مرجعیت دینی در مرتفع ساختن چالشها، مهمترین نقش را ایفا میکند
*یالثارات: مهمترین وجه تمایز انتخابات اخیر عراق با انتخاباتهای دیگری که ظرف یکسال گذشته در این کشور به وقوع پیوسته است چه مواردی بوده است؟
**علوی: در انتخابات اخیر عراق، غربیها به شکل عام و آمریکاییها به شکل خاص انتظار داشتند که با آن انشعابها و تفرقههایی که در میان شیعیان عراق که جمعیت غالب این کشور را تشکیل میدهند وجود دارد، این انشعابها و تفرقهها تأثیر خود را بگذارد و اصولگرایان شیعه نتوانند به سطح آراء و کرسیهای پارلمان که مد نظرشان بود و در دوره قبل به دست آورده بودند، برسند خیلی هم در این راستا تلاش کردند و برای آنکه این مطلب تضمین هم پیدا کند با کمک عربهای منطقه، سنیهای عراق را هم وادار به مشارکت کردند که شاید برجستهترین وجه تمایز انتخابات اخیر با دو انتخابات گذشته مشارکت گسترده اهل سنت در این انتخابات بود. این مشارکت هم خوب بود و هم بد.
*یالثارات: منظور شما از خوب و بد بودن این مشارکت چیست؟
**علوی: خوب بود از این جهت که مردم عراق به طور کلی یک نمایش دموکراسی خوبی را ارائه دادند و حدود 73 درصد مردم شرکت کردند که آمار خوبی برای کشوری همچون عراق به حساب میآید. نقطه منفی هم که عرض شد از این جهت بود که مشارکت اهل سنت، آمریکاییها را هم امیدوارتر کرد بتوانند با ورود اهل سنت آن صفبندیهای گذشته را به هم بزنند و آب را گلالود کنند و ماهیهای مورد نظر خود را از این آب بگیرند. نتیجه انتخابات به واقع همه را تحت تأثیر قرار داد. حتی خود اصولگرایان شیعی فکر نمیکردند به این حجم از موفقیت دست یابند البته برخی مطمئن بودند که شیعیان عراق به خاطر آن عراق ملی و ساختار عشیرهای و ارداتی که نسبت به اهلبیت علیهمالسلام دارند یک درصد خوبی از آرا به خود اختصاص میدهند ولی فکر نمیکردند که این حجم باشد. این حجم بسیار قابل توجه بود. علیرغم مشارکت سنیها و اختلافات و تبلیغات بسیار زیادی که جبهه سکولار شیعه به رهبری ایاد علاوی که همه گروههای مختلف را با همدیگر همدست ساخته بود تا بتواند جلو موفقیت اصولگرایان شیعه را بگیرد و علیرغم هزینههای بسیار زیاد و به خصوص حمایت غرب به طور عام و آمریکاییها به شکل خاص، نتیجه مطلوب آنها حاصل نشد و درست برعکس آن چیزی که انتظار داشتند برای شیعیان اصولگرا محقق شد و الحمدالله شیعیان نتیجه خوبی گرفتند.
*یالثارات ـ یعنی غربیان اصلاً چنین پیشبینی نمیکردند؟
**علوی: خوب تلاش غربیان این بود که این تفرقه حاصل شود و اصولگرایان شیعی موفق نشوند که به این حد از آراء دست یابند و بتوانند دولت را تشکیل دهند. امیدوار بودند که سکولارها و لیبرالها و افرادی که با سیاستهای منطقهای و بینالمللی آمریکا هماهنگی ساختاری بیشتری دارند، آنها روی کار آیند. ولی خداوند یکبار دیگر قدرت خود را نشان داد. من معتقدم که دست غیب به مسلمانان بسیار کمک کرد و وحدت آفرین بود. آن اعتمادی که شیعیان عراق علیرغم ضعفها و کاستیهایی که در دولت وجود داشت به اصولگرایان کردند، ناشی از دست الهی بود که قلبها را به سمت حمایت از تشیع هدایت کرد و بهرحال بعضی از این افراد هنوز هم نمیتوانند باور کنند و این جریان آنقدر برایشان عجیب بوده است که در حال حاضر دار و دسته ایاد علاوی چند روزی است که بوق و کرنا میکنند که ما نتیجه را قبول نداریم و در انتخابات تقلب صورت گرفته است و اینها خودشان هم میدانند که این طور نبوده است.
*یالثارات: یعنی تقلبی در انتخابات صورت نگرفته است؟
**علوی: چرا اگر تقلبی هم صورت گرفته است ـ که گرفته است ـ از سوی خود طرفداران سکولارها و جریانات دیگر بوده است، نه از سوی شیعیان اصولگرا و پیروز! آنها علیرغم این تقلبها نتیجهای نگرفتهاند. مثلاً یک گروه بزرگ با تمامی ادعاها تنها 50 رأی آورده است و این مطلب برایشان خیلی سنگین است. این مطلب از آن جهت هم مهم است که آمریکا در این مسأله از طریق دموکراسی اهداف و منابع پنهانی خود را تعقیب میکرد که موفق نشد و حالا به دنبال راهکارهای دیگر میگردند.
*یالثارات: پارلمان عراق چه وظایف عمدهای را بر عهده دارد که حالا با اکثریت شیعه اصولگرا میتواند به آن وظایف عمده سیاسی دست یابد؟
**علوی: وظایف پارلمان در قانون اساسی مشخص شده است. اولین وظیفه پارلمان آن است که دولت را تشکیل دهد. و آن حزبی که اکثریت را دارد ـ اگر شیعیان میتوانستند دو سوم کراسیها را بدست آورند راحتتر عمل میکردند ـ ولی به هر حال بخاطر آنکه یک حزب بخاطر پراکندگیهای قومی و اختلافات مذهبی عراق نمیتواند اکثریت مطلق را که دو سوم پارلمان است در اختیار داشته باشد مگر آنکه با دیگران ائتلاف کند.
فوق شیعه با اهل سنت در تعقل و عقلانیت است که شیعیان بسیار به آن توجه میکنند عقل حکم میکرد که ائتلاف یکپارچه که اکثریت را در مجلس داشت برای حفظ وحدت ارضی و ملی عراق با گروههای دیگر هم ائتلاف کنند و یک دولت وحدت ملی تشکیل دهند در حال حاضر هم نظر شیعیان بر همین اصل استوار است. تأکید حضرت آیتالله سیستانی هم همین است. خوب وقتی که این دولت را تشکیل دادند مسایل فراوانی برای مطرح کردن در پارلمان دارند. بحث امنیت، بحث برخورد با شورشیان، بحث فدرالیسم و چند موردی که در قانون اساسی بایستی حل شود. بحث توزیع منابع ثروت عراق و بحث جایگاه دین و نقش اسلام در قانونگذاری و... بایستی به قطعیت برسد چرا که در حال حاضر توافق ضمنی شده است که بایستی از طریق این مجلس تکمیل شود و به عنوان بندهای قانون اساسی ماندگار عراق دائمی شود.
دولت جدید قطعاً دولتی ائتلافی و ملی خواهد بود و شیعیان حتماً از گروههای مختلف در دولت دعوت میکنند و اقتضای پراکندگی قومی، مذهبی عراق و ساختار جامعه عراق هم میطلبد که این مطلب لحاظ شود و هر کس سهم خود را بگیرد. منتهی آنهایی که هم زیادتر از سهم خود میخواهند و هم آنکه آمریکائیان مایلند افراد گروههایی بیشتر از لیاقت اجتماعی و حقوقی مدنی خود بخاطر اهداف و منافع خاصی که آمریکا دارد سهم داشته باشد، از این انتخابات ناراضی هستند.
*یالثارات: آمریکا چرا در این جریان پشت سر اهل سنت سنگر گرفته است؟
**علوی: به هر حال 250 میلیون عرب سنی از آمریکایی که فردا میخواهد به آنها در شکورهای عربی امر و نهی کند انتظار دارند که حال موقعیت آنها را در عراق رعایت کند! به همین دلیل آمریکا ناچار است برای آنکه پایگاههای بیشتری در منطقه داشته باشد، پشتیبانی 250 میلیون عرب سنی منطقه را از دست ندهد.
*یالثارات: تصمیمگیری برای خروج یا عدم خروج نظامیان آمریکایی در عراق هم برعهده پارلمان این کشور است؟
**علوی: بله... به هر حال برای مسایل اساسی و حیاتی کشور، مجلس در همه جای دنیا تصمیم میگیرد. طبق قانون اساسی عراق هم در این اختیارات به مجلس واگذار شده است و یکی از مسایل مهم بحث آینده حضور اشغالگران در عراق است. در اخبار هم حتماً شنیدهاید که آمریکا اعلام کرده است که در سال 2006 بخشی از نیروهای خود را خارج خواهیم کرد. آنها هم به این نتیجه رسیدهاند که این کار بایستی به هر صورت انجام شود اما آنکه سیاست اصلی چه باشد قطعاً مردم عراق تصمیمگیرنده نهایی هستند و به نظر میرسد که با توجه به شرایط محیطی و منطقهای و با توجه به چالشهایی که آمریکاییان در عراق دارند قطعا این بحث خروج مطرح خواهد شد. البته آنها مایلند که مجلس عراق از آمریکا بخواهد که از کشور بیرون بروند و این برای آنها یک فرصت است. وقتی که درخواست رسمی صورت گیرد برای آنها توجیه منطقی هم اعمال میکنند، بخصوص که افکار عمومی آمریکا به شکل خاص و آزاداندیشان دنیا به شکل عام همگی منتظرند تا ببینند که آمریکا چه میکند و این همه هزینههای مالی و جانی چه نتیجهای را در بر داشته است. آمریکا هم بدش نمیآید که بهانهای برای خروج از این چالش پیدا کند. یکی از اولویتهای پارلمان همین بحث است و قطعاً به توافقی دست خواهند یافت و به تدریج خارج میشوند.
گفتوگو با دکتر سعدالله زارعی کارشناس مسایل استراتژیک
آمریکاییها بایستی این مطبی را بپذیرند که مردم عراق آماده در دست گرفتن حکومت خود هستند
*یالثارات: ظاهراً انتخابات عراق چالش جدید را برای آمریکا ایجاد کرده است و به کار گرفته شدن دیپلماسی علیه آمریکا مورد استفاده قرار گرفته است. پیروزی قاطع شیعیان در عراق چه پیامهایی را برای آمریکا داشته است؟
**زارعی: انتخابات عراق در واقع رفراندوم بزرگی بود که در آن حقایق فراوانی آشکار شد. این حقایق عبارتند از آنکه مردم عراق این توانایی و استعداد را دارند که در سطح بالا در سرنوشت سیاسی خود مشارکت نمایند. اگر میانگین آرای انتخاباتی در انتخابات 24 آذر ماه عراق در نظر گرفته شود بیش از هفتاد در صد مردم در این انتخابات شرکت کردهاند و این در مقایسه با انتخاباتی که در مهر ماه تحت عنوان همهپرسی قانون اساسی برگزار شد که در آن مرحله تقریباً شصت و سه درصد مردم مشارکت داشتند، این انتخابات نشان داد که حدود ده درصد مشارکت مردم افزوده شده است.
در مقایسه این انتخابات با انتخابات 10 بهمن ماه سال گذشته که تحت عنوان مجمع ملی عراق برای تعیین دولت موقت و تدوین قانون اساسی برگزار شد میبینیم که روند مشارکت مردم عراق افزایش یافته است. پس ما با مردمی در عراق مواجه هستیم که یک روند مشارکت رو به افزایش برخوردار هستند و این نشان دهنده آگاهی آنها و همینطور توجه آنها با تاثیر انتخابات در سرنوشتشان است.
واقعیت دیگر آن است که در این انتخابات رهبران مذهبی ئ سیاسی عراق در حد بسیار بالایی بلوغ خود را نشان دادند. ما شاهد موضعگیری بسیار مسئولانه و کارساز حضرت آیتالله سیستانی مرجع بزرگ تقلید مردم عراق هستیم که سهم بسیار بالایی در شورا انتخاباتی و در شکل دادن به انتخاباتی کارآمد ایفا کردند. رهبران سیاسی در عراق همه بسیار خوب و مسئولانه عمل کردند. وقتی که ائتلافهای بزرگی در کشوری شکل میگیرد بیان کننده آن است که رهبران سیاسی آمادگی دارند تا اختلافات خود را برای منافع ملی و اعتلای میهن کنار بگذارند و دور هم جمع شوند و تصمیمات بزرگی اتخاذ نمایند. این نشان دهنده آن است که ما در یک شرایطی قرار داریم که بلوغ رهبران سیاسی خود را به رخ دیگران میکشند. مخصوصاً در ارتباط با شیعیان و کردها ما بلوغ بیشتری را شاهد بودیم کردها با یک لیست منسجم در انتخابات شرکت کردند و پنج حزب کرد و حول یک ائتلاف شکل گرفت. رهبران شیعه در این دوره ائتلافی تحت عنوان عراق یکپارچه با لیست 555 را تشکیل دادند که مرکب از بیست گروه عراقی بود که هر گروه عراقی در متن خود ائتلافهای کوچکتری را شکل میداد. اینها دور هم جمع شدند و یک ائتلاف بزرگ را شکل دادند.
*یالثارات: اهل سنت در این انتخابات چگونه مشارکت کردند؟
**زارعی: آنها هم به همین شیوه عمل کردند و ائتلاف یکپارچهای داشتند و این نشان دهنده آن است که در میان نخبگان سیاسی، مذهبی عراق هم یک همگرایی ستودنی وجود داشت و این بدان معنی است که ما در میان نخبگان شاهد یک وحدت سیاسی هستیم.
*یالثارات: نقش دولت و دستگاه سیاسی در برگزاری انتخابات عراق چگونه بوده؟
**زارعی: نکته دیگر همین مطالب است. شما میبینید که انتخابات عراق در شرایط کاملا آرامی برگزار شد و در روز انتخابات و روزهای قبل و بعد آن شاهد بودیم که ترورهای کور و خشن به حداقل و نزدیک به صفر رسید و دولت توانایی خود را در ایجاد امنیت عراق به نمایش گذاشت. از سوی دیگر برگزاری انتخابات توسط دولت بدون هیچ مشکلی برگزار شد.
یعنی دستگاه سیاسی آمادگی داشت که انتخابات باشکوهی را برگزار نماید. در مورد صیانت از آراء هم تدابیری که از سوی دولت اندیشیده شد، بیان کننده آن بود که دولت توانایی صیانت از دستاوردهای انتخابات را دارد. پس ما میتوانیم بگوییم که در ارتباط با دولت هم شاهد یک وحدت اداری بودیم. یعنی مردم وحدت ملی را به نمایش میگذاشتند و رهبران و نخبگان وحدت سیاسی را به نمایش میگذاشتند و دولت هم وحدت اداری خود را به نمایش گذاشت. این پیامی برای آمریکاست که ادعا میکند عراقیها آمادگی ندارند که اداره کشور خود را به دست بگیرند. در واقع این انتخابات اثبات کرد که مردم هم در سطح ملی و سیاسی و اداری آمادگی دارند که عراق را در مسایل بسیار بزرگ تا مسایل کوچک را اداره کنند. بنابراین، آمریکاییها با دریافت این پیام بایستی خود را آماده خروج از عراق کنند و عراق را به دست مردم بسپارند. این مساله بیان کننده آن است که اعتبار آمریکا در تداوم اشغال عراق کاملا زیر سوال است و آنها بایستی در صورت تداوم اشغال پاسخ روشن و قانعکنندهای برای افکار عمومی دنیا داشته باشند. آمریکاییها بایستی این مطلب را بپذیرند که مردم عراق آماده در دست گرفتن حکومت خود هستند.
