تاریخ انتشار : ۰۷ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۴۴  ، 
کد خبر : ۵۴۲۸۵

استراتژی جدید ناتو در افغانستان


علی تتماج

آمریکا و ناتو که در سال 2001 به نام مبارزه با تروریسم حفظ و امنیت بین‌الملل به افغانستان لشکرکشی کردند به رغم 6 سال جنگ و کشتار که تبلیغات بسیاری برای آنها به همراه داشته از سوی دیگر بسیاری از مردم افغانستان را قربانی ساخته، همچنان نتوانسته به اهداف خود دست یابند. در شرایطی که اولا دولت و ملت افغانستان از عملکرد اشغالگران ابراز نارضایتی کرده و بعضا خواستار خروج آنها باشند ثانیا اشغالگران به دلیل ناکامی‌هایشان در تحقق امنیت و ثبات در افغانستان وجه جهانی خود را از دست داده‌اند، مقامات آمریکایی و ناتو از طرحی 5 ساله برای برقراری ثبات در افغانستان خبر داده‌اند.

براساس طرحی که از سوی پنتاگون و نیز اعضای ناتو مطرح شده است، ‌اشغالگران در طول این مدت با افزایش نیرو و حملات گسترده نیروهای ناتو تلاش می‌کنند تا ثباتی نسبی را بر این کشور حاکم سازند. در این راستا شاهد دیدارهای مکرر مقامات غربی از جمله سران آلمان، انگلیس، فرانسه، ‌استرالیا و ایتالیا از افغانستان می‌باشم. هرچند که این طرح به عنوان استراتژی جدید ناتو در افغانستان بیان شده و آمریکا نیز از آن استقبال و کمیته‌ای برای پیگیری راهکارهای آن تشکیل داده، اما بررسی تحولات می‌تواند بیانگر حقایقی دیگر در زمینه افغانستان باشد که آنها را به این اقدامات وادار ساخته است.

1ـ رویکرد به استراتژی 5 ساله بیانگر این امر است که اشغالگران در طول سالهای گذشته نتوانسته‌اند به موفقیتی دست یابند لذا از طرحی بلندمدت برای این مهم خبر می‌دهند. این امر می‌تواند برای کاهش توقعات جامعه جهانی برای حل بحران افغانستان در کوتاه‌مدت صورت گرفته باشد هر چند که خود تبعات منفی بسیاری برای اشغالگران به همراه دارد.

2ـ آنچه در سیاست‌های اشغالگران افغانستان مشاهده می‌شود تمایل آنها برای خروج از این کشور است. آنها در شرایطی برای این مهم فعالیت می‌کنند که اولا در عرصه داخلی با انتقادهای شدید مردمی مواجه می‌باشند چنانکه مردمانشان خواستار بازگشت سربازان از افغانستان شده‌اند. ثانیا وجهه ناتو به عنوان مقتدرترین نیروی نظامی جهان، در افغانستان تخریب شده است. ناتویی که روزی برای ارتقای جایگاه جهانی و حتی جایگزینی به جای سازمان ملل وارد افغانستان شد در شش سال گذشته هیچ دستاورد مثبتی نداشته است و شکستهای سنگینی را متحمل شده است. در چنین شرایطی آنها برای حفظ موقعیت خود در عرصه جهانی و نیز توجیه اشغالگری برنامه پنج ساله‌ای را ارائه کرده‌اند. آنها در این مقطع نیز این استراتژی را نه برای پیروزی بلکه کاهش بحرانها مطرح نمودند که به اعتراف خودشان این عدم قطعیت شکستی دیگر برای آنها است.

3ـ نقطه قابل تامل آنکه اشغالگران افغانستان با موجی از بیگانه‌ستیزی و نیز حرکت طالبان در افغانستان مواجه می‌باشد. استراتژی پنج ساله ناتو در افغانستان می‌تواند چند زمینه داشته باشد. اولا با توجه به اینکه طرح‌های واشنگتن در عراق که بر اساس توافق با سران عشایر، ‌افزایش بازیگری تمام گروهها در چرخه سیاسی، حمایت از دولت مرکزی عراق بهره‌گیری از ظرفیت کشورهای منطقه برای حل بحران این کشور، افزایش نیروهای حاضر در جنگ و... بوده، تا حدودی ثبات نسبی را در عراق ایجاد کرده است این سناریو وجود دارد که ناتو در مرحله زمانی بلند مدت برای حل بحران افغانستان با همین شیوه‌ها اقدام نماید.

ناتو اجرای این مهم را برای حفظ حیثیت خود مهم می‌داند ثانیا سناریوی دیگر اینکه اشغالگران در طرح خود بر آن هستند تا درمقطعی پنج ساله به اجرای سناریوی تجزیه افغانستان و پاکستان و تشکیل کشور جدیدی در این میان مبادرت ورزد. روند تحولات به ویژه مذاکرات صورت گرفته میان انگلیسی‌ها و طالبان و توافق آنها برای واگذاری برخی شهرها به طالبان از یک سو و تحرکات آنها برای تشدید اختلافات در نقاط مرزی پاکستان را می‌توان رویکردی برای اتحاد این مناطق (طالبان ـ افغانستان ـ پاکستان) و در نهایت تبدیل آنها به یک کشور مستقل ارزیابی کرد. البته این سناریو در بلندمدت و در صورت ناتوانی ناتو در برقراری ثبات و یا گسترش اهداف توسعه‌طلبانه قدرتهای بزرگ می‌تواند اجرایی شود.

بر اساس آنچه ذکر شد می‌توان گفت که استراتژی بلندمدت ناتو و آمریکا برای افغانستان در شرایطی که بیانگر شکست آنها است راهکاری برای فرار از محاکمه جهانی و به نوعی بیان روشهای هدفمند برای بلندمدت است هر چند که خود نیز به این موفقیت اطمینان ندارند و بر شکست احتمالی آن اعتراف دارند. این در شرایطی است که آمریکا با این بهانه‌ توانست بودجه 70 میلیارد دلاری اضافی برای جنگ عراق و افغانستان از کنگره کسب کند و نیروهای اروپایی نیز به تمدید حضورشان در افغانستان مبادرت ورزیده‌اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات