تاریخ انتشار : ۰۵ آبان ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۰  ، 
کد خبر : ۵۳۹۸۹
سار‌کوزی برای احیای اقتدار از دست رفته فرانسه تلاش می‌کند

بازگشت به روزهای رویایی


مهدی تاجیک

نیکلا سارکوزی این مرد مجارستانی تبار که اکنون در کاخ ناپلئون نشسته است، در زمان رقابت‌های انتخاباتی، تلاشش بر این بود که فرانسویان را از شناخته شدن به عنوان تحقیرآمیز ساکنان اروپای پیر نجات دهد. سال 2003 وقتی که شیراک مخالفت قاطع دولتش را با جنگ عراق اعلام کرد، کاخ سفید به پیرمرد فرانسوی یادآوری کرده بود که کشورش جزئی از اروپای پیر است. شیراک تا آخرین روز حضورش در الیزه حاضر نشد از دلایلش برای مخالفت با جنگ عراق عقب‌نشینی کند. هر چند که این جنگ به رغم میل دولت او همان سال 2003 انجام شده بود و آمریکا و متحدان اروپایی‌‌اش، فرانسه را در انزوا گذاشته بودند. اگر مسیر حوادث آن‌گونه که آمریکا و اروپاییان هوادار جنگ آرزو داشتند، پیش می‌رفت، شاید شیراک امروز شکست‌خورده و بازنده بازی حساب می‌آمد. اما بخت با او یار بود که جنگ به سلیقه آمریکاییان پیش نرفت و ساکنان اروپا هم هر چه زمان گذشت از جنگ دلزده‌تر شدند و به این ترتیب شیراک قهرمان مخالفان جنگ شد. فرانسویان روحیه صلح‌طلبی و ضدآمریکایی رئیس‌‌جمهوری‌شان را ستایش کردند و مصادف با مراسم خداحافظی شیراک در جریان نظرسنجی‌‌ها درخشان‌ترین نقطه کارنامه سیاسی او را در مخالفت قاطعش با جنگ عراق ارزیابی کردند.

اما حالا دیگر دوران شیراک تمام شده است. سکان هدایت الیزه به دست مردی افتاده است که مخالفانش در مقام تحقیر اوراسگ پودل بوش می‌خوانند، نیکلا سارکوزی راه دوستی با کاخ سفید نشان را پیشه کرده‌است. بسیاری بر این باورند که او جای خالی بلر را برای آمریکاییان پر خواهد کرد. سار‌کوزی البته آنقدر ساده نیست که با حمایت‌های بی‌محابا از کاخ سفید، بهانه به دست سوسیالیست‌های دو آتشه کشورش بدهد، اما بی‌شک لجاجت‌ها و تک‌روی‌های شیراک راهم ندارد.

او همین اواخر با اشاره به مخالفت خوانی شیراک در جنگ عراق او به واسطه تکبر در مقابل تصمیمی که گرفته شد. انتقاد کرده بود. سارکوزی بر همین اساس تصمیم گرفته سیاست خارجی کشورش را در سه جهت اصلاح کند.

نخست زدودن ابرهای بی‌اعتمادی در روابط با آن سوی آتلانتیک. سپس گسترش رابطه با اتحادیه اروپا و در نهایت ایفای نقش سنتی در حل بحران‌های خاورمیانه.

بازگشت اعتماد

بی‌شک دشوارترین برنامه سیاست خارجی سارکوزی بازگرداندن گرما به روابط پاریس - واشنگتن است. گرچه کاخ سفید از انتخاب سارکوزی به ریاست جمهوری فرانسه به گرمی استقبال کرده، اما سارکوزی خوب میداند که باید برای گسترش روابط با ایالات‌متحده بسیار محتاطانه عمل کند. چراکه اصولا فرانسویان بهرغم استفاده بی‌رویه از تولیدات فرهنگی و اقتصادی آمریکا، غرور ضدآمریکایی خاصی دارند که اگر سیاستمداران به آن بی‌اعتنایی کنند، رسوای رسانه‌ها و افکار عمومی می‌شوند و این نکته نیز جای انکار ندارد که فرانسه هر چه قدر هم که از لحاظ اقتصادی نسبت به سایر کشورهای مطرح اروپایی عقب باشد، ولی قلب افکار پازل پیچیده عمومی این قاره محسوب می‌شود. بنابراین سارکوزی برای جلب اعتماد آمریکا راه بسیاری دشواری پیشرو دارد.

او باید به گونه‌ا‌ی قدم بردارد که نه افکار عمومی ضدآمریکایی فرانسه را برنجاند و نه آمریکاییان را با بلاتکلیفی مواجه کند. سارکوزی با این حال در گام نخست پس از ریاست جمهوری‌اش در این باره خوب عمل نکرده است. او پیشنهاد پست وزارت امور خارجه را به اوبرت و درین سوسیالیست داده است و همین مسئله باعث نگرانی کاخ سفید شده است. جدای از این ریسک تمام عیار، سارکوزی باید به استقبال قمار دیگری هم برود. انتخاب میان جمهوری‌خواهان یا دموکرات‌های آمریکا سارکوزی باید آنقدر زیرک و تیزبین باشد که بتواند تشخیص دهد آینده رهبری کاخ سفید از آن چه گروهی است یا باید قماری را بازی کند که نتیجه آن ابدا معلوم نیست. او اگر به گرمی دست بوش را بفشارد، با بی‌اعتنایی دموکرات‌های سرشناسی چون هیلاری کلینتون و نانسی پلوسی مواجه خواهد شد و اگر به دموکرات‌ها ادای احترام کند، جمهوری‌خواهان به او اعتنا نخواهند کرد.

بازگشت اعتماد به نفس قاره سبز

اروپای پیر، اروپای پیر. اروپای پیر. این اروپای پیر احتیاج به اکسیر جوانی دارد. آلمان هم تا چندی پیش جزویی از این اروپای پیر بود اما حالا لوکوموتیو اقتصادی قاره است. فرانسه سارکوزی احتمالا الگوی آلمانی را انتخاب خواهد کرد. هر دو این کشورها از انبوه مهاجران غیر متخصص رنج می‌برند هر دو دولت‌هایی کمابیش رفاهی دارند که اجازه بلندپروازی را از آنان می‌گیرد. سارکوزی خود را آماده کرده‌ است که دست به اصلاحات می‌زند. او می‌خواهد با بازبینی در ساعات کار، تحول بازار کار و بازنگری در سیستم تامین اجتماعی برای مقابله با بیکاری. رشد اقتصادی را افزایش دهد. برنامه جنجال‌بر‌انگیز او در مخالفت با مهاجران غیرقانونی و غیرمتخصص هم نشانه دیگری است از اینکه سارکوزی برای بازگرداندن واقعی فرانسه به جمع قدرت‌های جهانی ابایی از اتخاذ سیاست‌های تنش‌آفرین ندارد.

او در نخستین گام پس از انتخابش به ریاست جمهوری به برلین سفر کرد و‌ گر‌چه فرانسیوان 2 سال پیش از قانون اساسی اروپا رای منفی داده بودند اما وی در دیدارش با آنجلامرکل اظهار امید کرد که دو کشور بتوانند تا سال 2009 پیش‌نویس یک قانون اساسی تازه را آماده کنند. از دید تحلیل‌گران اروپایی همین اعلام آمادگی فرانسه برای شراکت در تهیه پیش‌نویس قانون اساسی اتحادیه اروپا نشاندهنده تمایل پاریس به تقویت نقشش در این اتحادیه است. موضوع دیگری که سارکوزی بسیار تمایل دارد در چارچوب اتحادیه اروپا درباره آن بحث کند مسئله جنجال بر‌انگیز پیوستن ترکیه به این اتحادیه است. سارکوزی در رقابت‌های انتخاباتی‌اش کاملا مشخص کرد که دولت تحت رهبری او قصد ندارد به ترک‌ها کوچک‌ترین امتیازی برای پیوستن به اروپا بدهد. او در کنار تمام دلایلی که مخالفان اروپایی شدن ترکیه به آن می‌پردازند. مسئله‌ای را پیش کشید که دیگر سیاستمداران اروپایی کمتر در مورد آن صحبت کرده بودند. سارکوزی اظهار عقیده کرد که اگر ترکیه اروپایی شود. چگونه باید برای اروپاییان توضیح داد که مرزهایشان عراق و سوریه است. به عبارتی سارکوزی این مسئله را پیش کشید که با اروپایی شدن ترکیه، بحران سوریه عراق و مسئله کردها، به بحران اتحادیه اروپا تبدیل خواهد شد و ممکن است اثرات هم مرز شدن این کشورها با اتحادیه اروپا، همه 27 عضو فعلی این اتحادیه را به درد سر بیاندازد.

جدای از موضوع‌های چالش‌بر‌انگیزی چون مسئله قانون اساسی اروپا و عضویت ترکیه در این اتحادیه، سارکوزی با تاید بر مسئله احیای اقتصادی فرانسه، چاره‌ای نخواهد داشت که از سیاست حمایتی عقب‌نشینی کند. به بخش‌های خصوصی بهای بیشتری بدهد و با درآمدهای خارجی شالوده از هم پاشیده اقتصاد کشورش را سرو‌سامان دهد. او در این راه قطعا سیاست نزدیکی بیشتر به قدرت‌های اصلی اتحادیه اروپا یعنی انگلیس و آلمان را در پیش خواهد گرفت تا مثلث قدرت‌های اروپایی شورای امنیت سازمان ملل. غیر از برابری در حق وتو، در مسائل اقتصادی و پرستیژ سیاسی هم به یکدیگر نزدیک شوند، به گونه‌ای که دیگر در زمان‌های سرنوشت‌سازی چون جنگ عراق، دوویلپین نامی‌ ساز مخالفت با دیگر قدرت‌های اروپایی کوک نکند.