*یالثارات: راههایی که آمریکا برای برون فرت از این بحران در پیش گرفته است برای او مثمرثمر خواهد بود یا آنکه مانند سایر اقدامات که تاکنون انجام داده است منجر به شکست او خواهد شد؟ حضور دیک چنی و بلر و شخصیتهای دیگر تا چه میزان موثر خواهد بود؟
**زارعی: آمریکا در این مرحله فعلا نقش یک قلدر شکستخورده را بازی میکند. یعنی از یک سو قلدری آمریکا اجازه رفتار منطقی را به او نمیدهد و در عین حال شکست خوردن آمریکا در این صحنه هم اجازه نمیدهد که این قلدر با نعرههایی که میکشد بتواند به اهداف خود برسد. آمریکاییها در مقطع پس از 24 آذر یعنی در طول این ده ـ دوازده روز گذشته تلاش کردن تا نشان دهند که اوضاع هنوز ناامن است و هنوز بیثباتی وجود دارد و موارد بیثباتی از عراق جدا نشده است. هنری کسینجر وزیر خارجه دولت نیکسون که در حال حاضر یکی جمهوریخواهان تندرو است و مغز متفکری برای آنها است مقالهای در روزنامه واشنگتن پست در روز شنبه هفته گذشته نوشت. در آنجا کسینجر میگوید که دو مساله در عراق وجود دارد که بیانکننده است که عراق همچنان کانون بحران است. یک مساله آن است که تروریسم با انتخابات از بین نمیرود و بنابراین، پس از انتخابات و استقرار مجلس و دولت دائمی هم این ترورها ادامه پیدا میکند که همین جا جای این سوال وجود دارد که هنری کسینجر و سایر آمریکاییها از کجا پیشبینی میکنند که ترور ادامه پیدا میکند و اگر خودشان دستی در کارگردانی ترورها ندارند چگونه با این قاطعیت میگویند که ترور با انتخابات از بین نمیرود.
نکته دیگر آن است که تندروی اسلامی و مذهبی فقط وجه تروریسم ندارد. یک وجه آن هم منفی سکولاریسم است که اگر دولتی در عراق بر مبنای نفی سکولاریسم بر روی کار بیاید بنابراین کماکان ناامنی و تشنج در عراق باقی میماند و بدینگونه توجیه کرد که بنابراین، آمریکا نباید برنامه مدون و زمانبندی شده برای عراق در نظر بگیرد و اینها بایستی بدانند که کماکان به این دو دلیل به حضور آنها در عراق احتیاج است. این مسالهای است که نشان میدهد آمریکا به دنبال دلایلی میگردد که برمبنای آن دلایل عراق کماکان کانون بحران منطقه قلمداد کند و سیاستهای خود را در داخل عراق توجیه کند. مساله دیگری هم وجود دارد و آن این است که اینها تصور میکنند که انتخابات عراق با مرکزیت شیعه توسط جمهوری اسلامی ایران حمایت میشود بر همین اساس هم اینها تلاش میکنند که ایران را تهدید نمایند. یعنی شرایطی به وجود آورند تا ایران را وادار کنند که تغییرات صحنه سیاسی عراق به ضرر شیعیان را بپذیرد.
*یالثارات: آمریکا در این میان چه اقدامات دیگری انجام داده است؟
**زارعی: مطلب دیگری که اینها دنبال کردند آن بود که مقامات رژیم صهیونیستی سفرهای مختلفی به کشورهای همسایه ایران از جمله دیدارهای از ترکیه داشتند و با مقامات نظامی ترکیه ملاقات کردند و اینطور وانمود کردند که گویا همگرایی در منطقه حول محور اسرائیل با انگیزه تهدید جمهوری اسلامی و تهدید حکومت برخواسته از انتخابات عراق در آنجا در حال شکلگیری است. نکته دیگر طرح حمله آمریکا به ایران بود، ما شاهد بودیم که بعضی رسانههای غربی از جمله پایگاه اینترنتی اشپیگل آن لاین مطالبی درج شد که حاوی احتمال حمله نظامی هوایی آمریکا به ایران از داخل خاک ترکیه بود و خبرهایی از این دست در سطح رسانههای غرب مطرح شد بگونهای که بیان کننده آن بود که آمریکاییها وارد فاز جدید مقابله با جمهوری اسلامی شدند.
وقتی که خبر اعتراض به نتایج انتخاباتی، همگرایی حول محور اسرائیل علیه ایران و طرح حمله آمریکا به ایران را کنار بگذاریم و واقعیات منطقه را در نظر بگیریم. متوجه میشویم که بر خلاف آنچه که توسط آمریکا تبلیغ میشود، ما شاهد شکلگیری یک وضعیت جدید تهدیدآمیز علیه جمهوری اسلامی نیستیم. آنها وانمود میکنند که چنین تهدیدی وجود دارد. ما میدانیم که اعتراض به نتایج انتخاباتی که هفتاد و سه درصد مردم در آن شرکت کردند عمیق و جدی و متداوم نیست و اساساً اعتراض به نتایج انتخاباتی پدیدهای است که در هر کشوری حتی با ثباتترین کشورها شکل میگیرد. دوره کوتاهی مطرح میشود و این در همه جا متداول است.
در ایران، آمریکا، اروپا و... کاملا وجود دارد بنابراین، این مساله پدیده مهم و قابل اعتنایی است.
*یالثارات: آن دو خبر دیگر هم به همین ترتیب قابل اعتنا نیستند؟
**زارعی: همگرایی حول محور اسرائیل علیه ایران هم اساساً شکل گرفتنی نیست. شما اگر به خبرهای مربوط به ترکیه نگاه کنید در مییابید که ترکها اساساً هیچ علاقهای به اینکه بخواهند مناسبات سیاسی خود را با ایران تحت تاثیر نتایج انتخاباتی در عراق قرار دهند ندارند و روابط مسالمتآمیز خود با ایران را مقدم بر همگرا شدن با دشمنان جمهوری اسلامی ـ چه اسرائیل چه آمریکا و چه اروپا ـ میکنند.
بنابراین نمیبایست از خاک ترکیه یا کشورهای دیگر همسایه علیه خود احساس تهدید داشته باشیم. حمله آمریکا به ایران هم اساساً امکانپذیر نیست.
برداشت من آن است که آمریکاییها درصددند که مذبوحانه یک سطحی از تهدیدات گسترده را علیه ایران به تصویر کشند و قصد آنها مرعوب شدن ایران است تا به شیعیان و کردها که با ما ائتلاف سیاسی دارند فشار آورند که علیرغم آنکه آنها اکثریت را به دست آوردهآند اینها حاضر شوند تا در نتایج انتخاباتی به شکل یک دولت موافق آمریکا و نیمهمذهبی و نیمه سکولار تن دهند. یعنی همان نیروهایی که همچون ایاد علاوی و بعضی گروههای اهل سنت که سکولار هستند در دولت مشارکت کنند و اقتدار دولت بر محور نیروهای سکولار شکل بگیرد. که به نظر من هیچ دلیلی وجود ندارد که ما وارد چنین فرآیندی شویم.