محسن مهدیان
در دنیای تحت سلطه نئولیبرالها، که اقتصاد تنها در بن بست جدال دولت- بازار عرضه می شود، بسیاری نیز وجود دارند که «کدخدامنشانه» از ترکیب مأنوس «دولت و بازار» سخن می گویند.
عده ای قسم خورده اند راه سعادت را در «نظام عرضه و تقاضا» تبیین کنند و هر دم از «دست نامرئی» حرف می زنند که به مدد آن قادرند نردبان توسعه را یکی در میان پیموده و راه صدساله را یک شبه طی کنند.
گروهی هم، چنان رگ و ریشه در قدرت و مکنت نظام دولتی یافته اند که حاضر نیستند «سلطه دولتی» را به آسانی از کف دهند. اما گروه سوم که ساز ترکیب خردمندانه از دولت و بازار کوک کرده اند، معتقدند راه منطقی و عالمانه رشد در استفاده صحیح از نهاده های انسانی و اجتماعی است.
راه سوم موسوم به «نهضت های تعاونی» در نظام های صنعتی شکل گرفت. تعاونی سازی همان اقتصاد مشارکتی مبتنی بر اصول انسانی و اخلاقی است که نه تندی سوسیالیزم را دارد و نه تیزی لیبرال سرمایه داری. اقتصاد بازار که قادر به پر کردن چاله فقر نبود در شکلی افراطی به دولت در نظام سوسیالیستی رسید. پدیده دولت در «اقتصاد سوسیال» هم به سبب «خودفسادزایی» و «فسادآوری» نتوانست مدعی توسعه باشد. در این بین تعاونی سازی با تکیه بر اصول اقتصاد انسانی و مشارکت جمعی توانست جای خود را در اقتصاد باز کند.پس از انقلاب، قانونگذاران بر پایه اصول و ارزش حاکم بر ایدئولوژی اسلامی و اقتصاد انسانی، تعاون را رکنی از ارکان سه گانه اقتصاد قرار دادند.
اما متأسفانه تا امروز پروسه تعاونی سازی ضعیف و بی رونق بوده است. پرداختن به علل این ضعف در این نوشته محدود نمی گنجد. چیزی که مورد توجه است، نگاهی است که دولت عدالت خواه قصد دارد با آن به احیای تعاون بپردازد. امروز در شرایطی که سابقه تعاون در کشور نیاز به یک بازنگری مبنایی و اجرایی دارد، نگاهی حاکم شده که معتقد است بخش تعاون باید در چارچوب نظریه های رقیب (یعنی دولت و بازار) تحلیل شود. این نظریه مدعی است بخش تعاون دچار کمبود انگیزه است و چاره آن در رقابتی نمودن آن است.
همت این دسته بر آن است که بخش تعاون را در قالب اقتصاد رقابتی تبیین کنند و سپس با تزریق انگیزه های شخصی و مطالبات سودخواهانه در چارچوب مالکیت فردی موجبات رشد و پویایی تعاون را فراهم سازند. این فرآیند به همان اندازه ناکارآمد به نظر می رسد که روی بخش تعاون خط بکشیم و آنرا از چرخه اقتصاد خارج کنیم. رقابتی شدن تعاون به دو معنی است؛ یا منظور رقابت تعاون با تعاون است و یا اینکه رقابت تعاون با دولت و بازار.
حالت اول طبیعی و ممکن است اما تعریف دوم دارای یک اشکال روش شناختی است و آن همجنس نبودن طرفین رقابت است.
اقتصاد بازار متکی بر «سود و منفعت مطلق شخصی» است. همه چیز برای من. دولت مبتنی بر قدرت و مکنت است و سرمایه در «قدرت دولتی» رانت است. اما تعاون بر پایه سرمایه انسانی و اجتماعی است.نتیجه این رقابت از پیش تعیین شده است.شکست تعاون و به حاشیه رفتن آن، سرانجام قهری این رقابت غیرمتقارن است. اما قائلان به رقابتی ساختن بخش تعاون فکر اینجا را هم کرده اند.مسئولین محترم بخش تعاون معتقدند باید انگیزه ها در بخش تعاون تغییر کند.به عنوان نمونه در مصاحبه ای گفته اند که مالکیت فردی در بخش تعاون باید تقویت شود و یا گفته شده حق رأی برابر در بخش تعاون باید تغییر کند و هر کس بنا بر آورده خود قدرت رأی داشته باشد. (مصاحبه کیهان با وزیر تعاون) با این حساب فکر می کنید چه اتفاقی می افتد.
تعاون سازی در حد شرکت های سهامی تقلیل می یابد.
پیش از این، افراد با رویکرد «انسان محوری و همدلی و اعتماد» کنار هم قرار می گرفتند و اجتماع توانایی های گوناگون متضمن بقای آنها بود. اما امروز قرار است این اجتماع با هدف سود شخصی متحول شود.
تصور حاکم در بخش تعاون در درازمدت روحیه تعاون سازی را از یک ارزش اخلاقی به یک حربه اقتصادی تقلیل می دهد و کم کم از آن جز نامی مختصر باقی نمی گذارد.
براساس آنچه گفته شد، نگارنده معتقد است رقابتی ساختن تعاون و ترکیب آن با اقتصاد بازار نتیجه ای جز تحلیل معنای واقعی بخش تعاون و نابودی این ته مانده «اقتصاد ماقبل مدرن و انسانی» ندارد.
امیدواریم مسئولین وقت بجای سوق دادن تعاون به سمت لیبرال- سرمایه داری به فکر احیای فرهنگ مشارکت و همیاری باشند.
انشاءالله