مترجم: فاطمه واعظی
نویسنده: کریستوفر ویکی
این است نتیجه واقعی اختلاف تمدنها ـ نبردی خشونتآمیز برای دسترسی به پایینترین سطح زندگی در اروپای مدرن ـ ذخیره هفت روز آب آشامیدنی در سفری دریایی به اتمام رسید؛ وضع سیستم ضعیف حمل و نقل دریایی درهم شکست. بالاخره سوختشان هم به پایان رسید. همه کسانی که در کشتی بودند، جان باختند، اما تصادفاً یک کشتی یک دکله مربوط به نیروی دریایی اسپانیا در میان آنها ظاهر شد و به طور معجزهآسایی، افرادی را که برای نجات جانشان دست و پا میزدند از آب بیرون کشیده و سالم به محل امنی میرساند.
لامین دیبا (Lamin Diba) این داستان را به همان شکل دردناکی که دیده بود، تعریف میکند. این جوان هفده ساله به همراه نود و سه نفر دیگر سوار بر یک قایق روباز، 9 روز در توفان شدید دریای مدیترانه گم شدند. این گروه از گامبیا و سنگال آمده و در امتداد سواحل آفریقا به تجارت برده میپرداختند. آنها با وضع ملالآور، از گذرگاههای مهلک دویست سال پیش سفر میکردند. هدفشان دسترسی به جزایر قناری اسپانیا و در نهایت اروپا بود. قاچاقچیان به دروغ به آنها وعده داده بودند که آنها همه چیز برایتان آماده است. در عوض، آنها را بر روی تخته چوبی نشاندند به طوری که قادر به حرکت نبودند.
ناگهان آب دریا بالا آمد و قایق پر از آب شد. در حال حاضر دیبا در مرکز نگهداری جوانان اسپانیا و در انتظار رسیدن به اروپا به سر میبرد. او میگوید: ما فکر میکردیم داریم میمیریم. من همه خطرها را به جان خریدم و سوار آن قایق شدم. وقتی بخواهی در مقابل مرگ مقاومت کرده و خود را نجات دهی، هیچ چیز نمیتواند مانع تو شود.
اما او اشتباه میکرد. در واقع جنگ، تازه شروع میشد. میلیونها نفر از شمال آفریقا و عربها، که اکثراً مسلمان هستند، از جنوب آسیا، برای پیدا کردن شغل در اروپا همه نوع خطری را به جان میخرند. در حالی که اروپاییان، حتی با وجود دستمزد کم، تمایلی برای استخدام آنها نشان نمیدهند. این افراد برای اروپاییان سبزی میچینند، خیابانها را میروبند، پادویی میکنند، چاه حفر میکنند و تمام توان خود را برای زندگی در یکی از کشورهای ثروتمند دنیا، حتی در پایینترین سطح، به کار میگیرند و پولی را که به کشورشان میفرستند، برای امرار معاش خانوادهشان بسیار ضروری است. تحقیقات اخیر نشان میدهد وجود آنها برای پیشرفت اروپا هم به همین اندازه ضرورت دارد.
اما پس از گذشت چند سال، چه آنها که تازه وارد هستند و چه آنها که در اروپا متولد شدهاند، به رفتار خشونتآمیز و درگیریهای نژادی خانمانسوز روی میآورند. همه گروهها و نژادها به خاطر رفع نیازهای اقتصادی، با یکدیگر درگیر میشوند. چینیها علیه آفریقاییها، مهاجران جنوب آسیا علیه سفیدپوستان مسیحی شرق اروپا و آمریکای لاتین. کشمکشهای موجود در خیابانهای اصلی ناشی از تضاد و تمدنهای مهاجران است. در گذشته این نوع دعواها در بین اقشار بیبضاعت و تبهکاران، معابد و کلیساها، خانوادههای پرجمعیت، قبایل، بازرگانان، مافیا و قاچاقچیان به چشم میخورد.
عدهای از این مهاجران توسط رابطان و خویشاوندانشان کار پیدا کرده و به آن مشغول میشوند. عدهای هم که رابطی ندارند، در مراکزی به طور موقت نگهداری میشوند. مثلاً به تازگی با حمله پلیس به محلهای متروکهای که عدهای در آنجا سکونت داشتند، تعداد زیادی از خانوادههای بیبضاعت به باشگاههای ورزشی در کاچان (Cachan) فرانسه انتقال و اسکان داده شدند. به منظور افزودن این فرصت برای جذب این افراد، بریتانیا درصدد گشودن بازارهای کار به روی حدود 10 عضو از کشورهای شرق آسیا که در سال 2004 به اتحادیه اروپا پیوستند، برآمد.
در آن روز آخرین آماری که در مورد بیکاری داده شد، نشان داد که بین 6/1 میلیون بیکار در بریتانیا، به طور متوسط سهم مسلمانان سه برابر بیشتر از بقیه مذاهب بود. به خصوص مردان مسلمان بیشتر در معرض خطر هستند. میزان بیکاری آنها در سال 2004 در مقایسه با گروههای مذهبی دیگر که 3 تا 8 درصد تخمین زده شد، 13 درصد بود. اما به دنبال سیل مهاجرت تکاندهنده از کشورهای شرق اروپا؛ به تازگی دولت بریتانیا اعلام کرد که در دو سال گذشته ششصد هزار نفر که اکثر آنها لهستانی هستند، برای پیدا کردن شغل به انگلستان آمدهاند.
بر اساس گفته جان سالت (Jahn Salt) مدیر تحقیق و بررسی مهاجرت در کالج لندن، این بیسابقه ترین موج مهاجرت در تاریخ بریتانیاست. آمار دولت نشان میدهد که 97 درصد از آنها مشغول به کار شدهاند.
مسلماً نمیتوان گفت که همه آنها جایگزین دیگران شده اند، ولی عدهای از آنها این گونهاند. در واقع تراکم جمعیت مهاجران تازه وارد در مناطق مسلمان نشین انگلستان افزایش یافته است. یک مسلمان بریتانیایی که نژادش عرب است و در همراسمیت در غرب لندن، صاحب کارواش است، موضوع عجیبی بیان میکند. او لهستانیها و مهاجران جدید را استخدام میکند و تصدیق میکند: به این دلیل که آنها سخت کار میکنند و در همین اطراف هستند.
اما کام از بیان مشخصات کاملش خودداری کرد، چون میترسید که رقبایش از این موضوع باخبر و عصبانی شوند. او ابراز داشت: لهستانیهای سفید پوست در مقایسه با سیاهپوستان شانس بیشتری برای پیدا کردن شغل دارند. اتباع اروپای شرقی تهدیدی جدی برای مسلمانان به شمار میروند. اینجا مسلمانان نمیتوانند به راحتی کار پیدا کنند. اگر کسی اسم مسلمانها را داشته و انگلیسی زبان باشد، و دیگری با اسم ریچارد بوده ولی انگلیسی بلد نباشد، کارفرما ریچارد را استخدام میکند.
بمبگذاری سال گذشته در لندن و خنثی کردن توطئه خطوط هوایی اخیر در بریتانیا، باعث افزایش موانع جدید و سوء ظن اخیر در بریتانیا، باعث افزایش موانع جدید و سوء ظن نسبت به جوانان مسلمان شد.
تازه واردهایی که به امید یافتن شغل به صورت قاچاق به بریتانیا آمدهاند واقعاً آسیبپذیر و بیپناه هستند. فرانک دوئل» Frank Duvel «نویسنده مهاجرت» غیر قانونی به اروپا اظهار داشت: سال 2004 همه چیز عوض شد. در حال حاضر عدهای از متقاضیان پناهندگی سال 1997، هنوز در پایین ترین سطح زندگی به سر میبرند. آنها میتوانند برای مهاجرانی که هیچ امیدی نسبت به قانونی شدن وضع خود نداشته و تنها به دنبال فرصتی برای دادن این گونه درخواستها میگردند، الگو باشند.
دوئل سوال میکند: چرا کارفرماها به جای استفاده از افراد عادی قانونی اتباعی را که به طور غیرقانونی وارد کشور شده اند، استخدام میکنند؟ با وجودی که میتوانستند همان دستمزد کم را پرداخت کنند. او ادامه میدهد: انگلیس برای مهاجرانی که غیرقانونی وارد کشور شدهاند بازار جذابی نخواهد بود.
سیاستمداران بریتانیا با آگاهی از تنشهای بالقوه جامعه، از بازکردن به حساب درها به روی بلغارها و رومیها بسیار ناراضیاند، هر چند پیشبینی میشود که آن کشورها در سال آینده به اتحادیه اروپا بپیوندند. تجارب فرانسه، اسپانیا و ایتالیا در سال 2004، مبنی بر روی خوش نشان ندادن به کارگرانی که به طور غیرقانونی از کشورهای شرق اروپا وارد شده بودند، حاکی از این است که در همه جای دنیا، نبرد برای دستیابی به یک زندگی فقیرانه، خشونتآمیز و گاهی کشنده است.
بیش از پانزده سال گذشته، اسپانیا شاهد هجوم چشمگیر مهاجرانی از آمریکای لاتین که به زبان بومی صحبت میکردند و فرهنگ کاتولیک داشتند، بود. دولت مادرید اعلام کرد که در حال حاضر8/2 میلیون مهاجر در اسپانیا شناسایی شدهاند که یک سوم آنها یعنی نهصد هزار نفر از آمریکای لاتین هستند. اما این وضع مشکلات خاص خود را به همراه داشت. لاتینیها در همه مناطق و شهرهای بزرگ در حال افزایش هستند. در بعضی مناطق گانگسترها (تبهکاران) هم وجود دارند. اسپانیاییهایی که به صورت پراکنده در مرکز خرید کال اورونز در مادرید قدم میزنند، توجهی به زیر پایشان ندارند، در پشت بیشتر پارکینگهای زیرزمینی، دکههای فروش مشروبات الکی پاتوق گانگسترها (تبهکاران) است.
صدها و گاهی هزاران نفر در تعطیلات آخر هفته به کافههای شبانه میروند. یک افسر پلیس که در این مناطق انجام وظیفه میکند، ابراز میدارد: گاهی برای متوقف کردن دعوایی بین پنجاه نفر که بعضی مسلح به تیغ، چاقو و اسلحه بوده و در بین جمعیت دو هزار نفری قابل تشخیص نیستند، تلاش میکنیم. او ادامه میدهد: آنها شبها با هم زد و خورد میکنند و فقط برای همین بیرون میروند. بارها بعد از زخمی شدن مردم عادی ما را خبر کردهاند، اما آن موقع دیگر کاری نمیتوان کرد.
معمولاٌ دعواها بر سرزمین، منطقه، یا شغل است، چه قانونی باشد یا غیرقانونی. در بعضی از مناطق، پلیس به مردم توصیه میکند که در این موارد دخالتی نکنند و مستقیماً به همه افرادی که در محلهای نا امن تردد دارند، تاکید میکند که مواظب گانگسترها باشند. هانریکو سنچز (Enrique Sanchez) سرپرست سازمان کمک به مهاجران، نهضت صلح (Movement For Peace) یادآور شد: ممکن است همه چیز با مطالبه یک کارت شناسایی شروع شود، اگر آنها را مخفی کنند.
اسپانیاییها از ماه آوریل مهاجرت افراد از کشورهای اروپای شرقی را کنترل خواهند کرد. با ورود آنها بعضی مسئولان از تعدد نژاد مهاجران موجود در کشور نگران هستند. در بهار گذشته، در فرانسه هم کنترل جدی تری بر اشتغال اتباعی که از کشورهای اروپای شرقی آمده بودند، انجام شد.
سابقاً حضور این افراد در بعضی مناطق، بسیار زیاد و بدون کنترل بود.
سال گذشته نا آرامیهای مربوط به پروژههای مسکن در حاشیه شهرهای فرانسه، شامل موضوع میزان بیکاری افراد هجده تا بیست و پنج سال، هم میشد.
غالباً آفریقاییها و عربها، آخرین افرادی هستند که استخدام میشوند. بسیاری از آنها به این موضوع پی بردهاند کسانی که از اروپای شرقی به فرانسه میآیند، از لحاظ نژاد و مذهب نسبت به آنها دارای امتیازات بیشتری هستند. از یک طرف آنها به خاطر نداشتن مجوز، دستمزدشان نسبت به شهروندان مسلمان فرانسوی کمتر بود.
چنانکه علی مولودی، فروشندهای که متولد الجزایر است و در مغازه صبانون در محله «کوته دیور» در پاریس کار میکند، میگوید: چندان هم بیدلیل نیست که افراد از اروپای شرقی به اینجا میآیند. از طرف دیگر عده زیادی از مهاجرانی که بیش از صد سال پیش از کشورهای اروپای شرقی به پاریس آمدهاند کاملاً جذب کار شده اند. (مثلاً نیکلای سارکوزی وزیر کشور فرانسه، فرزند یک مهاجر مجارستانی است.) اینها میتوانند الگویی برای تازه واردها باشند.
البته منظور این نیست که گذران زندگی برای همه مهاجران به همین اندازه سهل است. مثلاً در ماه ژولای صدو سیزده کارگر لهستانی توسط پلیس ایتالیا در محلی که مسئولان از آن به عنوان «اردوگاه پر جمعیت» یاد میکنند. در میان مزارع گوجه فرنگی جنوب آسیا دستگیر شدند. بعد از آن بیست و هفت نفر دیگر که شانزده لهستانی در بینشان بود، به اسارت در آمدند. یک اوکراینی و یک ایتالیایی هم به سوداگری و سودجویی از افراد متهم شدند. جای بسی تعجب است که مسئولان اعلام میکنند حدود هشتصد لهستانی دیگر مانند بردهها، توسط اتحادیههای جرائم محلی، نگهداری میشوند. بسیاری از کارگران با وعدههای دروغ پرداخت ساعتی شش یورو فریب خورده بودند.
این افراد به خاطر عدم ارتباط با افراد و تحت مراقبت نبودن هیچ سازمان و عدم توانایی صحبت با مردم به زبان آنها، مورد خصومت بومیان قرار گرفته و براحتی استثمار شدند. گفته میشود عدهای از آنها که مقاومت کردند، به قدری شکنجه شدند تا اینکه مثل بقیه جان دادند. در تابستان گذشته جنازه سوخته یک کارگر جوان لهستانی در میان مزارع گوجه فرنگی پیدا شد.
فرد دیگری که از فرط شکنجه چهرهاش قابل شناسایی نبود، در یک بیمارستان جان سپرد. طبق گزارش اخیر نماینده سفارت لهستان در رم، در حال حاضر بیش از چهار تا پنج مورد خود کشی در دست بررسی است. امروزه، در اطراف شهر اورتانوا (Orta Nova) نزدیک اردوگاهها، در جادههای حومه شهر بوی ترشیدگی گوجه فرنگیهای فاسد، در مزارع به مشام میرسد و کسی نیست آنها را جمع آوری کند. دولت ایتالیا اعلام کرد که اخیراً بر جویندگان فصلی کار از کشورهای اروپایی نظارت به عمل آمده است.
افزایش مهاجرت ارتباط مستقیمی با افزایش عرضه کار دارد. ایراد اروپا این است که همه گمان میکنند جامعهای پولساز است. به قول دیبا: جایی که هیچ چیز نمیتواند مانعت شود. اگر کوتاهی شود، سیل مهاجرت از نقاط مختلف با مذاهب و نژادها و فرهنگهای متضاد باعث ایجاد هرج و مرج و درگیری خواهد شد. در واقع بهشت موعود همان جایی است که مرگ انتظارات را میکشد.