در نگاه به هرم قدرت در ترکیه، این عناوین و مراکز را میتوان برشمارد. ارتش، احزاب سیاسی و سندیکاهها و اتحادیههای کارگری، صنفی، سرمایهداران و صاحبان قدرت تجاری بزرگ. سالها است که در ترکیه چرخش امواج سیاسی در دایره این سه مرکز قدرت میچرخد و شکل میگیرد. جامعه ترکیه در طول پنجاه سال گذشته حجم فشردهای از تجربههای گوناگون سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را کسب کرده است.
دورهای از دهه 60 تا 70 میلادی ویژگی ترکیه، عدم برنامه داشتن احزاب و سیاستمداران، تقابل تبلیغی حذفی دو جناح راست و چپ سیاسی و بلبشوی سیاسی و قدرت و عدم تدبیر در این کشور بود. لاجرم این دوران را دوران کودتا در کودتا در ترکیه مینامند. ارتش ترکیه در تاریخ این کشور خود را حافظ نظام جمهوری ترکیه میخواند. این ارتش دارای سابقه مداخله در امور سیاسی ترکیه است و همواره یک چشم احزاب سیاسی و روشنفکران جامعه ترکیه، به چگونگی نگاه سران ارتش معطوف بوده است. از سال 1960 تاکنون چهار بار دولتهای غیرنظامی در ترکیه توسط ارتش این کشور از کار برکنار زده شدهاند. هرگاه که ارتش وارد میدان سیاست شده است، مجلس و احزاب حذف و تمامی نهادهای سیاسی و اجتماعی تا مدتی در کنترل امنیتی ارتش قرار میگرفت.
تجربه کنار زدن سیاستمداران و سران احزاب، تبعید یا زندانی کردن آنها، بخشی از تاریخ سیاسی معاصر ترکیه است. پرسش این است چه تحولی در ترکیه صورت گرفته است که از یک انتخابات عمومی و سراسری و آزاد در این کشور، بدون دخالت ارتش و یا روشهای حذفی و کودتایی، حزب عدالت و توسعه، بعنوان حزبی که به اسلامیت خود افتخار میکند و یک تشکل مسلمان شناخته شده است، پیروز میدان میگردد و اغلب مراکز قدرت و اداره دولت و جامعه را در اختیار میگیرد. به اختصار دلایل و یا علتها را در پاسخ به این پرسش در جملاتی کوتاه میآورم.
1- ترکیه از دالان یک تجربه نزدیک به چهار دهه، از دوران «تورگوت اوزال» متحول گردید و مدیریت اقتصادی جامعه ترکیه برای توسعه در اولویت نخست قرار گرفت. این باور که تنها در رشد اقتصادی مقبول و امنیت فراگیر میتوان سیاست قدرتمند و فرهنگ پویا داشت، از زمان تورگوت اوزال در مسیر خود تا به امروز، بصورت یک فرهنگ عمومی برای همه احزاب و سیاستمداران و بعنوان خواست اصلی و عمده جامعه ترکیه در آمده است. برنامه اقتصادی پاسخگو به نیازهای مردم اولویت اول را در هر انتخاباتی دارد حال میخواهد از اسلامگرایان باشد و یا از سوی احزاب سکولار و یا لائیسم برآید. واقعیت امروز ترکیه موفقیت نسبی کارنامه دولت آقای اردوغان نخستوزیر ترکیه و از حزب عدالت و توسعه را نشان میدهد. در شماره گذشته این نوشته به نقل قولها از دانشجویان تا رانندگان تاکسی که به خبرنگاران خارجی گفتهاند موضوع تضاد اسلام و سکولاریسم تبلیغی و سیاسی است و در درجه اول اولویت برای انتخاب و رأی دادن ما قرار ندارد، اولویت اول مردم ترکیه مسایل اقتصادی از تجارب و سرمایهگذاریهای خارجی گرفته تا نرخ کالاهای اساسی موردنیاز مردم در کوچه و بازارها است. اقتصاد، برنامه و اقدام میخواهد و نه تبلیغ و تضارب سیاسی.
2- اصحاب لائیسته و ناسیونالیسم افراطی در ترکیه بجای نزدیکی به دمکراسی و رأی مردم به دو اصل تاکید و تکیه کردند. اول سنت سیاسی بجای مانده از زمان «آتاتورک» که در شکل افراطی آن دفع مذهب میکنند و شاید مهمتر و حساستر از این بخش تکیه و متصل بودن به هرم قدرت ارتش و برخورداری از حمایت سران ارتش که شمایل حضور سیاسی آنها در اذهان عمومی جامعه و در کارنامه سیاسی تاریخ معاصر ترکیه با واژه «کودتا» و دیکتاتوری توصیف و تعریف میگردد. بعبارت دیگر، جلوه دمکراسی که حزب عدالت و توسعه به نمایندگی از اسلامگرایان آن را هدایت میکرد، در تقابل با جناح «کودتا» شمرده میشد که احزاب سکولار و شخصیتهای لائیک با نمایش تهدیدهای سران ارتش در آن قرار داشتند.
