برای اثبات این که چین به سرعت در حال طی کردن نردبان برای تبدیل شدن به یک قدرت سیاسی و اقتصادی بزرگ در دنیاست و در این راه بسیاری از کشورهای توسعهیافته را پشت سر گذاشته، دلایل بسیاری وجود دارد. اما جدیدترین نمونه از این شواهد، قدرت در حال ظهور هستهای این کشور است.
چین در تلاش برای پاسخگویی به نیاز بیپایان خود به برق، قصد دارد راکتورهایی به وسعت و سرعت غیرقابل مقایسهای بسازد و برنامه انرژی هستهای را آغاز کند که دنیا تاکنون شاهد آن نبوده است.
براساس برنامههای کنونی قرار است راکتورهای جدید هستهای با سرعت هر سال دو راکتور از حالا تا سال 2020 ساخته شود. کارشناسان میگویند این سرعت هم پای سرعت برنامههای هستهای آمریکا در دهه 1970 است. مدیر مؤسسه تحقیقات انرژی دولت چین که از مدافعان سرسخت برنامه هستهای این کشور است میگوید: بدون شک در سال بیشتر از یک راکتور میسازیم. چالش پیش روی ما موضوع تکنولوژی نیست، بلکه سازوکارهای نهادی است. این راکتورها پروژههای عظیمی هستند و ما برای انجام آن به کار بهتر و مدیریت و تأمین مالی کارآمدتر نیاز داریم.»
برنامهریزان چینی پیشبینی کردهاند که تا سال 2010، تولید هستهای چین چهار برابر شده و به16 میلیارد کیلووات ساعت برسد. طبق این برنامهریزی این رقم تا سال 2015 دو برابر میشود. در حالی که برنامههای انرژی هستهای با رویکرد اقتصادی در آمریکا و بخش عمده از اروپا متوقف یا دچار رکود شده، کشورهای غربی و تولیدکنندگان راکتور و فناوری هستهای برای فروش راکتور و دیگر تجهیزات هستهای خود به چین صف کشیدهاند. تصمیمگیری چین درباره قیمت این فناوری، سرنوشت این تجارت را معلوم میکند.
فرانسه که یک سوم انرژی خود را از نیروگاههای هستهای میگیرد، تنها کشور غربی است که هنوز برنامه گسترده هستهای خود را حفظ کرده است. این کشور نیاز دارد که طی یک دهه آینده راکتورهای فرسوده خود را جایگزین کند.
ژاپن که اکنون 10 درصد از انرژی خود را از منابع هستهای دریافت میکند، زمانی از طرفداران سرسخت این انرژی بود. اما مجموعهای از رسواییهای دردسرساز مثل وارد شدن مواد رادیواکتیو به یک منبع آبی و حوادثی که پیش از تبدیل شدن به فاجعه کنترل شد، افکار عمومیرا در این کشور به ضدیت با فعالیت هستهای برانگیخت.
به این ترتیب اکنون چین تنها قدرت رو به رشد در زمینه انرژی هستهای است. برای چین که اکنون 80 درصد برق خود را از سوخت زغالسنگ میگیرد، انرژی هستهای افسون فریبنده و اغواکنندهای است. اما به گفته برخی کارشناسان، نیاز چین به انرژی آن قدر فوری و زیاد است که حتی توسعه چشمگیر برنامه هستهای توان پاسخگویی به این نیاز را ندارد.
هشت راکتور هستهای کنونی چین فقط جوابگوی کمتر از دو درصد نیاز کنونی این کشور است. تا سال 2020 با فرض این که برنامه ملی در نظر گرفته شده محقق شود، انرژی هستهای همچنان تنها کمتر از چهار درصد نیاز این کشور به انرژی را پاسخ میدهد. درباره زیانها و خطرات انرژی هستهای، درون جامعه چین هیچ بحثی صورت نمیگیرد. اما منتقدانی وجود دارند که این خطرات را گوشزد میکنند.
یکی از آنها یک کارشناس انرژی هستهای در دانشکده علوم پکن است که میگوید: «برنامه خوبی برای مقابله با سوخت مصرف شده و یا رویارویی با بحرانهای فاجعه بار وجود ندارد. ما دانشمندان خواستار آن هستیم که رویکردی جامع در این زمینه اتخاذ شود تا امنیت هستهای و محیط زیستی به خطر نیفتد.» اما فعالان صنعت هستهای چین چنین حرفهایی را بیربط خوانده و آن را رد میکنند و میگویند دولت پکن پول هنگفتی برای تأمین امنیت فعالیت هستهای خود هزینه کرده است و از این نظر نگرانی وجود ندارد. در کشوری که نیاز به برق و انرژی شهرهای بزرگی همچون شانگهای را مجبور کرده تا شرکتها را به کاهش ساعات کار و فعالیت در تعطیلات آخر هفته به جای روزهای عادی هفته وادار کنند، مردم برای حمایت از هر منبع تولید انرژی آمادهاند.
اما کارشناسان آمریکایی که خود فاجعه نیروگاه هستهای را تجربه کردهاند، درباره اعتماد به نفس بیش از حد در این مورد هشدار میدهند. یک تحلیلگر هستهای در وزارت انرژی آمریکا میگوید: در سال 1970 توان هستهای ما هفت میلیون کیلووات ساعت بود و در سال 1981 این توان به 56 میلیون کیلووات رسید. اما در میانه این سرعت باید به عوامل دیگر هم فکر کرد. از 103 راکتوری که در گذشته در آمریکا فعال بود، 27 راکتور از سپتامبر سال 1984 تعطیل شدهاند.