تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۳  ، 
کد خبر : ۵۳۷۶۶

اجماع نیم‌بند


مهدی محمدی
روز دوشنبه وزرای خارجه 6 کشور حاضر در نشست لندن تصمیم گرفتند در جلسه اضطراری روز پنج شنبه (دوم فوریه 2006) «گزارشی» از پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارائه شود. رسانه های اروپایی بلافاصله پس از انتشار بیانیه گروه 1+5 با دستپاچگی از توافق 6 قدرت بزرگ جهانی برای «ارجاع» پرونده ایران به شورای امنیت خبر دادند و به این ترتیب خواستند چنین وانمود کنند که غرب نتیجه دلخواه خود را از نشست لندن گرفته است. این درحالی است که پیش از برگزاری اجلاس لندن اعلام شده بود هدف آن تصمیم گیری برای «ارجاع فوری» پرونده ایران به شورای امنیت است اما آنچه حاصل آمده صرفا توافقی برای ارائه یک گزارش از پرونده ایران به شورای امنیت است. آشنایان با روال حقوقی تصمیم گیری ها در آژانس بین المللی انرژی می دانند که تفاوت های مهمی میان 3 مفهوم «اطلاع» (inform)، «گزارش» (report) و «ارجاع» (refer) یک موضوع از جانب شورای حکام به شورای امنیت وجود دارد. وقتی پرونده ای از جانب شورای حکام به شورای امنیت «ارجاع» شود، در واقع از دستور کار شورای حکام خارج می شود و هرگونه مباحثه یا تصمیم گیری درباره آن، از آن پس صرفا در صلاحیت شورای امنیت خواهد بود و شورای حکام دیگر درباره آن بحثی صورت نخواهد داد. درحالی که وقتی شورای امنیت از یک موضوع «مطلع» می شود یا «گزارشی» از آن دریافت می کند، آن موضوع در دستور کار شورای حکام باقی می ماند و ادامه رسیدگی به آن نیز از همان جایگاه انجام خواهد شد، منتها شورای امنیت گزارشی از روند امور دریافت می کند.
آمریکا و انگلستان به عنوان ترتیب دهندگان اصلی نشست لندن در واقع از دستیابی به هدف خود از این نشست ناکام مانده اند اما بسیار طبیعی است که رسانه های غربی از ضعف اطلاعات حقوقی مخاطبان خود سوءاستفاده کنند و مسئله را برای لاپوشانی ضعف اربابان خود، بسیار بزرگتر از آن چیزی جلوه دهند که به واقع هست. آنچه در واقع اتفاق افتاده جز این نیست که غربی ها مجبور شده اند برای ایجاد یک اجماع نیم بند میان خود و روسیه و چین تصمیم خود درباره ایران را تا سر حد بی خاصیت شدن تعدیل کنند.
گزارش پرونده ایران به شورای امنیت، هیچ معنایی جز نوعی التماس از جانب غرب برای خرید زمان وجود ندارد. غرب از آنجا که در نهایت نه تمایل و نه توان درگیری با ایران را دارد، مایل به جلو انداختن زمان رویارویی با ایران -که با ارجاع پرونده به شورای امنیت عملا آغاز خواهد شد- نیست، اما ضمنا نمی خواهد تهران نسبت به اینکه اوضاع امن و امان است و نهایتا خطری وجود ندارد، کاملا احساس آرامش بکند. به همین دلیل موجی از عملیات روانی به راه افتاده تا بسنجند که ایران چه زمانی از ترس مرگ خودکشی خواهد کرد.
تحرکاتی را که غرب این روزها درباره پرونده هسته ای ایران از خود نشان می دهد (برگزاری اجلاس اضطراری شورای حکام، گزارش به شورای امنیت و...) به هیچ وجه نباید به عنوان گام هایی در مسیر برخورد تفسیر کرد. غرب -خصوصا اروپا- همانقدر از برخورد پرهیز دارد که ما؛ اما این مانع از آن نیست که فشار روانی- رسانه ای- دیپلماتیک بر روی ایران تشدید شود.
دلایلی می توان برشمرد که چرا غرب همچنان و به رغم همه رجزخوانی هایش مایل به استفاده از اهرم ارجاع به شورای امنیت نیست. این کار پیش از این بارها در تحلیل های کیهان انجام شده است. در مقطع فعلی توجه به 3 دلیل زیر احتمالا مهم تر است:
.1 غرب به زمان بیشتری برای گفت وگو با تهران نیاز دارد تا شاید توافقی حاصل شود که به گفته جک استراو پس از انجام آن هر دو طرف بتوانند سر خود را بالا بگیرند. اگر چنین توافقی حاصل نشود -که تا آنجا که به تهران مربوط می شود، حاصل نخواهد شد الا اینکه حق غنی سازی در خاک ایران به طور کامل به رسمیت شناخته شود- آن طرف تر چاره ای جز درگیری وجود ندارد. اروپایی ها روز اول (ژوئن 2003) به قصد زد و خورد وارد پرونده ایران نشدند. همه امید آنها این بود که ایران به عنوان جای پایی برای آنها در منطقه باقی بماند -منطقه ای که احساس می شد آمریکا سراسر آن را به کنترل خود درآورده- و ضمنا به روشی مسالمت آمیز ایران را از پی گیری حق خود در زمینه غنی سازی منصرف کنند. خود قضاوت کنید، این هدف کجا و درگیری با تهران کجا؟
.2 غرب احتمالا تلاش خواهد کرد زمانی را که از حالا تا ماه مارس نه به ایران که در واقع به خود داده، به عنوان یک امتیاز به ما بفروشد (یعنی در ازای آن امتیازی مطالبه کند). طبعا در مقابل اقدامی که غرب به دلایلی که به خودش بازمی گردد ناچار از انجام آن بوده، نمی توان و نباید امتیازی واگذار کرد و دیپلماسی هسته ای ایران به این موضوع وقوف دارد.
با این حال نشانه هایی وجود دارد که می تواند به ما بگوید ظرف این حدود یک ماه غرب چه انتظاری از ایران دارد. در بیانیه ای که 6 کشور حاضر درنشست لندن پس از پایان دیدار خود منتشر کردند، به نحو قابل توجهی نقش آژانس در ادامه تحولات پرونده هسته ای ایران برجسته شده است. می دانیم غربی ها برای یافته ها و اظهارنظرهای آژانس چندان محلی از اعراب قائل نیستند. پس دلیل تاکید چشمگیر آنها بر لزوم همکاری ایران با آژانس تا هنگام اجلاس مارس چیست؟ می توان یک حدس زد. آنها امیدوارند تهران با این وعده فریفته شود که اگر بیشتر همکاری کند، بر آن آسان خواهند گرفت و به این ترتیب اجازه بیابند هر درخواست غیرمعقولی را برای دسترسی به افراد و مکان ها در ایران تحت لوای «درخواست های آژانس» مطرح کنند و دوباره موج جدیدی از اطلاعات دادن های بی حساب و کتاب آغاز شود و ملات کافی برای بهانه جویی های آینده فراهم آید.
در مقابل، به هر درخواست زیاده خواهانه ای از جانب آژانس در این ایام فقط یک جواب باید داد: واهمه ای از شورای امنیت نداریم؛ فضولی هم موقوف.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات