بررسی تاریخ سیاسی پاکستان نشان میدهد که نظامیان این کشور نقش عمدهای در آن ایفا کردهاند. از زمان استقلال پاکستان در سال 1947 میلادی را باید ریشههای ساختار سیاسی این کشور جستوجو کرد. تحلیلگران سیاسی «دغدغه امنیت» و «ترس از هند» را دو دلیل عمده ظهور ژنرالها در صدر قدرت و نیز گسترش نهادهای نظامی، دفاعی و امنیتی در ساختار سیاسی و حکومتی پاکستان عنوان میکنند. پاکستان را میتوان کشوری تحت نظارت «پراتور»ها (گارد محافظ امپراتور رم باستان) نامید زیرا ژنرالها تجربه کافی در خصوص غلبه بر نهادهای اصلی سیاسی را بدست آوردهاند.
ژنرالها خود را مهمترین عامل بقای کشور و دفعکننده تهدیدها تلقی کرده و با تکیه بر این باور هویت ویژهای را برای خود قائل هستند. به تعبیر دیگر ژنرالها هر زمان منافع ملی را در خطر ببینند و هرگاه رقابت سیاسی بین گروههای غیرنظامی و نهادهای دولتی دچار بینظمی شود، در آن صورت آنان نقش «منجی» را بر عهده میگیرند. پاکستان پس از جدایی از هند به تقاضای جمعیت مسلمانان شبه قاره برای تشکیل یک دولت اسلامی در 14 اوت سال 1947 میلادی (22 مرداد سال 1326 شمسی) تأسیس شد. ژنرال «محمد ایوبخان» علیه ژنرال «اسکندر میرزا» رئیسجمهوری وقت پاکستان دست به کودتا زد و وی را وادار به استعفا کرد. ژنرال اسکندر (1326 شمسی) تاکنون، چهار ژنرال در صدر هیأت حاکمه این کشور قرار گرفتهاند. به گزارش ایرنا دلیل گاهبهگاه ظهور ژنرالهای پاکستانی در عرصه قدرت میرزا نخستین رئیسجمهوری پاکستان بود که پس از تغییر سیاسی حاکم بر این کشور از فرمانداری به جمهوری در سال 1956 میلادی (1335 شمسی) به این سمت منصوب شد. وی تا پیش از احراز این سمت، مقام فرماندهی کل ارتش پاکستان را در اختیار داشت. ژنرال ایوبخان پس از این کودتا مقام نخستوزیری پاکستان را نیز برعهده گرفت و در کشور حکومت نظامی برقرار کرد. ژنرال ایوبخان در سال 1955 میلادی (1334 شمسی) بطور رسمی به ریاست جمهوری پاکستان برگزیده شد اما خود قربانی یک کودتای نظامی دیگر شد.
این کودتا که در حقیقت به منزله دومین کودتای نظامی در پاکستان محسوب میشود، در 23 مارس سال 1969 میلادی (سوم فروردین سال 1348 شمسی) توسط ژنرال یحییخان بوقوع پیوست و سبب سقوط ایوبخان شد. یحییخان در زمان انجام کودتا ریاست ستاد ارتش پاکستان را نیز برعهده داشت. جدا شدن بنگلادش از پاکستان به عنوان مهمترین رویداد دوران حکومت ژنرال یحییخان برشمرده میشود. یحییخان پس از عهدهداری زمام امور، نام رسمی کشور را «جمهوری فدرال اسلامی پاکستان» برگزید.
ژنرال یحییخان پس از جدا شدن بنگلادش از پاکستان از مقام خود در 20 دسامبر سال 1971 میلادی (29 آذر سال 1350 شمسی) استعفا داد. سومین کودتا در پاکستان در تاریخ پنجم ژوئن سال 1977 میلادی (15 خرداد سال 1356 شمسی) توسط ژنرال «ضیاء الحق» که ریاست وقت ستاد ارتش را به عهده داشت علیه «ذوالفقار علی بوتو» نخستوزیر پاکستان صورت گرفت. ژنرال ضیاءالحق پس از اعدام ذوالفقار علی بوتو، احزاب سیاسی پاکستان را منحل و تمامی فعالیتهای سیاسی را در کشور ممنوع ساخت. وی پس از 11 سال حکومت سرانجام روز 17 اوت سال 1988 میلادی (26 مرداد سال 1367 شمسی) به اتفاق 29 نفر از همراهان خود از جمله «آرنولد رافل» سفیر آمریکا در پاکستان و ژنرال «هربرت واسون» نماینده وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) در اسلامآباد در یک سانحه هوایی کشته شد.
چهارمین کودتای نظامی در پاکستان توسط «پرویز مشرف» رئیس ستاد ارتش و رئیس کمیته ستاد روسای مشترک روز سهشنبه 12 اکتبر 1999 میلادی (20 مهر 1378 شمسی) روی داد. در حالیکه ژنرال مشرف با هواپیما از سریلانکا به پاکستان باز میگشت، نواز شریف نخستوزیر این کشور با اعلام برکناری وی از فرماندهی ارتش، تلاش کرد «خواجه زینالدین» رئیس وقت سازمان اطلاعات داخلی پاکستان (آی.اس.آی) را جایگزین وی نماید. مقاومت فرماندهان ارشد پاکستان در مقابل اقدام نواز شریف، مانع از موفقیت طرح وی برای برکناری مشرف شد. زمانی که هواپیمای حامل ژنرال مشرف وارد آسمان کراچی شد، نواز شریف به مسئولان فرودگاه دستور داد تا مانع از فرود هواپیمای وی شوند اما دیگر دیر شده بود، زیرا در هماهنگی انجام شده از سوی ژنرال مشرف با دیگر فرماندهان ارشد ارتش - از داخل هواپیما - فرودگاه تحت کنترل نظامیان قرار گرفت و نواز شریف نیز پس از یکساعت باز داشت. ژنرال مشرف پس از ورود به خاک پاکستان بطور رسمی خود را رئیس اجرایی کشور معرفی کرد. «رفیق تارر» رئیسجمهوری وقت پاکستان نیز تا 20 ژوئن سال 2001 میلادی (30 خرداد سال 1380 شمسی) به کار خود ادامه داد و از این تاریخ، ژنرال مشرف مقام رئیسجمهوری پاکستان را همزمان با تصدی فرماندهی ارتش بر عهده گرفت.
ژنرال پرویز مشرف در سال 1988 میلادی (1367 شمسی) به درجه ژنرالی ارتقاء و به عنوان رئیس ستاد ارتش منصوب شد. وی در سال 1999 میلادی (1378 شمسی) در حالیکه ریاست ستاد مشترک ارتش پاکستان را نیز برعهده داشت، 12 اکتبر (20 مهرماه) همین سال با برکناری نواز شریف، رئیس اجرایی دولت شد، وی به زودی از ریاست ارتش کنارهگیری خواهد کرد. با توجه به اینکه پاکستان کشوری است که به مدد ژنرالهای خود در مواقع تاریخی به «سرزمینی در دل یک پادگان» تبدیل شده است، اینگونه به ذهن متبادر میشود که این روند ادامه یابد و ژنرالی دیگر در عرصه تاریخ سیاسی این کشور ظهور کند.