه اعمال مى شود حال به نقطه ضعف و شاید یکى از تمهیدات نابودى آنان تبدیل شده است.
بخش دیگر از عوامل عقب نشینى دولت اولمرت به وضعیت سیاسى شکننده او بر مى گردد.در عملیات مبادله اسیران، اولمرت به دنبال این بود که در کارنامه آغشته به شکست دوران خود به ظاهر برگ رضایت بخشى بر جاى بگذارد اما به نظر من همین امر هم با توجه به هزینه فوق العاده سنگینى که اسرائیل حاضر شده است در برابر استرداد این دو سرباز به حزب الله بپردازد به وبال سنگین ترى براى او مبدل خواهد شد.از دیگر اسباب توافق حکومت رژیم اسرائیل با مسئله آزادى اسرا مى توان به تصورات واهى آنان براى پایان دادن به فشارهاى حزب الله بر مرزهاى شمالى فلسطین اشغالى اشاره کرد. اولمرت و حکومت نامشروع او بر این تصور هستند که با بستن پرونده اسیران لبنان و تعیین تکلیف کشتزارهاى شبعا و مرتفعات کفر شوبا در آینده دیگر هیچ دلیلى براى نا امن شدن مرزهاى شمالى سرزمین هاى اشغالى نیست و جنوب لبنان به مرزهاى امن اسرائیل تبدیل خواهد شد که البته همواره حزب الله بر امورى فراتر از آزادى اسیران تأکید داشته است و مرزهاى شمال فلسطین اشغالى به خاطر وجود سیاست تجاوز کارانه و نقض حریم حاکمیت لبنان توسط نیروى هوایى اسرائیل و عملیات هاى ایذایى این رژیم نا امن است و تا این سیاست تجاوزگرانه اسرائیل جارى هست مرزهاى جنوبى لبنان شاهد حضور قدرتمندانه حزب الله و دیگر گروه هاى لبنانى خواهد بود.
* پس بحث خلع سلاح حزب الله در محافل صهیونیستى و امریکایى نیز با همین انگیزه این روزها مطرح شده است؟
** بله آنان تصور مى کنند با تمام شدن مشکلات ارضى و اسیران جنگى دیگر خود لبنانى ها با فشار هاى جهانى نسبت به خلع سلاح حزب الله اقدام خواهند کرد. بر این پندارند که اگر اسرائیل به لبنان حمله نکند و اسیرى لبنانى و حتى پیکر شهیدى از لبنان در خاک فلسطین اشغالى نماند دیگر حزب الله با چه استدلالى مسلح خواهد ماند اما آنچنان که روشن است حزب الله سرنوشت سلاح و کلیت مقاومت را به اسیران یا حتى امنیت مرزها گره نداده است. حزب الله مى گوید فرض کنیم که حتى همین نقض هاى روزانه حریم هوایى لبنان روزى تمام شود و اسیرى و پاره تنى از لبنانیان هم در داخل فلسطین نماند اما این رژیم که بر خوى تجاوز بنیانگذارى شده است و با خون و جنگ و جرم و جنایت به حیات خود ادامه مى دهد چه ضمانتى هست که باز جنگى دیگر راه نیندازد و جوخه هاى ترور خود را فعالتر نکند و به اشغال امنیتى و اطلاعاتى لبنان ادامه ندهد
حزب الله مى داند نه این رژیم چنین تعهدى مى دهد و نه اساساً به این تعهد پایبند است و هیچ قومى پیمان شکن تر از این جماعت نیست. حزب الله در حقیقت درصدد تحکیم قدرت مقاومت و دفاع لبنان است. او سلاح خود را به این امر گره زده است.چیزى که به نام استراتژى دفاعى نام گرفته است. حزب الله تا زمانى که لبنان یعنى حکومت و ارتش لبنان قدرت دفاع در برابر تجاوزات احتمالى اسرائیل را نیابد دست از سلاح خود بر نمى دارد. این چیزى است که بارها آقاى سیدحسن نصرالله و رهبران حزب الله بر آن تأکید کرده اند. از طرفى حزب الله سلاح خود را انتخابى ابدى و ضرورى در هر شرایطى اعلام نمى کند او مى گوید این سلاح نتیجه است نه سبب. نتیجه تجاوز است و تا وقتى خوى این تجاوز هست و ما قدرت دفاعى دیگرى نداریم این سلاح باقى است.
* به طور مشخص در این حادثه یعنى بحث عملیات آزادسازى اسرا، حزب الله به چه دستاوردى رسید و فکر مى کنید پیامدهاى آن به چه شکل نمایان خواهد شد؟
** حزب الله نه تنها در جریان این عملیات دیپلماتیک بلکه به طور کلى در یک روند دقیق استراتژیک از دست کم دو دهه قبل تا کنون توازن رعب در مصاف با ارتشى مجهز به تکنولوژى هاى پیشرفته را به هم ریخت این جنبش اکنون توانسته با برنامه ریزى هاى بسیار پیچیده اطلاعاتى و نیز زیرساخت هاى معنوى و رابطه راهبردى آن با طرف هاى قدرت منطقه مانند ایران، غلبه و پیروزى را به عنوان یک روند در رویارویى با صهیونیست ها در آورد.
کارنامه پیروزى هاى حزب الله مى تواند منبع الهامى براى دیگران هم باشد که البته جاى اشاره به آنها در این فرصت نیست اما امتیازات حزب الله را در این عملیات در چند محور مى توان ارزیابى کرد:
اول در عرصه جهان اسلام حزب الله توانسته است با چنین پیروزى هاى خیره کننده به نوعى ذهنیت منفى و شکست پذیر عرب ها را متحول کند و به آنان امید پیروزى و امکان تحولات بسیار بزر گ در روند هاى راهبردى این کشورها را بدهد. رژیم هاى عربى همیشه در برابر اسرائیل و استکبار این گونه وانمود کرده بودند که ما باید فقط امتیاز بدهیم چون ضعیفیم و برگ برنده اى نداریم. در حقیقت آرام آرام این امر به یک ذهنیت تاریخى و فراگیر در شخصیت عربى و اسلامى تبدیل گشت. مقاومت اسلامى لبنان به نوعى با چنین عملیات هاى حیرت انگیزى به این ذهنیت خطرناک که ریشه تمام بدبختى هاى ملل شرق و بویژه عرب بود پایان داد. لذا این عملیات هاى حزب الله در جهان عرب به سطح نیروى نجات بخش و نهضت آفرین تبدیل شده است.
دوم، حرکت حزب الله با توجه به پیش زمینه هاى عقیدتى و مذهبى آن و بر اساس الهام گیرى از تاریخ نهضت حسینى و شیعه و نیز رابطه فکرى و ایدئولوژیک حزب با قاموس فلسفى و فکرى امام خمینى(ره) و تشیع ایرانى فضاى تازه اى در جهان اسلام سامان داد. به معناى صریح تر باید گفت خط امام حسین و تشیع همچنان در سطح منطقه و در عصر حاضر خط اصلى پیروزى و بازسازى هویت کل جهان اسلام است. در حقیقت این حرکت هاى حزب الله نمودى از ظرفیت تشیع در رهبرى عادلانه و قدرتمندانه امت اسلامى است. اگر اندیشه شیعى هم مانند برخى از اندیشه هاى دیگر تنگ نظرانه و در قالب تنگ اتباع و انصار مذهبى بود اساساً راه براى رهبرى مقاومت در سطح جهان اسلام با همه تنوع مذهبى و اختلاف فکرى باز نمى شد.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات