در گذشته مستعدترین آژانسهای اطلاعاتی آمریکا توسط یهودیان اداره میشدند و نفوذ این قوم در اصنافی چون وکالت و پزشکی بسیار پر رنگ بود. اما با تاسیس صنعت فیلمسازی غرب، همگی به سمت هالیوود گسیل شدند.
اسکات فیتزجرالد از تاسیس صنعت فیلمسازی غرب به منزله جشنی برای یهودیان یاد میکند و معتقد است که اداره هالیوود به واسطه یهودیان بیشتر شبیه یک تراژدی است.
سلطه بر تمام سینما
احاطه هالیوود توسط یهودیان چنان سریع صورت گرفت که هنری فورد در کتاب "استقلال نازپرورده" به این نتیجه میرسد که یهودیان تنها بر 50 درصد از صنعت فیلمسازی احاطه ندارند، بلکه تمامی آن را در اختیار دارند.
اینگونه است که در حال حاضر جهان علیه تحقیرهای حاصل از صنعت سرگرمیسازی مسلح شده، چرا که با روی کارآمدن یهودیان در هالیوود، مشکلاتی در زمینه ساخت فیلمهای سینمایی بوجود آمده که عواقب آن در سالهای آینده مشخص میشود.
نورمن اف کانتور، پرفسور دانشگاه نیویورک در مطالعاتی که به سال 1994 انجام داد به این نکته اشاره کرد که تولید فیلم درهالیوود و توزیع آن در 50 سال نخست حیات هالیوود، تحت سلطه یهودیان مهاجر صورت میگرفته است و در حال حاضر نیز قسمت اعظم فیلمسازی در آمریکا تحت کنترل یهودیان است. جدیدترین وجه این موضوع را میتوان در قالب تاسیس استودیو دیسنی در دهه 90م مشاهده کرد که مدیران آن همگی یهودی هستند. جاناتان گولدبرگ، خبرنگار و تاریخدان یهودی، در تحقیقی که در سال 1996 انجام داد، نوشت: سهم یهودیان در صنعت سرگرمیسازی بیش از جمعیت آنها در آمریکاست. یهودیان در پستهای مدیریتی رسانهها به ویژه در سمت مدیریت استودیوها حضور دارند و حضور آنها به گونهای است که از آن نمیتوان تنها به عنوان سلطه یهودیان بر هالیوود یاد کرد، چرا که بیش از این است.
اسرائیل به ما روحیه داد
تنها نگرشی به اظهارات یهودیان کافی است تا دریابیم چرا اکثریت قریب به اتفاق نویسندگان، کارگردانها و تهیهکنندگان هالیوودی را یهودیان تشکیل میدهند. آماری که اخیراً ارائه شده نشان میدهد که 59 درصد از فیلمهای مطرح هالیوود توسط یهودیان تولید شدهاند. بیتردید نفوذ این قوم در یکی از تاثیرگذارترین صنایع آمریکا میتواند برای آنها قدرت سیاسی بسیاری به ارمغان آورد. آنها مهمترین منبع حمایت از نامزدهای دموکرات هستند و سیاستهای آمریکا را به سمت و سوی مورد نظر خود هدایت میکنند. تهیهکنندگان یهودی هالیوود در سال 1948 اسرائیل را پایهریزی کردند و در این میان، رابرت بلاموفی تلاشهای بسیاری کرد. وی در این مورد میگوید: ناگهان اسرائیل به خانه ما تبدیل شد و احساس کردیم که هویت داریم. این عامل به ما روحیه میداد.
با روی کار آمدن یهودیان رفتهرفته تصویر مسلمانان در فیلمهای هالیوودی به پندارهای از افراد ظالم و بیفرهنگ تبدیل شد که این امر بیش از پیش نمایانگر حمایت هالیوود از اسرائیل و موضعگیری آن علیه مسلمانان و جهان اسلام بود.
صنعت فیلمسازی غرب در حمایت از صهیونیسم اقدام به خلق یک ژانر جدید در سینما کرد که نزاع میان اعراب و اسرائیلیها را در محوریت داشت.
