محمد ملازهی
بازگشت دوباره میان محمد نواز شریف، رهبر حزب مسلم لیگ و نخستوزیر سابق پاکستان از تبعید عربستان سعودی در پی آن امکانپذیر شد که ارتشبد پرویز مشرف در سفری از قبل اعلام نشده به ریاض رفت و با ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی دیدار و گفتگو کرد.
پس از این دیدار بود که ملاقات نوازشریف و پادشاه سعودی اعلام شد و بلافاصله در پاکستان شایع شد که نوازشریف به کشورش باز میگردد.
راجا ظفرالحق از مسئولان حزب مسلم لیگ شاخه نواز اولین شخصیت بلندپایه از حزب نواز بود که خبر بازگشت نوازشریف، شهباز شریف و اعضای خانواده او را اعلام کرد.
به این ترتیب به نظر میرسد که برخلاف شهریور ماه گذشته که نوازشریف بدون هماهنگی از لندن وارد فرودگاه اسلامآباد شد و دوباره به محل تبعیدگاهش به عربستان سعودی بازگردانده شد، این بار نوازشریف در یک معامله با ارتشبد مشرف و میانجیگری ملک عبدالله وارد لاهور شده است. پرسش این است، معامله چیست و چه اهدافی را پیگیری میکند؟
در پاسخ میتوان چند احتمال را در نظر گرفت.
1- ارتش پاکستان قصد بهرهبرداری از رقابتهای سنتی نواز شریف و خانم بوتو دارد.
2- موضوع تقسیم قدرت بین خانم بوتو و ارتشبد مشرف به بنبست رسیده است.
3- ارتشبد مشرف قصد دارد ابتکار آمریکایی تقسیم قدرت را نادیده بگیرد و تقسیم قدرت را با حزب مسلم لیگ بازسازی شدهای انجام دهد.
4- حزب مسلم لیگ بازسازی شده نواز با احزاب مذهبی ائتلاف کند و خانم بوتو را در انتخابات آینده شکست دهد.
میتوان احتمالات دیگری را هم در نظر گرفت، اما آنچه حائز اهمیت است و کمتر درباره آن بحث میشود ابتکاری است که ارتشبد مشرف بر خلاف انتظار و برداشت عمومی از خود بروز داده است.
آغاز این ابتکار که چهرهای متفاوت از ارتشبد مشرف نشان داد، اعلام حالت فوقالعاده، تحمیل تغییرات در دیوان عالی کشور و برکناری قضاتی بود که قصد نداشتند انتخاب مجدد وی را به عنوان رئیسجمهور همزمان با حفظ ریاست ستاد مشترک ارتش تأیید کنند. حالت فوقالعاده با مخالفت در داخل و خارج رو به رو شد، اما در واشنگتن بیشترین بحثها را برانگیخت. پرسش در کاخ سفید این بود که با ژنرال یاغی که محاسبات و توافقها را با رهبر حزب لیبرال مردم به هم زده است، چه کار باید کرد: جرج بوش بسرعت متوجه شد که در پاکستان تحولاتی در شرف وقوع است که ممکن است از کنترل خارج شوند. کاخ سفید واقعبینانه تحولات را پذیرفت و به هردو طرف خانم بی نظیر بوتو و ارتشبد مشرف توصیه کرد از خود خویشتنداری نشان دهند. اعلام این سیاست آمریکا بدین معنا بود که در انتخابات ژنرال و خانم بوتو دچار تردید شدهاند و همین تردید به ارتشبد مشرف کمک کرد که گامهای بعدی را با اعتماد به نفس بالاتری بردارد. ممکن است همه این تحولات بازی از پیش طراحی شده قدرت تصور شود، اما چنین تصوری به تمامی درست نیست. ارتش پاکستان برای اختصاص سهم برادر بزرگتر از قدرت جدی است. ارتشبد مشرف نشان داد که قواعد بازی قدرت را میداند و بازیگران داخلی و خارجی را نیز در محاسبات خود در نظر دارد.
منافع بازیگران در جاهایی یکسان و در جاهای دیگر متفاوت و گاه متضاد است. انتخاب اولیه آمریکا حزب لیبرال خانم بوتو برای تقسیم قدرت بود، اما انتخاب عربستان سعودی مسلم لیگ نواز است. در این میان، ائتلاف مجلس متحده عمل سومین جناح داوطلب قدرت از توان اتحاد با حزب مردم و حزب مسلم لیگ هر دو برخوردار است. مولانا فضلالرحمان رهبر جناح اسلامی در موقعیتی قرار گرفته است که به هر طرف گرایش بیابد پیروزی انتخاباتی را برایش رقم خواهد زد. این جناح مذهبی به عربستان سعودی نزدیک با آمریکا در تضاد قرار گرفته است. ارتشبد مشرف این واقعیت را بدرستی ارزیابی کرد و با سفر به عربستان سعودی و میانجیگری ملک عبدالله با دشمن اصلیاش نواز شریف وارد معامله شد.
حرکت بعدی ژنرال بازسازی حزب مسلم لیگ و برگشت بخشهای جدا شده و ائتلاف جناح اسلامی و مسلم لیگ خواهد بود. چنین ائتلافی تنها حزب مردم را از قدرت گرفتن باز نخواهد داشت، بلکه ارتش پاکستان را در موقعیتی قرار خواهد داد که مشکل آمریکا را در افغانستان تا حدی کاهش دهد. و عدهای که خانم بوتو به آمریکاییها در بحث تقسیم قدرت داده بود.
بنابراین ملاحظه میشود که ارتشبد مشرف بازی پیچیدهای را برای حفظ قدرت برتر خود و ارتش با اعلام حالت فوقالعاده آغاز کرد و گمان میرود اگر اتفاق خاصی نیفتد تا پایان ادامه خواهد داد.