فرشاد قربانپور
روزنامه کیهان دوشنبه گذشته هوشنگ امیراحمدی را متهم به جاسوسی کرد. این در حالی است که هوشنگ امیراحمدی تمام تلاش و کوشش خود را در راستای استحکام و تداوم انقلاب ایران میداند. اما تعریفی که او از تداوم انقلاب دارد بر اساس معیارهای بینالمللی و تعاریف ناسیونالیستی است. اما اتهام کیهان بر اساس درج خلاصه مصاحبه اختصاصی روزنامه همشهری با هوشنگ امیراحمدی در شماره عصر این روزنامه مطرح شد. امیراحمدی در این مصاحبه و به نوشته کیهان مدعی شده بود که قبل از آمدن به ایران با شائول موفاز، وزیر جنگ اسرائیل در آمریکا دیدار کرده است. کیهان این مسئله را دستمایه اتهام جاسوسی قرار داده و در ادامه افشاگری خود نوشت: «هوشنگ امیراحمدی که در محافل سیاسی به دلالی رابطه و جاسوسی متهم است مجددا به تهران سفر کرد. وی چند ماه پیش هم به واسطه هماهنگی برخی مقامات اجرایی موفق به سفر به تهران شده بود که مورد اعتراض کیهان واقع شد اما توضیح درستی درباره میزبانان وی ارائه نگردید.» دو ماه قبل از این، که هوشنگ امیراحمدی به تهران سفر کرده و برای چند هفته در ایران حضور داشت چندان با اعتراض کیهان مواجه نشده بود.
اما متن کامل مصاحبه استاد دانشگاه راتگرز نیوجرسی در شماره عصر دوشنبه گذشته روزنامه همشهری به چاپ رسید. امیراحمدی در این گفتوگو مدعی شد به هیچ وجه اشکالی ندارد که به او بگویند دلال. وی مشخصا توضیح داد: «باید بگویم در خارج از کشور، دلال اصلا چیز بدی نیست و اتفاقا اکثرا دلالند؛ دلال یعنی بروکر؛ یعنی کسی که بین دو نفر معامله ایجاد میکند. این معامله میتواند سیاسی باشد یا اقتصادی، فرقی ندارد؛ مثل بورس و حتی خرید قالی. بنابراین دلال لفظ توهینآمیزی نیست، اما نمیدانم چرا در ایران بار منفی دارد.» او در این مصاحبه با اشاره به اینکه دعوتکننده از وی مقام بالاتر از «اسفندیار رحیممشایی بود» و تاکید کرد در سفر قبلی با آقایان مشایی، الهام، ثمره، سعید جلیلی و عملا تمام کابینه آقای احمدینژاد دیدار کرده در مورد جوسازیها علیه خود گفت: «جالب است که مجاهد و شاهی و روزنامه (...) سر این قضیه همصدا هستند و البته چیز جدیدی هم نیست. من هیچ مشکلی نه با روزنامه... دارم و نه با هیچیک از اعضای آن. اتفاقا چند شب قبل نیز تلفنی با یکی از نیروهای این روزنامه صحبت میکردم. با این حال باید بگویم در خارج از کشور، دلال اصلا چیز بدی نیست. در تلاش من، پول نیست. اتفاقا وقتی با یکی از اعضای روزنامه... صحبت میکردم گفتم که تنها مشکل من با شما این است که به من میگویید جاسوس و اگر یکبار دیگر چنین گفته شود حق خود میدانم که از شما شکایت کنم.»
هوشنگ امیراحمدی در این مصاحبه درباره دیدار با شائول موفاز توضیح داد: «شائول موفاز درباره مخالفت با ایران کاملا جدی حرف میزند. برای همین گفتم شائول اسم یزید را شنیدهای؟ گفت: بله! ادامه دادم 1400سال پیش یزید امام حسین را شهید کرد، ما هنوز رهایش نکردهایم. 1400سال دیگر هم که بگذرد باز میخواهیم یزید را گیر آورده و تکهپارهاش کنیم. حالا چرا میخواهید اسرائیل یزید ایران بشود؟ این کار را نکنید. یهودی و اسرائیل را یزید ایران نکنید. موفاز وقتی این حرف را شنید رنگش تغییر کرد و ترسید و گفت: میگویی چه کار کنیم؟ از یک طرف میگویی حمله نکنیم از طرف دیگر موجودیتمان در خطر است که من هم پاسخ دادم بنشینید فکر کنید. ایران با اعراب در صلح است. آن هم وقتی که ریشههای اختلاف بینشان وجود دارد در عین حال شما هم با اعراب تقریبا در صلح هستید. پس خوب فکر کنید و دست از این حرفها بردارید.»
وی همچنین در این مصاحبه گفته بود: «اگر ایران بپذیرد غنیسازی را تعلیق کند میتوان آمریکا را سر میز آورد. اما اگر تهران بگوید غنیسازی قابل مذاکره نیست یا ما به هیچوجه تعلیق نمیکنیم، این راهی نیست که به مصالحه ختم شود.»
وی در ادامه این گفتوگو در زمینه محتوای بسته پیشنهادی ایران به 1+5 گفت: «بسته ایران اگرچه شامل پیشنهادهای مبهمی بود اما معتقدم پیشنهاد مهمی بود و 1+5 در پنهان فکر میکند که ایران با دادن این بسته حرکت مهمی کرده. اما بهعلت آنکه، تهران به اصل غنیسازی اشاره نکرده لذا در انظار عموم، ترجیح داده تا چنین چیزی را آشکارا مطرح نکند... در نهایت ممکن است بر سر یک کنسرسیوم و انجام غنیسازی صنعتی در خارج از کشور به توافق برسند اما گفته شود بخشهای مربوط به کارهای تحقیقاتی و آزمایشگاهی به همراه چند راکتور در دانشگاههای ایران واقع شود.»
او همچنین پیشنهاد داد: «میتوان در حال حاضر با پذیرفتن بسته، غنیسازی را تعلیق کرد و با مذاکره با آمریکا، مشکلاتمان را حل کنیم و در خلال آن مجددا وارد چرخه غنیسازی شویم. همه خوب میدانیم که بحث غنیسازی دیگر یک موضوع سیاسی آنهم با آمریکاست که اگر حل شود هیچ کشوری کاری با آن ندارد.»
این در حالی است که این کارشناس امور دیپلماتیک و به ویژه مسائل ایران و آمریکا در گفتوگو با کارگزاران به تشریح ابعاد تشکیل دفتر حفاظت از منافع آمریکا در ایران پرداخت. احمدینژاد نیز یکشنبه گذشته در گفتوگو با خبرنگاران در رابطه با تاسیس دفتر حفاظت از منافع آمریکا در تهران گفت: «ما هنوز تقاضای رسمی در این ارتباط دریافت نکردهایم. ما بر ارتباط بین ملتها تاکید داریم و توسعه روابط بین ملتها را کار درستی میدانیم و به هر اقدامی که باعث توسعه روابط بین ملتها شود کمک و از آن استقبال میکنیم.» رئیسجمهور همچنین در گفتوگوی ویژه خبری در تلویزیون در زمینه گفتوگو با آمریکا گفته بود(نقل به مضمون): «خبرهایی در این رابطه وجود دارد که من به مردم عزیز ایران از همینجا اعلام میکنم که خبرهای جدیدی طی چند روز آینده منتشر میشود.» وی همچنین یکشنبه گذشته در پاسخ به سوالی در رابطه با حضور امیراحمدی در ایران نیز گفت: «همه چیز ما روست. دولت چیز پنهانی از ملت ندارد. اگر قرار باشد روزی با آمریکا گفتوگو کنیم. به مردم میگوییم ما تشخیص دادهایم و به نفع مردم است که گفتوگو کنیم. ایرانیها در هر کجا که باشند برای ما محترماند. حتی ایرانیای که مخالف دولت باشد و در خارج از کشور و در هر کجا ایستاده باشد، مورد حمایت جمهوری اسلامی است و ما بهطور کامل از وی حمایت میکنیم.»
امیراحمدی در گفتوگو با روزنامه کارگزاران درباره تاسیس دفتر حفاظت از منافع آمریکا در ایران گفت: «من قبل از اینکه به ایران بیایم در این زمینه با چند نفر صحبت کردم. این افراد همگی در دستگاه دیپلماتیک آمریکا بسیار بانفوذ هستند. یکی از این افراد آقای زلمای خلیلزاد، سفیر دائم ایالات متحده در سازمان ملل بود. من با ایشان ملاقاتی کردم و مخصوصا قصد داشتم در رابطه با خبر روزنامه واشنگتنپست از وی پرس و جو کنم. خلیلزاد از پرنفوذترین شخصیتها در وزارت امور خارجه آمریکاست و به ویژه از آنجا که اصلیتی افغانی دارد در رابطه با کشورهای ایران، عراق و افغانستان طرف مشورت هم قرار میگیرد. اطلاعات وی از سیاستهای آمریکا در منطقه بسیار دقیق است.» وی افزود: «زلمای خلیلزاد خبر واشنگتنپست را تایید کرده و گفت؛ دولت آمریکا بهطور جدی دنبال تحقق چنین امری است. اگر هم رسما چنین خبری را نداده است به این دلیل است که هنوز اطمینانی در رابطه با تایید یا رد شدن این پیشنهاد ندارد. آمریکا زمانی پیشنهاد را ارائه خواهد داد که بهطور نسبی گمان کند که مورد تایید قرار میگیرد.» وی همچنین در مورد جایگاه خلیلزاد در دولت بوش گفت: «زلمای خلیلزاد در دستگاه وزارت خارجه ایالات متحده بسیار تاثیرگذار است. او یکی از کارشناسان اصلی ایران در وزارت خارجه است و دولت بوش به نظرات وی در رابطه با ایران توجه بسیار زیادی میکند. وقتی خلیلزاد میگوید که بحث تاسیس دفتر حفاظت از منافع بسیار جدی است و ایران باید روی آن حساب باز کند، پس بحث جدی است.» استاد دانشگاه راتگرز در ادامه با تاکید بر اینکه ایالات متحده در ارائه چنین پیشنهادی جدی است ادامه داد: «این خبر در واشنگتن پست ابتدا درج شد تا ابتدا عکسالعمل، بازخورد و افکار برآیند آن مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. در این زمینه به نظر میرسد که برآیند نظرات دولت در قبال تحقق چنین پیشنهادی مثبت است. من قصد دارم پس از اینکه به آمریکا برگشتم با برخی دیگر از افراد با نفوذ در این رابطه صحبت کرده و دامن بزنم تا در نهایت بتوانم ارائه رسمی این پیشنهاد را بگیرم.» این در حالی است که امیراحمدی در گفتوگوی خود با روزنامه همشهری نیز گفته بود: «من همیشه حامل یک حرف هستم. من بهمعنای رسمی، فقط گاهی حامل پیام هستم اما همیشه حامل حرف هستم. من قبل از آمدنم به تهران بهطور جدی درباره دفتر منافع با آمریکاییها صحبت کردم.» او در ادامه برای کارگزاران توضیح میدهد: «این خبر در آمریکا تا حد زیادی انعکاس داشت. انعکاس آن در ایران هم بسیار زیاد بود. اما دولت از اینکه تا چه حد این خبر موثق و قابل اتکا است خبری نداشت. در واقع کسی نمیدانست خبر این روزنامه تا چه حد جدی است. اما عکسالعمل دولت ایران این بود که ابتدا باید پیشنهاد رسمی از آمریکا بیاید تا بتوانیم در این رابطه اظهارنظر کنیم. اگر هم چنین پیشنهادی ارائه شود حتما بررسی خواهد شد. منوچهر متکی همچنین پیشنهادی داده است. آقای احمدینژاد نیز در این رابطه و احتمال شکلگیری چنین امری مواضع مثبتی گرفته است.» وی با اشاره به اینکه در آمریکا دو گروه بر ضد ایران فعال هستند میافزاید: «یک گروه موافق تاسیس دفتر حفاظت از منافع آمریکا در ایران است و گروه دیگر هم مخالفند. این گروه اخیر موافق جنگ است. این گروه همچنین در پی این است که القا کند تاسیس دفتر در ایران برای گفتوگو با مردم ایران است. در حالیکه اصلا چنین چیزی نیست. این گروه به شکلی حرف میزند تا همه گمان کنند که آنها برای انقلاب مخملی میآیند. اما این حرف رسمی وزارت امورخارجه آمریکا نیست.» وی در رابطه با نظر رسمی آمریکا میگوید: «نظر رسمی آمریکا این است که ایران اجازه دهد دفتر حفاظت از منافع تاسیس شود. این دفتر هم همان کارهایی را انجام میدهد که دفتر ایران در حال حاضر در آمریکا میتواند انجام دهد. این کارها خارج از نرم دیپلماسی نیست. من فکر میکنم دولت ایران نباید از سوی جنگطلبان آمریکایی تحریک شود و بسیار ساده شرایط خود را برای تاسیس این دفتر ارائه دهد و اعلام کند که پیشنهاد معقول را میپذیرد. ایران میتواند در این صورت شرایط خود را رسما ارائه دهد.» امیراحمدی ادامه میدهد: «گفتوگوهای رسمی بین دو کشور در حال عادی شدن است. این مسئله دیر یا زود رسما کلید خواهد خورد. به عنوان مثال این گفتوگوها در قالب 1+6 در حال تعقیب است. در ثانی ایران و آمریکا گفت و شنودهایی را در شکلها و سطوح مختلف در حال حاضر دنبال میکنند. این مسئله در عراق، ژنو، بن و... انجام شده است. این گفتوگو در حال حاضر هم تعطیل نیست. اما گفتوگویی که بر اساس یک برنامه مدون و از قبل تعیین شده برای دستیابی به اهداف شخص باشد اکنون در دستور کار نیست.» وی سپس در مورد تاثیر تاسیس این دفتر میافزاید: «به اعتقاد من تاسیس این دفتر خود به خود سبب میشود که دو کشور بیشتر با نظرات یکدیگر آشنا شوند و خواستههای یکدیگر را درک کنند. از این رو نمیتوان گفت تاسیس دفتر خود به خود هدف غایی است، بلکه طرح تاسیس دفتر سبب میشود که بحثهایی ایجاد شود. یعنی نمیتوان گفت که ایران و آمریکا هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند و از سوی دیگر دفتر حفاظت از منافع هم تاسیس شود. این دفتر پیشنیازهایی دارد و پس از این پیشنیازها دفتر شکل خواهد گرفت.»
رئیس شورای ایران و آمریکا با اشاره به اینکه «بنابراین من مشکلی بین تاسیس این دفتر و جریان گفتوگوها نمیبینم. این گفتوگوها در حال شکلگیری است و ما هماکنون در همین مسیر هستیم ولی تفاوت در این است که اگر این طرح از سوی ایالات متحده ارائه شود جریان گفتوگوها به جای چندجانبه دوجانبه خواهد شد که به نظر من بسیار به نفع ایران است» گفته است: «آمریکاییها بهطور اصولی همیشه دوست داشتند در ایران دفتر حفاظت از منافع داشته باشند. تاکنون ایران مخالفت میکرد. بنابراین اگر آمریکاییها احساس کنند که ایران اجازه تاسیس چنین دفتری را خواهد داد بدون شک درخواست رسمی را هم ارائه خواهند داد. مگر اینکه دولت ایران شرایطی را برای تاسیس دفتر بگذارد که مورد قبول آمریکا نباشد. آمریکاییها حاضر نیستند در هر شرایطی دفتر داشته باشند. از نظر آنها هر شرط دیپلماتیک و بر اساس اصول بینالمللی قابل قبول خواهد بود. از این رو پاسخ ایران هم باید بر همین اساس باشد و پاسخی ندهد که آمریکاییها را منصرف کند.»
وی درباره با چگونگی برخورد با این پیشنهاد احتمالی نیز تصریح میکند: «من پیشبینی میکنم که اگر پیشنهاد رسمی آمریکا ارائه شود یقینا دولت از رهبر میخواهد تا نظرش را اعلام کند. در مقابل هم ایشان از دولت و مجلس میخواهد تا نظر خود را اعلام کند تا تصمیمگیری نهایی صورت گیرد. از این رو من پیشبینی میکنم ایشان به مجلس و دولت توصیه میکند که ابتدا تعیین شود که این پیشنهاد در چارچوب منافع ملی ایران است یا خیر؟ به اعتقاد من در این بررسیها دولت و مجلس به این نتیجه خواهند رسید که تاسیس این دفتر بر ضرر منافع ملی ایران نخواهد شد. از این رو به نظر من در نهایت ایران این پیشنهاد را میپذیرد.»
امیراحمدی ادامه میدهد: «اکنون ایران در ایالات متحده دفتر دارد ولی آمریکا هیچ دفتری در ایران ندارد. بر اساس اصول دیپلماتیک آمریکا نیز باید دارای دفتری با همان مشخصات در ایران باشد. آمریکا در ایران هیچکسی را ندارد تا نظرات دولت را رسما و مستقیما به وزارت خارجه ایران اعلام کنند. از این رو تاکنون سعی کرده است حضور خود در ایران را به شکل دیگری تعریف کند. این مسئله بیشتر از طریق رادیو فردا و رسانههای دیگر است. به نظر من علت اینکه آمریکا به تاسیس چنین رسانههایی اقدام کرده است به دلیل فقدان مجاری رسمی گفتوگو و تبادلنظر است. از این رو حضور رسمی آمریکا در ایران در نهایت به نفع ایران است. این مسئله میتواند فضاسازی رسانهای آمریکا علیه ایران را تا حد زیادی از میان خواهد برد. ایران میتواند هرگونه رابطه غیردیپلماتیک دفتر حفاظت از منافع آمریکا در ایران را ممنوع کند.»
این استاد دانشگاه در خاتمه گفتوگوی خود با کارگزاران توصیه میکند: «اما شاید گروههای رسمی و غیررسمی دیگری مخالف این ارتباط باشند اما به نظر من بخشی از نگرانی این نیروها بجا است. انصار حزبالله و نیروهایی اینچنینی نگرانیهایی دارند. اینها انقلاب کردهاند، جنگ کردند و جامعهای جدید را شکل دادهاند. آنها تحلیل خودشان را از آمریکا دارند از این رو بحثهایی در رابطه با تاسیس دفتر حفاظت از منافع نمیتواند برای آنها خوشایند باشند. آنها میترسند که آمریکا دنبال تغییر حاکمیت باشد. اما دولت ایران باید برای آنها توضیح دهد که چنین چیزی نیست و در تحلیل نهایی این مسئله میتواند به تداوم بیشتر این انقلاب منجر شود. چون از دشمنی آمریکا علیه ایران میکاهد. از این رو دولت ایران باید به این نیروها اطمینان بدهد و همچنین به توجیه آنها بپردازد.»