گروه سیاسی- آرش خلیلخانه: سرانجام انتظار محافل و رسانههای خبری برای آشکار شدن محتوای بسته پیشنهادی اروپا در هفته اخیر به پایان رسید و سفارت انگلیس در تهران، بر خلاف توافق اولیه برای آشکار نشدن این طرح تا زمان پاسخ ایران، محتوای آن را منتشر کرد. این اقدام سفارت انگلیس در هفتهای که گذشت، احتمالاً بیانگر دو موضوع بود.
نخست آنکه انتشار متن پیشنهادی اروپا، نشان داد این بسته بر خلاف آنچه انتظار میرفت و القا میشد، به اذعان کارشناسان در بردارنده هیچ ایده و ابتکار جدیدی نیست و مفاد آن تاکنون بارها در رسانهها و خبرگزاریهای مختلف و از منابع گوناگون منتشر شده بود و از آغاز در اختیار همگان قرار داشت. از این رو درخواست اروپا برای پوشیده ماندن و البته پذیرش و پایبندی یک طرفه ایران به این موضوع جای سؤال دارد.
نکته دوم که رابطهای با محور اول دارد، اینکه مسکوت ماندن مباحث کارشناسی در حوزه خارج از حاکمیت درباره این طرح، بیش از آنکه به سود ایران باشد، مطلوب و مورد خواست کشورهای اروپایی و غربی بوده است تا بدین ترتیب با کنترل فضای داخلی و افکار عمومی ایران، از درون، امکان چانهزنی خود را بالا ببرند. و فضای مذاکرات را از تبدیل شدن اهداف هستهای ایران به یک خواست ملی تا حد ممکن دور سازند.
خواستهای که مقامهای ایرانی با حسن نیت تاریخی خود در فرهنگ تعاملات دیپلماتیک، ناخواسته به آن تن دادند.
اما از تعامل این دو نکته یک نتیجه فرعی اما مهم که پیام دیپلماتیک اقدام سفارت انگلیس به شمار میرود نیز نمایان میشود. در توضیح این مساله باید توجه داشت که اروپا در آغاز، خواهان منفی ماندن محتوای بسته تا زمان ارایه پاسخ ایران بود البته بیآنکه زمان و ضرب الاجلی را برای این پاسخ تعیین کند اما در مدت زمان دو هفته از این موعد، با تغییر موضع و چرخش ناگهانی خواستار ارایه پاسخ ایران در زمانی کوتاه تا زمان برگزاری اجلاس «جی 8» در سن پترزبورگ روسیه- که هفته جاری برگزار گردید- شد.
در پی این تغییر موضع، فشارهای سیاسی و دیپلماتیک گستردهای علیه تهران برای تحقق این خواسته شکل گرفت که در نهایت به دیدار اخیر سولانا و علی لاریجانی در بروکسل ختم شد و با وجود همه تلاشهای غرب، لاریجانی در این دیدار به بیان ابهامهای بسته اروپا که رفع آنها، خواسته مقدماتی ایران برای رسیدن به هرگونه توافق در قالب مذاکرات به شمار میرود، بسنده کرد و در عمل آمریکاییها نتوانستند از سناریوی طراحی شده از اجلاس سران «جی 8» بهرهبرداری لازم را داشته باشند.
اگر چه در نشست وزیران خارجه این کشورها و در نهایت در بیانیه پایانی گروه «جی 8» بار دیگر تهدیدها در مورد بازگشت مساله هستهای ایران به جریان تعمیمسازی در شورای امنیت پررنگ شد. از این رو اقدام سفارت انگلیس در به اصطلاح انتشار محتوای بسته سربسته اما در عمل آشکار اروپا را باید پیامی نمادین دانست که میکوشد القا کند که فرصت ایران از سوی اروپا برای ارایه پاسخ به سر آمده و جریان فشار برای تقویت رویکرد تخاصم در این مسیر در حال شکلگیری است.
رویکرد انسدادی در گروه 1+5
رخداد دیگر عرصه تحولات هستهای که نیازمند بررسی و نگاه جداگانه و اختصاصی است، رویکرد گروه 1+ 5 و تصمیم وزیران خارجه این کشورها در نشست پاریس برای بازگرداندن پرونده ایران به شورای امنیت است.
بر اساس تصمیم وزیران خارجه این کشورها در نشستی که در محل وزارت خارجه فرانسه برگزار شد، چنانکه ایران با سرعت کافی به پیشنهاد اروپا شاسخ( البته از نوع مثبت) ندهد، باید شورای امنیت در مورد این مساله تصمیمگیری کند.
فیلیپ دوست بلازی وزیر خارجه فرانسه در تشریح این تصمیم آن را دارای دو مرحله بیان کرده و گفت:مرحله اول این طرح شامل تصویب قطعنامهای در شورای امنیت است که در آن خواستار توقف غنیسازی اورانیوم در ایران میشود و در مرحله دوم که به تهران بستگی دارد، اگر تهران تا اواسط مرداد ماه پاسخ منفی بدهد، قطعنامهای را بر اساس بند چهارم آیین نامه سازمان ملل به ایران پیشنهاد خواهیم داد و همچنین به ماده 41 فصل هفت منشور سازمان ملل که مجموعهای از تدابیر منفی از جمله تحریم اقتصادی را شامل میشود (این ماده شامل برخورد قهری و نظامینیست) تأکید میکنیم.
وزیران خارجه پنج عضو دایم شورای امنیت به همراه آلمان همچنین با نا دیده انگاشتن تصریح ایران در این باره که بسته پیشنهادی اروپا را در مجموع مثبت و در صورت رفع ابهامها قابل پذیرش میداند در موضعگیری منصفانه بیان کردند که ایرانیها به هیچ وجه، همکاری جدی در زمینه ماهیت پیشنهادهای گروه 1+ 5 از خود نشان ندادهاند و با ابراز نا امیدی از این مساله تاکید کردند چارهای جز بازگشت به شورای امنیت ندارند. نکته جالب بینکه در این بیانیه آمده است؛اگر ایران به تعلیق تمام فعالیتهای غنیسازی خود تصمیم بگیرد و پروتکل الحاقی را اجرا کند راه برای مذاکرات دوباره باز میشود و ممکن است اقدام شورای امنیت به تعلیق درآید.
بنابراین روشن است که تروئیکای غرب، در این فرآیند دارای حسن نیت و خواستار حل مسالمتآمیز مساله، از طریق گفتگو نیست، زیرا در این صورت برای دریافت پاسخ ایران در فرآیندی که تاکنون بیش از سه سال به طول انجامیده بر سر دو هفته اختلاف در باره زمان ارایه پاسخ ایران این گونه تحریک آمیز و متخاصم تصمیمگیری نمیکرد.
علاوه بر این گروه 1+ 5 بیآنکه تمایل به رفع ایهامهای موجود در بسته پیشنهادی به ایران داشته باشد،قید پاسخ مثبت در بیانیه خود قرار داده است که از مساله از یک سو قابل پذیرش و از طرف ایران نیست و از سوی دیگر بر فضای شک و تردید نسبت به این طرح و پیاندهای ناشی از پاسخ ابتدایی در قالب «بله یا خیر» را به آن میافزاید.
بنابر این تروئیکای غربی از هم اکنون مصالحه و تداوم گفتگوها را برای حل مسالمت آمیز نساله تا حد ممکن مسدود کرده است.
بستهای با یک تناقض بنیادی و چند ابهام
اصل بسته پیشنهادی سه کشور اروپایی نیز جالب توجه است و بررسی سطحی آن نییز یک تناقض آشکار و ابهامهای متعدد را آشکار میسازد.
شاید از همین رو بسیاری از کارشناسان در روزهای اخیر مثبت خواندن آن از سوی مقامهای ایرانی در دو ماه گذشته را تعجب انگیز و جای سؤال خواندهاند در حالی که در نخستین بند از ماده اول این طرح بر حق ایران در تولید انرژی هستهای برای استفاده صلح آمیز و مطابق با الزامات « ان، پی، تی» تاکید شده است، در دومین بند از ماده دوم این پیشنهاد از ایران خواسته شده که همه عملیات مربوط به غنی سازی و بازفرآوری را به حالت تعلیق درآورده و متعهد شود که این وضعیت را در طول مذاکرات همچنان ادامه دهد.مذاکراتی که البته هیچ سقف زمانی برای آن تعیین نشده است.
این در حالی است که در ماده بعد در تشریح قدمهایی که اتحادیه اروپا بر خواهد داشت آمده است: تصریح حق غیر قابل انتقال ایران در زمینه انرژی هستهای برای اهداف صلحآمیز بدون تبعیض و مطابق با مواد یک و دو پیمان «ان پی تی». نکته قابل توجه اینکه غنی سازی با اهداف صلحآمیز و در راستای تامین انرژی حق مسلمی است که بر اساس مواد یاد شده از پیمان «ان پی تی» برای اعضا 1ذیرفته شده است و جمع درخواست تعلیق از ایران با واژه تصریح بدون تبعیض بر حق ایران در این عرصه در طرح یاد شده تناقضی مضحک و غیر قابل پاسخ دهی است.
مضحکتر آنکه سفارت انگلیس همزمان با انتشار این بسته، بیانیهای را از جانب گروه 1+ 5 ارایه داد که در آم آمده است: « غنی سازی اورانیوم در ایران خطری است که آنها قادر به پذیرش آن نیستند».
بنابراین جمع صدر تعهدات پیشنهادی برای دو سوی این معامله در حکم جمع ضدین و بر اساس منطق، محال است.
همچنین در بندهای دیگر این بسته در حوزه مشوقهای فنی، امنیت منطقهای و اقتصادی، نه تنها ضمانت ملموس و قابل اتکایی ارایه نشده است که حتی متن ارایه شده نیز قابل اطمینان و استناد نیست زیرا محکمترین تعهدات در این بسته در قالب واژگانی مانند حمایت از ساخت (رآکتورهای آب سبک، حمایت از تشکیل کنفرانسی برای تشویق به گفتگو و همکاری در موضوعات مربوط به امنیت منطقهای، حمایت از روز آمد کردن زیر ساختهای مخابراتی، حمایت از توسعه کشاورزی در ایران آمده است که به هیچ وجه ضمانت اجرایی و عملی به شمار نمیرود، بلکه صرفا زمینهای اختیاری را برای حوزههای موثر و عامل در این عرصهها فراهم میاورد که دارای الزامی نیستند و میتوانند هیچ گاه عملیاتی نشوند.
از سوی دیگر آنچه در قالب ضمانتهای سوخت در این بسته ارایه شده است نیز به هیچ وجه ماهیت تضمین در حوزه اجرا ندارند و تحقق آنها در حوزههایی مانند مشارکت در تاسیسات بینالمللی خدمات غنی سازی، ایجاد مخزن احتیاطی تجاری برای نگهداری سوخت به ویژه ایجاد گسترش آنچه یک مکانیسم پا بر جای چند جانبه با آژانس برای دسترسی قابل اطمینان به سوخت زمان بر، پیچیده و پر مانع است که خوشبختانه ترین حالت و در صورت وجود حسن نیتی که اکنون به هیچ وجه مشاهده نمیشود، ممکن است چندین سال به طول انجامد. به بیان دیگر تعهد تعلیق در برابر چنین سقف زمانی، به هیچ وجه معقول و منطقی نیست.
در حوزه رفع شماری از محدودیتها به ویژه در حوزه صنایع مهم نظیر هواپیمایی نیز طرفهای اروپایی از همکاری برای امکان رفع محدودیتها سخن رانده اند که این بیان «لق» در برابر تعهد محکمیکه از ایران خواسته شده،هیچ تناسبی ندارد.بنابر این در نهایت باید پذیرفت کسورهای اروپایی، نه در مذاکرات و رایزنیهایی که قرار است، سولانا در چند هفته آینده با علی لاریجانی داشته باشد و نه در صورت پاسخ مثبت ایران به این بسته حتی اگر این پاسخ آن گونه که انها مایلند، صرفا «بله» مطلق بیقید و شرط باشد؛ نه تنها مایل به پاسخ گویی به ایهامهای بسته پیشنهادی خود نیستند، بلکه هدف اصلی آنها، باقی ماندن این ابهامها و بهره بردای از آنها برای مانع تراشی در اجرای پیشنهادهایی است که هبچ گاه مایل به ارایه و تحقق آن نبوده و نیستند.