فرزانه سالمی
ابوظبی در روزهای بیست و هفتم و بیست و هشتم آذر میزبان اجلاس سالیانه شورای همکاری خلیج فارس بود. همانطور که پیشبینی میشد، موضعگیری این شورا در قبال فعالیتهای هستهای ایران، یکی از مهمترین مسائل مطرح شده در اجلاس بود؛ اما موضع راشد عبدالله النعیمی وزیر امور خارجه امارات متحده عربی و نیز عبدالرحمن العطیه دبیرکل قطری شورای همکاری خلیج فارس، موجبات نارضایتی ایران و حتی برخی از حامیان عربی کشورهای عضو این شورا را فراهم آورد. در همان حال که العطیه برنامه هستهای ایران را عامل نگرانی و بیثباتی در میان کشورهای منطقه میخواند، النعیمی به بعد فنی برنامههای هستهای ایران اشاره میکرد و از خطراتی که نیروگاه هستهای بوشهر به کشورهای حاشیه خلیج فارس تحمیل میکند سخن گفت و به عبارتی دیگر، هر دو یک حرف داشتند: «ما هم دغدغههای خودمان را داریم.» و این در حالی بود که عمرو موسی دبیرکل اتحادیه عرب در پیام خود به اجلاس سران کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، از آنها خواسته بود به جای تمرکز بر برنامه هستهای ایران، بر خطر بزرگ برنامه هستهای اسرائیل در منطقه متمرکز شوند. اما مواضع نهایی شورا، هم انتقاد شدید ایران را به همراه داشت و هم موجبات نارضایتی آمریکا و برخی کشورهای اروپایی را فراهم کرد. در واقع، این شرایط بیش از هر زمان دیگری نشان داد که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، در عین آنکه در برخی از مسائل، اختلافاتی با ایران دارند، اما نمیخواهند مستقیماً ایران را محکوم کنند. موضعگیری سریع از سوی شورای همکاری خلیج فارس به هیچوجه مورد توجه نبوده است و به نظر میرسد ابهام در مواضع این کشورها نسبت به برنامه هستهای ایران همچنان ادامه دارد.
ترس از قدرتهای هستهای
کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، بیش از هر چیز دیگری سعی دارند از تقابل با قدرتهای هستهای منطقه اجتناب کنند. اسرائیل، در راس این قدرتهای هستهای قرار دارد و ابعاد زرادخانه هستهای اسرائیل، در کنار توان هستهای کشورهایی مانند پاکستان و هند، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را به تاکید بر لزوم ایجاد «خاورمیانه عاری از سلاحهای هستهای» کشانده است. همانطور که در بیانیه پایانی این شورا هم آمده است، تاکید بر عاری شدن خاورمیانه از سلاحهای هستهای، تنها نکته پررنگ در مواضع سران شورای همکاری خلیج فارس به شمار میرود و به نظر میرسد جلوگیری از بروز هرگونه رقابت در عرصه تسلیحات هستهای هم در آن مورد توجه است. در واقع شورای همکاری خلیجفارس نمیخواهد خاورمیانه به شرایط تنش و مناقشه بیشتری کشانده شود زیرا از سویی خود را محصور در میان قدرتهای هستهای میبیند و از سویی دیگر، به حمایت آمریکا یا اروپا هم اطمینان چندانی ندارد.
پاشنهآشیل شورای همکاری خلیج فارس
کشورهای شورای همکاری خلیجفارس که مدتها ناظر شرایط بیثباتی و خطرناک عراق بودهاند، به این نتیجه رسیدهاند که در شرایط حساس کنونی حتی مداخله ابرقدرتها هم نمیتواند آنها را از مخمصههای احتمالی آینده نجات دهد. این کشورها که در سال 1990 میلادی از چتر حمایتی آمریکا در زمان بعد از حمله عراق به کویت بهره بردهاند و از سوی دیگر عواقب مداخله آمریکا در عراق را شاهد بودهاند، به روشنی میدانند هرگونه مداخله آمریکا یا سایر کشورهای غربی در منطقه حتی اگر در ظاهر هم موفق باشد، نهایتاً شرایط خطرناکی را در منطقه ایجاد خواهد کرد و به همین جهت به جان خریدن این خطر چندان عاقلانه نیست. در واقع حمله آمریکا به عراق نشان داد که دردسر و عواقب ناشی از مداخله بسیار بیشتر از مزیتهای احتمالی آن است. در همین حال کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در جریان جنگ عراق بیشتر به نقش ناظران بیتفاوت نزدیک شده بودند اما در مورد ایران چنین تفاوتیای به ضرر این کشورها هم تمام خواهد شد.
روابط با همسایه شمالی
کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در برخی مسائل از جمله ادعاهای مطرح شده در مورد جزایر ایرانی اختلافاتی با ایران دارند اما نمیتوان این اختلافات را به کل روابط ایران و شورای همکاری خلیجفارس تعمیم کرد. کشورهای این شورا ملاحظات مشترکی با ایران در زمینههای جغرافیایی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی دارند و به همین جهت حفظ اعتماد متقابل از اهمیت زیادی برای هر دو طرف برخوردار است. اما رسیدن به شرایطی که منافع طرفین را تامین کند کار آسانی نیست. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از سویی از اتخاذ موضع قطعی در خصوص برنامههای هستهای ایران عاجز ماندهاند و از سویی دیگر میدانند که بنبست در این راه پیامدهای نامطلوبی در منطقه خواهد داشت و آسیبپذیری امنیتی، سیاسی و اقتصادی آنها را افزایش خواهد داد. به همین جهت برخی از ناظران معتقدند که شرایط مطلوب دو طرف جز در صورت مشارکت مستقیم در مذاکره تامین نخواهد شد.
سناریوی مذاکره
کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس کانال دیپلماسی ایران و اتحادیه اروپا را به دقت به دنبال میکنند و شاید گاهی به نقش احتمالی خود در مذاکره با ایران هم فکر کنند. در واقع هیچ چیز مانع مذاکره مستقیم این کشورها با ایران نیست و این کشورها میتوانند نقش ثالثی را در جریان مذاکرات ایران و اروپا به عهده داشته باشند. اما عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت، بحرین، عمان و قطر به عنوان اعضای شورای همکاری خلیج فارس تمایل چندانی به مواجهه با آمریکا هم ندارند و همین مسئله محدودیتهایی را در روابط آنها با ایران به وجود میآورد. از سوی دیگر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از آتشفشان خاموش عراق هراس دارند. در صورت بروز مناقشه احتمالی علیه ایران، عراق اولین کشوری است که به عنوان همسایه نزدیک ایران شرایط بیثباتی را بیش از گذشته تجربه خواهد کرد و این همان چیزی است که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس قصد اجتناب از آن را دارند. به این ترتیب روشن است که شدت گرفتن بحران بر سر برنامه هستهای ایران بدون شک به پیامدهای خطرناکی در ابعاد امنیتی، سیاسی و محیطی برای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس منجر خواهد شد و نهایتاً بیثباتی، ناامنی و حضور نیروهای بیگانه در منطقه را تشدید خواهد کرد. در این راستا شاید زمان کنار گذاشتن سیاستهای فعلی برای شورای همکاری خلیج فارس به سر آمده باشد. اتخاذ مواضع گاه و بیگاه خصمانه علیه ایران و در کنار آن محافظهکاری شدید و اجتناب از مواضع محکم با توجه به شرایط حساس فعلی منطقه و فشاری که غرب بر برنامه هستهای ایران اعمال میکند، چندان توجیهپذیر نیست.