حضور در منطقه سرخ

 می‌گویند معماری شهر بیروت برگرفته از ایده‌های معماران فرانسوی است و به خاطر تاثیری که فرانوسیان در طراحی این شهر داشته‌اند به بیروت پاریس خاورمیانه می‌گویند. جدای از معماری. فرهنگ فرانسوی هم در لبنان تاثیرات خود را گذاشته است. لبنانی‌های طبق سوم و مرفه وقتی هوای سفر به اروپا به شرشان می‌زند نخستین انتخابشان فرانسه است. نوجوانان لبنانی هم به آموختن زبان فرانسه بیش از یادگیری زبان انگلیسی اشتیاق دارند. روحیه‌مداری حاکم بر رسانه‌های لبنان را نیز می‌توان بازتابی از نفوذ تمدنی فرانسویان بر سرزمین مدیترانه‌ای لبنان شمرد. ساکنان الیزه همیشه آرزو داشته‌اند که مه خاورمیانه مانند لبنان بود، اما لبنان در خاورمیانه تقریبا یک استثناست. یک استثنا که با کمال تاسف هر چه زمان می‌گذرد روحیه خاورمیانه‌ای‌اش آشکارتر می‌شود. بحران طولانی‌مدت دولت. خطر جنگ داخلی، دخالت‌های خارجی، سیاستمداران وابسته.. همه و همه لبنان را بار دیگر به جرگه مناطق بحران‌زای خاورمیانه وارد کرده است و این برای فرانسه‌ای که لبنان را حیات خلوت خود در خاورمیانه می‌بیند، مایه دلواپسی و نگرانی است. جنگ سال گذشته حزب‌الله و اسرائیل هم این نگرانی را به یک بار چند برابر کرد. فرانسه پس از پایان جنگ، 2 هزار نیروی پاسدار صلح را به مرزهای اسرائیل و لبنان فرستاده تا همچنان پایگاه سنتی‌‌اش را در این منطقه حفظ کند. گرچه گروه‌های لبنانی تاکنون از نفوذ فرانسه در کشورشان اظهار نگرانی جدی نکرده‌اند اما اکنون که نیکلا سارکوزی با تمایلات شدیدش نسبت به اسرائیل با مسند ریاست ‌جمهوری فرانسه نشسته، گروه‌هایی چون حزب‌الله و بالطبع بسیاری از کشورهای عرب خاورمیانه احساس خطر خواهند کرد. او به تازگی در پاریس خطاب به سفیران کشورهای عربی اولویت سیاست خارجی خود را گسترش مناسبات نزدیک‌تر با اسرائیل عنوان کرده بود. سارکوزی همچنین با سرزنش شیراک به خاطر ساز‌شکاری در قبال گروه‌های مقاومت اسلامی از جمله حزب‌الله این گروه‌ها را سازمان‌هایی تروریستی لقب داده است و چنین موضع‌گیری‌‌هایی به طور طبیعی رهبران گروه‌هایی نظیر حزب‌الله را آزرده خاطر خواهد کرد و آنان را وامیدارد به فرانسه سارکوزی با چشمی متفاوت فرانسه شیراک نگاه کنند. با این حال ساده‌انگارانه است اگر تصور کنیم که فرانسه برگ‌های خود را در خاورمیانه را به همین راحتی می‌سوزاند. سارکوزی هر چقدر هم در سیاست خارجی خاورمیانه‌ای فرانسه تجدیدنظر کند باز ناچار به تمکین از الگوهای راست‌میانه است. یعنی همان الگوهایی که ژاک شیراک نیز بر اساس آن عمل می‌کرد. تجربه نیز ثابت کرده که مناسب‌ترین راهبرد در سیاست خاورمیانه فرانسه تلاش در جهت توازن میان منافع اعراب و اسرائیل است.

سارکوزی برای ابراز وفاداری‌اش به الگوهای سنتی فرانسه در خاورمیانه گام‌های عملی هم برداشته است. او در نطق پیروزی‌اش آن‌جا که  به خاورمیانه رسید تمام طرف‌های درگیر را به غلبه بر نفرت فر‌خوانده و به گونه‌ای نصیحت‌وار از کشورهای خاورمیانه خواست از تجربه کشورهای اروپایی که پنجاه سال پیش، اتحادیه اروپا را بر خاکستر جنگ جهانی دوم بناکردند، درس بگیرند و اتحادیه مدیترانه‌ای را پایه‌گذاری کنند.

طرح چنین ایده‌ای از جانب رئیس‌‌جمهوری جدید فرانسه، بیش از همه، چپ‌گرایان اسرائیلی را به وجد آورد چرا که تشکل اتحادیه‌ای از کشورهای خاورمیانه و حوزه‌جنوبی مدیترانه، همواره مورد علاقه رهبران چپ‌گرای اسرائیل به ویژه شیمون پرز بوده است و از این گذشته تحقق ایده اتحادیه مدیترانه‌ای، عمده‌ترین هدفی است که آمریکا در طرح خاورمیانه بزرگ دنبال می‌کند.

به این ترتیب سارکوزی با پیش کشیدن ایده اتحادیه مدیترانه‌ای، برای حل بحران اعراب و اسرائیل، از همین ابتدای کار همگرایی خود با تل‌آویو و واشنگتن را به اثبات رساند، هر چند که ممکن است هزینه این همگرایی. بی‌اعتمادی تدریجی اعراب به ساکنان الیزه باشد.

اگر بحران خاورمیانه منحصر به نزاع دیرینه اعراب و اسرائیل بود، فرانسه با نقش موازنه‌گر خود می‌توانست پرستیژ یک دولت صلح‌‌طلب را به نمایش بگذارد. اما هر گوشه خاورمیانه شعله‌های بحران زبانه می‌کشد و در عراق این شعله‌ها آسمان را سخت تیره و تار‌ کرده است. برخی تحلیل‌گران می‌گویند سارکوزی باید شاد باشد از این که آمریکا خود را در عراق درگیر جنگی‌ فرسایشی کرده و دیگر قادر نیست به فرانسه به خاطر مخالفت با این جنگ طعنه بزند اما این تنها یک روی سکه است.

اگر سارکوزی واقعا دنبال احیای اعتماد از دست رفته میان واشنگتن و پاریس باشد، چاره‌ای ندارد جز این که این سیاست واحد اتحادیه اروپا در قبال جنگ عراق را بپذیرد و ساز مخالف کوک نکند. او احتمالا به این فکر خواهد افتاد که حتی از اقدام‌های فعلی ایالات‌متحده در عراق حمایت کند تا زخم‌های به جا مانده در روابط فرانسه و آمریکا بر سر جنگ عراق هر چه زودتر التیام یابد.

به این ترتیب شاید ساده‌ترین تصمیم در سیاست خارجی خاورمیانه‌ای سارکوزی، چگونگی مواجه فرانسه با بحران اتمی ایران باشد. سارکوزی خوشحال است از این که شیراک درباره بحران اتمی با آمریکا همنوایی پیشه کرد. چرا که این همنوایی اکنون ادامه کار را برای او ساده کرده است. سارکوزی حالا می‌تواند از دریچه موضع‌گیری در قبال بحران اتمی ایران زمینه نزدیکی بیشتر با آمریکا را فراهم کند بی‌آن که در داخل جامعه فرانسه با انتقادهای جدی مواجه شود. در فرانسه بر خلاف موضوع جنگ عراق که مورد منازعه داخلی است، درباره مسئله اتمی تهران، دیدگاه تقریبا یکسانی میان گروه‌های راست و چپ وجود دارد. سگولن رویال نامزد چپ‌گرایان در رقابت‌های انتخاباتی، حتی به مراتب بیش از سارکوزی از سیاست فشار بر تهران برای کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای دفاع می‌کرد و تقریبا یکی از معدود مواردی که دو نامزد انتخاباتی فرانسه بر سر آن اختلاف چندانی نداشتند مناقشه بر سر موضوع اتمی تهران بود.

حالا سارکوزی با نشستن بر کرسی ریاست جمهوری باید پازل سردرگم کننده خاورمیانه را به گونه‌ای کنار هم قرار دهد که فرانسه همزمان بتواند هم اعتماد واشنگتن را به دست آورد، هم اسرائیل را راضی کند و هم اسباب اعراب را فراهم نکند. این پازل پیچیده اما تنها در صورتی به درستی کنار هم قرار خواهد گرفت که دانشجویان، سندیکاهای کارگری و مهاجران سپاه اجازه بلندپروازی را به سیاست خارجی فرانسه بدهند. اگر سخت‌گیر‌ی‌‌‌‌های سارکوزی در قبال مهاجران آن طور که وعده‌اش را داده به اجرا درآید، باید منتظر آتش‌بازی حاشیه‌نشین‌های عرب و آفریقای و ناراضیان سوسیالیست بود آن وقت احتمالا مرد مجارستانی‌الاصل در می‌یابد که پاشنه آشیل جای دیگر بوده است .جایی مانند مراکش، جایی مانند الجرائر.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات