علی صالحآبادی
زمانی که شرایط بهگونهای رقم میخورد که افرادی به قدرت میرسند که یا در انقلاب حضور نداشتهاند و یا از دور دستی بر آتش داشتهاند، گفتار و رفتارشان پر از تناقض و یا فرافکنی است. احمدینژاد پس از پیروزی در انتخابات نهم ریاست جمهوری در سخنرانیها و موضعگیریها خبر از آمدن موج انقلابی توفندهتر از انقلاب اول را داده است. او همچنین گفته است که دستیابی ایران به فنآوری هستهای مهمتر، با اهمیتتر و بالاتر از موضوع ملی شدن صنعت نفت بوده است. در حرف میتوان هر ادعایی کرد، اما سخن زمانی به دل مینشیند و میماند که شنونده و خواننده آن را با استدلال و ادلهای که گوینده ارایه میکند قانع کند تا آن را بپذیرد. ایرانیان 54 سال است که 29 اسفند - روز ملی شدن صنعت نفت - را گرامی میدارند. این رویداد بزرگ در زمان خود با هیچ رویداد دیگری قابل مقایسه نیست. مگر میشود ملی شدن صنعت نفت را با دستیابی ایران به دانش هستهای که ماهیتاً باهم به لحاظ محتوا و زمان متفاوت هستند، مقایسه کرد، آن هم بدون ارایه استدلال، هزینهها و دستاوردهای هریک؟ ملی شدن صنعت نفت و اداره این صنعت به دست ایرانیان و خلع ید از انگلیسیها تاکنون میلیاردها دلار ارز را وارد خزانه کشور کرده است و زیرساختهایی که اکنون در کشور وجود دارد ناشی از همین تصمیم مهم است. احمدینژاد باید به ملت توضیح دهد که دستیابی ایران به دانش هستهای و پایان یافتن این پرونده از نگاه ایشان درحالی که هنوز نیروگاه بوشهر که قرار است 1000 مگاوات برق تولید کند به بهرهبرداری نرسیده است و روسها برای راهاندازی آن امروز و فردا میکنند، آیا با این رویداد مهم قابل مقایسه است؟ اصولاً کدام کشور و یا مقام عالی دیگر کشورها با رسیدن به یک دستاورد، دستاوردهای قبلی را بدون ارایه آمار و ارقام زیر سوال میبرند؟ احمدینژاد در حالی که پرونده اتمی ایران در شورای امنیت است و تاکنون قطعنامه1669، 1737و 1747 علیه کشورمان صادر شده است به صراحت میگوید این پرونده پایان یافته است. در مقابل این اظهارات، دیگر مقامات دولت میگویند در صورتی که قطعنامه دیگری علیه ایران صادر شود، ایران نسبت به آن واکنش نشان میدهد. پرسش این است اگر پرونده تمام شده است، چرا تلاش میشود با قطعنامه احتمالی مقابله شود؟ پس معلوم میشود پرونده تمام نشده است.
رییسجمهور در تازهترین سخنان از این قبیل در ایلام در واکنش به گزارش 16 سازمان اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا که درباره فعالیت هستهای ایران انتشار یافته است، اعلام کرد: "بزرگترین پیروزی سده اخیر، نصیب ملت ایران شده؛ پس هوشیار باشیم که به این پیروزی لطمهای نخورد و با چیزی معاوضه نشود." آیا بهراستی گزارشی که 16 مرکز اطلاعاتی آمریکا که به نظر میرسد با هدایت سازمان سیا منتشر شده است و بر اهل فن هم پوشیده نیست که در این گزارش همانند گزارش البرادعی قصد آن است که با پنبه سر ببرند، بزرگترین پیروزی در 100 سال اخیر که در آن نحلههای فکری، جنبش و نهضتهای خرد و کلان در ایران رخ داده است که هر یک از آنها در سرنوشت ایرانیان و حتی دیگر کشورها تأثیرگذار بوده است نظیر نهضت مشروطه، ملی شدن صنعت نفت، انقلاب بزرگ شکوهمند اسلامی که برای تحقق آزادی، محو خودکامگی و حاکم شدن ارزشهای اصیل دینی به وقوع پیوست و ملت را از زیر سلطه حاکمیت سلطنت مطلقه پهلوی آزاد کرد، یک گزارش مهمتر بوده است! یا گزارش دو پهلوی البرادعی که ابتدا بر سر آن سر و صدا و هیاهو شد و بعد معلوم شد که این گزارش راه را برای صدور قطعنامه بعدی هموار کرده است؟ علی لاریجانی به دلیل آنکه 26 ماه مسؤول پرونده هستهای ایران بوده است بهتر از هر کسی میتواند درباره این پرونده و اهداف پیدا و پنهان آمریکا و متحدانش علیه جمهوری اسلامی اظهارنظر نماید. او درباره گزارش 16 سازمان اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا میگوید: "این گزارش، باز گذاشتن راه فشار بر ایران است. در سال 2005 براساس گزارش همین مرجع مبنی بر تلاش ایران برای دستیابی به سلاح اتمی پرونده ایران را به شورای امنیت فرستادند و امروز براساس این گزارش تصمیم دیگری خواهند گرفت. در این گزارش رگههایی همسنخ با مواضع برخی کشورهای گروه 1 + 5 وجود دارد مبنی بر اینکه فشار علیه ایران جواب میدهد." انقلاب اسلامی هرچند در فراز و نشیبها با موانع و مشکلات گوناگون مواجه گردید، اما این انقلاب بزرگترین و آخرین انقلاب قرن بیستم شناخته شد. آیا موضوع گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمریکا از وقوع انقلابی که در همین فاصله 100 سال اخیر رخ داده، مهمتر بوده است یا گروگانگیری دیپلماتهای آمریکایی در سال 1358 توسط دانشجویان مسلمان خط امام که در اعتراض به حمایت آمریکا از شاه صورت گرفت و امام آن را انقلاب دوم نامید، این گزارش از آن واقع مهمتر بوده است که رییسجمهور آن را بزرگترین پیروزی در 100 سال اخیر نامیده است؟