آیتالله جعفر سبحانی، از اساتید برجسته حوزه علمیه قم در نامه سرگشاده ای به کوفی عنان، دبیرکل سازمان ملل متحد، با اشاره به هتک حرمت برخی مطبوعات غربی به ساحت پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) و همچنین عملیات تروریستی در سامرا با تأکید بر حفظ حقوق ادیان و مذاهب در گستره جهانی، خواستار محاکمه و مجازات مجرمان اقدامات مذکور از سوی محاکم و نهادهای بین المللی شد. آنچه می خوانید برگزیده ای است از این نامه؛
وقتی حقوق بشر ملعبه میشود!
حقوق بشر که آزادی بیان را محترم شمرده است و همه دولت های عضو سازمان ملل آن را امضاء کرده اند امروزه برای هتک حرمت مقدسات دینی میلیاردها موحد و دینداران جهان دستاویز شده است تا آنجا که در برخی روزنامه های غربی کاریکاتورهای موهنی از پیامبر اسلام(پیامبر رحمت) چاپ کرده اند و از این طریق احساسات مسلمانان جهان، بلکه همه دینداران را جریحه دار ساخته اند. بدتر از آن این که برخی از سیاستمداران غربی که هرگز از آنها انتظار نمی رفت از چنین عمل قبیح و زشتی طرفداری کنند، به توجیه آن پرداخته اند و آن را به وسیله آزادی بیان توجیه کرده اند و احیاناً آن را تحت عنوان طنز، امری مشروع دانسته و میزگردی برای آن تشکیل داده اند.
سبحانی در ادامه نامه خود تأکید کرده است: حقا که باید گفت کلمه آزادی، از الفاظ بسیار زیبا و دلکشی است که متأسفانه در طول زمان، بیش از هر چیز بر ضد خود آزادی، بهره گیری شده است و آیا نویسندگان اعلامیه حقوق بشر که آزادی بیان را یک اصل محترم شمرده اند و دولت های جهان آن را امضاء نموده اند، حد و مرزی برای آن بیان نکرده اند؟ تا آنجا که تحت لوای آزادی، اعمال خشونت بار به صورت های مختلف، مشروع و قانونی شمرده شود؟
چه کسی این سؤالها را پاسخ میدهد؟
آیا می توان در پرتو آزادی بیان، چهره گروهی را آن چنان مخدوش ساخت تا جاهلان بر ضد آن بشورند و به حقوق مدنی و اجتماعی آنان تجاوز کنند و آنان را مورد اهانت و آزار و کشتار قرار دهند؟ آیا در پرتو آزادی بیان می توان به آتش خصومت و دشمنی میان دو ملت کشور دامن زد به حدی که آنان به جان هم بیفتند و به جنگ با یکدیگر کشیده شوند؟ آزادی بیان اجازه می دهد که گروهی به مقدسات ملتی نظیر پرچم یا قانون اساسی یا رهبران محبوب آن تعدی کنند و احترام آنان را زیرپا بگذارند؟ آیا آزادی بیان اجازه می دهد که به دروغ علیه فردی شهادت دهیم و حقوق او را پایمال سازیم یا چهره او را نامطلوب معرفی کنیم؟ علمای اخلاق برای زبان، جرم های فراوانی شمرده اند که بخشی از آنها مورد پذیرش قوانینی مدنی و بین المللی نیز هست. آیا فردی می تواند تحت عنوان آزادی بیان، همه این قوانین را زیر پا نهد؟ و خود را در پوشش آزادی بیان تبرئه کند؟
آزادی بیان یا آزادی اهانت، مسئله این است
اصولا باید متن اعلامیه حقوق بشر را به دقت خواند. آن چه در آنجا مطرح است آزادی بیان است، نه آزادی اهانت و هتک حرمت، و زیرپا نهادن حرمت و کرامت انسان ها و ملت ها. آن چه که در این جا مورد غفلت قرار گرفته است تفاوت آزادی بیان به آزادی اهانت و فحاشی و استهزاست.
اگر آزادی بیان از هر قید و بندی رها باشد، در این صورت جز فساد، و هرج و مرج نتیجه ای نخواهد داشت. بنابراین، آزادی بیان، محدود به عدم تجاوز به حقوق دیگران است و اگر فردی با سوءاستفاده از این آزادی به حقوق دیگران تجاوز کرد، مجرم شناخته می شود.
اصولا کسانی که هتک مقدسات را در پرتو آزادی بیان توجیه می کنند، عملا اجازه هتک مقدسات خود را ولو مقدسات غیردینی و سکولار باشد، نمی دهند.
امروز کسی حق ندارد در کشور بریتانیا به ملکه انگلستان، اهانت کند، یا قوانین اساسی یا پرچم های کشورهای سکولار را مورد بی حرمتی قرار دهد یا حتی برخی مفاهیم پذیرفته شده نظیر هولوکاست را زیر سؤال ببرد وگرنه با محاکمه و مجازات سنگین روبه رو خواهد شد، چنان که آخرین نمونه آن را در هفته سوم فوریه سال 2006 در مورد محاکمه مورخ انگلیسی آقای دیوید ایروینگ در اتریش و محکومیت او به سه سال زندان به خاطر زیر سؤال بردن هولوکاست، مشاهده کردیم.
آیا می توان ضربه زدن به منافع ملی و جاسوسی به نفع بیگانگان و دشمنان را به نام آزادی بیان توجیه کرد و امروزه در برخی از کشورها کثیف ترین رفتارهای اخلاقی نظیر هم جنس بازی یا برهنگی، به رسمیت شناخته شده است. آیا می توان در پرتو آزادی بیان به این افراد اعتراض و اهانت زبانی کرد؟
اینها نمونه هایی است که ما در این مورد مطرح کردیم تا روشن شود که مسئله، جنبه سیاسی داردو اهانت کنندگان و حامیان آنها همگی آزادی بیان را دستاویز و بازیچه ای قرارداده اند تا به اهداف سیاسی خود برسند.
قانون برای دیگران...
ما هم اکنون برای روشن شدن مواضع قانونی خود که آزادی بیان، رها از قید و شرط نیست، ماده یازدهم قانون اساسی فرانسه مصوب سال 1789 (سال انقلاب کبیر فرانسه) را در این جا می آوریم، در ماده یاد شده آمده است: هر شهروندی حق بیان آزادانه آرا و اندیشه های خود را دارد، مشروط بر این که از حدودی که قانون تصریح کرده، تجاوز نکند، قانون اساسی سال 1881 فرانسه مواردی را چون حفظ اسرار پزشکی و حریم خصوصی زندگی افراد و ممنوعیت تحریک بر تنفر نژادی و مذهبی، و دشنام گویی و خدشه وارد کردن به شخصیت دیگران و اظهارات ضد یهود و ضدزنان را از موارد محدود کننده آزادی بیان برشمرده است.
با چنین قانون مصوبی بازهم چاپ تصاویر موهن منتسب به پیامبر رحمت با آزادی بیان توجیه می شود. غرب هر چند تقدس را از دین سلب کرده است، ولی لباس قداست بر چیزهای دیگری مانند هولوکاست و احترام به کودک و برابری بین انسانها پوشانده است، و در غرب کسی که نسبت به این امور انتقاد کند، او را مانند کسی می شمارند که به مقدسات اهانت کرده باشد.
این نوع جنایات در حالی صورت می پذیرد که طبق نص صریح کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی سازمان ملل مصوب26 دسامبر 1966 و لازم الاجرا براساس قطعنامه 2200 مصوب 23مارس 1976 که به امضای کشورهای عضو ملل متحد از جمله کشورهای اروپایی و آمریکا رسیده عمل نشریه دانمارکی و دیگر نشریات مشابه جرم تلقی شده و نقض قوانین بین المللی محسوب می شود. بند دوم ماده بیستم این کنوانسیون به وضوح می گوید: هرگونه ترغیب به تنفر ملی یا نژادی یا مذهبی که تحریک به تبعیض و یا دشمنی و خشونت گردد به موجب قانون ممنوع می باشد.
غرب از دیگران می خواهد به عقاید وی احترام بگذارند و خطوط قرمز او را به رسمیت بشناسند در حالی که او هرگز به عقاید و مقدسات دیگران احترام نمی گذارد و هتک مقدسات را تحت عنوان فریبنده آزادی بیان به رسمیت می شمارد. اصولاً غرب، به وجود گفت وگو و نظام چند صدایی (پلورالیسم) افتخار می ورزد، در حالی که گفت وگوی او تنها با همفکران خود یا شرکایی است که در خط او هستند.
صهیونیسم و آب گل آلود...
غرب هر چند دوران استعمار مستقیم را پشت سرگذاشته، ولی هنوز تفکر استعماری بر آن حاکم است و مایل است که سخنان و ارزش های خود را به دیگران دیکته کند انفجار حرم عسکریین علیهماالسلام، جزئی از توطئه های زنجیره ای اهانت به مقدسات خبر موحشی جهان اسلام را تکان داد و علاقمندان به پیامبر و اهل بیت علیهم السلام را در غمی عمیق و سوگی بزرگ فرو برد.
این جنایت نیز حلقه ای از سناریوی بزرگ هتک مقدسات اسلامی است که تاکنون دو پرده آن به نمایش درآمده و مسلماً این کارها با برنامه ریزی دقیق صهیونیست های نژادپرست و غرب استعمارگر طراحی شده، و همگی حاکی از آن است که گاهی می خواهند مسیحیان را در برابر مسلمانان قرارداده و آتش جنگ های صلیبی را بار دیگر برافروزند و احیاناً دو گروه مسلمان شیعه و سنی را به جان هم بیندازند و از این آب گل آلوده ماهی بگیرند.
عدویی که شد سبب خیر
به حکم عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد جریان کاریکاتورهای موهن از پیامبرعالی قدر اسلام، هرچند عمل زشت و قبیح و از نظر خرد فردی و جمعی محکوم می باشد، ولی عاملان آن اهداف سوئی را تعقیب می کردند که خوشبختانه نه تنها به آن نرسیدند، بلکه به ضرر آنها تمام شد، زیرا نوعی وحدت و انسجام در جهان اسلام از شرق تا غرب پدید آورد، پیوسته گروه های متفاوت و جمعیت های گوناگون با مشت های گره کرده این عمل را محکوم کرده و نفرت و انزجار خود را از این منطق نادرست گروهی از غریبان که درپی سوءاستفاده از این ارزش ها هستند ابراز نموده و افکار عمومی جهانیان را تکان دادند.
و اما تکلیف...
در این جا بر سران کشورهای اسلامی و بزرگان دینی لازم است که با برنامه ریزی دقیق و گفت وگوهای سازنده این نقشه های شیطانی را خنثی کرده و حریم ادیان الهی را از دستبرد افرادی که از انسانیت بویی نبرده اند، حفظ کنند.
مسلما سازمان کنفرانس اسلامی در این مورد نقش عظیمی می تواند ایفا کند، همچنان که مقام محترم دبیرکل سازمان ملل، نیز می توانند در این میان نقش کلیدی ایفا نمایند و در تسریع محاکمه این جنایتکاران و بازداشتن آنان از ادامه این جنایات تلاش نمایند و بدین وسیله دین خود را به سازمان ملل وکلیه کشورهای عضو ایفا کنند.
با توجه به آن چه ذکر شد، از آن جناب تقاضا داریم در راستای حفظ صلح و امنیت جهانی و حفظ حقوق ملت ها، مجرمان مذکور براساس قوانین موجود بین المللی محاکمه و مجازات شوند.