مسعود درودی
جنگ ایران و عراق در 31 شهریور 1359 با تهاجم سنگین نظامی عراق به بهانه لغو قرارداد 1975 الجزایر، اما با انگیزه براندازی انقلاب اسلامی و تصرف سرزمینهای نفتخیز خوزستان شروع شد و این درست در زمانی بود که ایران در وضعیت نو بنیادی به سر میبرد و طبیعتاً آمادگی جنگی نداشت.
جنگ همه مسایل را تحتالشعاع قرار داد. در کنار تجاوز صدام به ایران باید به نقش پشت پرده دولتهای غربی و در رﺃس آنها آمریکا اشاره کرد. لذا جنگ ایران و عراق فرصت مناسبی بود تا دشمنیها و کینههای خودشان را در قالب پشتیبانی و حمایت مادی و معنوی از رژیم بعثی عراق، اجرا کنند. به هر حال جنگ از سوی دو طرف ادامه پیدا کرد و حوادث و وقایعی در این بین اتفاق افتاد. ایران در سالهای اولیه جنگ علاوه بر عراق با بازیگران بزرگ عرصه بینالمللی مانند شوروی و آمریکا- سردمداران دو بلوک جنگ سرد- و نیز دول اروپایی و کشورهای عربی منطقه روبه رو بود؛ که همه آنها در ابتدای جنگ موضع صدام را تأیید میکردند.
پس از تصرف بخشهایی از ایران، بین این بازیگران اختلافنظر افتاد. آمریکاییها به دلایلی موافق تجزیه خاک ایران نبودند در حالیکه عراق به شدت به دنبال تجزیه بخصوص در منطقه خوزستان بود. در اوایل، بازیگران اصلی صحنه سیاست، موافق آغاز جنگ بودند اما در ادامه تحلیلهای متفاوتی بوجود آمد.
اما تمایل عمده برقراری آتشبس بدون نتیجه مثبت یا منفی بین طرفین بود. سیاست آمریکا تا قبل از آزادی خرمشهر، این بود که دستور آتشبس صادر شود.
اما پس از پیروزی ایران در خرمشهرآمریکا معتقد بود که جنگ نباید برندهای داشته باشد. تعیین خسارت جنگی و به رسمیت شناختن مرزهای بینالمللی از جمله اهداف مورد نظر ایران بود که آمریکاییها در مقابل آن ایستادگی میکردند زیرا نمیخواستند زیرا نمیخواستند ایران به عنوان قدرت برتر منطقه مطرح بشود و چنین شد که از فتح خرمشهر ایران تحت فشار قرار گرفت تا آتش بس را بپذیرد و شرایط «نه جنگ نه صلح» حاکم شود.
دکتر ولایتی (وزیر امور خارجه وقت) در این باره میگوید: «تا پایان جنگ و پذیرش قطعنامه 598 ، حدود بیست هزار کیلومتر مربع از خاک ما در اشغال ارتش عراق بود و اگر ما بلافاصله پس از باز پس گیری خرمشهر صلح را میپذیرفتیم، عملاً با این سؤال مهم روبه رو میشدیم که چه تضمینی وجود دارد که ما بقیه خاک ایران را پس بگیریم».
پس از آزادی خرمشهر تا پنج سال هیچ پیشنهاد صلحی ارایه نشد.
قطعنامههای زیادی صادر شد اما هیچ کدام به عنوان پیشنهاد صلح مطرح نگردید. در این بین آمریکا به واسطه افشای ماجرای «مک فارلین» و برای خروج از بحران و نیز کسب مجدد اعتماد متحدین خود در منطقه، فشار بر ایران را تشدید میکرد.
حملات هوایی عراق به مراکز صنعتی و اقتصادی ایران وضعیت اقتصادی کشور را مختل کرد. ضمن اینکه قیمت نفت به کمتر از 10 دلار رسید ور در این وضع سخت، قطع برق و جیرهبندی بنزین، بازار سیاه کالاهای اساسی، افزایش قیمتها و تورم بر مشکلات میافزود.
اما مجموعه تحولات جنگ از بهمن 1364 با فتح فاو تا بهمن 1365 با پیروزی در عملیات کربلای5، کوشش ایران برای حفظ برتری و در مقابل تلاش عراق برای تغییر آن بود و نتیجه این شد که تعادل قوا به شکل قاطع به سود ایران به هم خورد.
به گفته سردار رشید، مسئول ثبت مذاکرات قطعنامه 598، «تنها ما میتوانستیم با پیشروی در خاک عراق، دشمن سرکش را از موضع غرور برسر میز مذاکره بکشانیم که در همین راستا چندین عملیات بزرگ صورت گرفت که کربلای 5 آخرین آنها بود».
