اشاره:

روسیه در شرایطی به زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می‌شود که برخی ناظران آگاه جهان را در آستانه ورود به عصر جنگ سرد جدید توصیف می‌کنند و دوران تصدی ولادیمیر پوتین را بر کاخ کرملین، در پدیدآمدن فضای کنونی حاکم بر صحنه روابط جهانی، بی‌نهایت مهم می‌پندارند.

‌اقتدارگرایی پوتین در مدیریت سیاست داخلی و خارجی روسیه، این کشور را در مسیری قرار داده که دیگر نمی‌توان مانند سال‌های نخست فروپاشی اتحاد شوروی، از مسکو انتظار عقب‌نشینی در برابر زیاده‌خواهی‌های غرب را داشت. امروز کرملین با استحکام، تأسیسات ناتو را در اوکراین تهدید به حمله می‌کند تا به غرب و بویژه آمریکا بگوید که تهدید امنیت مرزهای روسیه بازی خطرناکی است که پیش‌بینی پیامدهای آن برای هر تحلیلگری دشوار است. طبیعتاً در چنین موقعیتی، انتخاب جانشین پوتین از حساسیت مضاعفی برای افکار عمومی جهان برخوردار است.‌

محافل سیاسی - خبری غرب برآنند تا برای پرسش‌های حیاتی خود در این چارچوب پاسخ‌هایی بیابند تا از سطح نگرانی آنها کاسته شود. پرسش‌هایی از این دست که: آیا جانشین پوتین خواهد توانست با ایجاد چرخشی در سیاست‌های کرملین، بار دیگر آرامش را به روابط شرق و غرب جهان بازگرداند؛ آرامشی که به شکل کنونی، تنها منافع اردوی هواداران آمریکا را متحقق خواهد ساخت. پیش از هر چیز باید مطرح‌ترین نامزد انتخابات ریاست جمهوری روسیه را شناخت که ظاهراً کسی نیست جز دیمیتری مدودوف. مطلب حاضر که بخش‌ پایانی آن در پی از نظر خوانندگان گرامی روزنامه اطلاعات می‌گذرد، ضمن آشنا کردن مختصر مخاطب با مدودوف، به بررسی تفکر حاکم بر کرملین در روزهای جایگزینی قدرت می‌پردازد:‌

"> روند جایگزینی قدرت در روسیه (قسمت دوم و پایانی)
تاریخ انتشار : ۰۷ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۶  ، 
کد خبر : ۵۴۲۷۴

روند جایگزینی قدرت در روسیه (قسمت دوم و پایانی)

اشاره:

روسیه در شرایطی به زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می‌شود که برخی ناظران آگاه جهان را در آستانه ورود به عصر جنگ سرد جدید توصیف می‌کنند و دوران تصدی ولادیمیر پوتین را بر کاخ کرملین، در پدیدآمدن فضای کنونی حاکم بر صحنه روابط جهانی، بی‌نهایت مهم می‌پندارند.

‌اقتدارگرایی پوتین در مدیریت سیاست داخلی و خارجی روسیه، این کشور را در مسیری قرار داده که دیگر نمی‌توان مانند سال‌های نخست فروپاشی اتحاد شوروی، از مسکو انتظار عقب‌نشینی در برابر زیاده‌خواهی‌های غرب را داشت. امروز کرملین با استحکام، تأسیسات ناتو را در اوکراین تهدید به حمله می‌کند تا به غرب و بویژه آمریکا بگوید که تهدید امنیت مرزهای روسیه بازی خطرناکی است که پیش‌بینی پیامدهای آن برای هر تحلیلگری دشوار است. طبیعتاً در چنین موقعیتی، انتخاب جانشین پوتین از حساسیت مضاعفی برای افکار عمومی جهان برخوردار است.‌

محافل سیاسی - خبری غرب برآنند تا برای پرسش‌های حیاتی خود در این چارچوب پاسخ‌هایی بیابند تا از سطح نگرانی آنها کاسته شود. پرسش‌هایی از این دست که: آیا جانشین پوتین خواهد توانست با ایجاد چرخشی در سیاست‌های کرملین، بار دیگر آرامش را به روابط شرق و غرب جهان بازگرداند؛ آرامشی که به شکل کنونی، تنها منافع اردوی هواداران آمریکا را متحقق خواهد ساخت. پیش از هر چیز باید مطرح‌ترین نامزد انتخابات ریاست جمهوری روسیه را شناخت که ظاهراً کسی نیست جز دیمیتری مدودوف. مطلب حاضر که بخش‌ پایانی آن در پی از نظر خوانندگان گرامی روزنامه اطلاعات می‌گذرد، ضمن آشنا کردن مختصر مخاطب با مدودوف، به بررسی تفکر حاکم بر کرملین در روزهای جایگزینی قدرت می‌پردازد:‌


ادعای زوبکوف در مورد احتمال شرکت‌اش در انتخابات ریاست جمهوری به آتش حدس و گمان‌ها پیرامون وارث احتمالی پوتین و نامزد کرملین در انتخابات قریب‌الوقوع ریاست جمهوری، هیزم بیشتری ریخت و سردرگمی محافل را در این مورد باز هم افزود.

مدودوف کیست؟

دیمیتری مدودوف که چهاردهم سپتامبر سال 1965 میلادی متولد شده است، تنها پسر آناتولی مدودوف استاد موسسه فناوری لنینگراد است. مدودوف که استاد رشته حقوق در برخی دانشگاههای روسیه بود، هم‌اکنون 43 سال سن دارد.‌ وی پیشرفت خود را مدیون پوتین است که در دهه 1990 وی را به عنوان وکیل حقوقی در دفتر خود استخدام کرد. مدودوف به عنوان مسئول دفتر مبارزات انتخاباتی پوتین فعالیت داشت و پس از پیروزی در انتخابات سال 2000 میلادی، پوتین وی را به سمت رئیس دفتر ریاست جمهوری در کرملین منصوب کرد و سپس به عنوان رئیس شرکت «گازپروم» شرکت دولتی بزرگ گاز روسیه، فعالیت خود را ادامه داد.

پوتین سال 2005 میلادی مدودوف را به عنوان معاون اول نخست‌وزیر در امور طرحهای ملی در بخش بهداشت، آموزش و مسکن منصوب کرد.

قابل ذکر است که برخلاف پوتین، مدودوف هیچ ارتباطی با کا.گ.ب و یا سیستم‌های امنیتی روسیه نداشته است و سابقه فعالیت در این عرصه را نداشته است.

سیاست خارجی مدودوف‌

مدودوف رهبر طیف «لیبرال‌»های کرملین است که به واسطه دیدگاه‌های اقتصادی خود با تاکید بر نقش پررنگ‌تر دولت در حوزه اقتصاد دموکراسی (حاکمیتی) در حوزه سیاست با لیبرال‌های غربی اختلافاتی دارد، اما کماکان به عنوان سیاستمدار لیبرال شناخته می‌شود. او و اعضای این طیف، از نظر اقتصادی اتحادیه اروپا را شریک اصلی روسیه و این کشور را جزئی از فضای سیاسی - اقتصادی غرب می‌دانند، اما این مسئله از نظر آنها به معنای متابعت کامل روسیه از غرب نیست.‌

هرچند با توجه به کم بودن اظهارنظرهای صریح مدودوف درخصوص مسائل سیاست خارجی، داده‌های زیادی درخصوص چگونگی دیدگاه‌های وی در این حوزه در دست نیست، اما اطلاعات موجود و تمایلات اقتصادی او حاکی از مخالفت وی با رویکردهای تقابل‌جویانه در حوزه خارجی و تاکید او بر ضرورت توجه و اولویت قدرت «نرم» به ویژه در اقتصاد است.‌

در بین گفتمان‌های جاری سیاست خارجی روسیه (یورو آتلانتیک‌گرایان، یورآسیاگرایان، ناسیونالیست‌ها و دیگران) دیدگاه مدودوف به اروپاگرایان نزدیک‌تر است، او با تاکید بر اروپایی بودن روسیه به ایجاد روابط گسترده با اروپا تاکید می‌کند و برخلاف یورو آتلانتیک‌گرایان به گسترش روابط با آمریکا خوشبین نیست.برخی کارشناسان مسائل روسیه با تاکید بر نفوذ مدودوف بر فرایند تصمیم‌سازی‌ها، ضمن اشاره به افزایش رفتارهای ضدغربی ماه‌های اخیر مقامات کرملین، سکوت و عدم اظهارنظر وی در این خصوص را به نوعی مخالفت او با این روند‌های تنش‌زا ارزیابی می‌کنند. استقبال مقامات غرب از نامزدی مدودوف نیز به واسطه تصور آنها از وی به عنوان فردی لیبرال و اقتصادی است. غربی‌ها مدودوف را در بین گزینه‌های موجود، از جمله نسبت به رقیب اصلی وی سرگئی ایوانف ـ که دارای دیدگاه‌های امنیتی است و طی ماه‌های اخیر همگام با پوتین به شدت از سیاست‌‌های غرب به ویژه آمریکا انتقاد کرده بود ـ بهترین گزینه موجود می‌دانند.

به نظر می‌رسد مدودوف تا حدودی خطوط اصلی سیاست خارجی پوتین را بویژه در موضوعات راهبردی از جمله سیاست انرژی، خلع‌سلاح، روابط راهبردی با آمریکا و موضوعات امنیتی، به دلایلی چند به روال گذشته و دوران فعلی دنبال خواهد کرد.

دلیل اول، احتمال زیاد نفوذپذیری مدودوف از پوتین در فرایند تصمیم‌سازی‌های خارجی است که این امکان با توجه به احتمال حضور مستقیم پوتین در روند سیاستگذاری‌ها (با عنایت به موافقت رسمی وی با پیشنهاد مدودوف مبنی بر پذیرش پست نخست‌وزیری دولت آینده) و سابقه اعتماد، دوستی و تعامل مثبت پوتین و مدودوف به طور جدی قابل بررسی است.

دلیل دوم اینکه فقدان اشراف مدودوف و نزدیکان او در طیف لیبرال بر پیچیدگی‌های حوزه سیاست خارجی به ویژه موضوعات سخت (امنیتی و راهبردی) او را مجبور می‌کند به واسطه ماهیت و ویژگی‌های خاص سیاست خارجی روسیه که درگیری در موضوعات سخت را برای این کشور الزامی می‌کند، از تخصص پوتین و همراهانش در این طیف کمک بگیرد، و راه دیگری به جز انتخاب این مهم ندارد.

حمایتهای سیاسی و حزبی داخلی از مدودوف‌

احزاب و گروه‌های مختلف در روسیه فعالیت در این خصوص را آغاز کرده و در همین رابطه 4 حزب روسیه واحد، کشاورزان، عدالت و نیروی مدنی، دیمیتری مدودوف را به عنوان نامزد خود در انتخابات آتی ریاست جمهوری معرفی کرده‌اند.‌

با توجه به روند موجود، می‌توان بدون هیچ تردیدی، معرفی مدودوف را پایان رقابت‌‌های انتخاباتی ارزیابی کرد و همچنین با نظر برخی از کارشناسان سیاسی موافق بود که با توجه به بسیج اکثریت دوما (روسیه متحد با 316 و حزب عدالت با 38 کرسی)، شخص پوتین و کلیه مقامات دولتی در حمایت از نامزدی مدودوف، هیچ شکی در پیروزی قطعی او در انتخابات 12 اسفند سال جاری (1386) وجود ندارد.

انتخاب و معرفی مدودوف که به ظاهر از سوی 4 حزب یاد شده، ولی در واقع از سوی نخبگان کرملین و به طور ویژه پوتین انجام شد، برای بسیاری در داخل و خارج روسیه غیرمنتظره بود. بسیاری از تحلیل‌گران، ‌افزایش حجم گفتارها و رفتارهای ضدغربی ماه‌های اخیر مقامات دولتی و به ویژه پوتین (که در برخی موارد در تضاد آشکار با اصول عمل‌گرای سیاست خارجی او بود) را به عنوان نشانه‌ای از تلاش نخبگان کرملین برای امنیتی کردن فضای رقابت‌های انتخاباتی می‌دانستند تا از این طریق با تحریک احساسات ضدآمریکایی بسیاری از مردم، بتوانند آرای آنها را به سوی فردی امنیتی از طیف «سیلاویک»های کرملین و به طور ویژه سرگئی ایوانف سوق دهند.

اما پوتین با انتخاب و حمایت ویژه از نامزدی مدودوف، نشان داد که همچنان، تحقق آرمان «روسیه بزرگ» را در گرو سیاست خارجی عمل‌گرا و توجه به هنجارمندی و عدم مقابله‌جویی، به عنوان دو شاخص مهم این رویکرد می‌داند، صرف‌نظر از گمانه‌زنی‌های بسیاری از محافل مختلف در خصوص سیاست‌های پشت‌پرده، «سیلاویک‌»های کرملین در انتخاب مدودوف برای حفظ قدرت و استمرار نفوذ خود از طریق او در جریان است و تا حدودی نیز خالی از واقعیت نیست.‌

نتیجه

1- اگر از عمل‌گرایی و هنجارمندی سیاست خارجی روسیه، مسامحه و مصالحه در برابر برخی زیاده‌طلبی‌های‌ آمریکا برداشت نگردد در ‌آن صورت در یک ارزیابی کلان، سیاست خارجی این کشور در دوره پوتین ـ به رغم برخی استثنائات ـ عمل‌گرا و هنجارمند بوده است.

2- پوتین تسریع فرایند نوسازی روسیه به منظور جبران پسرفت‌های آن (در دوران فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق و به ویژه در دوران زمامداری بوریس یلتسین) از جایگاه بایسته خود در نظام بین‌المللی را، هدف بلندمدت این کشور می‌داند و در این راستا بر همکاری، عدم تقابل و تعامل مثبت با جامعه جهانی به عنوان پیش‌شرط‌های اساسی تحقق آن تاکید می‌کند. ضمن اینکه وی به جهت تداوم و حفظ محبوبیت خود در بین مردم روسیه و بالاتر بردن جایگاه روسیه در نظام بین‌الملل، در برخی از مسایل بین‌المللی و در تقابل با یکه‌تازیهای آمریکایی‌ها و غربیها در برخی از نقاط جهان، به ویژه در یکسال و اندی اخیر، اقداماتی را انجام داده است.‌

‌3ـ این گونه انتخاب‌ها (انتخاب مدودوف) از سوی پوتین بی‌سابقه نیست. به عقیده بسیاری کارشناسان، یکی از مهم‌ترین علل به حاشیه رفتن ایگور ایوانف در دولت پوتین، ذهنیت‌های سنتی و غلیظ جنگ سردی او بود. پوتین در اشاره به ناکارآمدی این گونه دیدگاه‌ها در شرایط جدید و با اشاره به اینکه، دیپلمات‌های روسیه هنوز به تحولات جدید جهانی از جمله بازار آزاد و تغییر ماهیت تهدیدهای دوره جنگ سرد اعتقاد پیدا نکرده‌اند و بهتر است از دیپلمات‌های جوان‌تر که با جهان جدید آشنایی بهتری دارند، استفاده شود، در اسفند 1382 لاوروف را جایگزین ایوانف کرده بود.

4ـ حمایت پوتین از مدودوف به عنوان یک مدیر اقتصادی، ناشی از تاکید او بر ضرورت تقویت قدرت نرم روسیه در عرصه بین‌المللی به ویژه در حوزه اقتصادی نیز هست. به اعتقاد او، تمرکز بر اقتصاد، واکنشی مناسب به تحولات جهانی شدن و اولویت قدرت اقتصادی در شرایط فعلی نظام بین‌المللی است. از منظر او، اگر کشوری مایل به ایفای نقش برتر در جهان معاصر است، باید قادر به عملکرد موثر در سیستمی باشد که وجه غالب آن روابط و قدرت اقتصادی است. در این سیستم، قدرت اقتصادی موثرترین سازوکار ارتقای جایگاه روسیه در عرضه بین‌المللی و تحقق اهداف سیاست خارجی آن است.

 5ـ در واقع بند 4 موضوعی است که حزب فعلی حاکم در ترکیه نیز در بعدکلان قضیه بدان اعتقاد دارد و بر مبنای آن در حال پیشبرد سیاستهای خود در عرصه داخلی و خارجی ترکیه است، الگویی که دارای تشابهاتی با سیستم سیاسی حاکم در روسیه بوده است؛ ضمن اینکه پوتین نیز آینده سیاسی خود و حاکم سیاسی در کرملین را طبق مشی جاری در چانکایا، رقم خواهد زد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات