تاریخ انتشار : ۰۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۳  ، 
کد خبر : ۵۴۱۵۷

نقد از طریق اهانت و افترا

مصطفی تبریزی اشاره: گروه سیاسی نایب رییس اسبق مجلس شورای اسلامی، در نوشتاری تحت عنوان جمهوریت و اسلامیت، ثقلین نظام است(1) علیه سخنان آیت‌الله مصباح و استاد غرویان در مورد جمهوریت، موضع‌گیری نموده‌اند (بدون آنکه نامی از آنها بیاورند). آنچه از یک نقد منطقی و معقول انتظار می‌رود، رعایت قواعد و خصوصیاتی است که رعایت اخلاقی شغلی یک اندیشمند، اقتضا می‌کند. در این نوشتار می‌خواهیم با بررسی اظهارات نایب رییس اسبق مجلس شورای اسلامی، به عنوان فردی اندیشمند و دارای سوابق زیاد سیاسی، قواعد یک نقد مطلوب را استنباط کنیم.

آنچه به ذهن خطور می‌کند آن است که کلام‌الملوک ملوک الکلام، یعنی سخن بزرگان، باید بزرگ‌ترین سخنان باشد، در نتیجه باید ادب و روش نقد را عملا از پیشکسوتان آموخت.
ایشان، در ابتدا خود را مکلف به سخن گفتن از "تحجر نوینی" می‌دانند که "شمشیر تیز خود را به نگین خدمت به مردم و اهتمام به دین، مزین و مرصع کرده است". طبعا خواننده در اینجا بسیار مشتاق می‌شود که "تحجر نوین"، ماهیت و آبشخورهای آن را بشناسد و نقدی سنگین و منطقی را از سوی نویسنده محترم شاهد باشد. ایشان در ادامه، با بیان اینکه جمهوریت و اسلامیت، ثقلین نظامی است که از امام راحل در میان ما به یادگار مانده است، تفکری را که حفظ شأن آسمانی دین را در به رسمیت نشناختن رأی مردم می‌جوید، به انتقاد می‌گیرند. این تفکر، به اعتقاد ایشان دارای خصوصیات زیر می‌باشد:
1- "تلقی‌ای وهن‌آمیز و یکجانبه‌گرایانه" از اسلام
در این رابطه باید از نایب رییس اسبق مجلس، مطالبه دلیل و مدرک نمود و پرسید که اگر کسی شأن آسمانی دین را در مرحله مشروعیت جای داده و رأی مردم را به مرحله مقبولیت سوق دهد (همان چیزی که آیت‌الله مصباح انجام داده‌اند) چه وهنی بر دین وارد ساخته و چگونه به یکجانبه‌گرایی فرو غلتیده است؟! مگر نه آن است که با قائل شدن انحصار حاکمیت در فرمان الهی، رأی و نظر مردم از مرحله مشروعیت، به مقبولیت منتقل می‌شود؟
2- "بن مایه‌اش همان افکار خوارجی است که شعار حسبنا کتاب‌الله آنها گوش فلک را کر کرده بود".
به واقع باید از ایشان پرسید که چه رابطه و شباهتی میان افکار خوارج با مبحث آیت‌الله مصباح وجود دارد؟!
آنان با کنار نهادن ثقل عترت، به بیراهه رفتند و رو در روی ولایت الهیه امیرالمؤمنین(ع) قرار گرفتند و حال آنکه آیت‌الله مصباح، در اوج دفاع از ولایت جای گرفت و همگان را بدان فرامی‌خواند. به این می‌گویند قیاس مع الفارق العظیم.
3- بن ‌مایه‌اش از " ابلهان و کم‌مایگانی" است که "کمترین بهره‌ای از تفقه در دین" ندارند.
باز هم ایشان، مستندی برای این سخن هجوآمیزشان ذکر نمی‌کنند. اگر به فرض بپذیریم که آیت‌الله مصباح، در مسأله جمهوریت نیز اشتباه کرده‌اند، آیا باز حق داریم که بگوییم او کمترین بهره‌ای از تفقه در دین ندارد؟! به این می‌گویند: خروج از انصاف.
4- اگر توفیق یابد ولایت فقیه را تبدیل به نهادی خلافتی و موروثی خواهند نمود.
باید پرسید که آیا به راستی، بحث تئوریک در مورد نصب الهی فقیه جامع الشرایط در زمان غیبت، به خلافت موروثی منجر خواهد شد؟! فقیه به محض آنکه فاقد یکی از شرایط شد، از ولایت، خود به خود، ساقط می‌شود و در نتیجه لازم است هیأتی از نخبگان دایما ولی فقیه را از این ناحیه تحت نظر داشته باشند . این کجا و انتقال موروثی حاکمیت کجا؟ ولی فقیه، حتی خودش هم حاکمیت موبد (همیشگی) ندارد تا چه رسد به اینکه بخواهد به دیگری به شیوه وراثت منتقلش کند. به این می‌‌گویند افترا و انتساب به ناحق.