ضد زن، ضد آزادی بیان و افراطگرا
هالیوود برای نیل به این هدف در طول 50 سال گذشته اقدام به ساخت فیلمهای گوناگونی کرده که دربرگیرنده قهرمانها و ضدقهرمانها بودهاند. به عبارت دیگر میتوان گفت که در این آثار، قهرمانها یهودیان اسرائیلی و ضدقهرمانها مسلمانان بودهاند. دهه 60م به تنهایی شاهد ساخت 9 فیلم ضد اسلام بود که در زمره آثار مطرح سینمای آمریکا جای داشتند. در این فیلمها نقش یهودیان آمریکایی توسط هنرپیشگان آمریکایی - یهودی چون پل نیومن، تونی کورتیس و کرک داگلاس احیا میشد تا با به کارگیری بازیگران محبوب، میزان همذاتپنداری مخاطبان با کاراکترهای آنها افزایش یابد. جین فوندا، هنرپیشه چپگرای هالیوود در گفتوگویی که به مناسبت نمایش فیلم «تجدید قرارداد» انجام داد مخالفتش را با مسلمانان و به ویژه اعراب به وضوح اعلام کرد و گفت: اگر ما نسبت به اعراب هراسی نداریم بهتر است که در مورد سلامت مغزمان تردید کنیم. عربها قدرت استراتژیک بر ما دارند. آنها کوچکترین ثباتی ندارند و ضد زن، ضدآزادیبیان و افراطگرا هستند.
به دنبال سایه غول
در این مجال نمیتوان به تمامی فیلمهای ضداسلام و ضد عربی که توسط هالیوود ساخته شدهاند، اشاره کرد اما ذکر نام برخی از آنها خالی از لطف نیست.
فیلم «خروج» یکی از این آثار است که در سال 1960 تولید شد. این اثر شرح حال مرد عربی را روایت میکند که یک دختر 15 ساله یهودی (با بازی جیلهایورث) را به قتل میرساند. فیلم «به دنبال سایه غول» محصول سال 1966 اعراب را به عنوان انسانهایی معرفی میکند که به هنگام شلیک به یک زن اسرائیلی و قتل وی خنده سر میدهند و شادی میکنند. فیلم «شبکه» محصول سال 1976 که چهار تندیس اسکار دریافت کرد، دربرگیرنده نمایی است که در آن اخبارگو از اعراب به عنوان افراطگرایان قدیمی یاد میکند که رفتهرفته کنترل آمریکا را در دست میگیرند .فیلم «یکشنبه سیاه» محصول سال 1977 از جمله فیلمهایی است که در آن اسرائیلیها نقش قهرمان را بازی میکنند و اعراب نقش ضدقهرمانها و تروریستها را برعهده دارند.
دروغهای حقیقی
در این میان فیلم «دلتا فورس» محصول سال 1986 از مسلمانان به عنوان تروریستهایی یاد میکند که درصدد قتل رئیسجمهور آمریکا بر میآیند. هالیوود در فیلمهای«عقاب آهنی» و «مرگ پیش از رسوایی» به مخاطبان نشان میدهد که چگونه باید با مسلمانان رفتار کنند و از اعراب به عنوان افرادی کثیف و بیارزش یاد میکند .این در حالی است که هالیوود برای مخدوش کردن چهره مسلمانان حتی به گونه سینمایی انیمیشن و مخاطبان آن نیز رحم نکرد. صنعت فیلمسازی غرب در سال 94م فیلم «دروغهای حقیقی» را روانه سالنهای سینما کرد. این فیلم شرح حال ماموری است که باید از اقدامات تروریستی یک مرد عرب جلوگیری به عمل بیاورد.
از دیگر فیلمهایی که با رویکرد ضدعرب و ضداسلام ساخته شد میتوان به آثاری چون «تصمیم نهایی»، «کاظم»، «بدون دخترم هرگز» و «محاصره» اشاره کرد.با این وجود تنها گذر تاریخ است که نشان میدهند دروغهای حقیقی ریشه در کدامین کشور دارند و تا چه میزان در تشویش اذهان عمومی جهان تاثیرگذار بودهاند.