3- شناخت عینی و واقعی از غرب (اروپا). مردم ترکیه بلحاظ هممرز بودن با اروپا و حضور مستمر برای کار و کارگری در کشورهای اروپایی بخصوص در آلمان، اتریش و دیگر کشورها، همچنین سیاستمداران و دولتمردان ترکیه نیز بسیار واقعیتر و نزدیکتر از دیگر کشورهای اسلامی و دولتهای آنها، از اروپا و غرب شناخت دارند. موضوع عضویت در اتحادیه اروپا از جانب ترکیه را نباید تنها در دایره یک چرخش و یا علاقهمندی سیاسی ارزیابی کرد. تحولات اروپا تأثیر مستقیم در جامعه ترکیه دارد. حزب عدالت و توسعه مسیر را با نزدیکی به اتحادیه اروپا و بازگذاشتن میدان برای سرمایهگذاریهای خارجی، آنچنان دقیق و خوب به اجرا درآورد که مقبول جامعه ترکیه شده است، این مبحث یعنی شناخت عینی و نه ذهنی از غرب و بهرهگیری از غرب بجای تشدید تضادها، عنوانی است که نقد و بررسی مفصلتر را میطلبد و در این یادداشت کوتاه شاید در نقد انتخابات مجلس و انتخاب رئیسجمهور در ترکیه همین اندازه کافی باشد که سخنان اردوغان نخستوزیر ترکیه و عبدالله گل قبل و بعد از انتخابات درباره روابط با اروپا، پیروزی آنها را تسهیل کرد.
4- نسل جدید که متوسط سنی آنها از بیست تا پنجاه سال است در جامعه ترکیه اگرچه از گذشته خود منقطع نشده است اما شعارهای جدید و خواستههای جدیدی دارد که سران پیرمرد در ارتش ترکیه و یا سیاستمداران کهنسال نمیخواهند و یا نمیتوانند خود را با آنها انطباق دهند. نخستوزیر و رئیسجمهور کنونی ترکیه از این نسلاند و با زبان آنها و آرزوهای آنها سخن میگویند.
5- چرخش باز اطلاعات که در این مبارزه انتخاباتی محور بود. هر حزبی برای خود روزنامه رسمی و رادیو و یا تلویزیون رسمی خودش را دارد و آزاد است تا به نقد و بررسی مسایل کشور و ارزیابی خود از آن و ارائه برنامههایش بپردازد. چهارده حزب بطور رسمی در این انتخابات شرکت داشتند چرخش باز و آزاد اطلاعات میدان مبارزه سیاسی را باز و آزاد کرد و شعار برتر همراه با کارنامه عملی مقبولتر موجب موفقیت حزب عدالت و توسعه شد.
6- و بالاخره باید قبول کرد که جامعه ترکیه بجای در جازدن در گذشته چشم بسوی آینده دارد. آیندهای که موضوع «جهانی شدن»، «توسعه پایدار» رشد اقتصادی، آزادیهای سیاسی و تصحیح روشها و ترقی فرهنگی در آن اصل است. برای حزب عدالت و توسعه، همانگونه که در گذشته نوشتهام سیاست برنامه است و دیانت آرمان. حزب عدالت و توسعه، نه سیاست خود را عین دیانت میخواند و نه دیانت را در تضاد با سیاست میبیند. این روش تاکنون این حزب موفقیت آورده است.
اما درباره آینده کوتاه سخن این است که هنوز مسیر این مبارزه پایان نگرفته است. اگر آمریکاییها تجربه دمکراسی در انتخابات فلسطین از گروه حماس و یا در عراق را در ترکیه بخواهند پیاده کنند، شرایط در آینده سختتر خواهد شد.
از هماکنون این پرسش در محافل سیاسی اروپا و در ترکیه میچرخد که آیا اتحادیه اروپا و دولتهای اروپایی و آمریکا، دولت گل و نخستوزیری اردوغان و سیاستهای اسلامگرایان را پذیرا خواهد شد و یا در مسیر سقوط آنها دایره کمکها به ترکیه را تنگ و تنگتر میسازد. ترکیه بدون روابط تجاری با اروپا و یا باز بودن دربهای بازار غرب برای کالاهای ترکیه، نمیتواند موفق گردد. تجربه ترکیه، تجربه بزرگ و حساس است. قضاوت را به آینده نزدیک بسپارید و ادامه مسیر در کوتاهمدت دورنمای آینده را نشان خواهد داد. فعلاً کشورهای اسلامی، بخصوص در خاورمیانه پیروزی حزب عدالت و توسعه را پذیرا شدهاند و تردید نباید کرد که آینده روابط ترکیه با ایران و دیگر کشورهای اسلامی در منطقه خاورمیانه از گذشته بسیار بهتر و وسیعتر خواهد شد. اگرچه این دولت، اسرائیل را به رسمیت شناخته است.