ایران در آستانه اولین انتخابات مجلس خبرگان
پس از سقوط حکومت پهلوی، شورای انقلاب که هسته مرکزی آن در زمان اقامت امام خمینی (ره) در پاریس شکل گرفته بود، رهبری انقلاب در داخل و خارج را بر عهده داشت. این شورا متشکل از روحانیون برجسته و انقلابی بود بتدریج برشمار آنان افزوده شد. آقایان طالقانی، بهشتی، باهنر، هاشمیرفسنجانی، موسوی اردبیلی و مطهری و در آغاز به صورت مخفیانه این جریان را رهبری میکردند. با ورود امام خمینی (ره) به ایران و تشکیل دولت موقت عناصر جدیدی به مجموعه روحانیون اضافه شدند. بنابراین، ترکیب شورای انقلاب از عناصر لیبرال اسلامی و روحانیون انقلابی از طیفهای مختلف تشکیل یافته بود.
فروپاشی حکومت پهلوی، شرایط مناسب را برای ظهور و رشد ناگهانی احزاب و گروههای سیاسی مهیا کرد. حزب جمهوری اسلامی یکی از مهمترین احزاب اسلام گرا بود که درست یک هفته پس از فروپاشی رژیم پهلوی ایجاد شد. این حزب توسط آیةالله بهشتی در سال 1355 تأسیس شد و مرکب از روحانیون برجسته انقلابی ایران بود که همگی از شاگردان و نزدیکان امام خمینی (ره) محسوب شده و نفوذ فراوانی نیز بر مراکز مذهبی و روحانی ایران داشتند. در این میان، شهید بهشتی چهره درخشان و بیبدیل این حزب بود که با سرعتی شگرف چنان این شبکه حزبی را به شبکه سنتی مراکز مذهبی ایران پیوند زد که در کمتر از چهارماه، شگفتیساز انتخابات مجلس خبرگان شد.
از مجلس مؤسسان تا مجلس خبرگان
سابقه مجلس مؤسسان در اندیشه امام خمینی (ره) را تا سال 1324 میتوان به عقب کشید. امام خمینی (ره) در این مرحله برای اولین بار از مجلس متشکل از روحانیون و مجتهدان سخن به میان آورند. به آن چیزی که نزد فقها به عنوان محل اهل حل و عقد که متشکل از امنای مردم برای مشاوره و مشورت است، شباهت داشت. این امر همان چیزی است که بعدها در قانون اساسی سال 1358 تحت عنوان مجلس خبرگان برای تعیین رهبری با شورای رهبری جمهوری اسلامیمورد تأیید قرار گرفت. بدین ترتیب، امام خمینی (ره) در چالشهای فراروی انقلاب و ملاحظات گسترده داخلی و خارجی در نهایت به جانبی سوق یافتند که قبلا در مورد آن سخن گفته بودند.
اما راحل (ره) در نیمه دی ماه 1357 پس از طرح موضوع قانون اساسی جدید، مرجع بررسی و تصویب آن را به شیوه معمول، نظامهای پارلمانی مجلس مؤسسان دانستند. ایشان فرمودند: «نمایندگان ملت در مجلس مراحل قانونی آن را انجام خواهند داد و قانون اساسی این جمهوری را تدوین و تکمیل خواهند کرد.» (کشف الاسرار، ص 385)
امام همچنین وظیفه دولت و شورای انقلاب را تشکیل مجلس مؤسسان متشکل از متنخبان مردم به منظور تصویب قانون اساسی جدید جمهوری اسلامی و انجام انتخابات بر اساس مصوبات مجلس مؤسسان جدید دانستند و میفرمایند: « هدف این است که «شورای انقلاب» یک حکومت موقتی ایجاد کند که آن حکومت موقت مجلس مؤسسان را تاسیس نماید.» (کشف الاسرار، ص 151)
بحث درباره تشکیل مجلس مؤسسان پس از پیروزی انقلاب در 22 بهمن 57، همچنان به عنوان یکی از محورهای اساسی سخنان امام خمینی (ره) محسوب میشود که در مقاطع مختلف به منصه ظهور رسیده به عنوان نمونه، امام خمینی(ره) در اعلامیه 11 فروردین 1358 پس از رفراندوم، ملت را برای تشکیل مجلس مؤسسان ترغیب نمودند:
قدمهای بعدی را بردارید و با فرستادن طبقه فاضله و امنای خود در مجلس مؤسسان، قانون اساسی و جمهوری اسلامی را تصویب برسانید » (همان، ص 453)
این روند تا یک هفته بعد یعنی 19 فروردین 1358 ادامه یافت و امام(ره) جوانان و زنان و مردان را به شرکت پر شور در انتخابات و گزینش اشخاص امین فاضل و متدین فرا خواندند.
حوادث فروردین 1358 و شهادت استاد مطهری- اسلامشناس برجسته شورای انقلاب- و ناآرامیها در سطح کشور و شروع نگرانی نیروهای انقلابی از داخل و خارج سبب شد تا فرآیند رخدادها شتاب بیشتری بگیرد و وقوع طولانی مدت مجلس مؤسسان و در نهایت تصویب قانون اساسی، طولانی شود. این امر درست از آغاز خرداد 1358 با تلقی امام خمینی (ره) از رخداداهای جامعه ایران به عنوان توطئهای برای به تعویق انداختن تصویب قانون اساسی و استقرار حکومت قانونی، روند جدیدی را یافت. ایشان در این باره اظهار داشتند: «توطئه این است که تصویب قانون اساسی را به تعویق بیندازند. یک سال، دو سال بحث و شور قرار بدهند و ریشههای گندیده به هم متصل بشوند و اساس اسلام را از بین بیرند. » (همان، ج 8 و ص 160)
امام(ره) از اواخر خرداد 1358 از توطئههای داخلی و خارجی نام بردند و فرمودند: « تعویق مجلس بررسی پیشنویس قانون اساسی به بهانه ایجاد مجلس مؤسسان موجب میشود که اشخاص توطئهگر در مرزهای ما در داخل، در خارج با هم متصل بشوند و با اتصال با هم اصل قانون اساسی و اصل اسلام را پایمال کنند.» (همان، ج 8 و ص 160)
ایشان با حمله شدید به روشنفکران غربگرا، گفتند: « ما نیازمند به آن حقوقدانان غربی نیستیم.» (همان، ص 171)
این سخنها باعث شد تا امام خمینی (ره) به طور صریح موضع خود را بیان داشته و فرمودند: «ما به خاطر اینکه این نق نقها کم بشود، گفتیم یک مجلسی هم درست بشود. شما اسمش را مجلس مؤسسان بگذارید، اگر خیلی دلتان میخواهد غربی باشید.» (همان ، ص 174)
بدین ترتیب، امام خمینی (ره) با تمسک به توطئههای پیش روی انقلاب به جهت طولانی شدن زمان برپایی مجلس خبرگان و امکان راهیابی مخالفان به این مجلس، ضمن نفی مجلس مؤسسان به روش معمول هم از جهت عنوان، هم از جهت تعداد، پیشنهاد جدیدی را پیش روی مردم نهاده و خواستار حمایت مردم شدند.
پایان بخش بحثهای دنبالهدار در این زمینه فرمان مورخ 4 خرداد 1358 امام خمینی (ره) خطاب به نخستوزیر بود. در این فرمان آمده است:
«طرح قانون اساسی را... با سرعت تکمیل و به تصویب شورای انقلاب رسانده و هر چه زودتر در اختیار افکار عمومی بگذارید تا همه صاحبنظران و تمامی اقشار ملت در مدت محدودی که تعیین مینمایید، پیشنهادها و نظرهای خود را درباره آن ابراز نمایند، و بنابر تصمیمی که با تبادل نظر با شورای انقلاب و دولت گرفته شد، ترتیبی دهند تا مردم هر استان و هریک از اقلیتهای مذهبی نمایندگان صاحب نظر خود را به تعدادی که شورای انقلاب اسلامی و دولت تعیین میکنند، انتخاب کنند... پس از آنکه این قانون اساسی در جمع نمایندگان صاحبنظر مردم مورد بررسی نهایی قرار گرفت، به رأی گذارده شود و طی یک همه پرسی نهایی، همه آحاد ملت قبول یا رد خود را مستقیم درباره آن ابراز نمایند.» (همان، ج7.ص 482 و 483)
به دنبال این فرمان، سخنرانی 25 خرداد 1358 و حمله شدیداللحن امام خمینی (ره) شکلگیری مجلس خبرگان را میسر ساخت و این امر به دنبال جلسه مشترک دولت و شورای انقلاب با رهبری انقلاب قطعی شد.
با روند تحول در مجلس مؤسسان و تبدیل آن به مجلس خبرگان، به تدریج رویکردهای جدیدی نسبت به موضوعات و ویژگیهای نمایندگان چنین مجلسی مطرح شد. نکته محوری این بحث، ضرورت حضور جدی روحانیون در چنین نهاد قانونگذای بود. امام خمینی (ره) تقریبا از اواخر خرداد 1385 لزوم توجه علما به این بحث را یادآور شدند و از انها خواستند که در مهلت یک ماهه در خصوص قانون اساسی نظر بدهند.
اهمیت و شأن مجلس خبرگان از دیدگاه امام(ره)
حضرت امام(ره) بر نقش محوری ولایت فقیه در قانون اساسی نیز تأکید داشتند، ایشان در ماههای اولیه انقلاب که بحث قانون اساسی و مجلس خبرگان مطرح بود، فرمودند: اینها «منحرفین از اسلام» در مجلسشان گفتند که این مجلس خبرگان (قانون اساسی) باید منحل بشود و دیگران هم دست زدند برای آن یا تظاهرات کردند. اینها از مجلس خبرگان میترسند، برای اینکه مجلس خبرگان میخواهند ولایت فقیه را اثبات کنند، مجلس خبرگان میخواهند تصویب کنند آن چیزی که خدای تبارک و تعالی فرموده است و اینها از او میترسند.» (همان، ج 5، ص 95)
چنانچه از بیانات فوق معلوم است، شأن مجلس خبرگان در نگاه امام خمینی (ره) علاوه بر اینکه ریشه الهی دارد، برای پاسداری و حفاظت از دستاوردهای انقلاب اسلامیاست و در فضایی که مجلس خبرگان شکل گرفت، مخالفان و به بیان امام منحرفان در کمین بودند تا این دستاوردها را که حاصل خون شهیدان بود و مجلس خبرگان برای حفاظت از این دستاوردها احساس وظیفه میکردند، از میان بردارند.
امام خمینی (ره) ولایت فقیه را امری الهی معرفی میکند و آن را همان ولایت رسولالله میداند. ایشان در این باره میفرماید: « ولایت فقیه یک چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد، ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است، (ولایت فقیه) همان ولایت رسول الله است.» (صحیفه نور، ج 5، ص 95)
امام خمینی (ره) معتقد بود، مردم به اراده خویش با انتخاب خبرگان تمایل خود را برای تعیین فردی به عنوان رهبر حکومت اعلام میکنند، یعنی رهبر به اراده و میل مردم صورت میگیرد. ایشان در خصوص شکلگیری و انتخاب رهبری میفرمایند: «اگر مردم به خبرگان رأی دادند تا مجتهد عادلی را برای حکومتشان تعیین کنند، وقتی آنها هم فردی را تعیین کردند تا رهبری را بر عهده بگیرد، قهری او مورد قبول مردم است. در این صورت او ولی منتخب مردم میشود و حکمش نافذ است.» (صحیفه نور، ج 1، ص 129)
در همین زمینه وقتی قرار بود اولین انتخاب مجلس خبرگان برگزار شود، حضرت امام(ره) در پیامی بر اهمیت این مجلس و ارزش آن تأکید فرمودند: « واضح است که حکومت به جمیع شؤون آن و ارگانهای که دارد تا از قبل شرع مقدس و خداوند تبارک و تعالی شرعیت پیدا نکند، اکثر کارهای مربوط به قوه مقننه و قضاییه و اجراییه بدون مجوز خواهد بود و لذا تعیین خبرگان و فقیهشناسان از تکالیف بزرگ الهی است و هچ کسی را عذری در مقابل اسلام و پیشگاه خداوند قهار نخواهد بود و من...
امیدوارم که ملت شریف ایران در این امر مهم الهی که منحرفان از هر چیزی بیشتر با آن مخالفت کرده و میکنند- و این نیز از اهمیت آن است- یکدل و یک جهت در روز انتخابات به سوی صندوقها هجوم برند.»
(امام خمینی (ره)، تاریخ 16/9/61، مندرج در مطبوعات)
همچنین، امام(ره) در خصوص اهمیت انتخابات مجلس خبرگان آخرین توصیهای که فرمودند، در وصیتنامه سیاسی ایشان است:
«(مردم) در انتخابات خبرگان اگر مسامحه نمایند و خبرگان را روی موازین شرعیه و قانون انتخاب نکنند، چه بسا خساراتی به اسلام و کشور وارد شود که جبرانپذیر نباشد.»
(وصیتنامه سیاسی – الهی امام خمینی (ره) ص 19)
در جایی دیگر امام(ره) حفظ دولت اسلامی را منوط به نظارت فقیه ولایت فقیه میداند و به نویسندگان و گویندگان اطمینان میدهد که راه ملت را که همانا پشتیبانی از ولایت فقیه بود طی کنند و هیچ گونه واهمهای از نظام ولایت فقیه و حکومت اسلامی نداشته باشند.
ایشان در این باره میفرمایند: « من به همه اطمینان میدهم که امر دولت اسلامی اگر با نظارت فقیه و و ولایت فقیه باشد، آسیبی بر این مملکت وارد نخواهد شد. فقیه کنترل میکند، جلوگیری میکند و...
شما هم مسیر همین ملت را طی کنید... نگویید ما اسلام را قبول داریم لکن با ولایتفقیه، اسلام تباه میشود. این معنایش تکذیب ائمه است، تکذیب اسلام است.» (همان، ج5 ص 523)
شرایط رهبری از دیدگاه امام خمینی (ره)
امام(ره) در 19 اردیبهشت 68 که شورای بازنگری قانون اساسی تشکیل شده بود، در پاسخ به طلب راهنمایی رئیس این شورا (آیتالله مشکینی) نکاتی را متذکر شدند که از آن جمله شرایط رهبری را دربر گرفت:
در مورد رهبری ما که نمیتوانیم نظام اسلامیمان را بدون سرپرست رها کنیم، باید فردی را انتخاب کنیم که از حیثیت اسلامیمان در جهان سیاست دفاع کند، من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم که شرط مرجعیت، لازم نیست، مجتهد عادل مورد تایید خبرگان کفایت میکند، اگر مردم به خبرگان رأی دادند تا مجتهد عادلی را برای رهبری حکومتشان تعیین کنند، وقتی آنان هم فردی را تعیین کردند تا رهبری را بر عهده بگیرد، قهری او مورد قبول مردم است و در این صورت ولی منتخب مردم میشود و حکمش نافذ است.» (مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی، جلسه دوم)
لزوم پاسداری از مجلس خبرگان
امام خمینی(ره) بر حفظ جایگاه مجلس خبرگان و رهبری از خطرهای احتمالی که هر لحظه آن را تهدید میکند تاکید داشتند و فقهای شورای نگهبان را برای جلوگیری و حفظ آن از انحراف توصیه میکردند:
«و اکنون شما ای فقهای شورای خبرگان وای برگزیدگان ملت ستمدیده در طول تاریخ شاهنشاهی و ستمشاهی، مسئولیتی را قبول فرمودهاید که در رأس همه مسئولیتهاست...اگر اسلام عزیز و جمهوری نوپا به انحراف کشیده شود و سیلی بخورد و به شکست منتهی شود، خدای نخواسته اسلام برای قرنها به طاق نسیان سپرده میشود.» ایشان در ادامه، فقهای شورای نگهبان را از خطرهایی آگاه میکند که ممکن است با چهره نفاق در اطراف آنان نفوذ کرده و در صدد ضربه زدن به اسلام برآیند در این باره میفرماید:
«... و باید بدانید که تبهکاران و جنایت پیشگان بیش از هر کسی به شما چشم دوختهاند و با اشخاص منحرف نفوذی در بیوت شما با چهرههایی صد درصد اسلامی و انقلابی ممکن است خدای نخواسته فاجعه به بار آورند و با یک عمل انحرافی نظام را به انحراف بکشانند و با دست شما به اسلام و جمهوری اسلامی سیلی بزنند.» (همان)
* توصیه به اتحاد و همدلی بین اعضای خبرگان
در بیانات حضرت امام (ره) به دوری از اختلاف و اتحاد و همدلی بین علما و روحانیت تأکید شده است، ایشان در 29 تیر 62 در جمع منتخبان مجلس خبرگان این گونه میفرمایند:
«... مطلب دیگر که باز انسان را میترساند که خدای نخواسته مبادا این انقلاب به واسطه آن صدمه ببیند این است که بین آقایان در بلاد اختلاف باشد. اگر در صنف فرض کنید کامیون داران و آنهایی که شغلهای مختلف دارند، اختلافی وارد بشود به صنف دیگر سرایت نمیکند، اما اگر در صنفها اختلاف پیدا شود، این اختلاف به بازار هم کشیده میشود، به خیابان هم کشیده میشود، برای اینکه شما هادی مردم هستید، مردم توجه دارند قهرا یک دسته به دنبال شما یک دسته به دنبال آن کسی که با شما مخالف است و یک وقت میبینید که در همه ایران یک اختلافی از ناحیه ما پیدا شده است...» (روزنامهها 29 تیر 62)
اما از اختلافهایی که گهگاه در بین گروههای مختلف ایجاد میشد ابراز نگرانی میکردند و آنها را به پرهیز از اتلاف دعوت مینمودند.
«مبدأ اختلافی که گاهی بین ماها فرض کنید پیدا میشود، اختلاف کشیده بشود به جاهای دیگر و موجب بشود به اینکه یک وقت ملت دو دسته بشوند... من نگران هستم و بسیار از اینها گاهی رنج میبرم که میشنوم مثلا در فلان جا بین فلان و فلان اختلاف هست و بدانید که اختلاف، اختلاف سر اسلام نیست، اختلاف سر «من» است...» (همان منبع)