ابوالقاسم قاسمزاده
هرچه در چند روز گذشته گزارش آقای البرادعی به آژانس درباره پرونده هستهای ایران، آرامشی نسبی بوجود آورده بود، اکنون با دیدار پنجساعته جلیلی، سولانا و از پی آن پایان بدون نتیجه و در هالهای از ابهام نمایندگان کشورهای موسوم به گروه 1+5، بازار راکد پرونده انرژی هستهای ایران داغ شده و صحنه رسانهای و خبری را شلوغ و آشفته کرده است.
از روزی که گزارش البرادعی انتشار یافت و به یکباره موج مثبت درباره همکاریهای ایران و آژانس فراگیر شد، برخی از رسانههای غربی به نقل از محافل سیاسی در اروپا و آمریکا این عنوان را که اکنون برای بازگشایی مجدد مسیر تهدید و تحریم علیه ایران، همه نظرها معطوف به گزارش آقای سولانا مسئول سیاسی اتحادیه اروپا و نماینده سیاسی از سوی کشورهای 1+5 برای مذاکره با ایران است، از آن تاریخ زمینهسازی برای گزارش سولانا که قرار است 29 دسامبر(18 دیماه) انتشار یابد فراهم آمد و تا امروز ادامه دارد. در دو روز گذشته اغلب روزنامههای اروپایی خبر از دلسردی سولانا و بینتیجه بودن مذاکره او با جلیلی دادهاند. براین اساس این رسانهها در غرب چنین گمانهزنی میکنند که گزارش سولانا موج منفی دیگری بعد از گزارش البرادعی بوجود خواهد آورد، تا بستر صدور قطعنامه سوم در شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران فراهم آید. دیروز برخی از این خبرگزاریها گزارش دادند که پیشنویس چنین قطعنامهای توسط آمریکا و فرانسه فراهم آمده است.
در برابر این موج خبری، عدم شرکت نماینده روسیه در کنفرانس 1+5 و ادامه مخالفت چین و در اروپا ایتالیا و آلمان با تشدید تحریمها و یا صدور قطعنامه جدید علیه ایران، این نقد و تحلیل نیز وجود دارد که گزارش سولانا نه تنها مسیر برای صدور قطعنامه جدید در شورای امنیت سازمان ملل را فراهم نخواهد ساخت، بلکه تحریم از درون کشورهای اروپایی یا تشدید تحریمهای با موافقت اروپا و آمریکا، ولی بدون صدور قطعنامه نیز امکانپذیر نمیباشد. زیرا، نخستوزیر ایتالیا، بطور رسمی اعلام کرده است با قرار گرفتن اتحادیه اروپا در نوک اجرایی، تشدید طرحهای آمریکا تهدید و تحریم علیه ایران، مخالف است. نظیر این مخالفت. اما با شدت کمتر را آلمانیها نیز ابراز کردهاند.
بازار آشفته پرونده هستهای ایران نه تنها از حالت آرامش ناشی از چند روز فضاسازی از گزارش البرادعی بیرون آمده بلکه، اکنون از مسکو تا واشنگتن، از رم تا برلین و از پاریس تا لندن و بالاخره دو کشور ژاپن و چین را بخود مشغول کرده است.
نظر برخی از محافل سیاسی اروپا چنین است که فعلاً تحریمهای بانکی و مالی علیه ایران با شدتی که انجام میپذیرد، ادامه یابد زیرا این شرایط، نتایج موردنظر آمریکا و اروپا را بدست میدهد. این گروه معتقدند فعلاً نیازی به تشدید تهدید و یا تحریم نیست. از سوی دیگر جرج بوش در فشارهای سیاسی داخلی، ناشی از شدت گرفتن مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری قرار گرفته است. شعار راهحل سیاسی و مذاکره با ایران را دوباره، اینجا و آنجا مطرح میکند و انعکاس آن در محافل سیاسی اروپا نیز تبدیل به نگاه مثبت میگردد. اگر به مجموعه اخبار انرژی هستهای ایران نیمنگاهی داشته باشید، بدون تردید این نتیجه بدست میآید که تا ژانویه و در ایام تعطیلات کریسمس که از دو هفته آینده آغاز میگردد، خبر چندانی در راه نخواهد بود، اما هوا در همه جای دنیا، بقول دوست من، آقا جلال رفیع ما که فرهنگینویس است، خطاب به من سیاسینویس، «هوا بس ناجوانمردانه سرد است، زمستان است.» لابد و اگرچه سرها در گریبان است، ولی باید به شدت مواظب سرمای زمستان بود که یخزدگی دردسرهای فراوان ببار نیاورد. به خصوص اگر یخ زدگی دیپلماتیک باشد.!