تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۷  ، 
کد خبر : ۵۴۲۰۳

چهره پیامبر اسلام در روند تصویرگری آیینی


هلنا شین دشتگل
در سیر تحولات تاریخی نقاشان ایران، تصویرگری چهره پیامبر ضمن تجلیل و احترام ایشان و با تاکید بر ماخذ قرآنی مسلمانان از مهمترین دستاوردهای هنر دینی طی قرن‌های متمادی به شمار می‌آید.
در این میان سیمای مقدس پیامبر اسلام‌(ص) از مقام شامخی برخوردار است و همگام با ادبیات غنی ایران، سنت تاریخ‌نگاری، فرهنگ دینی مردم و توجه به شرایع اسلام و آیین محمدی در جهت اتخاذ خالق و مخلوق و در تداوم سنت تصویری دینی نگارگری اسلامی در ایران، استمرار یافت.
در تمام آثار بر جای مانده از چهره پیامبر‌(ص)، ضمن تاکید بر اهمیت حضور ساحت مقدس ایشان از تصویرگری نسخه‌های خطی تا نقاشی‌های مردمی، نشانه‌های بارزی از اعتقادات آیینی مردم مسلمان، جدای از سیاست با حرمت و منزلت کلام الهی و ارادت هنرمندان در پرداخت چهره‌نگاری حضرت(ص)، همراه بوده است.
در فاصله بین قرن‌های 14– 8 ه.ق با نمایش بازتابی از صحنه‌های ادب فارسی، تفاسیر برگرفته از کلام الهی و داستان پیامبران چون نسخه‌های مصور جامع التواریخ، آثار الباقیه، قصص الانبیاء، خاوران‌نامه، معراجنامه، مهر و مشتری عصار، خمسه نظامی (مخزن‌الاسرار)، هفت اورنگ جامی (خردنامه اسکندری)، حمله حیدری، دیوان میرعلیشیر نوایی تا نقاشی‌های دیواری تکایا، سقاخانه‌ها، امامزاده‌ها و دیگر اماکن مردمی در دوران متاخرتر، تصویرگری چهره پیامبر اسلام(ص)، با روش قانونمند در ترسیم پیکر منور ایشان در پیروی از آیین محمدی و از سر ارادت و تسلیم هنرمندان، در خور توجه بوده است.
بنابر نوشته ث. عکاشه: «نقاشی دینی در دوره‌های نخستین اسلامی، از آن استقبال و تشویقی که نزد بوداییان مسیحیان معمول بود، بهره‌ای نداشت. مساجد از تصاویر دینی خالی بود و از نقاشی برای آموزش‌های دینی و پرورش اعتقادات مذهبی، تا پیش از سده 8 ه.ق /14م استفاده نمی‌شد.
اما با وجود مخالفت بعضی از علمای دین، نشانه‌هایی از نگارگری دینی اسلامی پدیدار شد و نقاشان به ترسیم برخی صحنه‌های دینی فرا خوانده شدند. این فراخوانی نقاشان را به نقش کردن چهره پیامبر(ص) ترغیب کرد، مع‌الوصف تعداد تصاویر رسول اکرم‌(ص) در مقایسه با تصاویر عیسی مسیح(ع) در دنیای مسیحیت بسیار اندک است.
کسانی که هرگونه تصویر‌سازی را حرام می‌شمردند و آن را تقلید از صنع خالق می‌دانستند، کشیدن تصاویر مقدسین را گناهی بزرگتر می‌دانستند و این کمبود در تصاویر رسول خدا بیش از آنکه ناشی از مخالفت متعصبان باشد ناشی از تجلیل و بزرگداشت آن حضرت بوده است.»1
نیز می‌نویسد: «تعالیم دینی و روحی قرآن، صریح و روشن و بر اصول و قواعد استوار است و این وضوح و استواری مانع از آن بود که مسلمانان در صدر اسلام به ترسیم تصاویر برای توضیح نصوص قرآن بپردازند و تصویر‌سازی از زندگی پیامبر و اصحاب وی نیز همین حال را داشت.» 2
چهره محمد‌(ص) فرستاده خدا با پیشینه‌ای چند صدساله، بارها و بارها به دست هنرمندان برجسته در اعصار گوناگون به تصویر درآمده و پیوسته موضوع برگزیده مذهبی همراه با احترام و تکریم به مقدسات شریعت اسلام در سیر تاریخی تقاشی ایران بوده است.
«محمد‌(ص) خاتم‌النبیین و صاحب شریعت مقدس اسلام، نام مبارکش 4 بار در قرآن مجید، ضمن سوره‌های (آل‌عمران – 136)، (احزاب – 40)، (محمد یا قتال – 2) و سوره (فتح – 29) مذکور است.
2 بار در سوره مائده به خطاب «یا ایهاالرسول» مخاطب گردیده و 11 بار در سوره‌های انفال و توبه و احزاب و ممتحنه و طلاق و تحریم با عبارت «یا ایها النبی»، و در سوره مزمل با الفاظ  «یا ایها مزمل» و در سوره مدثر به عنوان «یا ایها المدثر» از طرف حق به او خطاب شده است.
به موجب آیه 6 از سوره صف ،عیسی بن مریم، فرزندان بنی‌اسرائیل را به ظهور فرستاده‌ای که نامش احمد است بشارت می‌دهد.
در آیه 79 از سوره اسراء به دنبال آن که پیغمبر اکرم به تهجد و قیام شب مامور شده او را خداوند به مقام محمود بشارت داده است.»3
نظر به اهمیت «موضوع تصویرگری چهره پیامبر اسلام» و رابطه تنگاتنگ آن با فرهنگ جهان بینی اسلامی و استمرار این سنت در اعصار متمادی و طرز تلقی عقاید و ادیان مختلف در پرداخت تمثال مبارک حضرت محمد (ص) با توجه به فراوانی نسخه‌های مصور به چند نمونه کهن و ارزنده این مهم اشاره می‌شود.
بحث در باب تمثال حضرت محمد‌(ص) از جهات بسیار قابل گفت‌وگو است.
به نقل از مسعودی در مزوج الذهب: «قدیمی‌ترین اطلاعاتی که از تصویر پیامبر اسلام‌(ص) به ما رسیده نقل یک بازرگان عرب است که در سده 3 هجری /9م. به چین سفر کرده و با امپراتوری چین گفت و گو داشته و امپراتور از او پرسیده که آیا دوست دارد تصویری از پیامبر (ص) را ببیند؟ سپس یکی از افسران دربار صندوقی محتوای تصاویر پیامبران را پیش آورده و در میان تصاویر بسیاری از پیامبران، چهره محمد‌(ص) را سوار بر شتر در میان اصحاب خویش، نشان می‌دهد.»4
با استناد به مأخذ قرآنی و اهمیت مبانی آن در شریعت اسلام، داستان‌های پیامربان و تفاسیر گوناگون آن و توجه به تاریخ نگاری در ایران، بدون تردید نمونه‌های بازمانده و شناخته شده نخستین در خصوص تصویرسازی پیامبر اسلام، «مجالس نسخه‌های خطی و مصور عهد ایلخانان مغول» ، بنیانی محکم دارد.
توجه سلاطین و امرای ایلخانان مغول، چون غازان خان، الجایتو و ابوسعید خان ایلخانی به تشیع و اسلام آوردن آنان نه تنها موجب تقویت شیعه و احترام به اندیشه‌های صوفیانه شد، بلکه نخستین تصاویر دینی در ارتباط با زندگی پیامبر اسلام و توصیف معراج عارفانه ایشان با حمایت فرمانروایان مغول و وزیر با تدبیر عصر «خواجه رشیدالدین همدانی» صورت پذیرفت.
اسلام آوردن فرمانروایان مغول و حمایت از ادبا، دانشمندان و هنرمندان در پیروی از علم و ادب هنر و اندیشه‌های اسلامی زمینه مناسبی جهت تهیه کتب خطی و مصور با مضامینی تاریخی، ادبی به ویژه داستان پیامبران و زندگی آنان فراهم آورد.
از قدیمی‌ترین تصاویر می‌توان به نسخه‌های متعدد از کتاب جامعه التواریخ رشیدالدین با دو نمونه ارزنده در کتابخانه ادینبور و به شمار Arab20 با70 تصویر و بخش دیگر کتاب رشیدی در انجمن آسیایی در لندن به شماره Arabic20 با‌100‌تصویر اشاره کرد.
«قسمت دوم جلد 2 کتاب» جامع التواریخ «با ملاحظه به زندگی حضرت محمد (ص) و خلفای اسلام تا زمان انقراض خلفا به دست مغول، افزون بر دیگر مندجات کتاب، نوشته شده است.»5
از میان 8 نگاره‌ای که در نسخه «جامع التواریخ ادینبورو» با موضوع زندگی پیامبر‌(ص) آراسته شده، موضوع‌های تولد پیامبر (در میان فرشتگان‌)، بحیرای راهب و شناسایی پیامبر، دریافت وحی از جبرئیل، نزول کتاب مقدس و به روایتی معراج پیامبر اسلام از اهمیت شایانی در جهت تصویر‌سازی مجالس این نسخه برخوردار است.
در تمام نگاره‌های یاد شده، پیامبر با سیمای آرام و متفکرانه، بدون پوشش بر صورت و یا هاله‌ای بر گرد سر با قامتی لاغر و بلند، مصور شده است.
تمثال حضرت محمد‌(ص) در نمونه‌های نخستین تصویرسازی، همانند دیگر اشخاص صحنه نقاشی شده و با ویژگی عام و مشترک در نوع پوشش و چره‌نگاری رایج و متناسب با مکتب شهری و به نوعی فاقد شخصیت فردی، نمایان شده است.
ضمن اینکه ماهیت مذهبی موضوع تصویرگری پیکر پیامبر (ص)، با الحاقات عناصر تصویری و تزئینی چون پیکر فرشتگان، نقش «براق» (مرکب استثنایی و بهشتی محمد (ص))، نمونه پوشش بلند سر ایشان (در پاره‌ای از برگ‌های مصور) و گاه عبای بلند بر سر درهم آمیخته و فضایی با مفهوم معنوی در جهت تشخص و تمایز آن حضرت، بیان می‌دارد. نمونه ممتاز نسخه مصور آثار الباقیه از ابوریحان بیرونی به شماره Arab 161 محفوظ در کتابخانه دانشگاه ادینبور (709-708 ق) در روزگار ایلخانان و باه بهره گیری از عناصر هنری چین و هنر مسیحی شرقی و نمونه‌های سنتی نقاشی ایران همچون نسخه «جامع التواریخ» استنتاخ و مصور شده است.
چهره پیامبر اسلام در کتاب خطی آثار الباقیه، اغلب با ویژگی‌ای چون هاله دایره وار بر گرد سر و گاه بزرگ‌تر از اندازه متعارف در جهت تاکید بر قدرت تصویرگری صحنه‌هایی چون حجت الوداع، صحنه‌های موعظه در میان مردم – تصویرگری پیامبر در میان اهل بیت و مجلس جانشینی پیامبر در غدیرخم – از دیگر موضوعات برگزیده نقاشی‌های این نسخه است و پیامبر (ص) را با پوششی متفاوت و نمادین در جهت تمایز ایشان با قرار گرفتن هاله سر و با رنگ جامگان و عبای بلند تیره رنگ (غدیرخم) نشان می‌دهد.
نسخه مصور «معراجنامه احمد موسی تهیه شده در عهد سلطنت ابوسعیدخان ایلخانی»، محفوظ در کاخ توپقانی استانبول با تصاویر بدیع از عروج پیامبر اسلام، دیوار از عجایب عالم و شگفت‌های آفرینش خدا، مصور شده است.
چهره پیامبر اسلام در 10 نگاره نسخه مزبور به تصویر درآمده و آرایش عناصر تصویری و تزئینی همراه با سنت هنر شرق به ویژه نقاشی کلیساهای مسیحی، هنر چین در پیوند با سنت هنر ساسانی، ارائه شده است.