5- کار منادیان این تفکر، " زشت و ناروا است ".
6- منادیان این تفکر، "صلاح خویش را در بازگشت به تجربه‌های خلافتی و قیم‌مآبانه و در نادیده گرفتن عقل جمعی" می‌جویند.
7- منادیان این تفکر، عبارتند از "کعب احبارها و ابی هریره‌ها و کسانی که نه تنها نقشی در پیروزی انقلاب اسلامی نداشتند بلکه عالما و عامداً هم خود را دور نگه می‌داشتند".
خصوصیت شاخص کعب احبار و ابی هریره، نفاق بود و اینک آنان اکاذیبی را از یهودیت و غیر آن وارد روایات اسلامی نمودند.
به اعتقاد نایب رئیس اسبق مجلس، آیت‌الله مصباح (البته بدون ذکر نام ایشان)، سوء تعبیرها و اعتقادات ناروایی وارد تشیع کرده‌اند که باکعب و ابی هریره قابل قیاس است! نکته جالب توجه آنکه جناب ایشان آن قدر احساس مسئولیت نمی‌کنند که در مقاله‌ای مفصل، جزء به جزء انحرافات عقیدتی را که بنابر تفکر ایشان از سوی آیت‌الله مصباح وارد تشیع شده است به شدت هر چه تمام‌تر، نقد فنی نموده، نقایص منطقی و علمی آن را بیان کنند. به هر حال باید ایشان را یک روحانی مسئولیت‌شناس و غیور نسبت به تشیع نشماریم (که به رغم ظهور یک کعب الاحبار باز هم مطلب و ردیه نمی‌نویسد) یا بگوییم در قیاس آیت‌الله مصباح به کعب احبار تندروی و افراط کرده است. به این می‌گویند تناقض قول و فعل.
8- آنان « با تحمیق سادموحان، تطمیع جاه‌طلبان و تفسیر به رأی مبانی انقلاب اسلامی، خود را مفسر رسمی قانون اساسی و بن‌مایه‌های انقلاب اسلامی و نظریه ولایت فقیه» جا می‌زنند.
نایب رئیس اسبق مجلس، در واقع، با نفوذ در عمق جان آیت‌الله مصباح، انگیزه‌هایی غیراخلاقی و غیرانسانی در او کشف کرده است و به او نسبت جاه‌طلبی و دروغ می‌دهد. عدم ارائه سند و مدرک برای این دعاوی، باعث می‌شود به خروج ایشان از مرز اخلاق حکم شود. همه می‌دانند که افترا زدن به طرف مقابل در مقام بحث، نشان از آن دارد که شخص، فاقد منطق است و به دلیل فقدان ردیه منطقی و عقلانی، به روش‌های غیراخلاقی متوسل شده است.
9- "به امام و انقلاب تهمت می‌زنند".
آیا نمی‌توان از ایشان پرسید که چرا تصریحات امام را مبنی بر برتر بودن حکم الهی و اسلامی بر رأی مردم در نظر نمی‌گیرند و تنها به جمله میزان رأی ملت است اکتفا می‌کنند؟! مگر نه آنکه در بررسی معنای یک عبارت، باید کلیه عبارات را که قرینه همدیگرند در نظر گرفت؟ امام قطعاً جمهوریت را در مقام مقبولیت قبول داشتند اما در مرحله مشروعیت، فقط به حاکمیت خدا قائل بودند و بحث‌های ولایت فقیه را اصولاً بر این اساس سامان دادند.
10- " تداعی‌گر جریان" حسبنا کتاب الله "یوم الخمیس" و لا حکم الاالله "خوارج" هستند.
11- امثال آنها" چه بلاها که بر سر اعتقادات مردم نیاوردند».
12- آنان به "سوء استفاده از عقاید ناب تشیع از جمله مسأله غیبت امام عصر" می‌پردازند.
13- "قدرت‌طلبی خود را بر همه چیز ترجیح می‌دهند"، " اهداف و مقاصد بشری، جاه‌طلبانه و منفعت‌طلبانه خود را در لابه‌لای تفسیر و تأویل‌های خرافی، عوامانه و خاص خود" جای می‌دهند.
ایشان در انتها هشدار می‌دهند که علمای عظام به حراست کیان تشیع و مسلمات آن پرداخته و مانع سوء استفاده ابرازی از عقاید راسخ مردم شوند و مآلا می‌نویسند:"والسلام علی من عبادالله الصالحین". بنابراین از نایب رئیس اسبق مجلس که درجات علمی و مراتب فعالیت‌های انقلابی ایشان را همگان مطلعند، می‌آموزیم که در نقد، به جای حفظ شئون طرف مقابل، کنار نهادن کینه و عداوت شخصی با طرف مقابل، پرهیز از اهانت و افترا، دوری گزیدن از تشبیه بی‌دلیل و بدون مبنای طرف مقابل به منحرفین تاریخ، حفظ ادب و متانت بحث، نشان دادن دقیق نقاط ضعف استدلالات طرف مقابل و اموری مانند آن،...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات