تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۵  ، 
کد خبر : ۵۴۰۸۷

آخرش چه؟


مهدی محمدی
شورای امنیت کجاست و قرار است آنجا چه اتفاقی بیفتد؟ این روزها در ایران، پس از آنکه شورای امنیت سازمان ملل وارد رایزنی های دیپلماتیک درباره پرونده هسته ای ایران شده، فضای حاکم بر برخی تحلیل ها در این باره به گونه ای است که گویی شورای امنیت یک هیولای مهیب است که همین دیروز و آن هم فقط به منظور تنبیه ایران پای به عالم هستی نهاده و پیش از این هرگز نشانی از آن و اینکه صاحب چه میزان اقتدار و توانایی است، در میان نبوده است. در حالی که ما خوب می دانیم شورای امنیت کجاست و محدودیت های آن چیست پس از پیروزی انقلاب اسلامی بارها موضوع ایران در دستور کار شورای امنیت قرار گرفته و در حالی که ایران به نسبت امروز از نیرو و توان بسیار کمتری برخوردار بوده، شورای امنیت هرگز نتوانسته اقدام جدی علیه آن انجام دهد یا آن را از پی گیری اهدافش باز دارد.
از موارد خاص مربوط به ایران که بگذریم، شورای امنیت یکی از ناکام ترین و پرتنش ترین نهادهای بین المللی بوده است. مورد مربوط کره شمالی به خوبی نشان داد این شورا در پی گیری اهداف خلع سلاحی تا چه حد ضعیف است و مسئله عراق آشکار ساخت سربزنگاه شورای امنیت هیچ توانی برای جلوگیری از به خطر افتادن امنیت بین المللی توسط زورگوهای بین المللی ندارد. حقیقت این است که اختلاف دید اساسی نیز درست در همین جااست. عده ای عقیده دارند غرب به مسیر برخورد با ایران گام نهاده و شورای امنیت هم ابزار این برخورد است و گروه مقابل آنها چون توان و تمایل غرب- یا لااقل بخش مهمی از آن- را در برخورد با ایران چیزی در حد صفر می دانند، معتقدند شورای امنیت لولویی است که ما باید به مدد جنگ روانی و رسانه ای غرب از آن بترسیم و اگر نترسیدیم، آن طرف تر- همانطور که شورای روابط خارجی آمریکا در گزارش اخیر خود تاکید کرده- هیچ برنامه ای برای برخورد با ایران وجود ندارد. کدامیک از این دو دیدگاه معقول تر است؟
ریسک مقاومت چقدر است و آینده پیش رو تا کجا و تا چه حد قابل پیش بینی است؟ فقرات زیر تأملاتی درباره این پرسش هاست.
1-تا پیش از این، ما با چیزی تهدید می شدیم که در واقعی بودن آن تردیدی وجود نداشت یعنی ارجاع به شورای امنیت. در طول 5/2سال گذشته هیچ کس در ایران تردیدی نداشت که این تهدید قابل عملی شدن است و غرب هر لحظه بخواهد می تواند پرونده ایران را در شورای امنیت سازمان ملل مورد رسیدگی قرار دهد. اما حال که این تهدید عملی شده و شمشیر داموکلس شورای امنیت فرود آمده، از امروز به بعد ما با چیزهایی تهدید خواهیم شد که حتی خود تهدیدکنندگان درباره واقعی بودن آنها اتفاق و اطمینان ندارند: جنگ، تحریم، انزوای بین المللی و... روز گذشته روزنامه فرانسوی لوموند در سرمقاله خود نوشت: آمریکایی ها با ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت تازه به مرحله ای رسیده اند که از خود می پرسند: بعد چه؟! اولین گام شورای امنیت علیه ایران- که احتمالاً تا هفته آینده عملی خواهد شد- صدور بیانیه ای از جانب رئیس این شوراست.
بیانیه های شورای امنیت فاقد ضمانت اجرا و صرفا در حکم یک توصیه به اعضا است. اما تا امروز دو جلسه فشرده پنج عضو دائم شورای امنیت بدون حصول هیچ توافقی درباره محتوای این بیانیه به پایان رسیده است. اگرچه می توان حدس زد که این بیانیه بالاخره صادر خواهد شد و درخواست هایی مشابه درخواست های شورای حکام از ایران را به عمل خواهد آورد، اما تفرق اعضای شورا در همین گام اول به خوبی نشان داد پیمودن مسیر ارعاب ایران از خلال شورای امنیت، با دشواری های بسیاری روبه روست و هر چه کار جلوتر برود بر این دشواری ها افزوده خواهد شد.
آمریکا و اروپا تا زمان ارسال پرونده ایران به شورای امنیت بر مبنای یک برنامه عمل کرده اند اما برای بعد از آن خودشان هم خیلی نمی دانند چه خواهد شد و چه باید بکنند. بی بی سی دیروز با اشاره به اختلافات شدید و غیرمنتظره ای که میان اعضای دائم شورا درباره محتوا و لحن بیانیه راجع به ایران به وجود آمد، پیش بینی کرده است هرچه شورای امنیت بخواهد رفتارهای تندتری علیه ایران انجام دهد بر اختلافات اعضای آن اضافه خواهد شد. به این ترتیب، چندان دور از ذهن نیست اگر تصور کنیم مطرح شدن موضوع ایران در شورای امنیت بیش از آنکه به منزوی شدن ایران بینجامد، باعث انزوای بین المللی آمریکا و صهیونیست ها خواهد شد. هرچه آمریکایی ها خود را به مرز برخورد با ایران نزدیک تر کنند همراهان بیشتری را از دست خواهند داد تا آنجا که به سادگی می توان پیش بینی کرد در آستانه برخورد، آمریکا و صهیونیست ها تنها باقی مانده باشند.
2- از روزی که پرونده ایران روی میز شورای امنیت قرار گرفته، «جان بولتون» سفیر تندرو آمریکا در سازمان ملل پی در پی و با اغتنام هر فرصت ممکن تاکید می کند پرونده ایران آزمونی برای شورای امنیت است تا اقتدار خود را نشان دهد و از جایگاهش به عنوان حافظ صلح و امنیت بین المللی پاسداری نماید. این آقای بولتون که با این حدت و شدت، دلواپس جایگاه و منزلت شورای امنیت شده، همان کسی است که تا چندی پیش عقیده داشت و آشکارا می گفت سازمان ملل در کلیت آن یک نهاد زائد بین المللی است چرا که گاهی یادش می رود باید همواره بله قربان گوی آمریکا باقی بماند و لذا اگر کلا از جامعه بین المللی محو شود، ترجیحاً بهتر است. چرا آقای بولتون یکباره به یک مدافع جایگاه شورای امنیت تبدیل شده است؟ هیچ پاسخی وجود ندارد جز اینکه آمریکا به وضوح احساس می کند سخت به یاری دیگر اعضای جامعه جهانی برای رویارویی با ایران نیازمند است و هیچ اقدام یکجانبه ای خارج از چارچوب سازمان ملل علیه ایران را موثر و کارساز نمی داند. اساساً باید به یادداشت ماه هاست استراتژی تبلیغاتی آمریکا و اسرائیل، بین المللی جلوه دادن تهدید ایران هسته ای است به این معنا که تلاش می کنند ایران را نه حریف خود که تهدیدی برای تمام جامعه بین المللی جلوه دهند؛ امری که البته در آن ناکام بوده اند و به عقیده برخی استراتژیست های غربی این که جامعه بین المللی مطلقاً به ایران به مثابه یک تهدید نمی نگرد، خود یکی از دلایل عمده شکست پروژه ارعاب در شورای امنیت خواهد بود.
3- آیا آمریکا و صهیونیست ها می توانند در شورای امنیت یک اجماع برای برخورد با ایران به وجود بیاورند؟ دو راه هست که می تواند به چنین نتیجه ای ختم شود: اول- خطر ایران را آنقدر بزرگ و مهیب جلوه دهند که خوف از یک ایران اتمی دیگر بازیگران را به همراهی با آمریکا وادار کند. دوم- با هریک از بازیگران حاضر در صحنه معامله ای ترتیب بدهند و رأی او را بخرند.
راه اول را به تمامی پیموده اند و نتیجه جز این نیست که دنیا امروز همچنان برای صلح جهانی از آمریکا نگران تر است تا ایران یا هر کشور دیگر. ایالات متحده همچنان در صدر تهدیدها علیه صلح و امنیت بین المللی است و از آن سو آژانس بین المللی انرژی اتمی هیچ شاهدی نیافته که بر مبنای آن بشود به ایران مشکوک بود، چه رسد به اینکه ایران را یک تهدید قلمداد کند. پس دنیا- برغم میل آمریکا- دلیلی نمی بیند که بخواهد از ایران بترسد.
اما راه دوم؛ بعضی تصور می کنند آمریکا رأی همه دنیا را علیه ما خواهد خرید. اگر چنین باشد برای این سؤال پاسخی باید یافت که آیا آمریکا می خواهد به همه دنیا امتیاز بدهد تا به ایران امتیاز نداده باشد؟ رسانه ها نوشتند روس ها از آمریکا امتیاز ورود به WTO را گرفته اند تا با صدور یک بیانیه علیه ایران در شورای امنیت موافقت کنند. فردا برای صادرشدن یک قطعنامه علیه ایران، روس ها از آمریکا چه خواهند خواست؟ چینی ها و هندی ها و اعراب و اروپایی های مستقل و... چطور؟ آمریکا تا کی حاضر خواهد بود -و اساساً ظرفیت دارد- به تمامی دنیا باج بدهد تا در مقابل اراده اتمی ایران کم نیاورده باشد.
بالاخره آیا آن روز نخواهد رسید که عقلا در ایالات متحده به صرافت بیفتند که پرونده اتمی ایران بدل به ابزار باج خواهی دنیا از آمریکا شده و از یک جایی به بعد پذیرش یک ایران اتمی آبرومندانه تر و به صرفه تر است تا پی در پی امتیاز دادن به این و آن؟!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات