تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۶  ، 
کد خبر : ۵۳۸۷۷

عراق، مخاطرات پیروزی


سعدالله زارعی
نتایج انتخابات 24آذر عراق نشان داد این کشور در حال تولد دوباره ای است که نه به دوران پیش از اشغال و نه به دوران پس از اشغال شباهت دارد. از همین رو «این عراق» نه به مذاق بازماندگان رژیم صدام حسین خوش می آید و نه به مذاق اشغالگران. در این بین بعضی ها با نگاه به نتیجه انتخابات ده روز پیش تحلیل کرده اند که این پیشامد حاصل عملکرد غلط آمریکاست و استدلال می کنند که اگر آمریکا عراق را اشغال نمی کرد و یا اگر پس از اشغال ، تدبیر درستی داشت، اسلام گراها سیستم سیاسی عراق را در قبضه خود نمی گرفتند. ولی این تحلیل ها با واقعیت فاصله زیادی دارند.
واقعیت این است که آمریکایی ها ابتدا با اشغال عراق و سپس با اتخاذ شیوه های مختلفی که یکی پس از دیگری به میدان آورده و امتحان کردند، خواستند جلوی تولد «عراق اسلام گرا» را بگیرند. از این رو اگر عراق به اشغال آمریکا هم در نمی آمد و اگر آمریکا پس از اشغال به شیوه های دیگری هم روی می آورد باز هم این عراق متولد می شد. در واقع این یک «تولد طبیعی» است که آمریکا با شیوه های مختلف درصدد عقیم گذاشتن آن بوده است. بعضی از تحلیل گران از این نکته مهم غافلند که در این اواخر، رژیم صدام زیر ضربات سخت اسلام گرایان در حال فروپاشی بود. وقتی «عدی» فرزند ارشد و جانشین صدام حسین یک سال پیش از اشغال شدن عراق، در جلوی کاخ ریاست جمهوری توسط اسلام گراها بشدت مجروح شد، آمریکا دریافت باید کاری بکند.
به هر حال انتخابات 24آذرماه گذشته نشان داد آمریکا نمی تواند بیش از این مانع پیدایی عراق جدید شود. اینک مجلس 275 نفره عراق توسط 140 مسلمان معتقد و اصولگرا، 60کرد که رابطه ای ممتاز با ایران دارند، 40 سنی عرب که اکثریت آنان هم خواهان استقلال و اسلامیت کشور خود هستند، تشکیل می شود و از دل آن دولت (رئیس جمهور، نخست وزیران، کابینه و نیروهای مسلح) و قوه قضائیه متولد می شوند.
آمریکا در این میان طبعا باید اعلام کند که کار نظامیان خارجی در عراق به پایان رسیده است و از فردای تشکیل مجلس و دولت جدید و دائمی عراق، فشارها از درون و بیرون آمریکا برای خروج اشغالگران از عراق شدت می گیرد و «بوش» ناچار است به آن تن بدهد و تا چند ماه آینده بخش اعظم نیروهایش را از عراق بیرون ببرد. اکنون در آمریکا همه نیروهای سیاسی -از احزاب دمکرات و جمهوری خواه- بر خروج اتفاق نظر دارند، در این میان، «دمکرات ها» خواهان ارائه جدول زمانی خروج در شب ژانویه -به عنوان عیدی دولت به مردم- و جمهوری خواهان خواستار خروج بدون سروصدا و بصورت کاملا تدریجی شده اند. در این میان نئوجمهوری خواهانی نظیر «هنری کیسینجر»- وزیر خارجه آمریکا در زمان ریاست جمهوری نیکسون- گفته اند زمان به هیچ وجه مناسب خروج نیست چرا که؛
1-دوستان بین المللی و منطقه ای آمریکا نسبت به درستی تصمیم گیری دستگاه سیاست خارجی آمریکا تردید می کنند و از این پس در هیچ موضوع بین المللی در کنار آمریکا نخواهند ایستاد.
2-خروج از عراق در شرایطی که یک حکومت مذهبی در آنجا بر سر کار آمده (و این «اولین حکومت مذهبی در جهان عرب» است)، اسلام خواهان در کشورهای دیگر را برای بدست گرفتن قدرت تحریک می کند.
3-خروج ناشی از شکست در عراق، جریان «نئومحافظه کاران» را در آمریکا برای همیشه دفن و آمریکا را وادار می کند که بسیاری از صحنه های جهانی -بخصوص نقاط حساس خاورمیانه- را به رقبای خود واگذارد.
4-تشکیل حکومت و جامعه مذهبی در عراق و ائتلاف طبیعی آن با جمهوری اسلامی ایران و اتصال آن به فلسطین (از طریق سوریه و لبنان) موقعیت ژئواستراتژیک منطقه را کاملا به نفع ایران و به ضرر آمریکا دگرگون می کند. تشکیل مجموعه ای با این گستردگی هر تحولی در خاورمیانه عربی و اسلامی را تحت تأثیر مستقیم خود قرار می دهد.
این موارد نشان می دهد آمریکا با بزرگترین بحران -در تصمیم و در عمل- در طول چند دهه گذشته مواجه شده است. آمریکایی ها ناچار به ترک عراق هستند و در عین حال شرایط به هیچ وجه برای آنها «قابل تحمل» نیست. حالا سؤال این است که آمریکا چه «روزنه»هایی برای التیام شرایط نامطلوب خود در پیش رو دارد و احتمالا چه خواهد کرد؟ با مروری بر نشانه ها در می یابیم که:
الف-آمریکایی ها وانمود می کنند که «قصد بهم زدن بازی» را دارند ولی منظورشان این نیست که واقعا نتایج انتخاباتی عراق را دگرگون نمایند چون این کار اساسا امکان پذیر نیست. این انتخابات توسط دولت اصولگرای ابراهیم جعفری برگزار نشده است تا بتوان با «واردکردن اتهام»، آن را دگرگون کرد. انتخابات توسط یک «کمیساریای عالی» تحت مدیریت سازمان ملل برگزار شده و همه 21ائتلاف انتخاباتی عراق نمایندگانی در حوزه های رأی گیری داشته اند. هدف آمریکا این است که اصولگرایان را بترساند و آنان را وادار به «توافق با آمریکا و دیگر مخالفانش» کند. این اقدام -اگر پذیرفته شود که نمی شود- به زعم آمریکایی ها چند ویژگی دارد: الف: با ورود سکولارها به دولت جنبه مذهبی نظام سیاسی عراق، تحت تاثیر سکولاریزم، «بدنما» می شود؛ ب: دولت اصولگرا همواره گرفتار کشمکش داخلی است و ظرفیت همگرایی اسلامی- منطقه ای آن تحلیل می رود؛ ج: توافق اولیه می تواند توافق های بعدی -که مطلوب آمریکا هستند- را در پی داشته باشد.
نئومحافظه کاران آمریکا برای رسیدن به این هدف فعالیت فشرده ای را- توأم با سراسیمگی و آشفتگی- دنبال کرده اند سفر معاون رئیس جمهور آمریکا- دیک چنی- به عراق، آزادکردن 30بعثی از زندان، کمک فراوان مالی به علاوی و اعلام آن توسط محافل آمریکایی و دیدارهای پی در پی سفیر آمریکا با رئیس جمهور و نخست وزیر عراق همه با این هدف صورت می گیرد. اما آیا بطور واقعی این اقدامات نتیجه انتخاباتی 24آذرماه را دگرگون می کند؟ بدون شک، پاسخ منفی است اما اگر اصولگرایان تحت تأثیر عملیات روانی آمریکا قرار بگیرند شرایط مطلوبتری برای آمریکا و همپیمانان عراقی آن رقم می خورد.
ب -آمریکا اگر نتواند بازی «وادارکردن حریف به ارائه بازی مطلوب!» را پیش ببرد، سعی می کند عراق اصولگرا را در یک مثلث قرار دهد به گونه ای که هر ضلع آن، ضلع دیگر آن را خنثی کند. هندسه ای که آمریکا -در شرایط ناامیدی- به آن فکر می کند این است: دولت مذهبی، تداوم ترور، محدودیت بین المللی.
دقیقا از همین رو هنری کیسینجر یک روز پس از اعلام اولیه نتایج انتخابات عراق در مقاله ای که واشنگتن پست آن را درج کرد، نوشت: «هرج و مرج با انتخابات برطرف نمی شود» و برای هم سطح نشان دادن تروریسم و دولت مذهبی نوشت: «وجه تندروی اسلامی فقط تروریسم نیست، نفی سکولاریزم مشکل مهمتری است» و نتیجه گرفت که: «اگر بنیادگرایان -یعنی اسلام گرایان- (حتی) در قطعه ای از عراق حکومت تشکیل دهند و یا اگر هرج و مرج -یعنی تروریسم- ادامه یابد، خروج نظامیان آمریکا از عراق «براساس جدول زمانی» یا «براساس راهبرد و متناسب با تحولات» به مصلحت نیست».
ج-راهبرد دیگر برای آمریکا، «اختلاف افکنی» است. آمریکایی ها در این میان به سه اختلاف چشم دوخته اند؛ اختلاف شیعه عرب و سنی عرب، اختلاف شیعه و کرد و اختلاف شیعه و شیعه. طبعاً برای تحقق این راهبرد هر مسئله تاریخی یا جغرافیایی یا مذهبی و یا سیاسی می تواند یک دستاویز به حساب آید. اما در این بین آنان به اختلاف کردها و شیعیان و نیز اختلاف شیعیان با شیعیان بیشتر چشم دوخته اند. کردها و شیعیان در طول دوسال گذشته و بخصوص در جریان دوره ده ماهه گذار -فاصله بین دو انتخابات مجلس- همکاری نزدیکی با هم داشته اند، جدایی این دو، دولت اصولگرا را تضعیف می کند اما از آن مهمتر اختلاف گروههای شیعه با یکدیگر و فعال کردن گروهی علیه گروه دیگر است.
موارد سه گانه فوق بیان کننده آن است که اصولگرایان نباید کار را تمام شده فرض کرده و جمع آوری غنائم پیروزی، آنان را از توطئه های دشمنان مشترک غافل کند. هر رفتار واگرا می تواند بنیان پیروزی اخیرشان را به مخاطره اندازد. بر همین اساس 20گروه اصولگرا باید نه تنها دایره ائتلاف کنونی را حفظ کنند بلکه آن را توسعه دهند و همکاری با سایر گروهها از جمله کردها و سنی های اصولگرا را شروع نمایند.
از آن طرف باید گفت آمریکا ناچار به ترک عراق است و قاعدتا این کار بایستی تا چند ماه آینده شروع شود و نیز هرگونه اقدام برای فعال کردن یک ائتلاف منطقه ای علیه نظام سیاسی عراق محکوم به شکست است چرا که در این صورت به همان میزان جبهه ای برای کمک به عراق شکل می گیرد و برای دولت عراق شکستن حلقه مخالفان دشوار نیست. نکته دیگر این است که همانگونه که مرجعیت شیعه -حضرت آیت الله سیستانی- نسبت به بروز تقلب هشدار داده، علیه هرگونه اقدام ضدعراقی از سوی مخالفان دولت واکنش نشان خواهد داد و پیروز می شود همانگونه که مخالفان اصولگرایی اسلامی در عرض یک سال 16شبکه خبری تلویزیونی در عراق راه انداختند ولی هیچ تأثیری بر جای نگذاشتند. «عراق امروز» نشان می دهد، پیروزی اسلام گرایی و شکست و فرار غرب دوروی «سکه خاورمیانه» است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات