تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۴  ، 
کد خبر : ۵۳۸۸۱

مشارکت از روی ترس!


محمد جعفر بهداد
واژه «مشارکت» از حدود یک دهه گذشته مورد تاکید فعالان و نظریه پردازان سیاسی کشورمان قرار گرفت و از مفاهیمی است که توسعه گرایان بیش از دیگران از آن در توجیه سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های خود بهره گرفته اند، به طوری که مشارکت را پیش نیاز توسعه ارزیابی می کردند.
مشارکت در انواع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، ضرورتاً مایه نیک فرجامی و نشانه توسعه یافتگی نیست، بلکه گاهی از بستر مشارکت، تهدیدات و چالش های بنیان شکنی متوجه جامعه وکشور خواهد شد. بنابراین می توان به تقسیم بندی «مشارکت خوب» و «مشارکت بد» تن داد.
مشارکت کردن در امور «لازم»، «مفید» و «اخلاقی» وبه صورت «اختیاری»، امری خوب و قابل ستایش است، اما مشارکت کردن در امور غیرضروری و غیراخلاقی و از روی اجبار، امری بد و نکوهیده می باشد و متولی چنین مشارکتی گاهی مستحق مجازات نیز می گردد.
مشارکت اختیاری، لازم و اخلاقی، شاید اصلی ترین لوازم توسعه و پیشرفت انسان ها به شمار آید، به ویژه آنکه مشارکت کننده چون در امری دلخواه و سودمند شریک شده، تا آخر خط با سایر شرکت کنندگان همراهی خواهد کرد.
اما واقعیت آن است که در گذشته نه چندان دور از نام و مفهوم مشارکت در جهت منافع حزبی و گروهی بهره برداری شده و برخی از فرصت طلبانی که می خواستند به مواهب سه گانه ثروت و قدرت و شهرت دست یازند، همه این مقاصد را در پوشش «مشارکت عامه» دنبال کردند.
در آن زمان مردم با تهدیدهای غیرمستقیم، خودشان را مجبور می دیدند در فعالیت هایی شرکت کنند که کمترین علاقه ای به آن نداشتند و آنها با تهدیدات پنهان و غیرمستقیم از سوی جریان سیاسی حاکم نظیر این که اگر در فلان موضوع با ما همراهی نکنید، اقتصاد فلج می شود، استبداد روی کار می آید، استکبار با موشک های کروز ما را می زند، در جامعه جهانی منزوی می شویم و... مشارکت کردن در امور موردنظر توسعه گرایان را بر مشارکت نکردن ترجیح می دادند.
مدتی که گذشت، مردم دریافتند با آنکه به همه جور همکاری و همراهی با عناصر مذکور برای رسیدن به توسعه و رفاه و امنیت تن داده اند، اما گویا فقط وسیله ای شده اند تا عده ای خاص و معدود به نان و نوایی برسند. آنها بعد از سال ها مشارکت در امور مختلف اینک خود را پشت دایره ای بسته می دیدند که اتفاقاً همه مواهب نظیر رفاه و امنیت درون آن جای گرفته و مدعیان مردم گرایی نیز در داخل این دایره بسته، گویا برای ملت شکلک در می آورند.
گفته بودند اگر در اموری که ما می گوییم مشارکت عمومی کنید، نهادهای مدنی شکل می گیرد و از این طریق توزیع قدرت و ثروت به صورت عادلانه انجام خواهد شد، اما کاشف به عمل آمد که نهادهای به اصطلاح مدنی در واقع همان مجموعه های حزبی هستند که مثل راهروها تسهیل کننده دستیابی بیشتر جریان سیاسی حاکم به قدرت و ثروت می باشند. به عبارت دیگر مشارکت عمومی و دموکراسی به گونه ای مدیریت شده بود که نتیجه آن نمی توانست توزیع عادلانه امکانات برای همه باشد.
شعار «دانستن حق مردم است» هنگامی از سکه افتاد که مردم متوجه شدند، عاملان طرح این شعار دانستن اینکه مثلا فلانی زندانی شد، فلان روزنامه توقیف شد، فلان اصلاح طلب علیه مقدسات و قوانین جسارت به خرج داد و... را حق همه آحاد مردم می دانستند، اما دانستن اینکه چه جوری وام صدها میلیونی می دهند، چگونه بورس تحصیل در خارج می دهند، از چه طریق عضویت در هیئت مدیره شرکت های نان و آب دار را تصویب می کنند، از کدام راه ها می توان پروژه های صدها میلیونی و میلیاردی اقتصادی و فرهنگی و سیاسی گرفت، باچه شیوه ای مجوز واردات و صادرات محصولات وکالاهای خاص صادر می کنند، به چه کسانی با چه میزان صلاحیت چه پست و مقام هایی داده اند و... را حق مردم نمی دانستند.
مردم دیدند هرچقدر بیشتر مشارکت می کنند، وضع خودشان تغییری نمی کند، اما برخی از مدعیان توسعه و دموکراسی فربه و فربه تر می شوند و حتی کارشان به جایی رسیده که بر سر کسب بیشتر امکانات و عناوین با یکدیگر گلاویز شده اند.
جالب اینکه تا درباره سوء استفاده این جریان ها از مشارکت و آرای مردم حرف بزنی، چون دلیل و سندی برای دفاع از خود ندارند، بلافاصله با دستپاچگی تو را به توهین علیه مردم متهم کرده و با ژست دموکراتیک می پرسند: یعنی می خواهی بگویی مردم نمی فهمند؟ یعنی مردم شعور ندارند؟ یعنی...
آنهایی که عملا به مردم می گفتند «شما مشارکت کنید تا ما به نام و نان و قدرت برسیم»، به محض آنکه درباره نیات و عملکرد شان افشاگری شود، بنا بر عادت همیشگی بازهم به نام دفاع از مردم، درصدد اثبات خود برمی آیند. این جماعت در دقیقه نود انتخابات ریاست جمهوری هم به جای ارایه اسناد و استدلال درباره توانمندی و صلاحیت خود، تمام بیلبوردهای شهرها را از این شعار پرکرده بودند که اگر به ما رای ندهید، استبداد و خشونت و خفقان بر شما مسلط خواهد شد!
اینک اسناد و مدارک فراوانی در دست اصولگرایان است که نشان می دهد چه بی مبالاتی ها و ویژه خواری ها در طول دهه اخیر به نام دموکراسی و آزادی علیه منافع مردم و ثروت های مادی و معنوی کشور صورت گرفته است.
کسانی که اثبات کردند از مدیریت و دردهای مردم چیزی سردرنمی آوردند و زمان عمده ای از وقت اداره امور کشور را به خودآرایی و سیاسی کاری اختصاص می دادند و جز بازکردن راه ها برای دست درازی فرصت طلبان و خدانشناس ها به سرمایه های مادی و معنوی مردم کار دیگری انجام ندادند، اینک ژست آدم های دلسوز برای مردم را می گیرند و رندانه از خرافه پرستی و تحجر برای آینده انقلاب ابراز نگرانی می کنند.
اگر احمدی نژاد هم حتی بخشی از وقت خود را صرف خودآرایی و سیاسی کاری و مردم فریبی کند و در آخر عمر دولتش به وضع قوانین خودخواهانه اقدام نماید، نه مردم و نه خدای مردم او را نخواهند بخشود و عاقبت به خیر نخواهد شد و شواهد نشان می دهد که او این واقعیت را به درستی می داند.
اینک که فرصت مشارکت آزادانه، مفید و اخلاقی مردم فراهم شده، باید از این نعمت بزرگ، به درستی و در راه منافع کشور و آحاد مردم استفاده شود. چنین باد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات