نادر هوشمندیار / استاد دانشگاه، تحلیلگر مسائل مدیریت
سنای آمریکا با 75 رای در برابر 23 رای طرحی را به تصویب رسانید که بر اساس آن اداره کشور عراق به شیوهای فدرالی خواهد بود.
همچنین مطابق این استراتژی، عراق به سه منطقه کرد، شیعه و سنینشین تحت نظارت یک دولت فدرال مرکزی در بغداد که وظیفه حفظ امنیت مرزها و نظارت و تصمیمگیری نسبت به تخصیص درآمدهای نفتی را به عهده خواهد داشت، تقسیم میگردد. تصویب این استراتژی از طرف سنای آمریکا، با حجم گستردهای از مخالفتها روبهرو شده و علیرغم اعلام اینکه تصمیم به کاربردی کردن طرح به عهده عراقیها خواهد بود، این مساله به نوعی دخالت و نقض حاکمیت ملی عراق تلقی شده است. اما واکنش عراقیها در برابر طرح سنای آمریکا، سوالاتی را مطرح میسازد که بحث کارشناسی پیرامون آنها که بتواند زمینه کاربردی داشته باشد امری است ضروری که میتواند به روشن شدن افکار عمومی، به ویژه در مناطق کرد، شیعه و سنی و نیز رو آمدن گرایشات و توافقهای پنهان در پشتپرده و همچنین منزوی کردن افکار فرقهای و غیر ملی کمک نماید. اول اینکه طرح اداره فدرال عراق در قانون اساسی جدید عراق آمده و میتوان گفت که علیرغم بحثهای پارلمانی پیرامون چگونگی اجرایی کردن آن، در منطقه کردنشین با اتکا به قانون اساسی تا حدودی بهرهبرداری و استفاده از آن آغاز شده است. دوم اینکه، در مقطع تایید قانون اساسی، مساله فدرالی نه تنها به معنای تجزیه عراق تلقی نشده، بلکه توافق نسبی نسبت به گنجاندن آن در متن قانون اساسی وجود داشته است. به هر حال آنچه در اخبار انعکاس یافته بیشتر شامل دو دیدگاه دولتمردان آمریکایی و عراقی بوده که ظاهرا در مقابل هم قرار دارند و نشان از عدم دستیابی به راهحلی مشترک میباشد. رهبر اکثریت دموکرات در سنای آمریکا «هری رید» این طرح را یک راهحل سیاسی اعلام نمود که میتواند «موجب به رسمیت شناختن آشتی سیاسی عراق باشد.» نوریالمالکی نخستوزیر عراق اظهار نمود این طرح «تصمیم فاجعهباری» است که میتواند موجب فروپاشی وحدت و خصوصا افزایش خصومتها بین اقوام مختلف عراقی شود.
عادل عبدالمهدی معاون رئیسجمهور عراق در یک کنفرانس مطبوعاتی در دمشق میگوید: «عراق همچنان متحد باقی خواهد ماند.» ایشان در این کنفرانس اظهار میدارد «بسیار جای تاسف است که ساختار سیاسی عراق با ساختار اجتماعی آن منسجم نیست.» حال چگونه در چنین وضعیتی عراقیها میتوانند وحدت خود را حفظ نمایند جای تردید دارد!
آنچه به نظر میآید، اینکه قدرت در عراق عمدتا بین شیعیان و کردها تقسیم شده و سنیهای عرب هنوز از دست دادن قدرت مطلقه را باور نداشته و به جای مشارکت، عمدتا از طریق خشونت سعی بر نمایش قدرت دارند. حال باید دید که احساس درونی و واقعی اقوام و گروههای مختلف در عراق چیست؟ و این گفته «هوشیار زیباری» که «هیچ گروهی در عراق وجود ندارد که به دنبال تجزیه این کشور باشد و تمام گروههای عراقی بر ضرورت حفظ وحدت، حاکمیت ارضی و ثبات عراق تاکید دارند»، چقدر در اجتماع امروز عراق انعکاس و واقعیت سیاسی دارد؟ با توجه به دیدگاههای متفاوت دولتمردان در عراق، باید دید که 3 طیف کرد، شیعه و سنی کدام اتحاد را میخواهند حفظ نمایند و تا کی میتوانند خشونت در عراق را صرفا به القاعده نسبت دهند. چرا جریانات القاعده و طالبان که سالها قدرت را در افغانستان در دست داشتهاند و در آنجا زمینه اجتماعی - فرهنگی بهتری برای آنان فراهم بود، نتوانستند خشونت و درگیریهای قومی را به مرحلهای برسانند که منجر به پیشنهاد و طرح تجزیه افغانستان شود. آیا تضادها و مناقشات لجام گسیخته در عراق به معنای آن نیست که بستر مناسبی برای جریاناتی چون القاعده فراهم است و آیا واکنش مقامات عراقی همان فرافکنی نیست که خود به آمریکاییها نسبت میدهند. آنان مدعیاند که چنین طرحی به معنای فرار از واقعیت ناکامی آمریکا در پیشبرد اهداف سیاسی در عراق است. در واقع واکنش عراقیها نیز میتواند فرار از روبهرو شدن با واقعیت عدم حفظ وحدت و امنیت در عراق باشد. وحدت قومی در عراق به شدت آسیب دیده است و قطعا زمان و حوصله کافی را جهت بهبود میطلبد. صالحالمطلق رئیس جبهه گفتمان ملی عراق میگوید: «این طرح تقسیم، سرآغاز جنگ داخلی در عراق خواهد شد.» به راستی اگر جنگ در عراق در آغاز خود نیست، پس وضعیت فعلی عراق چه تعریفی دارد. ظاهرا مسئولان عراقی در جریان توافقهای پنهانیای که آمریکا و دیگر متحدین در مورد آینده کشور عراق میگیرند نیستند. در ماه گذشته طی یک حمله انتحاری به منطقهای در شمال غرب عراق در شهری که محل زندگی فرقه «یزدی» است، جمعیتی نزدیک به 400 نفر به کام مرگ رفته است. آیا جنگی که علاوه بر ارتش و نیروهای امنیتی عراق، حضور گسترده ارتش آمریکا نیز نتوانسته است شعله آن را پایین آورد، هنوز به «سرآغاز» خود نرسیده است! اینکه گفته میشود آمریکاییهای تمامیتخواه، حق ندارند برای ملت عراق تصمیمگیری نمایند حرف سنجیده و درستی است؛ اما عراقیها در مقابل پیچیدگیهای کشور خود و طرحهای مطرح شده از طرف سنای آمریکا، باید درکی روشن و فارغ از گرایشات عوامپسندانه و نسبت به رد طرح فدرالی برخوردی کارشناسی شده ارائه نمایند.
در صورتی که دولتمردان در عراق نتوانند در تقسیم قدرت، تعادل و اعتدال را رعایت نمایند. موفق به حفظ وحدت کشور نخواهند شد. کسانی میتوانند از وحدت ملی و تمامیت ارضی عراق دفاع نمایند و به آن معتقد باشند که در رعایت تقسیم معتدل قدرت و در ایجاد امکان مشارکت همگانی پیشقدم باشند. باید دید که در پس این وحدتخواهی آیا درکی از حفظ منافع ملی نهفته است یا حفظ قدرت مطلقه توسط یکی از 3 جریان اصلی کرد، شیعه و سنی حاضر در عراق؟ ضمن اینکه تاریخ سیاسی جهان بیشتر شاهد گرایش به وحدتهای اجباری بوده تا وحدت بر اساس تامین منافع گروههای مختلف در چارچوب حفظ منافع ملی.
درک منافع ملی و عبور از تنگنظریهای اقوام از طریق گفتوگو و تحمل دیگری و در نهایت رای و نظر مردم عراق میتواند با کمترین هزینه و با آرامش، مردم عراق را به سمت وحدت و سازندگی کشور هدایت نماید.