از این مقطع بود که جنگ به خلیج فارس کشیده شد و آمریکاییها و نیروهای عراقی در خلیج فارس به اقدامات جنگی خود میپرداختند و امنیت این منطقه را از بین برده بودند.
از این مقطع بود که جنگ به خلیج فارس کشیده شد و آمریکاییها و نیروهای عراقی در خلیج فارس به اقدامات جنگی خود میپرداختند و امنیت این منطقه را از بین برده بودند.
امکانات فوقالعاده، تجهیزات پیشرفته و کاربرد سلاحهای غیرمتعارف، امکان موفقیت را برای عراق ایجاد کرد.
اما قطعنامه 598 نخستین پیشنهاد مشخص برای صلح بین ایران و عراق بود و در آن برای اولین بار بازگشت به مرزهای بینالمللی مطرح شد.
مهمترین نکات این قطعنامه 10 مادهای عبارت بودند از: اعلام آتش بس فوری به عنوان اولین گام و حل و فصل مناقشه از راه مذاکره، عقب نشینی و بازگشت نیروهای هر دو کشور به مرزهای شناخته شده بینالمللی، آزاد کردن و بازگرداندن اسرای جنگی بلافاصله پس از پایان درگیریها و تعیین یک هیات بیطرف برای تحقیق راجع به مسؤولیت شروع جنگ.
به جز اینها بندهای دیگری وجود داشت که درخواست مشخصی از تهران و بغداد نمیکرد.
با این همه قطعنامه صادر شده بدون اغلام رسمیپذیرش از سوی ایران و عراق بیمعنا بود.
در زمان قطعنامه 598 ، دولت ایران از پذیرش آن سر باز زد. اصلیترین محور مورد اعتراض ایران عدم تعیین مقصد در قطعنامه بود. منتهی از زمان صدور قطعنامه تا پذیرش آن 9-8 ماه فاصله بود.
در یک سال آخر جنگ، وضعیت جبههها بار دیگر به نفع عراق تغییر کرد و مقامات ایران حس کردند که ممکن است بخشهایی از خاک این کشور بار دیگر به اشتغال عراق درآید.
در این مدت بنا به گفته محسن رضایی (فرمانده وقت سپاه پاسداران) ایران تلاش میکرد نکاتی در قطعنامه که دارای صراحت بیشتری باشد و علاوه بر تعیین متجاوز به ایران، به دنبال تعیین خسارت جنگی و پرداخت آن از سوی عراق نیز بود.
اما با هجوم مجدد ارتش عراق آن هم با مشارکت گروهک تروریستی منافقین، پتانسیل بزرگی در جامعه ایجاد شد و به یکباره با این شوک همه به جبههها هجوم آوردند و یورش دشمن توسط نیروهای مردمیو نیروهای مسطح تحت عنوان «عملیات مرصاد» در هم شکست، قوایشان متلاشی شد و باقیمانده آنان نیز به عراق فرار کردند.
رویدادهای دیگری از جمله سرنگونی یک هواپیمای مسافربری ایران در خلیج فارس توسط نیروی دریایی آمریکا و نیز مورد اصابت قرار گرفتن دو سکوی نفتی و ضعیت را برای جمهوری اسلامیایران خطیر کرده بود.
و در همین حال بود که در تاریخ 29/5/1367 در اجرای قطعنامه 598 میان ایران و عراق آتشبس اعلام شد.
در همین رابطه امام خمینی (ره) قبول قطعنامه را حقیقتی بسیار تلخ و ناگوار برای خودشان و مردم اعلام کردند و دلیل آن را حوادث و عواملی که رخ داده بود و نیز نظر کارشناسان سطح بالای اقتصادی و نظامیدانستند و آن را به مصلحت انقلاب و نظام تلقی کردند.
پس از رحلت امام خمینی (ره)، مقام معظم رهبری در سال 370 ، در دیدار با اعضای ستاد پیگیری قطعنامه 598 آن را پیروزی بزرگ و تسلی بخش ملت ایران قلمداد کردند و خواستار پیگیری بندهای این قطعنامه شدند.
هاشمیرفسنجانی رئیس جمهور جدید نیز در آن سالها بازسازی کشور را در برنامه عمرانی پنجساله اول قرار داد و در عین حال برای اجرای تمام بندهای قطعنامه 598 تلاش کرد.
پس از تجاوز عراق به کویت و بیطرف ماندن ایران در این جنگ، در پیگیری اجرای قطعنامه 598 خاویر پرزدکوییار دبیر کل وقت سازمان ملل متحد سرانجام رسماً«عراق» را متجاوز شناخت اما در مورد مساله پرداخت خسارت که در حدود هزار میلیارد دلار مورد ادعاست، ترتیبی داده نشد هر چند که تلاشها تا حمله نظامیآمریکا به عراق در سال 2003 ادامه داشت.