محمدمهدی شجاعی
با بروز ناآرامیهای سیاسی اخیر در روسیه در روزهای اخیر و بازداشت شماری از مخالفان دولت پوتین، تنشهای داخلی روسیه وارد مرحله تازهای شده است که میتواند بر آینده سیاسی مسکو و همچنین احتمال نخستوزیری یا ریاست جمهوری مجدد پوتین تاثیر بسیار منفی داشته باشد. با توجه به شرایط خاص و حساس روسیه در عرصه کنونی در رابطه با طرح دفاع موشکی آمریکا در اروپای شرقی، خروج مسکو از پیمان نظامی مشترک با غرب و همچنین رویارویی و بختآزمایی با غرب و رقابت با چین بر سر مساله اتمی کشورمان، این ناآرامیها و تنشها میتواند بر جایگاه بینالمللی مسکو و همچنین توان نفوذ، چانهزنی و قدرت رقابت روسیه در صحنه بینالمللی تاثیر بسیار جدی داشته و تعیینکننده سیر تحولات و حوادث آینده باشد.
مشکلات پوتین در دوره کنونی
این مشکلات به سه دسته تقسیم میشود:
- چالشهای سیاسی داخلی ناشی از رقابتهای سیاسی گروههای مخالف،
- اوضاع اقتصادی نامطلوب
- و همچنین تحرکات غرب در جهت تضعیف جایگاه روسیه تقسیم میشود.
چالشهای داخلی روسیه و پوتین از رقابت با گروههای سیاسی و شخصیتهای مخالف دولت ناشی میشود که واکنش تند و سرکوبگرایانه پوتین را به دنبال داشته است. در این راستا میتوان به بازداشت کاسپاروف اشاره کرد که در حال حاضر مهمترین شخصیت مخالف دولت پوتین در داخل این کشور به شمار میآید و به شکلی علنی و آشکارا وی را به مبارزه طلبیده است. حمایت غرب از کاسپاروف گرچه موجب سوظن و بدبینی دستگاههای دولتی روسیه به وی شده است اما بر اهمیت و وجهه وی در اذهان عمومی افزوده و جایگاه او را ارتقا داده است. وی که در چند روز گذشته به بهانه ورود به منطقه حفاظت شده و همچنین نقض قوانین مربوط به تجمعات و اعتراضات سیاسی دستگیر و محاکمه شد هم اکنون در زندان به سر میبرد و البته مدت بسیار کوتاه محکومیت وی نشان میدهد که دولت قصد ندارد با برخورد بیش از حد جدی با وی او را به یک قهرمان ملی تبدیل کرده یا بر گستره مخالفتها بیفزاید. البته در این میان باید تجربه تلخ پوتین در برخورد با مخالفان را نیز دخیل دانست که به فرار و قهرمان شدن مالک فعلی باشگاه چلسی انجامید و او را تقریبا به یک مخالف جدی روسیه و نه پوتین، و قهرمان سیاسی و مطرح در سطح بینالمللی تبدیل کرد. با مرور روند گسترش مخالفتها و اعتراضات مردمی میبینیم که همه آنها تقریبا به طور کامل با ریاست جمهوری یا حتی نخستوزیری مجدد پوتین مخالف بوده و زمان فعلی را برای روی کارآمدن افراد و طرز فکرهای جدید مناسب میدانند.
اوضاع اقتصادی روسیه و همچنین موج جدید گرانی کالاها و انرژی مساله دیگری است که دولت پوتین را تحت فشار قرار داده است. از نظر آگاهان سیاسی، موج تورمی روسیه و اوضاع اقتصادی نابسامان این کشور مهم ترین عاملی است که میتواند به شکست طرفداران پوتین و به ویژه حزب روسیه واحد بینجامد. اشتباه استراتژیک پوتین در دعوت از مردم برای رای دادن به حزب روسیه واحد، به نوعی میزان مشروعیت و اعتبار پوتین را به معرض آزمون میگذارد که در صورت برگزاری انتخابات آزاد و سالم در این کشور نمیتوان به پیروزی این حزب امید چندانی داشت. هر چند برخی نیز معتقدند این کار پوتین در دعوت عمومی به حمایت از «روسیه واحد» در حقیقت به نوعی سنجش زیرکانه افکار عمومی است تا در صورت مساعد بودن اوضاع، بخت خود را برای تغییر قانون اساسی و ریاست جمهوری مجدد خود آزموده و شانساش را در برابر مخالفتهای داخلی احتمالی با این اقدام و همچنین اقبال افکار عمومی امتحان کند.
چالشهای اقتصادی روسیه در عصر حاضر را میتوان ناشی از هزینههای رقابتهای سیاسی - نظامی با غرب و همچنین از دست دادن بازارهای اقتصادی بینالمللی دانست که موجب شده تا اقتصاد ضعیف روسیه منحصرا بر بازارهای داخلی و همچنین بازارهای محدود منطقهای تکیه کند و البته این مساله با توجه به کیفیت و جذابیتهای کالاهای غربی در مقایسه با انواع روسی آن چندان هم دور از ذهن نیست.