با شکست مذاکرات اخیر روسای جمهور آذربایجان و ارمنستان در پاریس بر سر حل بحران قره باغ , بار دیگر ابرهای تیره جنگ بر آسمان این منطقه سایه افکنده است این مذاکرات که ژاک شیراک رئیس جمهوری فرانسه آن را ترتیب داده بود درحالی پایان یافت که دو طرف همدیگر را مسئول شکست آن قلمداد کردند.
در پی این مسئله , « علی یف » رئیس جمهور آذربایجان ضمن تاکید بر پایان بی نتیجه مذاکرات از مردم این کشور خواست خود را برای جنگ با ارمنستان آماده کنند. علی یف با تاکید بر اینکه جمهوری آذربایجان تدارک نظامی لازم را دیده است فضای تیره ای را برای چشم انداز بحران قره باغ ترسیم کرد.
بحران قره باغ 14 سال قبل با اعلام استقلال این منطقه مورد مناقشه میان دو جمهوری شوروی سابق , ارمنستان و آذربایجان آغاز شد. متعاقب اعلام استقلال ساکنان ارمنی , نیروهای آذربایجان برای مقابله با استقلال طلبان به مقابله برخاستند و ارمنستان نیز برای حمایت از استقلال طلبان ارمنی وارد عمل شد که نتیجتا نیروهای ارمنستان کل منطقه را به اشغال خود درآوردند.
با این حال طی 12 سال گذشته به دلیل اتخاذ سیاست سکوت از سوی طرفین , این منطقه نسبتا آرام بود که از چند ماه قبل , با تشدید تحرکات جمهوری آذربایجان و تاکید بر خروج نیروهای ارمنستان از این ناحیه بار دیگر به مرکز توجه سیاستهای دو کشور کشیده شده است .
تاکید ادعای مالکیت آذربایجان از سوی الهام علی یف طی هفته های اخیر در جریان انتخابات ریاست جمهوری اخیر جمهوری آذربایجان صورت گرفت که برخی ناظران اقدام علی یف را در پیگیری سیاست اخیر , دارای انگیزه های سیاسی برای تسلط بر اوضاع , به ویژه پس از آنکه گروههایی از این کشور درصدد پیاده کردن سناریوی انقلاب رنگی مشابه در اوکراین و قرقیزستان برآمدند , می دانند.
در چنین شرایطی غرب به ویژه آمریکا در این مسئله در پی گرفتن ماهی مقصود خود از آب گل آلود بحران قره باغ برآمده است و با تشدید فشار به دولت آذربایجان به گونه ای درصدد است باکو را که با هدف دور ماندن از تبعات انقلابهای رنگین به مسکو گرایش پیدا کرده , تحت فشار قرار دهد.
در این راستا هم اتحادیه اروپا و هم سفیر آمریکا در موضع گیری های اخیر اعلام کرده اند که بحران قره باغ طی سال جاری باید حل و فصل شود در غیر اینصورت حل آن در سالهای آینده بسیار دشوار خواهد بود. این موضع گیری را باید یک تهدید و فشار غیرآشکار به باکو تلقی کرد که از درخواست برای آزادسازی قره باغ دست بردارد چرا که حل و فصلی که منظور نظر غرب است درحالی که کل منطقه در سلطه ارمنستان است به مفهوم صرفنظر کردن جمهوری آذربایجان دست کم از بخشی از قره باغ است .
از سوی دیگر , مراجعه به آرای ساکنان قره باغ برای تعیین سرنوشت آن نیز می تواند یکی از راههای پیشنهادی غیرآشکار غرب تلقی شود که در آنصورت نیز قطعا به زیان آذربایجان خواهد بود چرا که ارامنه پس از تسلط بر این منطقه , بسیاری از آذری زبانها را از آن منطقه کوچاندند و درحال حاضر اکثریت عمده جمعیتی را تشکیل می دهند.
بهرحال به نظر می رسد بحران قره باغ درحالی که دو طرف نظر بسیار مغایری با هم دارند و بازیگران خارجی نیز در اندیشه دستیابی به منافع خاص خود هستند , همچنان لاینحل باقی بماند.