حضرت محمد (ص) با عمامه سفید و ظریف بر سر، هاله‌ای زرین و دایره وار بر گرد سر با تزئینات خطی پیرامون آن، گیسوان تیره بافته و آویخته در طرفین شانه‌ها و جامه‌ای آبی رنگ که سراسر بدن وی را پوشانیده، در مجالس این نسخه تکرار شده است. حالات متنوع سر و دست‌ها در ترسیم پیکر ایشان، قابل ملاحظه است.
علاوه بر چند نگاره نسخه احمد‌ موسی که حضرت‌(ص) بر دوش جبرئیل و میان بال‌های گسترده فرشته، همچون شناوری در آسمان، شگفتی‌های عالم غیب را مشاهده می‌کند نمونه عالی و بی‌نظیر مجلس این نسخه، نگاره‌ای است از رسول خدا (ص) بعد از بازگشت از معراج که در حال توصیف شمایل بیت‌المقدس (یا مسجد الاقصی‌)، ستون‌ها و محرابه‌های آن جهت آگاه نمودن قریش، یاران و کفار به تصویر درآمده است.
تمام پیکر ایشان، میان انبوهی از نور مقدس به رنگ طلا نمایش داده شده و عبای ایشان از سر وی تا سراسر پیکر را به رنگ تیره پوشانیده و با نمونه‌های نگاره‌های پیشین نسخه یاد شده، تفاوت آشکار دارد.
تمثال مبارک حضرت محمد (ص) در دوران‌های بعد از قرن 8 ه.ق در بیشترین بازنمایی از چهره و پیکر ایشان به ویژه در صحنه‌های معراج عارفانه و روحانی پیامبر (ص)، اغلب با ردایی بلند بر تن (متمایل به رنگ سبز‌– آبی) و سبز پسته‌ای، شالی بر کمر، عمامه سفید بر سر – با تنوع در اندازه‌های آن – گیسوان بافته بلند و تیره رنگ در طرفین شانه‌ها مشاهده می‌شود.
در این حالت، جزئیات بارز در چهره‌پردازی وام گرفته از نقاشی آسیای مرکزی و هنر ایران باستان، با پرداختی دقیق همراه با نمایش حالات درونی در روحیه وی، نمایان شده است.
طرح اندازی هاله‌های گرد و زرین مطابق با نمونه‌های هنر نقاشی بغداد با پیروی از هنر ساسانیان و یا به شکل نمادین به صورت شعله‌های آتشین بلند و کوتاه پیرامون سر ایشان و به تدریج در پاره‌ای از نگاره‌ها، گرداگرد پیکر حضرت‌(ص) از ویژگی‌های بارز در تصویرگری تمثال پیامبر بوده است.
«بنابر یک سنت ادبی به ویژه در آثار فارسی گویان شعرای متصوف، مدح و ستایش خداوند و از جمله نعت حضرت محمد‌(ص) و معراج ایشان، ضمن برشمردن فضایل و معجزات آن حضرت‌(ص) پیوسته در ابتدای دیوان‌های خطی چون سنت ادبی، قابل ملاحظه بوده‌»6 و به صورت یک سنت تصویری در جریان مصورسازی نسخه‌های خطی با مضامین حماسی، عرفانی، تغزلی و حکایات اخلاقی در سرآغاز بسیاری از نسخه‌های منظوم و منثور خطی و مصور شاعرانی چون فردوسی، نظامی، امیرخسرو دهلوی، عصار تبریزی، ابن حسام، سعدی، امیر علیشیر نوایی، جامی و دیگر شاعران متصوف ایران ملاحظه می‌شود. معراج پیامبر اسلام، غالباً با شیوه تجسمی یکسان در گزینش عناصر تصویری با اندک اختلافی در جزئیات طرح در تایید ویژگی‌های مکتب شهری به ویژه در روزگار تیموریان و صفویان تا عهد قاجار‌– راه تکامل پیمور و به صورت یک سبک سنتی دینی مورد توجه هنرمندان قرار گفت.
در بسیاری از برگ‌های الصاقی مجموعه‌ها و گلچین اشعار سده 9 ه.ق ب ویژه در مدح و ستایش حضرت محمد‌(ص) صحنه‌های به معراج رفتن ایشان، تصویر شده است. در بیشترین مجالس، حضرت محمد‌(ص) سوار بر مرکب استثنایی خویش ]براق[ در مرکز صحنه با جامه‌ای بلند، شالی بر کمر، عمامه ایبر سر گیسوان بلند بافته و ریش تزئین یافته مصور شده است.
پیامبر‌(ص) در اغلب آثار (معراجیه) در حالی که دست‌های خویش را در حالت سپاس و نیایش به شوی آسمان گرفته، مشاهده می‌شود. فرشتگان نیز در این نوع از مجالس معراجیه چون نمونه‌های تصویر هنر ساسانی و نقاشی کلیساهای مسیحی شرقی با انوار زرین، مجمرهای ظریف جهت نورافشانی وگلاب‌پاشی در دست به سوی پیکر منور پیامبر اسلام، مواج در آسمان، حضور دارند. توجه به جهت‌گیری مذهبی با کیفیت معنوی در ترکیب بدیع مجالی که حضرت‌(ص) در آن حضور دارد- نقطه اوج پیشرفتی است که باروهای مسلمانان را به طرز شایسته به تصویر درآورده است.
یکی از سفارشات شاهنامه در عهد تیموریان و دوران سلطنت شاهرخ میرزا چهارمین پسر تیمور گوردکانی معراجنامه پرآوازه‌ای است مشهور به «معراجنامه «میر حیدر»7» که حدود یک قرن بعد از معراجنامه احمد موسی در شهر هرات حدود سال‌840 ه.ق به سفارش «شاهرخ» استساخ و مصور شده است.
در این نسخه نفیس– که هم اکنون از افتخارات کتابخانه ملی پاریس به شمار می‌آید– بیش از50 مجلس نقاشی از تمثال پیامبر اکرم (ص) در سیر به طبقات هفتگانه آسمان و مشاهده رازهای نهفته در آن، ارائه شده است.
کمیت حیرت‌انگیز مجالس نسخه یا تصاویر آرمانی از عروج محمد‌(ص) در آسمان‌ها، انتخاب مضامین مجالس با توجه به اهمیت هنر بودایی، نقاشی ایران در مکتب هرات، بدون تردید نمونه برجسته‌ای از حالات عارفانه عروج محمدی را همراه با تفکر و بینش اسلامی آشکار می‌نماید. تمثال پیامبر‌(ص) در سراسر مجالس نقاشی نسخه، بدون پوشش بر صورت، عمامه سفید بر سر که بخشی از آن بر گرد صورت ایشان آذین شده، سیمای مرد جوان، چشمان گویا و کشیده رو به بالا در جامه‌ای بلند و سبز رنگ بدون تزئینات، علاوه بر بیان حالات هیجان و حیرت از مشاهدات عالم غیب، ملاحظه می‌شود.
سر ایشان و در مواردی تمام پیکر حضرت‌(ص)، میان شعاع‌های بلند نور به رنگ طلا به صورت عنصر زینتی و نماد روحانی، به تصویر درآمده است.
امر به عروج حضرت محمد(ص) با ظهور فرشته جبرئیل، محمد‌(ص) در راه بیت‌المقدس ]یا مسجد القصی‌[، دیدار محمد‌(ص) از پیامبران سلف و نمازگزاران با آنان، دیدار از بهشت و دوزخ و اعمال هر یک، دیدار از انواع فرشتگان و وظایف ایشان، سجده به درگاه الهی و امر به خواندن نمازهای روزانه از نمونه‌های برجسته مضامین نسخه میرحیدر در جهت تصویرگری پیکر مبارک پیامبر اسلام به شمار می‌آید.
گرایشات مذهبی و تعصبات سخت شیعیان در جریان فرقه‌گرایی عصر صفویان و رسمی شدن شیعه توسط شاه اسماعیل اول ورود عوامل تصویری جدید در پرداخت چهره پیامبر اسلام را فراهم آورد و چهره ایشان با نقاب ]برقع[ از پیشانی تا زیر چانه پوشانیده و در نمایش حالت و اندازه عمامه حضرت تغییراتی پدید آورد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات