تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۲  ، 
کد خبر : ۵۴۱۰۲
به مناسبت سالروز نگارش‌نامه تاریخی امام خمینی به گورباچف

تیری بر ستاره سرخ


مجید زندی
همسایه ما شوروی سابق ابرقدرتی بود که 70 سال کسی نمی توانست بر کرانه حاکمیت زمامداران کمونیست آن نقطه پایانی ببیند، حاکمیتی که روزگاری بلند دستی بر فضا داشت و در زمین هم قدرت بلامنازعشان رعبی عجیب بر دل ملت ها و دولت‌ها می‌انداخت.
ویژگی بارز این نظام قدرتمند کمونیستی، نفی دین در سرنوشت ملت ها و دین ستیزی بود , تا حدی که « مذهب » را مخدر جوامع می دانستند و این تفکر الحادی را نه تنها برای 270 میلیون جمعیت تحت سیطره خود اجباری کرده بودند بلکه به زور سرنیزه و هجوم نظامی، تفکرات کفرآمیز خود را به دیگر کشورها هم تحمیل می کردند.
در این میان امام خمینی (ره)، رهبری که بر دل ها حکومت می کرد و در مقابل تمامی افکار الحادی و واپسگرا قیام کرده و اسلام ناب محمدی (ص) را معیار حرکت خود قرار داده بود , نه تنها دین را افیون ملت ها نمی دانستند بلکه مذهب را وسیله ای برای آگاهی مردم و رهایی انسان از قیود مادی و جور زمامداران می دانستند و اختصاصا اسلام را بعنوان دینی مترقی و بزرگترین و قدرتمندترین پایگاه الهی برای پاسخگویی به نیازهای مادی و معنوی جهان معرفی می کردند.
این تضاد خیر و شر اگرچه ریشه در هزاران سال قدمت تاریخ و حتی خلقت بشر دارد. اما، امام خمینی (ره ) با جامعیت علمی و معنوی خود زوال قریب الوقوع کمونیسم را با توجه به بروز تحولاتی در نظام کمونیستی تشخیص داده و براساس وظیفه و تکلیف الهی برای جلوگیری از در افتادن ملت های تحت سیطره کمونیسم به دامن غرب، در یازدهم دیماه سال 1367 پیامی را خطاب به آقای گورباچف صدر هیات رئیسه ابرقدرت شرق (اتحاد جماهیر شوروی ) ارسال و در حرکتی عجیب برای آن روز جهان و خارج از عرف دیپلماتیک , زمامداران سرگشته کمونیسم را که هنوز مرگ نظام کمونیستی را باور نداشتند به پذیرش اسلام دعوت کردند.
حساس ترین بخش ماهیتی پیام امام به گورباچف همین بخش است که امام مرگ زودرس نظامی قدرتمند را پیش بینی کرده بودند که زمامداران شوروی به آن باور نداشتند , اگرچه تنها 3 تا 4 سال برای به واقعیت پیوستن این پیش بینی امام , به زمان نیاز بود.
واقعیت تاریخی این است که همه امپراتوریها و ابرقدرت ها روزی سقوط می کنند اما کسی زمان آن را نمی تواند مشخص سازد و چه بسا امپراتوریهایی که 400 سال حاکمیت بر نیمی از کره زمین را داشتند ولی در نهایت مضمحل و نابود شده اند اما تا زمانیکه روی پای خود هستند آن چنان هیمنه ای دارند که سقوط آنها قبل از افتادن مشخص نمی شود و کسی در افق کوتاه مدت آن را درک نخواهد کرد. درحالیکه امام خمینی (ره ) رسما به عالی ترین مقام کمونیست جهان می گویند که اکنون صدای شکستن استخوان های کمونیسم کاملا شنیده می شود.
در چنین باور و اعتقاد و یقین , امام خمینی (ره ) دست به قلم می شوند و نامه ای خطاب به رهبر عالی 15 جمهوری مشترک کمونیستی جهان می نویسند و می گویند : « باید به حقیقت رو آورد; مشکل اصلی کشور شما مساله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست , مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست , همان مشکلی که غرب را هم به ابتذال و بن بست کشیده و یا خواهد کشید. مشکل اصلی شما مبارزه طولانی و بیهوده با خدا و مبدا هستی و آفرینش است.»
متن فوق نشان می دهد که خطاب امام (ره ) فقط به نیمی از جهان آن روز که با نظام کمونیستی اداره می شده نبوده است , بلکه در نگاه جهانشمولی امام مشکل جهان غرب هم مبارزه با خداوند و رجوع به ابتذال و سرنوشت آنها را هم سرنوشت کمونیسم می دانند.
امروزه شاید پذیرش این مساله برای ما آسان باشد درحالیکه پیش بینی امام در اوج جنگ سرد و جنگ ستارگان و اقتدار کامل دو ابرقدرت شرق و غرب بیان شد و کارشناسان مادی گرای جهان نکته پایان جنگ سرد را نه چهار سال بلکه برای 70 سال آینده هم فرض نمی کردند والا مقدمات جنگ ستارگان را به راه نمی انداختند.
در این نامه امام (ره ) عمر نظام کمونیستی را پایان یافته تلقی کردند و تنها نگرانی آن یگانه دوران , آینده ملت های تحت ستم کمونیست بود که سالها در « حصارهای آهنین » زندانی شده بودند و عجیب اینکه نگرانی دیگر امام عدم درک مفاهیم الهی پیام توسط گورباچف و سایر زمامداران حزب کمونیست شوروی بوده است.
حساس بودن امام در این باره هنگام دریافت پاسخ آقای گورباچف که توسط شواردنادزه وزیر خارجه وقت شوروی خوانده می شد به خوبی قابل درک بود که با تمرکزی عجیب منتظر پاسخ درست نامه خود بودند که متاسفانه آن جواب رضایت امام را جلب نکرد و پس از پایان قرائت نامه , امام (ره ) تنها با یک جمله پاسخ گفتند که « می خواستیم افق جدیدی به روش شما بگشاییم» این سخن امام (ره ) در آن روز به خوبی آشکار می ساخت که زمامداران شوروی نمی توانستند با نگاه مادی خود صدای شکستن استخوان های کمونیسم را بشنوند و همان شد که تنها پس از مدت محدودی بدون امکان هیچ نوع اصلاحاتی دولت مقتدر شوروی از درون متلاشی شد و تفکر مارکسیستی واقعا به موزه سیاسی تاریخ پیوست.
یک نکته بسیار مهم را در این میان نباید فراموش کرد که پیام امام فقط به شرق کمونیسم و غرب کاپیتالیسم نوشته نشده است ; متاسفانه در بدنه جمهوری اسلامی نیز افرادی هستند که فکر می کنند «کانون سرمایه داری غرب می تواند گره های کور اقتصادی دنیا را حل کند » همان هشداری که امام در پیام خود آورده اند که هرگونه تفکرات الحادی و متحجرانه در مقابل اسلام ناب قرار دارد. امروزه اگر مسئولان جمهوری اسلامی خواسته یا ناخواسته به آن سمت گرایش داشته باشند به تعبیر حضرت امام خود باعث انحراف است ودیگران باید بیایند و اشتباهات آنان را جبران کنند.
پس مسئولان جمهوری اسلامی , اکنون بیش از هر زمان دیگر نیازمند مرور این پیام الهی هستند که اسلام ناب هیچگاه در جبهه تحجر و ابتذال و انحراف نباید قرار داده شود و امر به معروف و نهی از منکر و دعوت هر روز به سمت اسلام ناب وظیفه همیشگی ملت نسبت به زمامداران و حاکمان و حتی مقامات نسبت به خودشان است. این تکلیف الهی برای دعوت به اصلاح امور , حل مشکلات معیشتی مردم , حمایت از پابرهنگان و جلوگیری از بروز مفسده در اداره امور کشور آنچنان اهمیت دارد که اگر از سوی وزیری بروز یابد بقیه وزرا وظیفه نهی از منکر دارند و اگر از مدیر کلی رخ دهد همه وظیفه دارند تا حذف آن مفسده از پا ننشینند. امروز تکلیف حفظ جمهوری اسلامی از آفت تحجر و مادی گرایی کمتر از تکلیف امام خمینی (ره ) برای دعوت زمامداران کمونیست شوروی به اسلام نیست، تکلیفی که همه مردم و زمامداران جمهوری اسلامی در همه زمینه های سیاسی , اقتصادی , اجتماعی , فرهنگی و... نسبت به آن مسئولند. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات